WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی استاد جیلانی لبیب

 

   جهان هنر و ادب(مارسل رایش رانیسكی)                                             جیلانی لبیب

  

 

 دوست گرانمایه و دیرینه ام  ذكریا عبدالله، كه پیوسته  با چكامه های  جاویدان دیگران و اشعارهرگز  نسرودۀ زندگانی خویش، درسیاه ترین سالهای اندوهگنانۀ سرنوشت ساز وطن، جستجوگر روزنه یی بسوی  روشنی ها بود ، پیش از بازگشت آخرینش به میهن جنگزدۀ سنایی و مولوی، از نیاز آشنایی  بیشترفرهنگیان كمتر مسلط به زبان های دیگر كشور ما، با فرهیختگان جهان هنر و ادب غرب سخن گفت و از آنجمله ده تن را نیز نام برد. من هم در قهوه خانۀ كه گهگاهی آنجا بیاد وطن می نشستیم و از حافظ و جامی، گویته و لویی اراگون  Aragon Louis  میگفتیم و می شنودیم، وعده دادم كه اگر فرصتی میسر گردد، تا حد توانم چنان بشود.

بدون هیچگونه تأمل و درنگی ، معرفی مارسل رایش رانیسكی را به عنوان سرآغاز برگزیدم. شاید هم بدین دلیل که در نوشته های بعدی نیز از وی نامی برده خواهد شد، زیرا از ٱغاز نقد ادبی ٱلمان با لیسینگ  Lessing  در سدۀ هیجدهم میلادی تا كنون كمتر كسی وجود داشته است كه نوشته هایش به میزان نگاشته های رانیسكی   Marcel Reich-Ranicki   مورد توجه نویسندگان و خوانندگان ادبیات ٱلمانی قرار گرفته باشد.

آری، رانیسكی یكی از معروفترین و پرماجراجوترین چهره های مورد اختلاف در ساحۀ  نقد ادبی معاصر آلمان بشمار می رود.

در شمارۀ چهلم سال۱۹۹۳ میلادی خویش مجلۀ هفتگی" شپیگل " آلمان عكس مونتاژ شدۀ را روی جلدش به چاپ رسانیده بود، كه در آن تصویر مونتاژ شدۀ رانیسکی، معروف به پیشوای ادبیات آلمان، با الهام از  همان شعر معروف گویته كه در جایی از آن سروده است:

بزنید و بكشیدش این سگ را، او هم یك منتقد است : Schlag tot, den Hund! Es ist ein Rezensent

همانند یک سگ، كتابی را با دندان از هم میدرید. رانیسكی زادۀ ۱۹۲۰ میلادی ، تبعیدی حصار وارشاو توسط فاشیسم ٱلمان كه زمانی اندیشوار كمونیسم ، مدتی پس از جنگ دوم جهانی تا ٱغاز محاكمۀ سیاست مداران یهودی در بیشتر كشور های اروپای شرقی، قونسول كشور پولند در لندن بود ، از سال میلادی ۱۹۵۸ میلادی  به اینطرف دوباره درٱلمان زندگی می كند، سرگذشتی دارد پر از فراز و نشیب.

تیلمین ینس Tilman Jens روزنامه نگار آلمانی، پسر زبان و ادبیات شناس معروف والتر ینس  Walter Jens، در سال ۱۹۹۴میلادی رانیسكی را متهم ساخت كه وی در مدت همكاری اش با سازمان جاسوسی لهستان، مخالفان  مهاجر جلا وطن را با بهانه های جعلی  به برگشت درپولند فرا خوانده است و شماری ازین عودت كنندگان توسط رژیم كمونیستی آن كشور به اعدام محكوم گردیده اند. رانیسكی این اتهام به همكاری در قتل را دروغ محض خواند و عدۀ هم به دفاع از وی برخواستند.

 رانیسكی توانسته است  بیش از هر منتقدی، ارزش یابی كتاب را به ویژه در حوزۀ كنونی فرهنگ زبان و ادبیات آلمانی یعنی سویس، اطریش و آلمان مردم پسند گرداند و در جهت یابی مطالعه كنندگان کتاب درین كشور ها، تأثیر پذیر واقع  شود. وی پس از جنگ دوم جهانی، به دلیل ٱلمانی بودن نام خانوادگی خود از ”رایش” صرف نظر كرد و لقب  “مارسلی رانیسكی” را انتخاب نمود. رانیسكی در برنامه های تلویزیونی “ادبیات درحلقۀ چهار” با سه تن عضو ثابت به شمول و رهبری خودش به عنوان مجری و یك مهمان كه بیشتر یك نویسنده یا منتقد ادبی بود، چهار كتاب تازه به چاپ رسیده  به زبان آلمانی را مورد بحث و غور ادبی قرار می داد. چه بسا كه پس ازین نقد ادبی، كتابی به زودترین فرصت پرفروش و نایاب می گردید و یا اینكه مدت ها در قفسه های كتابفرشی ها همچنان دست نخورده باقی می ماند. طی این برنامه كه میان سال های ۱۹۸۸ و ۲۰۰۱ میلادی  به نشر می رسید،  مجموعاً ۳۸۵ اثر مورد گفتگو و نقد ادبی قرار گرفتند.       رانیسكی به اضافۀ كتاب های در باره یی تئوری های نقد ادبی همچون كسی كه می نویسد، بر می انگیزد،wer schreibt    provoziert  و میان دیكتاتوری و ادبیات      Zwischen  Diktatur und Literatur  و...، بررسی آثار توماس من  Thomas Mann، ماكس فریش  Max Frisch، هیلده شپیل  Hilde Spiel، هاینریش بُل  Heinrich Böll، مارتین والزر  Martin Walser، گونتر گراس  Günter Grass و زنگینامه ها، مجموعه آثاری را كه وی شاهكار عمر  Magnum Opus  خود نام گذاشته ، نیز به چاپ رسانیده است.  این گنجینۀ به پنج بخش، رمان ها،داستان های كوتاه، نمایشنامه ها، مقالات و اشعار تقسیم بندی شده ، در  پنجاه جلد و پنج دفتر ضمیمه، ماندگاری می باشد بی نظیر از ادب وهنر حوزۀ فرهنگی زبان آلمانی از آغاز تا امروز.

 رانیسكی منتقدیست بی تعارف ، با قاطعیتی صادق و صمیمی. وی با  بیان اینكه ادبیات تا حالا هرگز نتوانسته است از  جنگی جلوگیری بعمل ٱورد، می افزاید كه ما بیش از همه باید جامعۀ انسانی و عواقب آنرا بدون موجودیت ادبیات پرسش گونه برای خویش مجسم سازیم تا برعكس ٱن. از نظر رانیسكی شرایط خفقان و زمان سانسور می تواند  برای نویسنده و خواننده عصر اعتلای ادبیات نیز باشد. نویسنده در چنین حالتی مجبور می گردد تا با واژه های هر چه دقیقتر  و استفادۀ بیشتر از ابزار هنری ، گفتنی هایش را در اثر ادبی بنگارش درآورد با درك این نكتۀ عمده كه هرچه نوشته اش شیواتر و رساتر باشد ، حلقه های بیشتری به گروه خوانندگان اثرش می پیوندند. خواننده هم در چنین وضعی بین واژه ها و سطر ها را كنجكاوانه تر مطالعه می نماید تا ٱنچه را كه می جوید، بیابد. رانیسکی اما  به هیچ عنوانی شرایط زمان سانسور را بر اوضاع صلح وٱزادی  ترجیح  نمی دهد.

تعیین موضوع اثر ادبی ، بدون اینكه ٱزادی نویسنده  یا تعریف تعهد تعیین گردد ، بیشتر از همه برای رانیسكی انسان ، رنج انسان و عشق به انسان می باشد . وی با محدودیت ٱزادی در انتخاب موضوع  اصولاً مخالفت می کند  ; رسالت نویسنده را در شرایط خاص نادیده نمی گیرد  و خموشی وی را در چنان زمانی زیر سؤال قرار می دهد ، با تأكید بر این مسئله كه نویسندگی با گزارشگری کمتر سر و كار دارد .

رانیسكی با اتكا به حسن انتخاب و توانایی قضاوت درست و قاطعانۀ منتقد، یادٱوری می نماید كه یكی از پایه های معیار وی جالب یا خسته كن بودن اثر ادبی بر اساس انتقال احساسات بدون واسطۀ او می باشد و دلیل های ضروری نقدش بر همین تهداب بعداً گردٱوری و منسجم می گردند. با وجود اینكه مقیاس و هنجار معینی برای نقد ادبی تعریف نگردیده است ، رانیسكی داشتن  قاعده یی را كه با ٱن قضاوت درست ادبی میسر است ، ضروری می داند و باور دارد كه این راه و روش را هر منتقد خوب با مرور زمان برای خویش  ایجاد و تعریف می كند از ٱنجاییكه اثر ادبی با همه خصوصیت های سرگذشت نگارانۀ نویسنده اش و با همۀ تبارز احساس و بازٱفرینی واقعیت از دید فردی شخص نگارنده و استعداد و خلاقیتش با چاپ و پخش مال همه میشود ، رانیسكی بدین عقیده است كه خواننده باید بصورت جدی تر ٱن مورد نظر گرفته شود تا وقت كمی را كه در مطالعه می گذراند ، به هدر نرود .از نظر رانیسکی یك اثر ادبی باهمه محتوای خوب و دلپذیر ، اگر خواننده را با خود نبرد ، به زودی موجب دلزدگی وی میشود که این خواست هیچ نویسندۀ نیز نمی باشد . جلوگیری از چنین حالتی تنها با همگامی فرم و محتوی میسر می گردد ; به فرم و محتوا هرگز نمیتوان از دیدگاه تجریدی نگریست .

وی حتی برای نگارنده پیشنهاد می نماید كه با مساعد ساختن شرایط قرائت اثر خود در یك جمع كتابخوان و كتاب دوست و با درك احساس خستگی و كم علاقگی ها، امكان بازنگرش نگاشته هایش را برای خویشتن  پیش از پخش و نشر ٱن فراهم گرداند.

رانیسكیِ منتقد، هدف كارش را در نقد ادبی بصورت خلاصه، افزایش ادبیات برتر و خوانندگان برتر قلمداد مینماید . همین و بس .

رویکرد ها:

در نگاشتن مطلب ، منابع زیر نیز مرا یاری نموده اند:

Der doppelte Boden. Ein Gespräch mit Peter von Matt. Ammann, Zürich 1992

Mein Leben. DVA, München 1999.

Wer schreibt provoziert. Pamphlete und Kommentare, dtv, München 1966

Die Anwälte der Literatur. DVA, München 1994. 

 

  

 رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 

admin@vatandar.at

 مدیر مسوول : انجنیرهما یوسفی

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد