2009/12/23

عزیز بیننده سایت وطندار       مرگ باور    سروده ای  زیبای ازلطیف کریمی استالفی

مقوله یی هنر برای هنر را كه بیشتر از یك سده پیش مطرح گردیده است،شاعران و نویسندگان متعددی، در دوره های متفاوتی به عنوان راه و روش ادبی خویش پذیرفته اند.هدف اکثر فرهنگیان ، یاری جستن از شیوه یی ادبی مذکور به مثابه یک توجیه یا پنداراغلب این بوده است تا از خواسته های سیاسی یا اجتماعی معینی كه  در دوران آنها بارز گشته اند بی درد سر تر طفره بروند و تنها بیافرینند.

نظریه یی هنر برای هنر كه تئوفیل گوتیه  Theophille Gautier  ۱۸۱۱-۱۸۷۲  میلادی نویسنده یی فرانسوی یكی از پیروان مهم آن میباشد و در اواخر سده یی نوزدهم میلادی در اروپا طرفداران زیادی داشت،به مثابه واكنش و عرصه یی مقاومتی در برابر كلیسا و حكومت های آن دوره نیز كه میخواستند هنر را كاملاً در خدمت خویش قرار بدهند بیان و بزرگداشت  شده است.در واقعیت امر،مهمترین نكته یی علت طرح مسئله،احساس آزادی و رهایی هنر از زیر قید و بند حكومت ها و دولتمداران آنزمان بوده است.

 فرهیختگان آن دوره تلاش می ورزیدند تا بدینوسیله اسیر و تابع سیاست و معیار هایش نشوند و همچنان از امر و نهی شاه، وزیر و كلیسا در امان مانده باشند. هنرمند هم به نوبه یی خویش هرجایی كه نخواسته است اثرش را قید آمال و توقعات زورمندان و یا نیاز های اجتماعی بنماید ، به گونه یی در برج عاج هنر برای هنر پناه برده است،تا بتواند از فراز آن غایت هنر را در هنر بنگرد.

برج عاج كه در تشبیه زیبایی گردن محبوبه درباب هفتمِ کتاب غزل غزل های سلیمانِ عهد عتیق آمده  و از آنجا گویا در مورد هنر نیز به عاریت گرفته شده ،نخستین بار در نقد ادبی توسط سنت بوSainte Beuve  ۱۸۰۴-۱۸۶۹ میلادی معروف به كدخدای نقد ادبی در رابطه با شاعر رمانتیك سده یی نوزدهم فرانسه الفرد دوینی Alfred de Vignys  ۱۷۹۷-۱۸۶۳ مبلادی استفاده گردیده است.

ویرجینیا وولفVirginia Woolf   ۱۸۸۲-۱۹۴۱ میلادی نویسنده یی معروف انگلیس اولین كسی بود كه این برج عاج را درجه بندی نمود. وی برج عاج پیش از جنگ جهانی اول را، راست و قائم نام میگذارد كه شاعر نشیمن در آن ، به جز اطرافیان خودش، چیز دیگری را روشن و درست نمی بیند.

 وولف، برج عاج بین دو جنگ جهانی را خم و متمایل دسته بندی می كند و می افزاید به همین دلیل است كه جایگزینان چنین برج خمیده یی با وجود كوشش های جدی برای جدایی هنر خویش از اوضاع و احوال زمان،دید گسترده تری به خارج و دور و بر نیز میداشته باشند. به نظر وی، چون این برج متمایل عاج به واقعیت نزدیكتر شده است،بازتاب و فریاد همان عصر در آثار گروه پیروان هنر برای هنر هم كم و بیش رساتر به چشم می خورد.

در جریان ومدتی بعد از جنگ جهانی دوم ، شكست فاشیسم و تغییر نظم سیاسی- اجتماعی در قاره یی اروپا، رسالت هنری با تعیین تعریف تعهد و التزام،دیگر مجالی برای بروز كامل و ناب هنر برای هنر نمی داد.این رسالت فرهنگی زمان حتی موجب گردید تا هنر در خدمت قدرت ها و اندیشواره ها نیزقرار بگیرد.نویسندگان و شاعران زیادی در آفرینش های خویش چنین پیامی را که دربرگیرنده یی ایدیولوژی ها بوده است، بازتابگر گشته اند.

در چنین زمانی معیار های ارزش سنجی هنر به گونه یی دیگری تعریف میشدند .حتی"توماس من"   Thomas Mann ۱۸۷۵- ۱۹۵۵  میلادی نویسنده یی معروف آلمان که در زمان سلطه یی فاشیسم در کشورش مجبور به ترک زادگاه خود گردیده بود، درسال  ۱۹۴۵میلادی نگاشت ،همه کتاب های چاپ شده بین سالهای ۱۹۳۳  تا ۱۹۴۵ میلادی در آلمان با بوی خون وننگ لکه دار می باشند.

قابل یادآوریست که همین" توماس من" در سال  ۱۹۳۶میلادی طی نامه یی عنوانی نویسندگان آلمانی مهاجر در غربت نوشت ، نباید آنقدر ها و به هرکسی که در آلمان نازی باقی مانده اند و یا مجبور به زندگی درآنجا هستند با دید بی احترامی نگریست. البته هدف "توماس من" نویسندگان باقی مانده در آلمان بودند.

گهگاهی ابزار متفاوت  سیاست و  هنر چنان به هم آمیختند و درهم شدند که كوشش به عمل آمد تا هنر به سطح ابزار سیاسی و اندیشواری تنزیل یابد. جدا ازین ٱزمون های تاریخی و فرهنگی بیشتر نشانگر آن بوده اند كه هر زمانی دست اندركاران قدرت و زور از جدایی هنر و سیاست سخن گفته اند،حفظ و گسترش منافع سیاسی شان اصل مهم و هدف اساسی  و نهایی آنها بوده است.

از دوران شكوفایی نظریه یی هنر برای هنركه یكی از هدف هایش منزه نگه داشتن این  بخش فرهنگ در آن زمان بود،مدت ها سپری گشته است. جهان امروز و نقد ادبی معاصر،  هنر و جامعه را از هم تفكیك نمی كند؛ همچنانكه هنرمند و اثرش را از یكدیگر جدا ارزیابی نمی نماید.

در تعریف رسالت ادبیات كنونی انسان،طبیعت  و جامعه سرعنوان و متن آفرینش های هنری قلمداد گردیده اند. كار هنری امروز به درجه یی نخست عملی انسانی پنداشته می شود که والاترین آمال ازوجدان نا آرام هنر، محاكمه یی دیروز ها و امروز ها بنام فردا ها است . از یاد نبریم، همان ویكتورهوگوی كه فریاد میزد آری صد بار میگویم هنر برای هنر!، با نگاشتن بینوایان یكی از شاهكارهای جاودانه یی ادبیات  را به جهان ارزانی داشت.

هم هنر برای هنر و هم تعهد و التزام به عنوان دو روش ادبی با ویژگی های رسالت خویش، در شرایط معینی از گذرگاه تاریخ، برخوردارحقانیت خود بوده اند و در ٱینده نیز همچنان مقام مناسب خویشتن رابا غنای فرهنگی شان در جهان هنر و ادبیات  حفظ خواهند نمود.

عزیز بیننده سایت وطندار       مرگ باور    سروده ای  زیبای ازلطیف کریمی استالفی

 
 
admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد