WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی استاد جیلانی لبیب

 

   جهان هنر و ادب«گوتر گراس»                                                          جیلانی لبیب

  

 

گونتر گراس، در كنار كریستا ولف، رایش رانیسكی و هفت تن دیگر كه به ترتیب خواهند آمد، از شمار نویسندگانی هستند كه دوست دیرینه و همدلم، ذكریا عبدالله، معرفی آنها را برای فرهیختگان میهن آشفتۀ ما افغانستان به من گوشزد نموده بود. نیاز مبرم جامعۀ فرهنگی كشور در روند سازگاری با گذشته اش توأم با نگرش دوبارۀ تاریخ ادبی بیش از سه دهۀ اخیر وی وهمچنان معیاراصالت و بدعت در این نوشته ها تا آنجا كه میسرم می باشد، مراعات  می گردند.

وقتی از گونتر گراس می گوییم، از پیشتازترین نویسندۀ معاصر حوزۀ فرهنگی زبان آلمانی سخن می رانیم، از  هنرمندی همواره معاصر و همیشه رسالت مند. چون از گونتر گراس گفتگو به عمل می آید ، در بارۀ ادیب، داستان نویس شاعر، نقاش، پیكر تراش، نمایشنامه نگار و شهروندی ستیزه جو صحبت می شود  كه هرگز دربارۀ بیداد زمان كنونی سكوت را برنگزیده است و اگر نیازش را احساس می كرده از شركت و مداخلۀ فعال سیاسی نیز اباء نورزیده.

هنگامی كه در بارۀ گونتر گراس چیزی نگاشته می شود، شخصیتی مورد اختلاف، بازتابگر میراثِ وحشت و ستم زمان نازی ها برای چندین نسل را الگو قرار می دهند كه هم برای مدتی بخشی از آن نظام بوده و هم سپس برای التیام زخم های این فاجعه هر لحظۀ ممكن راغنیمت شمرده است.آری، گونتر گراس، قلم فرسای محاكمۀ دیروز و امروز این جهان ستمگر و نابرابر می باشد بنام و برای فرداهای دیگر و بهتر.

رایش رانیسكی ، به گونتر گراس  Günter Grass برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات بتاریخ نهم اكتوبر ۱۹۹۹ میلادی  در  روزنامۀ فرانفورتر الگماینه   Frankfurter Allgemeine طی نامۀ نگاشت كه با وجود همه نقد های ادبی نه چندان مثبتی  كه  در باره بعضی از آثار وی از جمله ماده موش Die Rättin ، آوای غورباغه Unkenrufe   و عرصۀ فراخ  Ein weites Feld  به چاپ رسانیده است و با همۀ اختلاف نظر های كه  هر دو  پس از آنها با هم ابراز داشتند، وی یگانه منتقد آلمانی بوده  كه آشكارا و چندین بار، او را برای اخذ جایزۀ نوبل در ساحۀ ادبیات پیشنهاد نموده است.

 قبل ازین نیز رانیسكی رمان بیهوشی موضعی   Örtlich betäubt  را در سال  ۱۹۶۹  میلادی سخت مورد انتقاد قرار داده بود. درین اثر، اِبِرهارد  شتاروش Eberhard Starusch   سردستۀ جوانان خرابكارِ زمان جنگ دوم جهانیِ شهر ” دانزیگ” از رمان “طبل حلبی”، كه حالا دیگر بزرگ شده است ، معلم  تاریخ  و زبان آلمانی  در برلین غرب می باشد. وی شاهد آشوب و قیام شاگردان و دانشجویان می گردد كه برای مخالفت با جنگ ویتنام و بمب های ناپالم در خیابان های این شهر دست به تظاهرات و راهپیمایی  می زنند. ابرهارد،  با این امر مخالف می باشد و بدین باور است كه  برای تغییر جهان،  باید نخست انسان ها از بین برده شوند و  در گفتگویی، دندان پزشك تخیلی اش  به او می گوید كه برای  محو رنج و درد دنیا  نیز، بایستی  همان مواضع را بیهوش ساخت.  رانیسكی این كتاب را در پا یین ترین سطح ادبیات آلمان می نگارد و بدین نظر می باشد كه گراس به جزء چند پارچۀ ادبی كوتاه، درین رمان ، واكنش ها، عناوین، ملاحظات، خاطرات، نقل و قول ها و  وسوسه های یكنواخت درونی خویش را بدون نظم و ترتیب در كنار هم قرار داده و به رشتۀ تحریر درآورده است. رانیسكی به ادامۀ نقدش در بارۀ این اثر گراس می نگارد كه در “بیهوشی موضعی” ، نویسنده  اغلب به جای  تشریح ، استنباط  را، به عوض یادآوری، گزارش و در مقام تصاویر، مناظر، اوضاع و احوال را بیان می نماید و به خواننده در بهترین حالتش  تنها فرضیه ها، حقایق و معلومات را ارائه می دارد و بس.  بیشترین الهام را گونتر گراس از شهر زادگاهش دانزیگ واقع در پولند گرفته  و بهترین آثار خویش را مدیون آنجاست. “طبل حلبی” كه به ادامه اش “ گربه و موش” و سپس به ترتیب” سال های سگی” به نشر رسیدند، همه  گویای ماجراهای این مرز و بوم در زمان جنگ دوم جهانی و بعد از آن می باشند،  همچنانكه بعضی از چهره های بیهوشی موضعی و آوای غورباغه نیز باسرنوشت این شهر گره خورده اند

وحدت دوبارۀ آلمان، كه گراس آنرا یك رویداد استعماری می نامد، به ویژه در دو اثر دیگرش بنام های “عرصۀ فراخ” و” قرن من” بازتاب داده شده اند. گونترگراس در جهان ادبیات پیروان زیادی یافته است به گونۀ كه حتی سلمان رشدی نیز شاید به دلیل اقامت  گراس  بین سال های ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷میلادی در كلكتۀ هند میان فقیر ترین و بیچاره ترین مردم آنجا،  خویش را شاگرد وی گفته است. گراس از كمترین نویسندگان مهمی به شمار می رود كه برای درست درك نمودن و بهتر خواندن آثارش، با ترجمان های كتاب های خود به زبان های  زبدۀ دیگر دنیا  یكجا به گفتگو می نشیند. گراس نویسنده ایست كه حقوق  شهروندی اش را در هیچ زمانی به  هیچ كسی نبخشیده است. وی به عنوان عضو فعال حزب سوسیال دموكرات آلمان، از سیاست مصالحۀ “ویلی برانت” با اروپای شرقی در زمان جنگ سرد دفاع نمود و  در مبارزات انتخاباتی به نفع “ویلی” بصورت جدی شركت ورزید. خودش برای این منظور مقاله نوشت و حتی گاهی برای شنیدن نوشته های سیاسی اش  برای گزینش دوبارۀ “ویلی برانت”  به عنوان صدراعظم آلمان ، تكت ورودی تعیین كرد كه علاقمندان شركت درین محفل ها، آنرا پرداخت نیز نمودند.    گراس رمان “طبل حلبی” را  كه دریافت جایزۀ نوبل ادبیات را مدیون اوست، دو سال پیشتر از انتشار اولین اثرش، یك دفتر شعری بنام امتیازات مرغان باد  Die Vorzüge der Windhühner ، كه در سال ۱۹۵۶ میلادی  چاپ شد، یعنی در سال ۱۹۵۴ به پایان رسانید، ولی پنج سال طول كشید تا ناشری، پخش آنرا متقبل گردید و به این ترتیب نخستین بار در سال ۱۹۵۹ میلادی انتشار یافت.

در رمان طبل حلبی اسكار ماتسرات   Oskar Matzerath كه در سن سه سالگی  از رشد و نمو اباء  می ورزد، تحولات سال های سلطۀ فاشیسم آلمان بر اروپا را از منظر قامت كوتاه  نود و چهار سانتی متری خود می بیند و برملا می سازد. وی با سركشی اش در برابر سیستم  اجتماعی با معیار های اخلاقی اش و همچنان نظام آفرینش می ستیزد، نمی خواهد جهان را آنطور كه هست قبول بنماید و با حفظ قد كوتاه وحالات كودكانه اش آنها را  به ریشخند  می گیرد. اسكار، با نواختن طبل حلبی كه هرجا همراه اوست ، احساساتش را ابراز می دارد و به دیگران انتقال می دهد. گونتر گراس در رمان طبل حلبی كه شامل  مواد درسی مكاتب در ایالات متحدۀ امریكا، پولند و ایتالیا می باشد  با زبان ایهام،استعاره و كنایه، دوره یی پر از آشوب و فاجعه بارِ تاریخ اجتماعی اروپای مركزی را به ثبت رسانیده است. کمیتۀ جایزه نوبل در تقدیر‌نامۀ گزینش گونتر گراس برای اهدای جایزۀ ادبیات سال ۱۹۹۹ میلادی استدلال کرده بود که " از زمان توماس مان تا کنون هیچ نویسندۀ آلمانی با چنین قدرتی از وجدان آزاد بشری سخن نگفته است. در زمانه یی که خرد به خواب رفته، این نویسنده همچنان با جدیت سرگرم روشنگری است"

قهرمان ” گربه و موش” داستان دومی "سه گانۀ دانزیگ " گونتر گراس، یگانه كودك خانواده، پسری بنام مالكه  Mahlke  ، مخالف جنگ دوم جهانی در زادگاهش شهر دانزیگ Danzig ، آدم ظاهراً مضحكی می باشد كه  "سیب بابا ٱدم" او موجب ریشخند مردم دور و برش می گردد. مالكه، پس از ناكامی های متواتر در مكتب و در میان مردم می خواهد از آنجا فرار نماید و برای همین منظور به قایقی پناه می برد كه كسی دیگر سراغی ازو نمی یابد.

 سال های سگی،سومین اثر این تریولوژی هم رویدادهای المناك دوران حكمر وایی نازی ها را از سال ۱۹۳۳  تا  ۱۹۴۵  میلادی در آلمان بیانگر می شود

گراس درین اثر بجای هیتلر، سگ او را در محراق داستانش قرار میدهد و از طریق بررسی شجرۀ سگ ادولف هیتلر رهبر نازی های آلمان، ایدیولوژی فاشیسم را به استهزاء می گیرد. سال های سگی، تاریخ آلمان را پس از جنگ جهانی اول تا دوران شكوفایی معجزه آسای اقتصاد این خطه بین سال های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۷/۵۸ میلادی با نگاهی ادیبانه، خیلی ماهرانه با قلمی موشكاف به رشتۀ تحریر درآورده است.

گونترگراس به تاریخ شانزدهم اكتوبر سال ۱۹۲۷ میلادی از پدری آلمانی و مادری پولندی در شهر ”دانزيگ” آلمان وقت و پولند كنونی به دنيا آمد. گونتر گراس در پانزده ‌سالگی عسكریاری رسان نیروی هوایی آلمان فاشیستی شد؛ در هفده ‌سالگی به لشکر دهم توپخانۀ مسلح اس.‌اس Waffen-SS پیوست؛ در بیستم ماه اپریل ۱۹۴۵  میلادی جراحت برداشت و سپس در روز هشتم ماه می همین سال ، روز تسلیم رسمی آلمان نازی، در مارین‌باد       Marienbad  توسط نیروهای امریكایی دستگیر گردید و تا ماه اپریل  ۱۹۴۶ میلادی  اسیر باقی ماند. وی  پس از آزادی، به برزگری و زراعت پرداخت، رهنمای كوهنوردان گردید و مدتی را  نیز به عنوان كارگر در يك مركز تولید پتاسيم مشغول به كار شد. وی در سال ۱۹۴۷  میلادی تحصيلات آكادميك خود را در شهر دوسلدورف Düsseldorf  آغاز نمود و از آغاز ۱۹۵۶ میلادی مدت چهار سال  به شهر پاريس زندگی نمود

گراس هم اكنون  نزدیك شهری بندری لوبیك Lübeck ، واقع در شمال ٱلمان، كه خانۀ فرهنگی گونتر گراس با نسخه های اصلی اغلب آثار هنری وا دبی وی هم آنجاست، بسر می برد .

گونتر گراس در سال ۲۰۰۶ میلادی در رمانی بنام “در حال پوست کندن پیاز” سرانجام از گذشتۀ تاریک خود پرده برداشت و برای نخستین بار فاش کرد که در هفده سالگی عضو سپاه جوانان ارتش نازی ها بوده است. این واحد ویژه، بخش رزمی سازمان اس اس را تشکیل می‌داد که در جنایات بی‌شمار نازی‌ها، به ویژه در نابود کردن یهودیان در این دوران دست داشت

 قابل یادآوری می باشد كه  گونتر گراس  در بازجوئی‌های مقدماتی افسران آمریکائی پس از اسارت، به‌عضویت خود در گروه بازوی مسلح اس‌اس  Waffen-SS اعتراف نموده اما  ازین راز  به کسی سخنی نگفته بود.

گونتر گراس صادقانه اعتراف کرد که همواره ازین گذشتۀ "ننگ آلود" شرم داشته و به دنبال شکل شایستۀ ادبی برای افشای آن بوده ودر سراسر زندگی اش تلاش کرده است با کار مثبت و حرکت در مسیری آگاهانه و انسانی، آن خطای دوران نوجوانی اش را جبران بنماید.

او از معاصران خود خواست که با درک شرایط روزگار گذشته، دربارۀ او داوری کنند

"ما در دنیای بسته یی می زیستیم و راه دیگری در برابر خود نداشتیم، مگر اینکه در خانواده ای زندگی می‌کردیم که والدین خطر می نمودند و دستکم در چارچوب خانه فرزندان خود را با مقاومت آشنا می‌ساختند.”

گونتر گراس در گفت‌ و‌گویی با فرانکفورتر روند شاو  Frankfurter Rundschau بتاریخ چهارم  اكتوبر  سال   ۲۰۰۷ میلادی، باز هم از ناراحتی‌های خود یاد می‌کند: “من تمام مدت زیر فشار و ناراحت بودم. مهر این دوازده سال ناسیونال سوسیالیسم بر سرنوشت بسیاری از هم نسلانم  خورده است. دوره ‌یی که من و خیلی‌های دیگر را احمق، نادان و کوته ‌نظر به جای گذاشت. من در زمان جوانی، تحت شرایط خاصی، آن سؤالی را ‌بایستی و یا می‌توانستم مطرح نمایم ، كه نکردم. این به معنای این نیست که من فعالانه مرتکب گناهی شده باشم، بلکه تقصیری می باشد که از عدم انجام کاری ناشی می‌شوداین که برخی از منتقدان او را دیگر به عنوان "مرجعی اخلاقی" نمی پذیرند، برای گراس در حال حاضر اهمیتی ندارد، چون او هرگز چنین "مرجعیتی" برای خود قائل نبوده است. گراس طی این مصاحبه ادامه می دهد  که درحوزۀ ادبی  زبان انگلیسی به ویژه بریتانای كبیر و ایالات متحدۀ امریكا ، " منتقد نخست موضوع اصلی یك كتاب را به خواننده بیان می دارد و آنچه نویسنده خواهان دست ‌یافتن به آن بوده است ، مورد توجه قرار می گیرد. بعد منتقدان بررسی می‌کنند که آیا او به هدف خود دست یافته یا خیر.  در نقد ادبی آلمان برعکس می باشد. در این‌جا آنچه منتقد از نویسنده انتظار دارد، در مرکز نقد ادبی قرار می‌گیرد

كمتر نویسندۀ معروفی را می بینیم كه با ذكر نام حیواناتی، همچون سفره ماهی  Der Butt، از دفتر خاطرات یك حلزون  Aus dem Tagebuch einer Schnecke ، ماده موش، آوای غورباغه، گربه و موش، سال های سگی و  بر گام خرچنگ Im Krebsgang  آثارش را عنوان نموده  باشد.

وقتی گونتر گراس بجای یك منتقد  ادبی سخن بگوید، مبارزی می شود آرمان گرا، خیلی جدی و سختگیر. زمانی كه اسكار لافونتین  Oskar Lafontaine رهبر  وقت حزب سوسیال دموكرات های آلمان، برای مدتی از سیاست كنار رفت و مقاله هایی در روزنامه ها نوشت كه سپس بصورت كتابی زیر نام " قلب، از سمت چپ می تپد"   Das Herz schlägt links  به چاپ رسید، گونتر گراس طی مصاحبۀ در هفته نامۀ Woche خطاب به وی گفت

” دهانت را ببند اسكار! دهانت را ببند ، شراب سرخت را بنوش، به تعطیلات برو، برایت مصروفیتی مؤثر جستجو كن!  

برای گراس نگران كننده است كه نویسنگان بیشتر نسل جوان، بدون هیچگونه ارشاد و استادی با  تصوری واهی قلم بدست می شوند ، اما ابراز امیدواری می نماید كه  وی شاهد نویسندگان معترضی هنوزدرایام زندگانی اش باشد كه  فریادگر استبداد جامعۀ بشری می گردند.       گونتر گراس در ماه اكتوبر امسال ۲۰۱۱ میلادی هشتاد و چهار سالگی اش را جشن می گیرد. گراس در كارنامه های خویش، با بهترین تعالی ممكن ادبیات معاصر زبان آلمانی بازتابگر دورانی می باشد سراسر جنگ، آشوب، ستیز وعصیان . قلم گونتر گراس نجواگرِ فریاد میلیون ها انسانی می باشد كه گرسنگی، قحطی، سود وسرمایه، آیندۀ آنها را  پیوسته در گلو خفه می نماید.

گونتر گراس با طبل حلبی خود روان راهی گردیده است كه تولستوی با جنگ و صلح اثر جاویدان خویش آنرا پیش از وی پیموده و طی نموده بود

رویكرد ها:

 مطالب دست داشتۀ فردی از بخش فرهنگی روزنامه های فرانکفورتر الگماینه Frankfurter Allgemeine نهم اكتوبر، برلینر مارگن پستBerliner Morgenpost  و تاگس شپیگل Tagesspiegel  اول اكتوبر در سال ۱۹۹۹ میلادی

Lauter Verrisse , München, dtv,  1993. ISBN 3423115785

de.wikipedia.org, Günter Grass

Günter Grass im Interview،“Warum ich nach sechzig Jahren mein Schweigen breche“ F.A.Z.,  12.08.2006

FR-Interview mit Günter Grass, Martin Scholz, 04.10.2007

FR-Interview mit Günter Grass und Irving „Ob wir Angst vor dem Tod haben? Nein.“ 29.9 . 2010

FR-Interview mit Günter Grass "Im Vakuum heiter bleiben" 31. 7. 2009

 

  

 رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 

admin@vatandar.at

 مدیر مسوول : انجنیرهما یوسفی

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد