WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

بقیه گزیده های مقالات فرهنگی دستگیر نایل کلیک نماید

 

      چند گپ با صدیق شباب                                                                     دستګیر نایل

 

چند گپ با صدیق شباب

دستگیر نایل

     در  باغ  می خرامید، ان  سرو  نو رسیده     
دامن کشان همی رفت، گل هاره چیده چیده

      بیشتر ازچهل سال،این شعر زیبا و دل انگیز را که احتمالن شاعری از بدخشان انرا سروده باشد، آواز خوان محبوب و مردمی کشور ( در محمد کشمی )، با کمپوز محلی و صدای دلنشین خود در پرده های دنبوره و غیجک خوانده بود.که هنوز هم وقتی از طریق رادیو تلویزیون ها می شنویم، بر دلها می نشیند وطنین آوازش، گوش ها را نوازش می دهد.و روح را سرشار از نشاط وآرامش میسازد.

     ما میدانیم که ذوق ها، استعداد ها، مهارت ها، احساس ها وعواطف در انسان ها، متفاوت اند.به ویژه در هنر و آثار بدیعی.کسی شعر می سراید، دیگری، الات موسیقی را مینوازد، آن دیگری، آواز میخواند؛ و برخی هم هنر پیشهء تیاتر وسینما میشود ومردم از هرکدام این هنرها، درک ها و برداشت های متفاوت دارند.در همه این حالت ها، وظیفه هنرمند، و آفرینشگران عرصهء فرهنگ و ادبیات، بیدار باش اجتماعی و بلند بردن سطح احساس ها، تلطیف عواطف وذوق های مردم است.آواز خوانی که آهنگ میخواند،شاعری که شعر می سراید، نویسنده ای که آثار بدیعی می افریند؛ در برابر اجتماع ومردم، وبه حیث مجموع، در برابر بشریت متمدن، مسوولیت هایی دارند.

         البته مسلم است که دنیای متمدن امروزه، خواست ها ونیازمندی های دیگری را میطلبد که با خواست نسل دیروزی سازگار نیست.اما حفظ اصالت ها وارزش های جلیل فرهنگی گذشته بدوش نهاد های دولتی و اهل هنر و فرهنگ است.چرا که ارزش های جلیل گذشته،جزء زنده گی امروز و فردای ما نیز بشمار میروند.شکی نیست که نسل امروز بویژه جوانان، به پدیده های هنری نو،احساساتی،مدرن، تحریک کننده ومست وشور انگیز دلبستگی فراوانی دارند.مثلن میخواهند موسیقی وآواز شاد را بشنوند.ونمیتوان بر انها تحمیل کرد که مثلن آهنگهای استاد سر آهنگ و استاد قاسم افغان را بشنوند.یا میخواهند فیلمی را تماشا کنند که جنگ و مشت زنی و آدمکشی را به نمایش می گذارد.و ما ان ها را مجبور سازیم که سریال « دلهن» و یا « عشق پیری » را تماشا نمایند.

    این را فراموش ننماییم که دراین آشفته بازار اقتصاد سرما یه داری،همه ارزش های با پول و سرمایه، محک زده میشوند و برایش ارزش قایل میگردند.هنر، و از جمله هنر موسیقی در این بازار،نسبت به دیگر هنرها، روز گار آشفته تری دارد.در این سال ها، آواز خوانان زیادی در داخل وخارج از کشور،از بستر سکوت تلخ تاریخ سر بیرون کرده اند که دلیلش همان سرکوب خونین هنر و فرهنگ بوسیله ی حکو مات استبدادی جهادی و طالبی از یکسو و بعد یک شبه وارد شدن دمو کراسی بی بند و بار غربی از سوی دیگر است که در همه زمینه ها، اثر نا مطلوب و زیانبار خود را گذاشته اند.

     از شمار آواز خوانان نسل امروز که بی تاثیر از این حوادث نبوده یکی هم( صدیق شباب) است که آهنگ ها، تصنیف ها وکلیپ هایش.در رادیو تلویزیون ها و« یوتوپ» گل کرده و امروزه هیچ آواز خوانی با تقلید از غربی ها بدون دختران در حال رقص و پایکوبی،آواز نمی خواند.که صدیق شباب هم جزء انهاست.

    ان اهنګ دلنشین وان شعر زیبا که توسط « در محمد کشمی» خوانده شده بود و صدیق شباب انرا این سال ها کاپی کرده و هرګز هم نګفته است که این آهنګ کاپی است، دست تصرف به شعر ان هم زده است که میخواند: (درباغ می خرامید،آن ماه نورسیده) که«ماه نورسیده» رابجای« سرو نورسیده» بکار برده است.سرو نو رسیده یعنی سروی که هنوز نهال است وجای سرو هم در باغ و گلزار و جنګل است.در این شعر شاعر،سرو نو رسیده، به معشوق استعاره شده است.در شعر فارسی، ترکیب های زیبایی مانند:(ماه نو،ماه شب چهارده،ماه تمام) داریم. ماه نو یا هلال، به ابروی یار وماه شب چهارده یا ماه تمام همیشه به روی یار تشبیه شده اند.اما سرو را به قد و بالای معشوق تشبیه کرده اند.مانند بیت های ذیل:

جهان بر ابروی عید، از هلال وسمه کشید 
هلال عید در ابروی یار باید دید ( حافظ)
حور عین میگذرد در نظر سوختگان
یا مهء چهارده یا لعبت چین میگذرد( سعدی)
کی دارد جوهر عرض اقامت ؟
فلک تا ماه نو، پا در رکاب است ( بیدل)

     از طرف دیګر، ماه نو در باغ خرامان کرده راه نمی رود و دست ګلچین هم ندارد.ماه فقط نور می افشاند و ایجاد زیبایی میکند.واین نخل قد یا ( معشوق ) است که خرامان و دامن کشان، راه می رود:

نخل قد تو به باغی که خرامان گردد

سرو، در زیر پر فاخته، پنهان گردد ( علی شیر نوایی)

تا به گلزار جهان، سرو بلندت برخاست       

هر نهالی که نشاندند به بستان، بنشست ( امیر خسرو )

     تصرف در شعر تنها جرم نیست ،آنچه که در این کلیپ و آهنګ، مبتذل وشګفتی اور است،اینست که آدم های زیادی با کلاه ها و لباس های ترکی و نوعی حرکات (سماع صوفیانه) در جنګل دیده میشوند.بعد آن ماه نورسیده در ګوشه جنګل ظاهر میشود که انهم نوعی لباس عربی دارد.سوال اینست که این نماد ها وآدمها و کلاه های صو فیانه وحالت سماع بامتن این شعر،چه رابطه ای دارند؟ بهتر بود اقای شباب نخست معانی اشعار را فهم میکرد و سپس صحنه آرایی می کرد و کلیپ میساخت.مثلن زمانی که کسی در بارهء مادر کلیپ میسازد، باید تیپ یک مادر ومحبت مادری را تمثیل کند.

تقلید و کاپی کردن البته کار شایسته ای نیست.اما در هنر، تقلید از سبک وروش دیګران مجاز است.چنانچه در همه هنرها  واز جمله در موسیقی بسیاری ها آهنگ های استاد قاسم افغان و استاد سرآهنګ و احمد ظاهر را کاپی خوانی کرده اند و احمد ظاهر هم از آهنګ های هندی وغربی و ناشناس ازسیګل،ونسل امروزی هم از احمد ظاهر وساربان ، تقلید کرده اند.اما این کاپی خوانی صدیق شباب کجا وآن آهنگ اصیل درمحمد کشمی کجا!!

  آقایان طاهر شباب و صدیق شباب، سفری هم به افغانستان داشتند.بیست سال بعد به افغانستان رفتن، چه پیامی با خود برده بودند که به عاشقان هنر خود بګویند؟ جز ملا قات با مقامات دولتی، مصاحبه با تلویزیون ها،آستان بوسی و سر خم کردن به نوکران خارجی و بی هنران بیدرد.و قامت سبز هنر را باتبر استبداد زخم زدن و آبروی هنر وهنرمند را فرو ریختن!! همین بود دست آورد سفر شان به افغانستان جنگ زده و خونین دل! این دو برادر هنرمند که به نسل جوان روشنفکری دیروز تعلق خاطر داشتند، مهما نان عزیز دارا لسلطنه ی کابل و تلویزیون های سرکاری هم بودند و با افتخار در مصاحبه های خود ګفتند که از طریق هنر، به مردم خود خدمت می کنند. دارالسطنه ی کابل و راد یو تلویزیونی که هزاران کیلو متر از مردم خود فاصله دارند.وهمه چیز در اختیار دارند، جز مردم افغانستان صدیق شباب بخاطر به اصطلاح نمایش وحدت ملی! به زبان های پشتو واردو هم آهنګ های جالبی دارد آهنگ( یوافغان)او از جمله همین آهنګ هاست.که درسال2012 اجرا کرده است. چند بیت این آهنګ :

وخته بیرته راشه، یو افغان وزیژه وه  
بیا یو احمد خان یا میرویس خان، وزیژه وه
ننګ د وطن وکړی داسی حوان وزیژه وه  
یا خو خوشحال خان یا باچا خان ¸وزیژه وه 
چی بیرغ د ازادی کړی زمونژ پورته
داسی یو پاچا امان وزیژه وه

         این شعر صرف نظر از کاستی های وزنی و معنایی که دارد وبدون شک ساخته وپرداخته ذهن خود صدیق جان است، در واقع سلسله ی فاشیزم را می جنباند وآب در اسیاب دشمن می ریزد.واز زمان می خواهد که تاریخ تکرار شود و باز مانند این شخصیت ها در دامان وطن پرورش یا بند. اما نگفته است بغیر از اینها که اسم برده، دیگر فرزند مبارزی و وطن پرستی هم در تاریخ این سرزمین بوده است، یا خیر.اقای شباب! از سالهای دراز به اینسو در آغوش پاک میهن بجای میر ویس خان و احمد خان و باچا خان و امان الله خان، ملا عمر ها، کرزی ها وبسیار دیگر تربیه شده و می شوند! و زمان، آبستن قدرت هایی میشود که از اختیار من وتو بیرون است.صدیق شباب، در روزگار جوانی با برادر خود طاهر شباب، آهنگ زیبایی خوانده بودند که :

« اهل هرکجا که هستی، باز هم افغانی هستی  
خاطر بر گشت به خانه، به انتظار نشستی
هرکجای دنیا که باشی، لطف وطن را نداره 
یاد انهمه خاطره، اشک به چشمم میباره!»

         این آهنگ تا چه گل کرد وچه زیبا سروده شده بود.نمیشود که باز هم همان احساس ها و همان وطندوستی ها در رنگ و بوی دیگر، و با ساز و نوای دیگر ، جلوه گر شوند ؟ وخونش در رگ و پوست بدنت، جاری گردد؟ صدیق جان شباب،اگر به راستی مردم و میهن خود را دوست داشتی، بجای آستان بوسی مقامات، باید مانند « فر هاد دریا» قافلهء عشق می بستی و به قندهار، هرات و بامیان و مزار و هلمند می رفتی تا مردم میدا نستند که تو هم از آن مایی!چرا آهنگ و شعری مانند این شعر وآهنگ فرهاد دریا نمی سازی که هم تمثیل کننده ء وحدت ملی باشد؛ هم مردم بداند که کلید خانهء شان، بخود شان تعلق دارد.و هم هنرت، جاودانه بماند.:

« هی! با یک تن، اتن کی میشود     
این وطن بی ما، وطن کی میشود
گر نباشد از تو هم این سرزمین    
خا نهء  آباد  من ، کی می شود!
سرود سبز همدلی، صدای عشق می زند
که تا گناه تو شوم،که تا شوی صدای من
مرا بباغ می کشد ، ترانه ها یکی یکی
یکی برای  دوستی، یکی  برای همدلی
شگفته باد یاسمن، خجسته باد! این وطن!
ترانه های نسترن، یکی بتو، یکی بمن
یک کلید  خانه پیش تو،
یک کلید خانه، پیش من!»

    هنرمند جوان! این پند حضرت حافظ را آویزهء گوش هایت کن تا هنرت پیش از خودت، نمیرد!

درخت دوستی بنشان، که کام دل به بار ارد
نهال  دشمنی بر کن، که  رنج  بیشمار، آرد

   

( فبروری 2012 لندن)

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید