جستجو درسایت وطندار
|
Loading
|
احساس تند ـ مطلب آشنا نورالدین همسنگر
|
|
زخمی بدل فتاده ، سرم درد می کند
جاریست خون زچشم تر م درد می کند
روحم فسرده در کف بیداد روز گار
|
گلاب تفقد - احمد ظاهر آن دُر ناب شهلا لطیفی ولیزاده
|
|
غوغا کنم بلند ز تعمق
نفس تازه بآن گلاب سرخ تفقد
پیچیده ام در برگهء نهان تحمل
|
پدر - طلب عشق - حادثه محمد اسحاق (ثنا)
|
|
گر در طلب عشق شدی یار خطر باش
ورنه راه خود گیرو زین ورطه گذر باش
گر شور به سر غلغله در دل اگرت نیست
|
شياطين از انجنير شجاع
|
|
زسوداى لبى مى درخم وپيمانه ميسوزد
دوزلفى بانوازش پنجه هاى شانه مى سوزد
دوچشمى گرخمارآلود باشد درپى عشقى
|
یادواره احمدظاهر آوازه خوان حنجره طلائی نگارنده : زلمی رزمی
بیست
وچهارم جوزا
۱۳۹۲
خورشیدی مصادف است با شصت و هشتمین سالگرد زادروز خجسته و سی و
چهارمین سال درگذشت نابهنگام احمدظاهرسی و چهار سال ازخاموشی طنین
دلربای هنرمند بی همتا
با وجاهت - کیف مُدنی - بشگفت شهلا لطیفی ولیزاده
|
|
دستم را خوشه کرد با وجاهت
و من هنوز
در سایهء آرمان نهفته
|
خرد در شعر دکتر بیژن باران
من
اپیکوری ام. نظرات اپیکور آنچیزهای خردگرای خارج از فلسفه اخلاق
یونانی و رومی اند. توماس جفرسوندر
غرب از قرنهجده
م شعر خردگرا، واقعگرا، روشنگری رواج یافت. شاعران
عقیده داشتند
نظرات و اعمال رد
مشکلست - افتاده ام فضل حق فکرت
|
|
درد دل را با تـو گـفتن بهـر درمان مشکلست
گـر کنـم در سیـنه پـنهان درد پنهان مشکلست
هـیـچ دانی ای سـتـمگـر درد هــای زخــم دل
|
بوسه جوانی - گنج تنهایی نو شته نذیر ظفر
|
|
خوشا وقتی که یار جان بوسه میداد
بـــــــــرایم از دل و جان بوسه میداد
جوانی بود و هـــم سر مایه ء حسن
|
بیاد آور...!آزار! عارف شریفی نژاد
|
|
بیاد آور شبی که بود شبخند
چه زیبا میزدی با غمزه لبخند
چه خوب با دست پر مهرت تنم را
|
اسرار خلقت.. .ف. بری
|
|
خدایا این همـــــه اســرار چون است
زعقــــــل نا رسا بردیـــده خـون است
نه دانــــــم کین همـــه هستی و دنیــا
|
گُردان سر زمین من عبدالله وفا
|
|
هستم بلند همت ؛ چو شاهین و چون همای
بیچاره و ذلیل شدم ؛ زین بلند جای
همت مرا به تارک هستی نشانده بود
|
خجسته زاد روزت جیلانی لبیب
|
|
زمین و آسمان را گل بكارم
گل نیلوفری كه دوست دارم
بسازم كوچه با غی از محبت
|
طبع شاعر قیوم بشیر
|
|
طبع شاعر همیشه آتشین است
روانش دایمآ نقش آفرین است
ز درد و ناله های همنوعانش
|
آرزویم دکتر صبا رسا
|
|
شروع آرزویم تو ، امید و جستجویم تو
کنار رود تعبیدی مسیر و سمت و سویم تو
کجا شد دست پر مهرت که پر لظف و محبت بود
|
چند قطعه شعر انتخابی از مرحوم محمد ابراهیم " کوهی لشکری"
|
|
یار در دلخانه میرقصد
بیاد چشم مستش بیخود و مستانه میرقصد
برای عشق تنها جان سپردن کار مجنون نیست
|
بنگر ـ سيب نيمهجويدهي حوا شا پور احمدی
|
|
هر دو پستان تفتيدهي سيمرغ را.
يكي از فرزندان لكاته را به ياد آور
پسرمان را
|
بهار فاریاب - بهار وطن م،ایوب ساعی فاریابی
|
|
شد بهار و گل شگفت در باغ
و بوستان
وطن
لاله
سر زد٬ شد چراغان دشت و دامان
وطن
می طرارود
بوی نرگس
ار نسیم
باد
صبح
|
.څلوریځې ﺗﺮﺗﻴﺐ ﮐﻮﻧﮑﯽ. اسدالله زمری
|
|
زه له بې ځایه شان سوچونونه هېر دژونــد بهيــــــر مستو څپو ملګری دخزان وچـــو پاڼو خیال ساتمـــــه |




















