2013/03/14

   

بخش سوم

       تیموریان هرات،عصر درخشانی را در خراسان نه، بلکه در منطقه گذرانیدند.در زمان حکمروایی شاهان تیموری خراسان مهد علم، هنر، ادب، سیاست و تمدن درخشانی بود. میتوان گفت که رنسانس در شرق بود.و لذا زنان نیز دراین دوره از آزادی هایی برخوردار بودند.موسیقی،خطاطی، رقص، آواز خوانی، معماری وبسیار هنر ها وعلوم در این عصر به شگوفایی و تعالی رسید.ودر همه این دست آورد ها، زنان نیز نقش قابل ملاحظه ای داشتند.                                                            از زنان با فضل واهل سیاست این دوره، یکی هم (گوهرشاد بیگم) است.گوهر شاد، دختر امیر غیاث الدین، رییس قبیلهء ترخا نیان وهمسر شاهرخ میرزای تیموری واز اشراف زنان خراسان (780 _861 ه ق)  بود.امیر غیاث الدین، پدر گوهر شاد نیز یکی از امرای عصر تیموری بود.ولقب ترخان را چنگیز خان به او داده بود.گوهر شاد درسال 780 ه ق ) دیده بجهان کشوده است.این زن سیاستمدار و فرهنگ پرور،به شعر وشاعری هم عشق وصف نا پذیری داشت.وشعراء را در حمایت خویش قرار میداد. چنانچه (مهری ) هروی،یکی از شاعران نامدار عصر تیموری، مصاحب و ندیم او بود.گوهر شاد ، دو فرزند هنرمند و اهل فضل وکمال بنام های ابراهیم سلطان و بایسنغر میرزا داشت.که در هنر خطاطی، از جمله خط نسخ سرامد روزگار خود بودند.گوهر شاد بیگم نتنها همسر، بلکه از مشاوران نزدیک شاهرخ میرزا نیز بود.به همت وکوشش های این زن فاضل و هنر دوست، بناهای زیادی آباد شده وبه فرهنگ وتمدن عصر تیموری افزوده است.از انجمله میتوان از مسجد جامع و خانقاه شهر هرات که بنام خود او مسمی شده واز شاهکار های بینظیر هنر معماری ونقاشی در جهان بشمار میرود. دو رواق دارالحفاظ. و دارالسیاده درمشهد که به امر گوهر شاد ساخته شده همچنان خانقاهی که به امر گوهر شاد ساخته شده ودر کنار آن کتابخانه وشفا خانه ء بزرگی بنا شده است،از یاد گار های این زن فاضل و علم دوست است...

       کتابخانه ای که گوهر شاد امر ساختمان انرا داده بود، حاوی 32 هزار نسخه کتاب با 43 زبان زنده ء دنیا گرد آوری شده که یکهزار نسخه ء آن نسخ خطی عکس برداری شده وبقیه، کتب چاپی بود.مصارف این خانقاه ها، مساجد و کتاب خانه ها را گوهر شاد بیگم شخصا میپرداخت.گوهر شاد بیگم پس ازفوت شوهرش شاهرخ میرزا،درسن هشتاد ویک سالگی، در اثر توطیه عده ای از اهل غرض و بدستور سلطان ابوسعید تیموری، برادر زاده شاهرخ میرزا بقتل رسانیده شد.و در مدرسه ای که بنام خودش آباد شده.،بخاک سپرده شد .(1 ) ویکی پدیا_ دانشنامه ء آزاد با اندک تصرف.. .

        نورجهان بیگم: نام اصلی اش،مهر النساء است.دختر خواجه غیاث الدین محمد اعتماد الدوله از فضلا وامیر زاده گان خراسان بود .پدر مهرالنساء پس از تشنج اوضاع مهاجر در هند شد وبه دربار جلال الدین اکبر، شاهنشاه هند تقرب حاصل کرد.در ان سالها که مهرالنساء در حد زیبایی و کمال بود با شیر افگن خان یکی از فرماندهان جلال الدین اکبر ازدواج کرده بود.شهزاده سلیم، فرزند جلال الدین اکبر عاشق مهرالنساء میشود وبه مهرالنساء پیشنهاد ازدواج میدهد. اما در جواب شهزاده سلیم میگوید: نورجان گرچه به ظاهر، زن است 

در صف مردان، زن شیر افگن است                                                                                                   شهزاده سلیم پس از فوت جلال الدین اکبر که به سلطنت دهلی می رسد، در پی توطیه ای در جنگ بنگاله، شیر افگن خان را بقتل رسانیده وبا زور با مهر النساء ازدواج میکند.و به مهر النساء لقب نور جهان بیگم داده میشود.این دو زن و شوهر سیاسی و هنری، داستان شور انگیز وعاشقانه ای دارند  که هر تاریخ  دان و کتاب خوانی از ان آگاهی دارند. نور جهان بیگم افزود بر شاعری، سیاستمدار و مشاور نزدیک نورالدین(شهزاده سلیم) بود و در کار های ادارهء حکومت مداخله میکرد. پیش از این، در مقاله مفصلی بنام قصه هایی از تاریخ وهنر، در باره معلومات داده شد است.قصر تاج محل در دهلی از شاهکار معماری عصر مغل ها در هند است که برای این زن هنر مند و سیاستمدار، شاه امر ساختمان انرا داد. این بیت در سکه ء شاه جهان حک شده بود:

به حکم شاه جهانگیر یافت صد زیور    بنام نور جهان، پاد شاه بیگم زر  

عصر امپرطوری مغلها درهند، بدون شک یکی از درخشان ترین عصر تمدن اسلامی است.دراین دوره، زنان زیادی در عرصه های مختلف زنده گی سهم داشتند.از زنان مشهور دردبار مغولی هند میتوان از زیب النساء بیگم، دختر اورنگ زیب هم نام برد که شاعره ای بود توانا وخردمند.کوکبه ودبدبه ء خسروی را دوست نداشت خلوت گزیده وشکسته نفس بود: خود گوید 

 دختر  شاهم  ولیکن  رو  بفقر اورده  ام 

 زیب وزینت بس همینم، نام من زیب النساء است 

 جهان آرا بیگم، ستی النساء بیگم، ودهها تن دیگر، از فرزانگان و زنان فاضل انعصر بودند که نام انها در تاریخ زنده است.. (2 ) به نقل از کتاب ادبیات فارسی در میان هندوان_ تالیف دکتر سید عبدالله استاد ادبیات فارسی دانشگاه لاهور..

 طاهره قرة العین: نامش زرین تاج بود.پسانها، لقب قرة العین را بخود گرفت.در سال 1230 بدنیا آمد ودر سال 1268 در گذشت.پدر و.مادر طاهره، مسلمان و.مجتهد بودند.او، در آغاز طریقهء شیخیه را برگزید.واز این طریق مدتی رهبری بخشی از شیخیه را در کربلا وعراق بدوش گرفت.زمانی که (محمد علی باب) دعوت خود را آشکار کرد وبه تبلیغ دین خود پر داخت، طاهره به آیین باب گروید.طاهره، نخستین زنی بود که در اجتماع کثیری از مردم، ( روبنده ) حجاب از چهره بر گرفت و اعلام آزادی زن از قید وبند سنت ها کرد و گفت که با امدن آیین باب، احکام اسلام، ملغی شده است.طاهره از شخصیت های برازنده ء آیین باب بود وتا آخرین لحظات زنده گی پر ماجرایش، به این آیین وفادار ماند .

        طاهره در جریان تلاش های خستگی ناپذیرش در راه تبلیغ آیین جدید وحقوق زنان دربند کشیده وسنت زده ء زمانش به اتهام دست داشتن به قتل محمد تقی برغانی معروف به شهید ثالث، باز داشت   شد و مدت سه سال را در زندان رژیم قاجاریه گذشتاند.پس ازانکه ناصرالدین شاه قاجار ترور شد،طاهره نیز با دیگر متهمان قتل شاه،زیرعنوان فساد فی الارض اعدام گردید.طاهره، اولین زن قربانی اعدام در این اتهام بود. مبارزات طاهره،هم بعد دینی داشت و هم بعد در رهایی زنان از  سیطرهء سنت ها وعنعنه های قرون وسطایی و مذهبی.  طاهره،اهل قزوین ایران، لقبش ام سلمه و تخلصش طاهره بود.علوم متداول عصر خود را از پدر و خسرش و ادبیات وشعر را از مادر خود آموخته بود.خشم روحانیون مذهبی زمانی بر طاهره افزونی یافت که او به آیین باب  گرویده  بود.او با گروه های مخالف زنان همعصر خود گفتگو ها وملاقات ها میکرد.طاهره، شاعر آتشین خو و پرخا شگر و انقلابی بود سروده هایش اکثر سیاسی و مذهبی است.غمنامه مرگ طاهره  بسیار درد ناک و تراژدی است.در سال 1856 میلادی بنا بر حکم دو مجتهد ارشد نظام در حالیکه 35 سال داشت، در باغ ایلخانی بردند، خفه اش کردند و جسدش را در چاه انداختند.

 بسیاری از فعالان حقوق زن، طاهره را  الگوی مبارزات زنان دانسته اند. دکتر شریعتی گفته است: بد ترین استبداد، استبداد دینی است زنی فعال در راه آزادی زن و تلاش در راه ارمان هایش را بجرم اعتقاداتش با این شیوه کشتن، الگویی از استبداد دینی است که متولیان دینی ما انجام میدهند.جنبش طالبان افغانستان که زنان را در زمان حاکمیت سیاه و ننگین خود در محضر عام به جرم به اصطلاح بی عفتی وبی حجابی ودهها بهانه ئ دیگر دره میزدند و اعدام میکردند، نمونه ای از وحشت دینی و تطبیق سنت های قرون وسطایی بود که اکنون هم ادامه دارد.طاهره در باب حقانیت دین باب، قطعه شعری دارد که میگوید:    ای عاشقان،ای عاشقان شد آشکارا وجه حق 

رفع حجاب گردید  هان، از قدرت  رب الخلق

 آمد  زمان  راستی،  کژی   شد  اندر  کاستی 

آن شد که آن میخواستی،ازعدل وقانون ونسق (3 ) ویکی پدیا_ دانشنامه ء آزاد با اندک تصرف . .

ملکه ثریا: ثریا دختر محمود طرزی و همسر شاه امان الله از اشراف زاده گان و روشنفکران عصر خودش بود که در 24 نومبر سال 1897 م در دمشق، پایتخت سوریه بدنیا امده است.وقتی با شاه امان الله درسال 1912 م ازدواج کرد،خانواده ء شاه لقب (شاه خانم ) را برایش دادند.ملکه وشاه امان الله، از روشنفکران دربار سلطنتی بودند و در راه انکشاف و ترقی افغانستان عقب ماندهء انروزگار، مساعی زیادی بخرچ دادند. بخصوص پس از سفر طولانی ای که در ممالک  اروپایی و آسیایی داشتند، دید گاههای انها نسبت به اوضاع افغانستان وجهان را بکلی تغییر داد.شاه وملکه با بازگشت به وطن، بفکر تغیرات بنیادی ونو سازی در افغانستان شدند..با همین منظور،لویه جرگه ای بزرگ را با شرکت سران قبایل و کارمندان ارشد دولتی و روحانیون تشکیل دادند که در پغمان دایر شده بود.ملکه ثریا در این جرگه ظاهر شد و چادر از روی خود پس کرد و سخن از ازادی زنان ورهایی انها از قید وبند سنت ها وظابطه های سختگیرانه ء سنتی زد . .

      در این جرگه، ملکه مورد انتقاد جدی روحانیون وسران قبایل وسنت پرستان گردید.برخی روحانیون وخانوادهء مجددی ها که نفوذ قابل ملاحظه ای در شرق و جنوب افغانستان داشتند، ودر عین زمان از حمایت مالی انگلیس ها برخوردار بودند، ملکه و شاه امان الله را به کفر وبی حجابی ملزم ساختند وعکس های ملکه را درمیان قبایل پخش کرده جهاد! علیه انها را اعلام نمودند.اما شاه وملکه دست از اقدامات ترقی خواهانه بر نداشتند.درهمان آغاز سلطنت شاه وبه همت ملکه ثریا در سال ۱۹۲۱ م اولین مکتب دخترانه در ناحیه شهر آراء کابل تاسیس شد که مدیریت ان بدوش اسما رسمیه طرزی بود. محمود طرزی، خسر و وزیر امور خارجه ء دولت شاه امان الله بود که درترکیه عثمانی تحصیل کرده وبا تمدن آن روزگار عصر ترکان عثمانی ودنیای غرب، آشنایی حاصل کرده بود .     د.

         درقانون اساسی جدید شاه،که ملکه نیز در اوردن ریفورم ها نقش داشت، منع خرید وفروش زنان و تعدد زوجات مسجل شده بود.موء سسه عالی نسوان و موء سسه حمایت طفل واعزام دختران وزنان برای تحصیل در خارج از کشور و بخصوص در ترکیه، از اقدامات جدی شاه وملکه ثریا بود.هرچند که با عکس العمل های ماجرا جویانه ء روحانیون وسران قبایل، مواجه شدند.وشاه را مجبور کردند که برخی از فرمان ها را پس بگیرد.ملکه ثریا، به زبان های ترکی،فرانسوی،عربی وفارسی _دری آشنایی کامل داشت.سخنران پرشور ومبلغ آتشین کلام بود.درمجالس زنان شرکت می کرد و انها را به فراگیری دانش وفرهنگ وآزاده گی ورها شدن از قید سنت های قبیله ای، فرا میخواند.اما با دریغ که روحانیون مرتجع وسران قبایل محافظه کار،با براه انداختن قیام ها هردو مجبور به ترک وطن شده تا اخر عمر در حسرت دیدار وطن وترقی افغانستان، جان باختند.(4 ) نقل از گوگل با اندک تصرف .

 جمیله بوپاشا:  جمیله دختر عبدالعزیز بن محمد الجزایری است که در سنت لوژن الجزیره در سال 1938م بدنیا امده بود.در ان سالها، الجزایر یکی از مستعمرات  فرانسه بود.وجمیله عضو جبهه ء آزادیبخش الجزیره بود که برای آزادی میهنش می رزمید.درسال 1960 م جمیله توسط ارتش فرانسه دستگیر وزندانی شد ودر زندان، شکنجه های وحشیانه وغیر قابل تحمل زندان بانان را تجربه کرد. از جمله شوک الکترونیکی و شکنجه با بطری، سوختاندن اعضای بدن با آتش سگرت و حتا تجاوز جنسی را از او دریغ نکردند. اما جمیله از مقاومت و مبارزه دست نکشید. پسانها، یک زن فرانسوی وکیل مدافع او شد .جمیله را از زندان آزاد کرد.جریان محاکمه ء او در داد گاه، یکی ازپر تنش ترین محاکمه در تاریخ فرانسه ثبت شده است.

       در سال 1960 م سیمون دوبو آر نویسنده زن فرانسوی در نشریه (لوموند) مقاله ای را منتشر کرد دراین مقاله، دو بو آر توضیح داده بود که چگونه شکنجه گران فرانسوی این زن (جمیله ) مبارز را یک هفته تمام شوکه الکترونیکی به نوک سینه ء او وصل کرده بودند و چگونه سرش را در آب فرو میبردند که امروز  انرا (واتر بوردنگ) میگویند.اورا شکنجه کردند ودر نهایت جمیله را مورد تجاوز جنسی قرار دادند. لوموند، از ذکر نام شکنجه مخصوص نام نبرده .از جمله چنین نقل قول کرده بودند: انها یک بطری در شگم من فرو کردند!! و بخاطر همین  مقاله، آن نسخه ء روز نامه توقیف شد. دو هفته بعد فرانسوا ساگان در نشریه هفتگی (اکسپرس) مقاله ای با عنوان زن جوان وبزرگوار منتشر کرد واعلام نمود که از این که او فرانسوی است،احساس شرم میکند.    د.

           بعد ها، کمیته هایی به ریاست سیمون دو بو آر برای جمیله تاسیس شد.اعضای این کمیته عبارت بودند از:الزاتریولت نویسنده،لویی اراگون، شاعر معروف کمونیست فرانسه، امه سته زر ، ژان پل سارتر، فیلسوف بزرگ فرانسوی وبسیار دیگر. ژیزل حلیمی وکیل سر شناس همراه با سیمون دو بو ار، شرح حال مستندی در باره ء جمیله نوشتند.پیکاسو، تصویری از این زن مبارز جوان کشید.وآهنگساز ایتالوی،لویچی فونو آهنگی بنام آهنگ زنده وعشق برای جمیله سراییدند.پس از قرار داد ( ایوییان ) در سال 1962 م استعمار فرانسه پس از 130 سال پایان یافت و فرانسه جنگ استعماری در الجزایر را متوقف ساخت.وجمیله بوپاشا هم آزاد شد.پنجاه سال بعد،درسال 2012 م فیلم تلویزیونی برای جمیله به کارگردانی کارولین هوپرت، بار دیگر خاطره ء این زن مبارز را بیدار کرد. (5 ) نوشته ء فلورانس هروه _ برگردان آزاد ارفع ، نشریه راه کارگر

      اندیرا گاندی: اندیرا پریادارشینی گاندی،دختر جواهر لعل نهرو نخست وزیر فقید هند وهمسر فیروز گاندی از پارسی زبانان زردشتی هند ،در19 نومبر سال 1917 م در آلله آباد تولد شده ودر 31 اکتوبر 1984 بقتل رسانیده شد.اندیرا در جوانی هنگامیکه مصروف تحصیل بود، پدرش بنابر فعالیت های سیاسی بمنظور ازادی هند از استعمار بریتانیا در سال 1921 م دستگیر وبه زندان رفت.نهرو از زندان برای دخترش اندیرا، نامه های آموزشی، سیاسی و اخلاقی مینوشت و اورا برای رهبری آینده جنبش آزادیخواهی و وطن، آماده میکرد. پسانها، این نامه ها بنام ( نامه های پدری به دخترش و نگاهی به تاریخ جهان) منتشر شد.

 پس از درگذشت نهروکه انوقت مقام صدارت هند را داشت، اندیرا رهبر حزب کانگرس هند شد.واین حزب،ازپر نفوذ ترین احزاب هند بشمار می رود. اندیرا تحصیلات عالی خود را در اکسفورد  لندن به پایان رسانیده و از 19 جنوری 1966 تا 24 مارچ 1977 و باز از 14 جنوری 1980 تا 31 اکتوبر 1984 بعنوان  نخست وزیر هند  بود. جنجال بر انگیز ترین برنامه اصلاحی اندیرا،کنترول روز افزون جمعیت هند از طریق کاهش میزان با ر داری زنان هند بود که در تطبیق این سیاست، دشواری های فراوانی فرا راه او قرار گرفت.اندیرا پس از مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو، سومین شخصیت بر جسته ئ سیاسی و پرنفوذ در کشور پهناور هند بود. در دور دوم صدارت اندیرا، بحران جدایی طلبان سک ظهور کرد.که دولت اندیرا با انها با خشونت و تندی بر خورد کرد و سر انجام توسط  دو نفر سرباز گارد خود که از تند روان جدایی طلب سک بودند،بقتل رسانیده شد.اندیرا در شرح خاطرات خود مینویسد: من از سالهای کودکی با سیاست، خو گرفتم و با سیاست، بزرگ شدم.آرزوی دوران کودکی من این بود ژاندارک هند بشوم وبا همین آرزو، بزرگ شدم. (6 ) به نقل از گوگل با اندک تصرف

     بینظیر بهوتو: بینظیر، دختر ذوالفقار علی بهوتو، نخست وزیر پیشین پاکستان در سال 1332 در کراچی بدنیا آمد.پدرش موء سس حزب مردم پاکستان و نخستین نخست وزیر غیر نظامی پاکستان بود که قصد داشت آنکشور را بسوی یک حکومت مردمی و دموکراتیک سوق بدهد. اما غرب، با رویکار اوردن جنرال ضیاء الحق  توسط یک کو دتای نظامی،دموکراسی در پاکستان را خفه کرد.بینظیر،تحصیلکرده دانشگاه هاروارد و اکسفورد انگلستان است پس از اعدام ذوالفقار علی بهوتو توسط جنرال ضیاء الحق ، رهبری حزب مردم  پاکستان را بعهده گرفت.و از همین طریق،طی سالهای (1988 _1990 و 1993 _1996 ) دو دوره نخست وزیر پاکستان بود. بینظیر در دوران نخست وزیری خود به فساد مالی وپولشویی متهم گردید واز وظیفه اش توسط دادگاه عالی پاکستان ازکار برکنارشد .بینظیر ،در 27 دسامبر 2007 م دریک حمله ء انتحاری درحالیکه مصروف کمپاین انتخاباتی بود،کشته شد.(7 )همان منبع(

   خالده ضیاء : خالده در سال 1945 م در بنگلادیش بدنیا آمد.او، رهبر حزب محافظه کار ناسیونالیست بنگلادیش است خالده از سال 1991 تا 1996 نخست وزیر بنگلادیش بود.در دور دوم انتخاباتی نیز حزب خالده برنده شد و او از سال 2001 تا 2006 بعنوان نخست وزیر کار کرد. رقیب خالده،  شیخ حسینه ، رهبر حزب عوامی  لیک  بود اختلافات این دو سیاستمدار بنگلادیشی سبب شد تا نظامیان مداخله  نموده قدرت را بدست آورند. شیخ حسینه دختر شیخ مجیب الرحمان، رهبر فقید بنگله دیش است که بنگال را از خاک پاکستان در سال 1353 ش  جدا کرد و دولت مستقلی را تشکیل داد که بنام پاکستان شرقی یاد میشد.شیخ مجیب الرحمان در نتیجه کودتای سال 1975 با اعضای خانواده اش کشته شدند. اما شیخ حسینه که ان وقت مصروف تحصیل در خارج از کشور بود، با یک خواهرش زنده ماندند.خالده ضیا و شیخ حسینه در سال 1999 م به رقابت برای مقام  بدست اوردن  نخست وزیری پرداختند. که در حلقات سیاسی بنام ( بیگم های جنگجو) لقب یافتند.اما چون توافقی در میان نبود، هردو بجرم فساد مالی با به وجود امدن دولت موقت،از طرف داد گاه عالی محکوم به زندان شدند.(8 ) همان منبع  )

     میگاواتی سوکارنو: میگاواتی، دختر دوکتور سوکارنو، رییس جمهور پیشین اندونیزیا در 23 جنوری 1947 بدنیا امد.پدرش دوکتور سوکارنو، رییس جمهور ورهبر حزب ( اندونیزی دموکراتیک پارتی ) بود.میگاواتی نیز پس از درگذشت پدرش رهبر این حزب شد.واز 23 جولای 2001 تا 20 اکتوبر 2004 م بحیث اولین زن رییس جمهوری دریک کشور اسلامی دارای جمعیت بیش ازهر کشور اسلامی دیگر انتخاب شد.میگاواتی، اولین زنی است که در یک کشور اسلامی، به حیث رییس جمهور انتخاب شده است.حال انکه در کشورهای اسلامی مانند عربی خلیج وسعودی، وزیر کابینه شدن در قانون، قدغن است.در افغانستان هم وزیر کابینه شدن،یک امر سیمبو لیک و فاقد صلاحیت های اجرایی است.

     اندونیزیا، یکی از کشور های جنبش عدم انسلاک است و دوکتور سوکارنو پدر حسینه، از پیشگامان عدم جنبش انسلاک بود.(9) همان منبع در تاریخ باستان وعصر حاضر زنان بسیار بوده اند که بمقام های عالی قدرت دست یافته اند.اما در ذکر همه انها باید دفتر ها نوشت که از حوصله این مقال بیرون است. 

 ( مارچ 2013 _ لندن)     ا

     

 

 

 

  بقیه گزیده های مقالات فرهنگی دستگیر نایل کلیک نماید

 
 

 

 

 
 
 
admin@vatandar.at
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد