2009/1/9

اگرهمه یی آنچه را كه در بیش از سه دهه یی اخیر سده های بیست و بیست و یكم میلادی بر فرهنگ جامعه یی میهن ما رفته است، بررسی بنمایند، دهه های زیاد و پیگیر سرشار از صلح ، پیشرفت و آرامش  را ضروری خواهند پنداشت تا این سرزمین دوباره  بتواند  هویت و ساختار پیشینه یی خود را باز یابد.

فاجعه یی را كه سرمایه های معنوی كشور افغانستان درین مدت متحمل شده است زمانی میشود به درستی قیاس كرد كه  دوران باز سازی و نو سازی آن هویت های برباد رفته در پرتو  امن وقانون ارزیابی و پژوهش گردد.

اگر از زمان تأسیس كشور افغانستان واعلان پادشاهی احمدشاه ابدالی در سال ۱۷۴۷ میلادی  تا امروز سد ها و محدودیت هایی  را كه به ویژه ناشی از عدم داد و ستد فرهنگی میان اقوام و تبار های مختلف آن با زبانها و سنت های متفاوت به علل گوناگون است، جداگانه بنگرند، نكته های مهم دیگری نیز  به خود شكل گرفته بودند كه دست به دست هم داده و راه ساختار هویت فرهنگی مشتركی را برای باشندگان آن هموار و مساعد میساختند.

بطور نمونه مقاومت و مبارزه علیه نیرو های متجاوز بیگانه نمونه یی خوب احساس همبستگی و اتحاد مردمی بوده است كه از مرز های سیاسی و فرهنگی كشور افغانستان همچون هویت اجتماعی و فردی خویش به دفاع برخاسته بودند.

به همین گونه دین، باور و آیین های مشترك  مردم این خطه، هویت  فردی و گروهی اكثریت  باشندگانش را بازتاب داده است.

نكته یی مهم دیگری كه در زمینه  از موارد بنیادین تلقی میگردد،كوشش و تلاش روشنفكران و فرهنگیان درین راستا میباشد.آنها برای هموار ساختن راه پیشرفت و زندگی راحت تر و انسانیتر مردم در حلقه ها و انجمن هایی از مشروطه خواهی و دموكراسی طلبی گرفته تا پشتكار در علم و فلسفه و آفرینش های هنری، ادبی و چكامه سرایی  بخشی از هویت فرهنگی افغانستان را ساختار گشته و یا فرم و محتوی بخشیده اند. محمود طرزی،صلاح الدین سلجوقی،هاشم میوندوال،احمد علی كهزاد و خلیل الله خلیلی ازین گروه میباشند.

در شرایطی  كه جامعه یی این مرز و بوم به دنبال  تعریف هویت فرهنگی خود  و جستجوی راهیابی اش سرگردان است،  تأمل و تفكر برای یك  سرآغاز خجسته و دوراندیشانه ازضروریات جدی تلقی می گردد.

 سرزمین  عایشه یی درانی و رابعه یی بلخی  برای اینكه  خویشتن را دوباره  دریابد حاجتمند آنست تا ازهر دو سرچشمه یی هویتی اش بهره ور گردد ، یعنی هم از گذشته یی مشترك معاصرش و هم از میراث فرهنگی زمانه های دور خود  تا تعیین مرز های سیاسی سده یی هیجدهم میلادی و  تشكیل كشور های مختلف در منطقه.

مجموعه یی این پدیده های فرهنگی خواهند توانست هویت مردم این مرز و بوم را رنگ و بو بخشند ، بر پایه یی معیار های آزمون شده و رهنمون كننده نیرو بدهند و ریشه گستر سازند.

تاریخ كه بخش عمده یی این منابع است  با ابزارش ، گذشته و معاصر را حلاجی میكند ، مورد بحث قرار میدهد ، و بدینگونه در شناسایی هویت فردی و اجتماعی كمك مینماید. تاریخ سیاسی یك جامعه با تحلیل چگونگی حادثات و واقعه های زمان، پیوند گذشته را با روزگار عیانتر می نماید و ٱموزش و نتیجه گیری را ٱسانتر.علاوه برابزار دست داشته یی وقایع پیشینه، هنجار های دیگر فرهنگی همچون تاریخ اجتماعی و فرهنگی جامعه یی بشری نیز  به نوبه یی خویش  درین راستا از اهمیت ویژه یی برخوردار می باشند.

كشور افغانستان نیازمند  واقعی آنست كه همه پدیده های درهم تافته یی اجتماعی اش به عنوان یك كلیت درنظرگرفته شوند و یكی از پایه های اساسی ساختار معیار های هویت فرهنگی وی گردند.

برای نیل به این هدف، یعنی بازسازی و نوسازی پایه های اصیل هویت فردی و گروهی  در این سرزمین، به  سیاستمداران بشردوست و دور اندیش احتیاج است، به مورخ و اندیشمند علم و فلسفه و به هنر و ادبیات خوب و انسانی یی كه بهترین بازتاب دهنده یی احساس رنج ، درد ، عشق و آرزوی مردم این مملكت باشد.

فرهنگیان زیادی در جهان  به این باور رسیده اند كه اصلی ترین و كلی ترین تاریخ بشری را ادبیات داستانی به گیتی عرضه داشته است، زیرا در این كتاب ها ساختار جامعه و سرنوشت افراد مختلف آن در چهره های گوناگون الگو هایش ، روان همه یی انسان ها از دهقان و ارباب گرفته تا یك دوكاندار، معلم ، عیار و یا یك كارمند عادی دولت  به مراتب بهتر و كاملتر بازتاب داده شده است تا در جای دیگری.

تاریخ اجتماعی روسیه یی سده یی نوزدهم میلادی را میتوان در آثار نویسنده معروف آن خطه ، فیودور داستایوفسكی Fιdor Dostoyevsky ۱۸۲۱- ۱۸۸۱  میلادی تصور و بررسی كرد.داستان مشهور وی، “برادران كارامازوف” كه یكی از ده رمان عالی دنیا بشمار میرود ،”جنایت و كیفر” و “یادداشت های از خانه یی مردگان” ازین مجموعه كتاب هایند.

شاید یادآوری این مطلب خالی از دلچسپی نباشد كه حالات روانی چهره های داستانی در ٱثار داستایوفسكی چنان تشریح و وصف شده است كه عده یی از روانكاران و روانشناسان بزرگ برای بهبودی بیماران خویش نیز از آنها استفاده به عمل آورده اند.

تاریخ جنگ های ناپلئون و روسیه را بهتر از هر كتاب دیگری ، لئو.ن.تولستوی نویسنده یی دیگر روسیه  Leo Nikolayewic Tolstoy  ۱۸۲۸-۱۹۱۰  میلادی در داستان بیادگار ماندنی  خویش ، “ایلیاد” مدرن یعنی” جنگ و صلح” به نگارش درآورده است و سرنوشت روزگار مردم روسیه یی زمان زندگی اش  را در “آناكارنینا”.

ارنست همینگوی  نویسنده یی معروف امریكایی Ernest Hemingway ۱۸۹۹-۱۹۶۱  میلادی در رمان ” ناقوس ها برای كه بصدا درمیآیند “، به بهترین گونه  توانسته است  جنگ های پارتیزانی هسپانیا را بیان و تشریح بنماید.

به همین گونه تاریخ جنگ دوم جهانی  نیز با ادبیات داستانی بصورت كاملتر و بهتری قابل تصور و تجسم میباشد.گونتر گراس نویسنده یی معاصر مشهور آلمان Gόnter Grass  متولد ۱۹۲۷ میلادی كه برنده یی جایزه یی ادبی نوبل گردید،بیشتر از همه برای آفرینش رمان طبل حلبی خود كه داستان زندگی كودكی كوتاه قد از شهر دانزیك  كشور پولند در زمان نازی هاست،  موفق به دریافت این قدردانی بزرگ جهانی شد. این كودك با طبل حلبی خود، دمساز و فریادگرش، كه تحفه یی تولدی خانواده اش به اوست، شاهد ویرانی زادگاه  و نابودی و بدبختی شهروندانش توسط فاشیسم آلمان میگردد.

“طبل حلبی” با قدرت عالی توصیف ، بیان واقعه ها و حوادث و با توان نمونه واری خود تداعی هر شهر دیگری می گردد كه در اروپا مورد دست درازی فاشیسم قرار گرفته است . این رمان شامل مواد درسی در امریكا ، ایتالیا ، و پولند می باشد.

سرزمین افغانستان ِ پرتبار ، زبان و ٱیین ، هنوز در جستجوی تعریف هویت فرهنگی خویش است. برای پذیرش پدیده های جدید دریك كلیت نو ساختار ، داشته های پارینه و دیرینه میتوانند آزوغه یی خوبی درین راستا گردند.هرگونه راهیابی و تلاش درین مورد بایستی با خواست و تافته های موجود در جامعه سازگار باشد و از سوی مردمش مورد قبول قرار گیرد.

مردم افغانستان در حال حاضر از سرنوشت مشتركی برخوردار اند . جامعه یی این كشور می تواند به ویژه در پرتو همبستگی، دموكراسی ، آزادی و تنوع دارای هویت فرهنگی و گروهی یی گردد كه   امكان  تحول، تكامل ، پیشرفت و سازندگی نهاد های اجتماعی همه یی شهروندانش بیشتر و بهتر ازهر نظم  اجتماعی دیگری در آن  تأمین و میسر شود.

 

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد