2013/04/12

  

          واژه گان درآثار بدیعی وگفتاری زبان شیرین فارسی دری، بار معنایی فراوان دارند وشاعران وسخنوران زبان فارسی از واژه گان و مفاهیم و رمز ها، مضامین بکر و معنی های نغز و دلنشینی ساخته اند. وقتی این واژه ها، رمز ها و مفاهیم و نشانه ها و مصطلحات را در آثار بدیعی و حکمی و عرفانی و فلسفی میخوانیم، نکته های بسیار باریک وپر معنی وحکمت وفلسفه و دقایق عمیق عرفانی وباور های درونی و حسیات خود را در آن می بینیم که فهم این رمز ها، و نشانه ها و واژه ها برای ما، درسی ازمکتب خود شناسی، زیبایی شناسی وخود اگاهی و خدا جویی است.

   غیر و اغیار، از جمله واژه گانی اند که ما را به سیماهای منفی و دیوصفتان که دشمنان خودشناسی وحقجویی است،آشنا میسازد.حضرت حافظ شیرازی،آن عارف شاعر،بیش از هر سخنور دیگر به معنی وتبیین این مفاهیم و واژه گان پرداخته است، و از آن معانی وتعبیر های متفاوت بدست داده است.چون فهم اشعار حافظ نزد بسیاری ها دشوار وغیر قابل فهم مینماید،به حیث نخستین مقام خود شناسی آدمی،درک اشعار خود را موقوف به کرامت نفس انسان دانسته وسخن خود را، و راز خود را از اغیار و نا محرمان، پوشیده نگداشته است. چنانکه خود گوید:

_ من این حروف نوشتم، چنانکه غیر نداند

     تو هم زروی کرامت چنان بخوان که توانی

     بنظر می رسد که حافظ، از اهل کرامت تمنا هایی دارد ونمی خواهد که غیر، کلامش را بشنود.از نظر حافظ غیر همان نا محرم راز، همان خود نا شناس،و حق نا شناس،همان زاهد و محتسب و شحنه است که سد راه حقیقت جویی وخود شناسی مردم  شده اند. لذا،به غیرو اغیار، سخن خود را و راز نهانی خود را نمی گوید.در مقابل، سخن و راز خود را با اهل دل،با محرم راز، با آشنا، با دوست، و با سالک که در مقابل غیر قرار دارند، در میان میگذارد:

_ رازی که برِ غیر نگفتیم و نه گوییم

با دوست بگوییم که او،محرم راز است

       همه سخنوران و عارفان فارسی زبان که از دوست و آشنا و محرم راز درمقابل غیر سخن می گویند، هدف ایشان همان رهروان راه حقیقت ورونده گان سلوک وانسان واندیشهء انسان سالاری است. زیرا این انسانست که محک اعتبارهمه حقیقت جویی ها وراز هاست. در گلشن راز شیخ محمود شبستری میخوانیم:   _     تویی تو، نسخهء نقش الهی

       بجو از خویش،هر چیزیکه خواهی

و حافظ، محکمتر و پر معنی تر گفته که:

_ عاشق شو ارنه روزی، کار جهان سر آید

       نا خوانده نقش مقصود، از کارگاه هستی

نقش مقصود از کارگاه هستی،همان نشانه ها وپدیده هایی اند که خداوند درکار گار خلقت جهان آفرینش بجا گذارده و خود، به فراسوی لطافت ها  اوج گرفته است.و انسان، یکی از این نشانه ها ورمز هاست که از عشق آفریده شده و یکی از جلوه گاه ذات خداست.معنی واژه های (غیر و اغیار ) در شعر فارسی افزود بر معنی اصلی اش( بجز،سوا،مگر بدون) همان دشمن،همان راهزن دین وایمان،همان نامحرم ودیو وهمان محتسب است که درجهت ویرانگری، راه به نهان خانهء دل موًمن می زنند وانسان را از مقام ملکوتی اش به برزخ ناسوتی فرود می آورند.حافظ گوید:

_ خلوت دل نیست جای صحبت اغیار

       دیو چو بیرون رود، فرشته در آید

 معشوق، عیان می گذرد برتو و لیکن

اغیار همی بیند، از آن بسته نقابست

در دیوانهای استادان بزرگ ادب وقافله سالاران عرفان چوم مولوی،سنایی وسعدی وحافظ،دهها وصدها غزل وبیت می یابیم که همه جا از دوست، آشنا، ومحرم راز که در مقابل غیر قرار دارند، سخن گفته اند.:

_ حدیث دوست نگویم،مگر به حضرت دوست

            که آشنا، سخن آشنا نگه دارد

_  ما محرمان خلوت انسیم،غم مخور

       با یار آشنا، سخن آشنا بگو ( حافظ)    سعدی هم گوید:

  حدیث دوست نگویم مگربه حضرت دوست

    یکی تمام بود مطلع بر اسرارم

مولانا نیز، واژه ی اغیار را به معنی بیگانه، دشمن،و نا محرم بکار برده است:

_  خموشید، خموشید که تا فاش نگردید

       که اغیار گرفتست، چپ وراست، خدایا

_ تا گل روی تو دیدم، همه گلها خار اند

     تا ترا یار گرفتم همه  یار، اغیار اند ( سعدی)

حافظ، شگفتی زده است که با آمدن یار در خلوت دل، چرا غیر را از خانهء دل بیرون نه رانده است:

_ حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار

     خانه از غیر نپرداخته ای،یعنی چه؟

مولانا در غزلهایش، کار برد واژهء غیر و اغیار را بمعنی سوا، جز، بدون هم استفاده کرده است:

_ کو بام؟ غیر بام تو! کو نام؟ غیر نام تو

     کو جام؟ غیر جام تو، ای ساقی شیرین ادا!

مولانا، هنگام سرایش مثنوی که شب ها رابا همدلان و مصاحبانش روز میکرده،از ورود غیر و نا محرم، پاره ای از سخنانش را فرو میخورد و بیم دارد که نا محرم، مایهء فساد و عناد وجدال نگردد: مولانا میگوید:

_ چونکه نامحرم در آید از درم

      پرده در پنهان شود، اهل حرم

      مولانا عبد الرحمن جامی هم از واژء غیر همان معنی نا محرم، محتسب، د شمن و... را مراد کرده است:

_ هرچه جز حق، ز لوح دل بتراش

       بگذر از خلق و جمله حق را باش

       رخت همت، به خطهء جان کش

       بر رخ غیر، خط نسیان کش

ودر دوبیت زیر،هردو معنی،یعنی هم نامحرم ودشمن همان خودنا شناس وهم سواء جز، را مراد معنی کرده است:

_ با تو خود، آدم کی و عالم کدام؟

    نیست ز غیر تو نشان غیر نام

   گر چه نمایند، بسی غیر تو

   نیست در این عرصه به جز غیر تو

شیخ ابوسعید ابوالخیرهم رباعی بسیار پرمعنی و زیبایی دارد که مرادش از غیر همان دشمن دین وایمان، نامحرم و بیگانه است:

_ در کعبه اگر دل سوی غیر است ترا

     طاعت همه فسق و، کعبه دیرست ترا

     در دل بخدا و، ساکن میکده ای

     می نوش که عاقبت به خیر است ترا

علامه اقبال لاهوری هم ازواژهء غیر بمعنی دشمن، نا محرم وبیگانه بکار برده است:

_  وای بر منت پذ یر خوان غیر

      گردنش خم گشتهء احسان غیر

      ای خنک ان تشنه  کاندر آفتاب

     می نخواهد از خضر،یک جام آب

در جای دیگر گوید:

باز از ما خواه، ننگ و نام را         پخته تر کن، عاشقان خام را

  کوه آتش خیز کن این کاه را           زآ تش ما سوز، غیرالله را

هاتف اصفهانی در شگفت است که رازی که میان معشوق واو گفته شد، جز خدا، کسی آگاه نبود. اما غیر این راز را از کجا شنیده است؟:

_ رازی که با تو گفتم، در آنجا کسی نبود

     غیر ازمن و خدا وتو، غیر ازکجا شنید؟

اما رهی معیری از واژه ئ غیر بمعنی رقیب ودشمن وکسیکه میان عاشق و معشوق در حال توطیه است،مراد کرده است. در بیت زیر:

_ تو گرمی از وفا با غیر و من، میسوزم از غربت

    هلاک ای دوست، زین دشمن پرستی ها میکنی ما را

لکن در جای دیگر کار برد واژه ئ غیر همان نا محرم و بیگانه و دشمن را مراد معنی کرده است:

_ خسته دل داند، بهای ناله را         شمع داند، قدر داغ لاله را

هر دلی از سوز ما، آگاه نیست         غیر را در خلوت ما راه نیست

حافظ نیز ابیات زیادی دردیوان خود از غیر بمعنای سوا،جز،مگر و... دارد دربیت زیر میخوانیم:

_ غیر از این نکته که حافظ ز تو نا خشنود است

    در سرا پای وجودت، هنری نیست که  نیست

 بیت زیبایی هم از صایب اصفهانی در معنی اغیار را می خوانیم:

_ زحیرت، عاشق از نظارهء اغیار، گل چیند

     که بلبل مست چون شد،از درو و دیوار،گل چیند

( هالند_ فبروری 2006 )

     

 

 

 

  بقیه گزیده های مقالات فرهنگی دستگیر نایل کلیک نماید

 
 

 

 

 
 
 
admin@vatandar.at
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد