WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی استاد جیلانی لبیب

 

 از امارت بلاهت تا وقاحت قیادت                                                                جیلانی لبیب

 بود و نبود، غیر خدا هیچی نبود، به جز آنچه كه او آفریده بود. و اما  در میان همۀ مملكت های خوش  نمود كه  خداوندگار تار و پود  پس از گذشت مدت موعود  بر كره یی زمین افزود و چرخش روزگار غم اندود، بدون  لحظه یی غنود، اینبر و آنبرمیفرسود، كشوری بود كه او را تاریخ به نام “افغانستان” میستود.

از قضای فلكی چو چرخ افتاد بالای لكلكی ، این مملكت را امیری شد ساده دل، خوش باور و از دیار جوانمردانِ كلكان ، اسمش حبیب الله. او یكبار مردم را به زبان بی زبانی اش  چنین فرمان داد كه آی مردم!:

 ”... دگه مه پاچای شماستم وشما رعیت مه می باشین، بروین همیشه ساعت خوده تیر كنین، مرغ بازی، بودنه بازی كنین و ترنگ تانه خوش بگذرانین ۱

این امیر كه بچۀ سقاو اش هم خواندندی و كلان های اقوام و آخند های پر نفوذ “خادم دین رسول الله“ لقبش نهادندی،  روزی به صدای بلند به مردم ندا برآوردندی: ”مه باد ازی، پیسۀ بیت ا لماله به تعمیر و متب خرج نخات كدم"  ۱ و چون  مرد ها را هنوز قول بودندی، او چنان كردندی

آن شاعران و دانشورانی كه بر مسند قدرت و در كشور افغانستان بماندندی، و از جمله با نشریه های حبیب السلام چاپِ كابل،اتفاق اسلامِ هرات، مؤیدالسلامِ قندهار، رهبر اسلامِ مزار شریف، جریده الایمان در سرخرودِ جلال آباد و نهضت الحبیب در شهر خان آباد قطغن  همكاری كردندی، همان نمودندی كه برای شان بگفتندی. در رساله ها نوشته اند آنها این یكی كلكانی را به امیری  میخواستندی ، چون آن دگر را كه امان الله خان بودندی، نمی پسندیدندی و دیگر با او در یك سفره نان نمی خوردندی. چون این یكی با كوله بار سفر بر دوش، در كشوری بیگانه به پایید، ابراز دوستی و پشتیبانی حبیب الله نیز از سوی مخالفان وی و گروهی از روحانیون به سردی تا دشمنی گرایید.

القصه، پس از دورۀ شكوفایی فرهنگ و ادب بالمس آزادی بیان و قلم در زمان شاه امان الله، شتابزدگی های روشنفكرانه با خواست تغییر های جهشی در میهنی سنتی چون عیاری از خراسان زمین را حكمروای كشور نا متجانس و رنگین كمان افغانستان ساخت و بلاهت وعدم درایت یاران راهزنِ خادم دین رسول الله، جای فراست فرهنگ و هنر را اخذ نمود، تعمیر و مكتبی نه تنها آباد كه نگردید بل آنچه هم بود بسته شد تا اینكه نادر خان نامی با برادرانش پای بر عرصه یی قدرت پیش بنهاد.

پس ازینكه جارچی شهر طنین پادشاه گردشی جدید را با طبل و دهل بر زبان راند و مردم را به اطاعت فرمانروا  فرا خواند، اعلیحضرت محمد نادر به نوبه یی خود همه یی باقیمانده ها را كه شاه امان الله كرده بود آباد و بر آنها هنوز نشده بود بیداد، نیز برباد بداد.

بستن مدرسه های زنانه، انجمن نسوان كابل و جریده یی ارشاد نسوان ، احضار محصلان افغانی از تركیه و زندانی ساختن عدۀ از آنها،  نخستین كارروایی های نادر خان شمرده  شدند. تعداد شاگردان معارف در طول چهارسال سلطنت نادر خان مجموعاً بالغ گردید بر ۴۵۹۱  تن در حالیكه تعداد شاگردان ذكور و اناث مدرسه های رسمی افغانستان در سال اخیر حكومت امان الله خان هشتاد و سه هزار نفر بود!!! ۲

آنچه زیرنظرحكومت نبود ممنوع و یا درخدمت دولت قرار داده شد. برهمین منوال غلام محی ا لدین زندانی و نشریۀ آزاد انیس دولتی گردید.

آری، تغییر نام لیسه های امانیه و امانی به استقلال و نجات گویا به خواست آموزگاران و دانشجویان، صورت گرفت و نام امان ا لله خان دركتیبۀ منار استقلال پس از گویا ترمیم،  محو واسم نادرخان بر آن درج گردیده بود!

آری، ادب و فرهنگ نوشتاری را زیرنعلین اضطراب و دلهره فشردند . قلم بدستان و آزاد اندیشانی كه دیگر به سوگند و قسم این جنگسالار بنا بر كارروایی های نادر خان در برابر نام آفریدگار و قرآن مجید كلام خداوندی باوری نداشتند، با عده یی از روشنفكران سرشناس افغانستان ، از ترس حكمروای جدید و افراد دور و برش  یار و دیار خویش را  ترك نمودند و یا اینكه تبعید شدند. آنها در كشور های همسایه تا حد توان خویش فریادگر بیداد زمان گشتند. چاپ و نشر جریده های “افغانستان” و” فغان افغان” در لاهور ازین شمار نجوا ها بودند.

به جای ترویج ادبیات داستانی خود مان همچون شهنامه خوانی، قصه های خرافاتی تراوش اندیشه های مغرضانۀ كار آگاهانِ پاكستانی و انگلیسی، چاپ پشاور، كویته و كراچی، در گوشه و كنار میهن پخش و انتشار یافتند و تا توانستند تخم نفاق و دشمنی را میان مردم سرزمین زردشت، جامی و رحمن بابا پراكندند.

هم پیمانان دور و برِ نادر خان كوشیدند تا در جریده های تبلیغاتی خویش همچون “اصلاح”، توانایی حكومت داری و سالاری را، مبتنی بر اندیشه های  تبار گرایانه و عظمت طلبانه، تنها حق خویشتن و خانوادۀ شاه جدید قلمداد بنمایند. اصلاح بدین منظور مبتذلترین نوشته ها را به چاپ رسانید تا نشان بدهد كه پادشاهی حق حتمی نادر خان بوده است: ”....حقیقت واقعی اینست كه از احصاأت به ثبوت پیوسته اینست كه شرفا و اغنیا از روی عقل و خلقت نسبت به فقرا، ذكی تر و قویترند...... عدم قدرت و غلبۀ فقیر به ناداری خودش بهترین سبب عجز وی و ارتقای غنی به مراتب خودش دلیل كفایت اوست.....” ۳ افزونی نشریه ها و جراید  از لحاظ كمی در دوره یی قدرت نادر خان همزمان بودند با سانسور مطلق  و محكومیت هر گونه دگر اندیشی.

  آری،  بدینگونه بود كه زبان نوشتاری، در خدمت نابخردان و فرهنگ ستیزان به كار آمد. فرهنگیان و روشنفكران را به سكوت درامورسیاسی واجتماعی دعوت نمودند وكار به جایی كشید كه سرورگویا تنها به جرم موجودیت كلمه یی سرخ در غزلی ، مورد عتاب و بازپرس قرار گرفت، از ادارۀ انیس برطرف شد و بعد ها سیزده سال در زندان بسر برد، اما هم تبار بودن به او كمك كرد تا زنده بماند  و بدون اینكه شعری گفته باشد، شاعر بزرگ افغانستان معرفی شود.

 در تاریخ آمده است كه استاد قاسم خوانندۀ مشهور افغانستان، پس ازینكه در محضر عمومی شعری را  با مطلع “ چیست مردی و مروت ؟ حب كشور داشتن... كینه و بغض برادر را ز دل برداشتن” خواند، فردایش  در دربار احضار شد تا  غزل دیروزی را مجدداً بسراید و  به مدیر انجمن ادبی كابل دستور صادرگردید تا  برای استاد قاسم  اشعار مناسبی از گلستان و بوستان سعدی داده شود تا  بعد ازین تنها همان ها را بخواند و بس !!! ۴

نادرخان برای استحكام قدرتش، حتی فیلسوف و شاعر معروف اقبال لاهوری را  به كابل دعوت كرد تا ازنام  و نشان وی برایش بهره بربدارد. ارمغان سفر  ۱۹۳۳میلادی علامه در افغانستان كتاب های” مسافر” و “پس چه باید كرد ای اقوام شرق” میباشند كه حاوی راهنمونی های به جهان مسلمانان اند. اقبال لاهوری از دوستداران جنبش استقلال خواهی مردم افغانستان، با محبت به آزادی این كشور كتاب “ پیام مشرق” خود را كه یكی از پرمایه ترین و زیباترین  آثار او می باشد و در پاسخ به دیوان گویته شاعر آلمانی سروده شده است،  قبلاً  به امان الله خان پیشكش نموده بود. ۵

میگویند، تبعدیان هر لحظه را به یاد وطن زیستند و جفا ها بر میهن را از دور نگریستند و گریستند... آری، محمود طرزی بنیانگذار روزنامه نگاری در افغانستان كه یكجا با شاه امان الله  كابل را به سوی قنداهار ترك كرد و بعد در استانبول تركیه مسكن گزید، متوفی بیست و دوم  نوامبر ۱۹۳۳ میلادی روز ها بیاد وطنش در خیابان ها یا در منزل پیهم اشك میریخت و این شعرش را می خواند:

 

در غربت اگر مرگ بگیرد بدن من
آیا كه كَند قبر و كه دوزد كفن من
تابوت مرا بر سر كوهی بگذارید
تا باد برد خاك مرا در وطن من ۶

 و درست هفده روز پس از رفتن محمود طرزی ازین دنیا، نادر خان با ضرب گلوله یی عبدالخالق یكی از شاگردان ممتاز مكتب نجات از پای درافتاد و چشم از  دار فانی ببست. فرهنگ و فرهیختگان افغانستان بایستی پس ازین رویداد  بیست سال دیگر صبورانه گاهشماری مینمودند تا دوباره  بتوانند  با نافذ ساختن  قانون مطبوعات در اول جنوری ۱۹۵۱ میلادی، فریاد و نجوای نسروده  در دل تاریخ جامعه یی خویش را كم و بیش سر بدهند.

القصه كه راویان اخبار و ناقلان آثار این مدت امارت بلاهت و وقاحت نجابت را در كشور افغانستان،  دوره یی بحرانی و پر از اضطراب درسرنوشت این مرز و بوم دانسته اند ...

و اما مثل اینكه طومار سرگذشت این خطه به كسی چیزی نگفت وراز و نیازش را بنهفت...

چون تاریخ باز هم تكرار شد... و یكبار بیشتر...  به گونه یی دیگر... اما همانند سابق آشفته روز و همچنان پریشانحال ...

و چنین بود كه میهنِ شعر و سرود را چرخش روزگار غم اندود، بدون لحظه یی غنود،  اینبر و آنبرمیفرسود.

و در گسترۀ شگفت انگیز بود و نبود، كشوری خوش نمود... به امید فردایی مسعود... باز هم  تقلا می نمود...  آری همین افغانستانِ موجود...

 

رویكرد ها:

۱- تاریخ و زبان در افغانستان، نجیب مایل  هروی، انتشار و چاپ موقوفات افشار یزدی، تهران،   ۱۳۶۲ ، ص ۴۶

  ۲-۴ـ افغانستان در مسیر تاریخ ، جلد دوم، میر غلام محمد غبار، چاپ اول، جون ۱۹۹۹ ، ویرجینیا، ایالالت متحده یی امریكا، ص۸۳ ،۴۹ و  ۸۸

۵-  دیوان اقبال لاهوری،چاپ دوم،انتشارات پگاه، تهران،۱۳۶۲ ، ص ۱۴ و۱۹۳

۶-  تاریخ و روزنامه نگاری افغانستان، دكتور محمد حلیم تنویر، جدی ۱۳۷۸ خورشیدی ، انستیتوت تحقیقات  و بازسازی افغانستان در هالند، چاپ مركز نشرات اسلامی صبور، پشاور، پاكستان، ص ۵۷

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

گزیده های مقالات فرهنگی

 

admin@vatandar.at

 مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد