WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی استاد جیلانی لبیب

 

   جهان هنر و ادب(كریستا ولف )                                                         جیلانی لبیب

  

 

سال ۱۹۸۵ میلادی بود،از همان سال هایی كه هنوز دانشجویان، در كنار تحصیل و كار جهت امرار معیشت خویش، در كافه تیریا ها  روز ها، ساعت ها را تنها با بحث  روی  این موضوع سپری می نمودند كه اتحاد جماهیر شوروی، كشوری هست آیا سوسیالیستی یا رویزیونیستی؟ عدۀ هم آنرا سوسیال امپریالیستی می پنداشتند واز آن سالهایی بود كه شعار ها،  به جای مرام و آرمان، اصل و اساس شمرده می شدند. مثلاً اگر زیر اعلامیه یی یكی از همان شعار های تقلیدی “ مرده باد”،  “زنده باد” كم می بود، فوراَ مهر چند  “ایسم”  و “ایست” را بر پیشانی اندیشه ات می چسپاندند.

در تابستان همین سال دوستی از دیار فرانسه که با پول دریافت معاش تدریس زبان فرانسوی برای آلمانی ها در مدرسۀ عالی شبانۀ هامبورگ زندگانی را میگذرانید ، كار دیپلومش را در بارۀ كریستا ولف   Christa Wolf و آثار وی می نگاشت . من هم همیشه وقتی  به كلبۀ دانشجویی اش در هامبورگ آلمان كه ساكنان بومی اش آنرا  در تابستان زیباترین شهر جهان میدانند سری می زدم و او را کنار کمپیوترش با آثار این نویسنده مصروف  می دیدم، در مورد شناخت بیشتر ازکریستا ولف کنجکاوتر می شدم . آری، در ین شهر بندری، که  اگر کسی  در یكی از روز های آفتابی این فصل، كنار دریاچۀ "الستر" Alster  وی حتی یکبار هم قدم زده باشد، با هامبورگی ها همنوا خواهد ماند، دوست خوبم و من ، ساعت ها،  روز ها و هفته را از كریستا ولف می خواندیم و می گفتیم.

 بدینگونه در  زمانی، كه جنگ سرد هنوز شیوۀ كردار و پندار “دموكراسی” غرب را نیز در مهارش داشت، كریستا ولف به عنوان یك نویسندۀ مطرح “بلوك شرق”، در دانشگاه های معتبر آلمان فدرال، موضوع بررسی و پژوهش استادان و شاگردان قرار گرفته بود.

در آنوقت دیوار برلین که كسانی او را دیوار ضد فاشیستی  وحصاری مقابل امپریالیسم می نامیدند  و مردمی هم او را دژی در برابر حس آزادی خواهی ذاتی بشریت؛ و هنوز یك شهر را با خانواده هایش از هم جدا می نمود، برلینی های سمت غرب ، با تكبر و غرور، شهروندان برلین شرق را “آنسویی” ها می خواندند.  این نخوت و بزرگ منشی بیمار گونه با تبلیغات وسیع دستگاه های سازماندهی گشته و رهبری شده در نظام "مردم سالاری" سرمایه از یکسو و تشدید ایجاد ترس و وحشت در برابر دشمنان سوگند خوردۀ زحمتکشان در سیتسم "عدالت اجتماعی" از طرف دیگر ، خود سانسوری را چنان گسترده ساخته بود  كه كمتر اثری ازشاعران و داستان نویسان شرق در غرب یا برعكس به چاپ می رسید، مثل اینكه هر دو نظام، از واقعیت یكدیگر در هراس می زیستند.

آری، در چنین دورانی، كریستا ولف از شمار همان كمتر فرهنگیانی بود كه جهان غرب او را به مثابه یك نویسندۀ معتبر پذیرفته بود و كتاب هایش را بنگاه های نشراتی آلمان فدرال نیز به چاپ می رسانیدند.

كریستا ولف متولد  ۱۹۲۹ میلادی در پولند كنونی كه بیشترین زمان عمرش را در برلین بسر برده است و پس از گونتر گراس مهمترین شخصیت ادبی معاصر آلمان  شمرده می شود، یكی از چهره های مورد اختلاف ادبیات این کشور می باشد. وی كه زیر نام  “مارگریت” مدت چهار سال  با سازمان جاسوسی ٱلمان شرق همكاری داشت و برای مدت چهل سال از سال ۱۹۴۹ تا ۱۹۸۹ میلادی عضو حزب سوسیالیست جمهوری دموكراتیك آلمان و همچنان چهار سال از ۱۹۶۳  تا  ۱۹۶۷ میلادی نامزد كمیته مركزی این حزب بود، از مخالفان جدی وحدت دو آلمان بشمار میرفت و یكی از امضاء كنندگان فراخوانی بود كه  این اتحاد را “حراجی ارزش های مادی و اخلاقی” جمهوری دموكراتیك آلمان می دانستند. كریستا ولف پس از وحدت آلمان به عنوان الگوی نویسندگان متعهد به سوسیالیسم و كشور جمهوری دموكراتیك آلمان، موضوع بحث  جنجال برانگیز  ادبی در حلقه های فرهنگی اروپا به ویژه جمهوری فدرال آلمان قرار گرفت.  بیشتر منتقدان ، وی را به عنوان نمایندۀ نویسندگان  یك سیستم  شكست خورده و وابسته به سازمان اطلاعات  زیر محك ارزشیابی های خویش قرار دادند. كریستا ولف پس از مطالعۀ چهل و دو دوسیۀ موجود در بارۀ “مارگریت” ، طی نوشتۀ زیر عنوان یك اطلاعیه  Eine Auskunft در روزنامۀ برلینی Berliner Zeitung دربیست و یكم جنوری سال   ۱۹۹۳  میلادی ابراز داشت كه بر پایۀ این مدارك، خودش نیز زیر پیگرد وزارت امنیت كشوری بوده ، تلفون و خانه اش استراق سمع می گردیده، كتاب هایش پیش از چاپ كنترول  و نامه هایش باز و خوانده می شده است.

هدف ازین مناقشه های ادبی  كه در مورد كریستا ولف جریان داشت، تنها خود این نویسنده هرگز تلقی نمی گردید، بلكه تحلیل و نقدِ ادبیاتِ فرهیختگان یك سیستم شمرده می شد كه اینك نمی توانست از خود دفاع بنماید. پیروزمندان نظام غرب با طرح نمودن نظریۀ “اندیشه و قدرت”، از هنرمندان، شاعران و ادیبان جمهوری دموكراتیك آلمان، خواهان سازگاری با گذشتۀ خویش بودند.این سازگاری با گذشته اما در بیشتر موارد، جزء انتقاد از تاریخ ، زندگینامه و فعالیت های فرهنگی سابق چیز دیگری بشمار نمی رفت.

اولین كتاب كریستا ولف زیر نام "نوول مسكوی ها" Moskauer Novelle در سال ۱۹۶۱ انتشار یافت. وی درین داستان كوتاه ، عشق یك خانم پزشك اهل برلین شرق را با یك ترجمان روسی بیان می دارد.

کریستا ولف در "شهر فرشته‌ها" Stadt der Engel  آخرین كتابش كه در سال  ۲۰۱۰  میلادی به چاپ رسیده است، با دیدگاهی كم و بیش خصوصی وشخصی بیان می دارد كه روند تحول و تكامل ، نمی تواند هویت فرهنگی گذشتۀ كسی را به عنوان پشتوانۀ زندگی و فعالیت های ادبی حال و آیندۀ وی زیر سؤال قرار بدهد

وی درین كتاب افزون بر ترس و وحشت از عواقب جهان سرمایه داری همچون فقر سیاه پوستان و جنگ اول عراق، باورمند بودن خویش به آرمان سوسیالیسم را با مهارت معروف ادبی اش بازتاب داده است.كریستا ولف به هدف های بشردوستانۀ سوسیالیسم آرمانی خویش  همچنان باورمند می باشد

 نتیجۀ گفتگوها وجدال در مورد كریستا ولف و آثارش تا كنون، فراسوی همۀ ابعاد دیگر این  مباحثات ، كه بیشترین ارزش فرهنگی را  نیز شاید دارا  گردد،  گسترش مناقشه در مورد ادبیات و تمدن عصر مدرن از آغاز سدۀ بیستم تا حال حاضر شمرده می شود.

بنا به باور منتقدین،ٱسمان قسمت شده  Der geteilte Himmel ، كه فلمی نیز به همین نام ازو ساخته شده است،  معروف ترین اثر كریستا ولف به شمار می آید.این رمان، عشق ریتا Rita و مانفرید Manfred را به یكدیگر در زمان اعمار دیوار برلین  بیان می دارد  و جدا ساختن انسان های یك شهر را از همدیگر. دراخیر این داستان ، ریتا با وجود كوشش زیاد، نمی تواند مانفرید را به عودت در ٱلمان شرقی متقاعد نماید و خود نیز كه نمی خواهد در غرب بماند تنها و بدون عشقش به شهر هاله Halle  در جمهوری دموكراتیك آلمان بر می گردد

الگوی طفولیت Kindheitsmuster  ، یك روز در سال Ein Tag im Jahr ، كاساندرا Kassandra ، سانحۀ اخلال  Störfall ،آنچه می ماند Was bleibt ، در هیچ  مكانی . هیچ كجا Kein Ort. Nirgends ، ملموسLeibhaftig. ، میدیا. آواها Medea. Stimmen ، میل به معروف بودن Die Lust, gekannt zu sein ، تأملی در بارۀ كریستا .ت Nachdenken über Christa T ،  خیابان اونتر دِن لیندن   Unter den Linden و با نگاهی دیگر Mit anderem Blick   از جملۀ آثار معروف دیگر وی می باشند.

كرسیتا ولف  كه با وجود اخذ مدال ها و جوایز زیاد ادبی همچنان یكی از چهره های هنری مورد اختلاف در میان فرهنگیان باقی مانده است، به باور عده یی،  یگانه كسی تلقی می گردد كه سزاوار گرفتن جایزۀ ادبی نوبل در حوزه فرهنگی زبان آلمانی را در حال حاضر دارا می باشد

رویكرد ها:

برای نگاشتن این مطلب، ازین  دو منبع نیز استفاده گردیده است:

۱ـ       Es geht nicht um Christa Wolf. Der Literaturstreit im vereinten Deutschland, Thomas  Anz, Fischer Verlag, Frankfurt am Main,1995

۲ـ     Marcel Reich-Ranicki, Ohne Rabatt, Über Literatur aus der DDR, dtv verlag, München, 1993      

 

  

 رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 

admin@vatandar.at

 مدیر مسوول : انجنیرهما یوسفی

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد