WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی استاد جیلانی لبیب

 

   فـریاد زمان                                                                              جیلانی لبیب

شعر آغاز انسان بودن است وانسانی گردیدن. شعر، شروع مبارزه بیان شده است و ستیز. شعر كه شاید زمانی عملی بوده باشد هنگامه ساز وناب ، میتوانسته گاهی  فریادی باشد بلند، سهمناك و آینده آفرین  برای آزادی، در وهله یی پیدایش خویش حتی بدون واژه.

 وقتی انسان در برابر طبیعت خشن دور و برش دست دست به هم می دهد و در كنار یكدیگر در یك حلقه، با همهمه و غلغله، چه بسا كه بدون واژه طنین ساز می گردد و با نظم و ترنمِ موزون ستیزه گر می شود و زندگی ساز، شاعر میگردد. آری نخستین نیاكان بشر همه شاعران بودند و اولین شاعران، نخسیتن مبارزان و ٱزادیخواهان؛ برای رهایی وگسست از زنجیرهای در بندآور و نابود كننده یی ظلم و ستم طبیعت وحشی دور و بر. چنین بود كه بشر با شعر زاده شد و ستیز و فریاد با شور و چكامه یی همبستگی زندگی ساز.

این پیكار و نبرد، شادی آفرین گردید، چون در حلقه یی هبمستگی و هم فریادی، ترانه را آفرید؛ سرودی كه آزادی انسان را از قید چنگال های پلشتِ دهشت و وحشت به ارمغان آورد. آری آزادی، مقوله ایست حسی  وگره خورده و هم پیوند با چكامه و سرود.

زمانی كه انسان ها بكوشند آزادی را، وسیله یی قرار دهند برای سركوبی همنوعان و ویرانی طبیعت در و برخود؛ وقتی كه بشر تلاش ورزد تا آزادی را ابزاری گرداند برای افزایش نابرابری ها و عمیقتر ساختنش جهت شادكامی خودخواهی های بیمار روشانه یی  خویشتن و پشتیبانی قلمداد سازد برای سركوبگری و ظلم؛ وهر آنگاهی كه آزادی بهانه یی شود برای تاخت و تاز بر حریم كرامت انسانی؛ شاعر، فریادگر زمانش  میشود و ناگفته ها را از مرزهای سكوت مرگبار”آری ها و پذیرش ها” می گذراند و با واژه های شعریت،”نه” گفتن را می آغازد.

 آری، آزادی این توانایی را داراست كه ستم آفرین باشد همچنانكه چكامه ،عدالتخواه ، منصف و محکمه. آری، شعر توانسته دادگاه باشد، دادگر بوده است و دادجو.

در هردورانی  كه برابری و برابر جویی سر بلند نموده است تا به منظور كامیابی اش، آزادی را زندانی حصار خود كامگی هایش بسازد؛ احساس، عاطفه، نیاز ها و خواسته ها را نادیده بینگارد و همه را همسان زیر بنیاد های همگون پنداری برپایۀ ساختارهای ناپایدار بفشارد،  واژه های ادب و اخلاق در شعر و سرود بازتابگر فریاد آزادیخواهان و آزادی جویان گشته اند. آری، برابری  و برابری جویی، میتوانسته بدینگونه موجب قید و بند آزادی بشود، چنانكه تاریخ گواه اوست، شعر  بیانگر فریاد رهایی از دژ بیداد ستم بر فردیت ها ، اندیشه ها، باور ها و گوناگونی ها.

با برادری، نیاكان ما  بر قهر و ستم پیروز گردیدند. این “همزبانی” و همدلی توأم با هبستگی، شعر را آفرید و نخستین هجا ها را.

شعر، ورای اندیشوارگی ها، میتواند  قید و بند ها را در هم بگسلاند و با توسل به  جهان تخیل و تصور، دنیایی را بیافریند كه هیچ معیار و هنجاری را یارای ویرانگریش نباشد.

آری، شعر وترانۀ جاودانه عصیان زمان خود است. به گفته یی سن ژون پرس ”شاعر وجدان ناآرم عصر خویش  می باشد”.عصیان شاعر و خامه سرا بیشتر بخاطر چیزهایی است كه از دست داده و آرزوهایی كه در دل میپرورانیده و یا میپنداشته است؛ برای انسان، طبیعت و جامعه . شعر بیان  آرزو ها و رؤیا هاست ، رها از همه یی قید و بند هایی كه جامعه به گونۀ دیگری مجال فریاد آنها را نمیدهد؛ بازتابگر اوج آزادی  چكامه سرا و همۀ كسانیست كه خود را در او باز می یابند. شعر سركشی میباشد در برابر معیارهای محصور كنندۀ جامعۀ بشری. شعر خوب آزادی محض است ؛ تناقض ها واضداد را به هم پیوند می دهد و این احساس رهایی، آزادی و دیگر آفرینی را به بهترین وجهی بدون واسطه تا ابدیت های دور و نزدیك بر نوع بشر منتقل می گرداند. ٱری شعر، ستیز است و فریاد....رهایی میباشد و انسانی....برابریست با برادری....شعـر، آزادیسـت!

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

گزیده های مقالات فرهنگی

 

admin@vatandar.at

 مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد