2013/10/20

ادبیات فرانسه   در پرتو ماجرای درایفوس

 

یك اثر خوب ادبی، بازتابگر روح و روان جامعه و دوران خویش است برای یك ابدیت و تاریخ درست ادبیات نمایانگر راه و مقصدی كه فرهنگ و مردم در همان مضمون پیش رو دارند.

روشنفكر افغانستان به دلایل گوناگونی تا حالا نخواسته یا نتوانسته است، با بررسی و پژوهش بی طرفانه ، گذشتۀ ادبی چهل سال اخیر این سرزمین را به نوعی كه بایستی واقعیت اجتماعی و سیاسی آن  بازتاب یابد، ارائه بدهد. به باور من ، تعارف و وابستگی به جریان های سیاسی اخیر و كنونی در این مرز و بوم دو دلیل عمدۀ سرباز زدن ازین رسالت می باشد.

ماجرای درایفوس ، نمونۀ خوبی است از پیوند فرهنگ  با سیاست و مبارزات روشنفكری گسترده  برای تغییرات اصولی و بنیادین در یك جامعه.

نسل ۱۸۸۵ میلادی در فرانسه شاهد ماجرایی گشت كه همۀ قشر روشنفكر آن كشور را  به ابراز نظر و اتخاذ سمت و سو  جهت ارزش های موجود در جامعه، یا به موافقت از حق فردی و حقیقت مبتنی بر سند و یا  جانبداری از دیدگاه  آموزش های ملی، مذهبی وادار ساخت.

از سال  ۱۸۸۶ میلادی به بعد  یهودی ستیزی  و یهودی گرایی  را در میان بخشی از روشنفكران فرانسه بصورت برملا و آشكارا ، روزنامه ها عنوان می نمودند . در سال۱۸۹۴ میلادی وقتی اسنادی سری از وزارت جنگ فرانسه گم  شد ، افسری یهودی تبار بنام الفرید درایفوس  Alfred Dreyfus متهم  و محكوم به سرقت و دادن آنها به دولتی بیگانه  گردید.

نخستین نویسندۀ كه داوری قضایی  ماجرای درایفوس را  در سال۱۸۹۶میلادی محكوم كرد، برنار لا زار  Bernard Lazare  بود، خود نیز یهودی تبار. وی با نگاشتن مطلبی زیر عنوان یک اشتباه قضایی – واقعیت اصلی در بارۀ ماجرای درایفوس،  پرده از روی پنهانکاری های دادگستری فرانسه برداشت.

بتاریخ ششم نوامبر سال  ۱۸۹۷ میلادی  یكی از استادان تاریخ مكتب  Ecole Normale Supérieure  ایکول نورمال سوپیریوور، بنام گابرئیل مونود  Gabriel Monod  طی مقالۀ در روزنامۀ    Le Témps  یا زمان  دلایل جعلی بودن اتهام درایفوس را تشریح نمود كه با انتقاد شدید و ناسزاگویی های مطبوعات یهودی ستیز روبرو شد.در مقابل شاگردان این مكتب به دفاع از استاد خویش نوشتۀ را به نشر سپردند.

با نگاشتن این نامۀ سرگشاده، ماجرای درایفوس وارد مرحلۀ نوین ادبی درتاریخ فرانسه گردید. اغلب روشنفكران این کشورچه راست نگر و یا چپ اندیش به مجادله و مباحثۀ علنی در بارۀ نظام دادگستری فرانسه پرداختند و نویسندگان میانه رو را وادار به جانبدرای به یكی ازین گروه  ساختند.

موریس باره   Maurice Barrés به عنوان یكی از  نخستین نویسندگان راست رو معروف فرانسه  با آثاری همچون مردی آزاد Un Homme libre ، احضار سرباز L’Appel ou Soldat  و تپۀ الهام گرفته La Colline inspirèe به دفاع از سیستم موجود وقت آنكشور قد علم نمود و برای مدتی مبارزۀ گروه مخالفان درایفوسAnti-Dreyfsard   را به پیش برد .

هرچند مدتی بعد جاسوس اصلی كه استرهازی Esterhazy نام داشت و اهل مجارستان  بود شناسایی شد، اما چون نخواستند اشتباه دستگاه قضایی هویدا گردد، وی را بدون جرم دانستند و تبرئه كردند.

امیل زولا  E’mile Zola با آثاری مثل دکۀ میفروش L’Assommoir ، نانا Nana و رؤیا Le Réve برای بار نخست درین ماجرا شركت ورزید و به تاریخ بیستم نوامبر۱۸۹۷ میلادی  با نوشتۀ در روزنامۀ فیگارو  Figaro  خواستار تجدید نظر دردادگاه گردید. امیل زولا با این نگاشتۀ جدی ومؤكد خویش موجب برانگیختن طغیانی وژرف احساسات جبهۀ مخالف درایفوس شد  و جنگی مذهبی و بی سابقه میان كاتولیكان، سلطنت طلبان و جمهوری خواهان به راه افتاد.

در نتیجۀ این نبرد باورها، نشریۀ فیگارو نیز ازچاپ نوشته های امیل زولا سر باز زد، چنانكه وی برای مدت كوتاهی خویش را به پخش رساله  های نشراتی وادار دید تا اینكه جریدۀ نو بنیاد لورور  L’aurore  به عنوان  بازتابگر فریاد تجدید نظر خواهان ماجرای درایفوس قد علم نمود.

به تاریخ سیزدهم جنوری  ۱۸۹۸ میلادی ، امیل زولا با انتشار نامۀ سرگشادۀ به رئیس جمهور فرانسه زیر عنوان من متهم میكنم  J’accuse ، در روزنامه یی L’aurore یا پگاه  واقعیت حادثه را برملا ساخت، مجرمان اصلی را كه هشت تن به شمول دو وزیر جنگ كشور بودند،  نام برد و مدافع موفقانۀ عدالت و انصاف در این ماجرا گردید چنانکه درایفوس توانست از کلبۀ تبعیدش واقع در جزایر مستعمراتی فرانسه در امریکای  جنوبی موسوم به جزایر شیطان  Île du Diable به کشورش بازگشت كند و اعادۀ شخصیت بشود.

بازتاب این نوشته در سراسر فرانسه فراگیر گشت، دوصد هزار نسخۀ این جریده در مدت چند ساعت  به فروش رسید و نام امیل زولا را ورد زبان همۀ شهروندان نمود.

نوشتۀ ژاكوز J’accuse  یا من متهم میكنم موجب حركتی درین كشور موسوم به روشنفكران شد. تجدید نظرخواهان را مخالفان آنها نخست تمسخر آمیزانه  “روشنفكران” می نامیدند. اناتول فرانس یكی از هموندان برجستۀ این گروه  روشنفكر به شمار می رفت.

تالار های مجادله و مباحثۀ نویسندگان راست و چپ نگر  بر گسترش دیدگاه های موافق و مخالف درایفوس نقش برازندۀ را ادا می نمودند. تالار های مادام شتراوس Madame Strauss ، مادام ارمان Madame Arman و  مادام دو لوینه Madame de Loynes محل گفتگوهای گروهی موسوم به كرانۀ راست Rive Droite شده بودند.

وقتی امیل زولا را برای نگاشتن مقالۀ من متهم می كنم به یكسال زندان و پرداخت جریمه محكوم نمودند، موافقان تجدید نظر خواهی این ماجرا كه شماری از دانشمندان علوم طبیعی، پروفیسوران علم فلسفه، وپزشكان را نیز شامل بود، موسوم به گروه درایفوسیس موس  Dreyfusismus  دور هم گرد آمدند و انجمن حمایت از حقوق بشر را بر پایۀ قوانین انقلاب كبیر فرانسه  بنیان گذاشتند.  مقر انجمن حمایت از حقوق بشر مركز تجمع و فعالیت هواداران گروه روشنفكران كه صد ها پروفیسور، دانشمند، معلم ، استاد و نویسندگانی همچون  پره وو Prévost  با اثری همانند مانون لسکو Manon Lescaut ، و روستان Rostand با شاهکاری مثل سیرانو دو برژیراک Cyrano de Bergerac را شامل می گردید، شناخته شد.

از سوی دیگر گروه مخالفان  تجدید نظرخواهان  ماجرای درایفوس با تشكیل انجمن میهن دوستان فرانسه  Ligue de la Patrie Francaise گرد هم آمدند.بیش از نصف اعضای اكادمی فرانسه، بیشترین افراد نسل های پیشینه وشماری از پروفیسوران نیز  شامل این گروه بودند.

ماجرای درایفوس چهار سال تمام، روشنفكران راست و چپ فرانسه را وادار به جهت گیری و بحث و مجادله نمود.خانواده ها، مكتب ها ودفتر های دولتی  محل گفتگو و ماجرا درین مورد شدند. هیچ موضوع دیگری نتوانسته است همچون این حادثه ، جامعۀ فرانسه را پس از انقلاب كبیر، بیشتر متحول گرداند و به خود مشغول سازد .

 نابودی حزب ناسیونالیستی راستگرای فرانسه، كامیابی آرمان های جمهوریت در بخش های دفاعی و تهاجمی به وسیلۀ وضع قوانین انتظامی و جدایی كلیسا و دولت از جمله ارمغان های این جدال  روشنفكری در بارۀ این ماجرا بشمار می روند.  امیل زولا پس ازین واقعه در سال  ۱۸۹۸  میلادی بنیانگذار ادبیات سیاسی اجتماعی اروپایی سدۀ بیستم عیسوی بخشی از نویسنگان اروپایی گردید كه این جریان هنوز هم در قوت خود كم و بیش همچنان ادامه می یابد.  اناتول فرانس۱۸۴۴-۱۹۲۴  میلادی، برنده یی جایزه نوبل ادبیات ، پادشاه نثر فرانسه،  نویسندۀ "عصیان فرشتگان " و"خدایان تشنه اند" پس ازین ماجرا گفت که" زولا" برای مدتی وجدان بشریت بوده است.

 برای نگاشتن این مطلب به ویژه از چهار اثر زیر بهره برده شده است:

Geschichte der Französichen Literatur, Albert Thibaudet,Verlag Karl Alber Freiburg, München, 1953

Weltliteraturgeschichte Band 3, Eduard Von Tunk, Staufacher-Verlag AG Zürich, Zweite Auflage, 1968

Weltliteratur, Ein Überblick, Axel Eggebrecht, Verlag Bruno Henschel und Sohn,Berlin, 1948

Geschichte der Weltliteratur, Erwin Laaths, Th.Knaur Nachf.Verlag, München, 1953

 

پایان

  

 

 

 

 
 

 

admin@vatandar.at
 
 
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد