WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی استاد جیلانی لبیب

 

   جهان هنر و ادب«مونیكا مارون»                                                          جیلانی لبیب

  

 

چند سالی بیشتر از وحدت  دوبارۀ آلمان نگذشته بود. خانۀ فرهنگ های جهان كه با پشتیبانی مالی بنیاد بنجامین فرانكلین  بناء نهاده شده و  در سال   ۱۹۵۷ میلادی بعنوان هدیۀ حكومت ایالات متحدۀ امریكا به شهر برلین تقدیم گردیده است، در ساحل آب های رودخانۀ انشعابی" شپری" Spree و همسایگی پارلمان آلمان، بازهم محل برگزاری نشست  چهار روزۀ بین ا لمللی نویسندگان و ادیبان كشور های گوناگون از سوم تا ششم ماه دسمبر  ۱۹۹۸ میلادی  برگزیده شده بود.

این تعمیر با داشتن ساختاری مثل بال  كه بایستی ممثل پرواز اندیشۀ آزادی در برابر سلطۀ كمونیسم  می بود و ساكنان بومی این دیار او را مركز كنگره ها می نامند، همان جایی می باشد كه برای مدتی شهروندان حوزۀ مشترك فرهنگی ایران باستان، با هم نوروز را جشن می گرفتند و هنوز هم هر از گاهی محفلی ادبی و هنری برپا می نمایند. در بزرگترین سالون کنفرانس ها وکنسرت های این ساختمان،  سمت دست راست رئیس و مجری برنامه، زنی نشسته بود، گندم گون با قدی متوسط، لباس سیاه به تن كه همواره سیگار تازه یی را روشن می كرد. این زن نویسندۀ سیاه پوش مونیكا مارون نام داشت.

مونیكا مارون چهره یی بود هنوز تقریباً ناشناخته كه هر چند جمهوری دموكراتیك آلمان را در سال ۱۹۸۸ میلادی یعنی پیش از وحدت دوباره ترك نموده بود، باز هم  درین نشست به گونه یی خود را موظف می شمرد تا از یك سیستم ، كردار و زندگی هنری اش در آن نظام  دفاع بنماید

در همان سال یا كمی دیرتر،  وقتی یكی از شركت كنندگان برنامۀ تلویزیونی نقد ادبی بنام  ” ادبیات در جمع چهار” از مونیكا مارون نامی برد، رایش رانیسكی منتقد معروف  برای اینكه به جدی نگرفتن مارون به عنوان یك نویسنده صحه گذاشته باشد  با حالتی جدی و پرسش گونۀ مونیكا مارون كیست؟  به بحث در بارۀ وی پایان بخشید و چند سالی به درازا كشید تا اینكه مونیكا مارون در حوزۀ ادبی زبان آلمانی مطرح گردید و  در یكی از همان برنامه های نقد ادبی در كنار رایش رانیسكی به عنوان نویسنده مهمان ، نشست و در مورد كتاب های دیگران سخن بر زبان آورد. رانیسکی ، سپس رمان اندوه حیوانی triste  Animal  مارون را طی مقاله یی با عنوان "عشق لعنتی"  به مثابه  یکی از بهترین کتاب های نویسندگان آلمان  شرقی سابق پس از اتحاد آلمان در مورد عشق، نفرین و رحمت تمجید نمود.

والتر Walter پدراصلی مونیكا نتوانست بنابر شجرۀ نیمه یهودیِ مادرِ مارون، هیلا ایگلارز   Hella Iglarz با وی ازدواج كند، چون  قوانین نژادی فاشیسم آلمان،این اجازه را به آنها نمی داد. پس از ختم جنگ دوم جهانی، مادر مونیكا با كارل مارون  Karl Maron  كه بعداً وزیر داخلۀ جمهوری دموكراتیك آلمان شد، پیوند زناشویی را  بست و مونیكا اگلارز هم نام فامیلی پدر اندرش ، مارون را برگزید.مونیكا مارون با سازمان امنیت كشورش همكاری نمود و حتی رمان خاكستر معلق  Flugasche  خود را جهت مطالعۀ قبل از نشر به مأموران این دستگاه سپرد. مونیكا جهت سفر به غرب، همكاری همه جانبۀ خویش را با سازمان امنیت ٱلمان شرقی وعده داد و گزارش هایی هم به این سازمان تحویل نمود. پس ازكشف و انتشارهای این ماجرا از سوی رسانه های آلمانِ دوباره واحد، وی تنها در پاسخ  به پرسش چرا درین مورد زندگیش حرفی نمی زد؟، ابراز داشت كه وی هیچگونه نیازی برای گفتن این حوادث زندگی اش نمی دیده است.

وقتی از مارون علت سكوت دراز مدتش سؤال شد، مونیكا  مارون پاسخ داد كه تا حال كتابی را كه بتواند این موضوع مناسبش باشد ننوشته و ابراز داشته بود كه  اصلاً پشیمان  نمی باشد و  جاسوسی كسی را ننموده است

مارون، پس از ختم دوران متعلمی برای یك سال در فابریكه یی صنعتی تراشكاری نمود،  بعد تحصیلات خود را در رشتۀ تاریخ هنر و تئاتر به ‌پایان رسانید و ازسال ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۸ میلادی با نام مستعار "میتسو" با "اشتازی" Stasi سازمان امنیت آلمان دموکراتیک همکاری داشت. در دوسیه های این سازمان  آمده که مارون در ازای گرفتن ویزای خروج، قول همکاری را به آنها داده است. مارون در سال ۱۹۷۸میلادی به همکاریش پایان داد و پس از استعفاء از حزب حاکم، خود تحت مراقبت این سازمان قرار گرفت.

در گزارش های انتشار یافتۀ مارون برای سازمان امنیت جمهوری دموكراتیك آلمان، چیز جالب و مطلبی كه به كس دیگری زیانی برساند دیده نمی شود. وی از فراوانی در برلین غرب گزارش می دهد ، از شركت در كنسرت  میكیس تئودوراكیس   Mikis Theodorakisموسیقی ساز و خوانندۀ معروف یونانی در آنجا و از دیداری با گزارشگران  ودیگر افراد طی یك محفل نمایندگی دایمی آلمان فدرال در برلین شرق او در سال ۱۹۸۸میلادی با ویزایی سه ساله به آلمان فدرال سفر کرد و پس از اتمام مهلت ویزا به کشورش بازنگشت

مونیكا مارون بعد از مرگ پدر اندرش كارل مارون،  وزیر داخلۀ جمهوری دموكراتیك آلمان، مقداری پول به ارث برد كه با آن می توانست یكنیم سال بدون اجرای وظیفه زندگی بنماید. درین مدت بود كه وی دست به نویسندگی زد و رمان خاكستر معلق خود را به نگارش در آورد. رمان "خاکستر معلق" ، اولین اثر برجستۀ مونیکا مارون جزئياتی را از آشفتگی های محیط زیست و نابسامانی های اقتصاد سوسیالیستی در  یک منطقۀ صنعتی جمهوری دموکراتیک  بنام بیترفیلد  Bitterfeld برملا ساخته بود . بعد از گذشت يكی دو دهه، همين جا آنچنان با تحول رو برو گردید كه تبديل به يكی از قطب هاي بزرگ قاره اروپا در توليد سلول های خورشيدی شناخته شد.                 بعدها اين نويسنده با بازنگری مجدد روی كتابش و تغييراتی كه بر آن لحاظ كرد كتاب "انحنای بيترفیلدی"  Bitterfelder  Bogen  خود را  که دنبالۀ این اثر می باشد انتشار داد. لازم بیاد آوریست که با وجود تلاش مارون برای چاپ این اثر و حتی دادن نسخه های اصلی به سازمان امنیت، از انتشار اثرش در  آلمان شرقی آن زمان  جلوگیری بعمل آمد. رمان "خاکستر معلق" به همین دلیل برای بار نخست در بنگاه نشراتی فیشر در آلمان غربی وقت به نشر رسید.

مونیكا مارون در  رمان "ای وای خوشبختی" Ach Glück دوران سالمندی و پیری شدن مرد و زنی را بنام های اخیم مرتین   Achim Märtin  و یوهانا  Johanna  با دگرگونی ها احساس و زندگی آنها در مورد آرزومندی ها و ناامیدی های شان در جستجوی خوشبختی عنوان قرار داده است. وی در رمان دیگرش بنام اندوه حیوانی Animal  triste  از ملاقات دوبارۀ زنی می نگارد با عشقش ، در تابستان  ۱۹۹۰میلادی، در حالیكه سن وسالش او را بجایی رسانیده كه گذشتۀ عشق دوران جوانی اش را با نام وی بباد فاراموشی سپرده است. بیانگر داستان از عشقش فرانس  Franz  می گوید و ازینكه عشق یگانه آشوبیست در عمر برای مفهوم بخشیدن به زندگی.

در رمان گریزی Die Überläuferin ، خانمی همكار علمی انستیتوت تاریخ در برلین شرق، یك روز صبح وقتی بیدار می شود، فلج شدن را در پاهایش احساس می كند. وی كه  حتی رفیق دیرینه اش كه با او سالها یكجا زندگی می كرده و  مدتی قبل ازو جدا شده است،  نیزدیگر  یادی نمی كند در بسترش می ماند و ازین پس تنها با خاطرات ، رؤیا ها و تصورات خود بسر می برد و بس.

در هشت  قصۀ كوتاه زادگاه برلین Geburtsort Berlin ، مونیكا مارون از برلین می گوید، قسمت شرقی و غربی اش؛ ازمردم ، طبیعت و سگ های برلین؛ با زبان و واژه های تیز و جسور برلینی ها كه خودش هم یكی از آنهاست. در نامه های پاول Pawels Briefe مونیكا پدر كلانش   Pawel Iglarz, را ارج می گذارد و با یاد بود ازو و سرنوشتش، تاریخ آلمان را در جریان جنگ دوم جهانی و پس از آن مروری كوتاه می نماید. در دو برادر Zwei Brüder  مجموعه مقالات و بیانیه های مونیكا مارون میان سالهای ۱۹۸۹ و ۲۰۰۹ میلادی  در بارۀ وحدت دو آلمان گرد آوری گردیده است.

در " خط  شش خاموش" مونیکا مارون، تاریخ ‌نگاری به نام روزا لیند پوكوفسکی  Rosalind Pokowski  در سال ۱۹۸۵ میلادی به سن ۴۲ سالگی از شغل خود استعفاء می‌دهد، تا  از توانایی های روشنفكری اش  به میل خودش بهره بر دارد. پس از چندی پوكوفسکی ، پیشنهاد یکی از کارگزاران پیشین ارتش "جمهوری دمکراتیک آلمان"، هربِرت بیرن باوم Herbert Beerenbaum را می پذیرد‌‌ و به عنوان منشی، دو روز در هفته خاطراتش را از زندگی پرتلاطم وی به عنوان افسر ارتش جمهوری دموکراتیک آلمان برای او تایپ می کند. درین زمان روزالیند در برابر آنچه می نویسد بی تفاوت نمی ماند و خود را قربانی اعمال هربرت تصور می كند. "خط شش خاموش"، نشانی مكانی است كه هربرت بیرن باوم در آن زندگی می كند،  منطقه یی دور از هیاهوی خیابان های آلمان شرقی، محلی آرام و منظم، مخصوص  ویژگان و ممتازان نظام

از مونيكا مارون هنوز هم بیشتر به عنوان يك نويسندۀ جمهوری آلمان دموكراتیک نام برده می شود. مونیكا مارون  نویسنده ایست مورد اختلاف، با خود و دوران گذشته اش صمیمی كه  گاهی در رمان هایش از فضای نا هنجار  و نابرابرجامعه و وضعیت خراب محیط زیست گزارش داده  و زمانی دوران سالمندی را مطلب داستان هایش برگزیده است . سیاست در برخی از آثار مارون، چهرۀ  برهنۀ خویش را بدون تكلف، بی محابانه به نمایش در می آورد. مونیكا مارون می تواند احساس عمیق یك زن را نسبت به خود و دور و برش با بهترین و ناب ترین واژه های ممكنِ خویشتن به خواننده انتقال بدهد. بیشترین آثار مونیكا مارون از جمله به زبان های انگلیسی، فرانسوی، هسپانوی، ایتالوی، روسی، جاپانی، هلندی و كوریایی برگردانیده شده اند.

رویكرد ها:

برای نگاشتن این مطلب، ازین مآخذ نیز بهره برده شده است:

Das Interview mit Monika Maron, 13. April 2008, Tagesspiegel-Beilage der Humboldt Universität zu Berlin
   Monika Maron, Zwei Berichte an die Stasi, 1976 , Website des S. Fischer Verlag
Der Liebe Fluch, Marcel Reich-Ranicki über Monika Marons Roman " Animal triste" , DER SPIEGEL 7/1996
 Cornelia Geißler، Monika Maron berichtete für die Stasi., Berliner Zeitung vom 7. August 1995.
Die Überläuferin. S. Fischer, Frankfurt am Main, 1986,
Deckname Mitsu، Der Spiegel Nr. 32/1995 vom 7. August 1995
Flugasche. S. Fischer, Frankfurt am Main, 1981
Stille Zeile Sechs. S. Fischer, Frankfurt am Main 1991
Animal triste. S. Fischer, Frankfurt am Main, 1996
Pawels Briefe. S. Fischer, Frankfurt am Main, 1999
Geburtsort Berlin. S. Fischer, Frankfurt am Main 2003
Ach Glück. S. Fischer, Frankfurt am Main, 2007
Bitterfelder Bogen. Ein Bericht. Frankfurt am Main, Fischer Verlag 2009
Zwei Brüder: Gedanken zur Einheit 1989–2009. Frankfurt am Main, Fischer Verlag 2010

پایان

 

  

 رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 

admin@vatandar.at

 مدیر مسوول : انجنیرهما یوسفی

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد