WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 بقیه گزیده های مقالات    انجینر هما یوسفی

 

 صلح بدون حقوق بشر آغاز جنگی ديگر                                            انجینر هما یوسفی

در ادبیات صلح هم‌معنای لغت آشتی و به معنای مقابل حرب و جنگ آمده است.مفهوم صلح شرایطی آرام، بی‌دغدغه و خالی از تشویش، کشمکش و ستیز است. صلح یک آرمان تلقی می‌شود .صلح کلمه ایی است زیبا و نشانه ایی از تبلور انسانیت  میباشد

صلح با کی؟؟؟

طبق گفته مسئولان جرگه صلح، نمایندگان همه اقشار جامعه، اعضای پارلمان، اعضای شورای سراسری علمای افغانستان، اعضای کابینه، مسوولین دادگاه عالی، نمایندگان شوراهای ولایتی، کوچيها، موسسات علمی و فرهنگی، استادان داشنگاه و شخصیت های علمی، سی نفر زنان سرشناس، نمایندگان مهاجرین، معلولین و معیوبین به علاوه یکصد و هشتاد و یک نفر مهمان خارجی آماده برای تحقق صلح درکشور

امّا پرسش مهم این است که چگونه می توان به « صلح » دست یافت ؟ بدیهی ترین و ساده ترین پاسخ به این پرسش آن است که برای تحقّق صلح باید « قانون » اجرا شود . چرا که « قانون » ، محدوده ها و مرزهای عمل هرکس را بر اساس حقوق و (مسئولیت ها ) مشخص کرده است.قبل از همه چیز باید روشن گردد چه کسانی میانه رو و صلح پذیر و چه کسانی تندرو و تروریست می باشد. اگر قرار باشد مردم با شنیدن چند مقاله تحمیل شده، با موضوع مصالحه کنار آیند و بعد مشخص گردد افرادی که به عنوان میانه رو به دولت پیوستند در واقع جاسوسان دو جانبه بودند، اوضاع از این هم بدتر نخواهد شد؟ کارشناسان مسائل سیاسی معتقد اند که حضور طالبلن در کشور نه به منظور پایان دادن جنگ بلکه ادامه نقض قانون حقوق بشر،حقوق زن و نظام حکومت دموکراسی در کشور می باشد.

صرف اینکه مردم درباره نحوه مصالحه با مخالفین نظرات از قبل تعیین شده سخنرانان را بشنوند، نفعی به حال تسریع روند مذاکرات نخواهد داشت صلح بدون حقوق بشر آغاز جنگی ديگر میباشد.

به عبارت ساده، با توجه به بازی دوگانۀ پاکستان با تروریست ها همچنین تامین مالی و نظامی طالبان وآخرین اخبار، روزنامه ها، خبرگزاری ها و رسانه های خبری  واضع است اما اظهارات بي نظير بوتو" نخست وزير پيشين پاكستان در سال ‪ ۲۰۰۰ميلادي به خبرنگار روزنامه فيگارو گفته بود، پيدايش طالبان در افغانستان يك تفكر انگليسي است كه از سوي آمريكا با سرمايه عربستان سعودي مديريت شد و از سوي پاكستان اجرا شده است  .پاسخی برای همه پرسش هایی که درباره طالبان موجود میباشد.

دراین روزها درکشور جنگ زده ما بیشتر از بیش سخن از صلح است، سخن از صلحی است که گاهی نمی دانیم با چه کسی و چگونه صلح می کنیم؟    برخی که درتنگنا قرارگرفته اند و شکست خود را، شکست همه جهان می پندارند، صلحی که اینان به تبلیغ آن می پردازند، صلحی است که از طریق نقض قانون حقوق بشر،حقوق زن و نقضی آشکار نظام حکومت دموکراسی باید تأمین شود.

مصالحه باجریان و تفکرحامل و حامی جهل، تریاک وترور آن هم ازموضع درماندگی وضعف، قتل آزادی و عدالت و پذیرفتن فرهنگ جهل، معلم کُشی و مکتب سوزی است. در ین تردیدی نیست که افغانستان به صلح و ثبات نیاز مبرم دارد. اما صلح برای چی و با چه کسی؟ چگونه به صلح می توان رسید و چگونه می توان زمینه های صلح را یجاد کرد؟ آیا باجریان طالبان درسایه ی اندیشه ی طالبانی می توان به صلح دست یافت؟

درحالیکه صلح ازتفکر ودیدگاه مبتنی برعقلانیت، برده باری، نوع دوستی وعدالت خواهی برمی خیزد، اما تفکر طالبان والقاعده برمبنای خشونت، نفرت، جهالت، کشتار وتروراستوار است. صلح باعدالت اجتماعی، تحقق آزادی، تأمین حقوق انسانی همه باشندگان جامعه اعم از زنان و اطفال، برچیدن بساط تبعیض، برکندن ریشه های ظلم و فراهم آوری زمینه ی رفاه و پیشرفت در تمام عرصه های زندگی پیوند می یابد. اما طالبان و تفکر طالبانی پیامی جز تبعیض و بی عدالتی ندارند. با آزادی خصومت می ورزند، به حقوق انسانی و اجتماعی زنان پشت پا می زنند و چیزی جز فریاد خشونت و نفرت از گلوی شان بر نمیخیزد. فرهنگ طالبان فرهنگ علم ستیزی و مکتب سوزی است. باجریان و جنبشی که در قرن 21 مکتب ها را بسوزاند، معلمان را سر ببرد و اطفال و جوانان را از تعلیم و تحصیل باز دارد، چگونه میتوان به مصالحه و همسویی رسید؟ از سر بریدن های معلمان مکاتب توسط طالبان پیدا است که اسلام دوستی و شریعت خواهی این جریان چیزی جز ادعای دروغینی بیش نیست. آیا گروهی را باتفکر و عملکرد معلم کُشی و مکتب سوزی میتوان گروه معتقد و متعهد به دینی خواند که پیغمبرآن دین حضرت محمد مصطفی (ص) می گوید من معلم مبعوث شده ام؟

مذاکره با طالبان بنام مذاکرات صلح در یک روند مبهم و غیر شفاف با وساطت و نقش سازمان های استخبارات پاکستان، عربستان سعودی و انگلیس ادامه دارد. این در حالیست که یک مقام انگلیسی ماه ها قبل اظهارداشت که تفکر طالبان را در افغانستان نمی توان نادیده گرفت. جریان طالبان و تفکر طالبانی در سایه ی حمایت این سازمانها که به حاکمیت در کابل دست یافتند، میدان ورزشگاه غازی را در پایتخت به میدان سنگسار و اعدام زنان و مردان مبدل کردند. آنها در دوران حاکمیت شان در پایتخت مکاتب و محل آموزش و تحصیل را به محل تعلیم وتدریس نفرت و خشونت در آوردند. آیا امروز همان شبکه های استخباراتی درصدد بازگرداندن چنین جریان و تفکری به سرنوشت افغانستان هستند؟ امروز انگلیس ها که از عدم پیروزی در جنگ علیه طالبان و تروریزم در افغانستان سخن می گویند، چه اهدافی را دنبال می کنند؟ آنها دیگر بدنبال چه بازی در افغانستان هستند؟

اگر عناصر و گروه های مختلف سیاسی و اجتماعی افغانستان به امید نشستن بر سر سفره ی آی.اس.آی، سازمان های استخبارات سعودی وانگلیس در همراهی با جریان تریاک و ترور طالبانی مهر سکوت بر لب زده اند و راه تسلیمی در پیش گرفته اند، فراموش نکنند که خود از بازندگان اصلی این بازی خواهند بود

کسی که از روزگار نمی آموزد از هیچ آموزگار نمی آموزد

 

 

  

 رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید