WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی استاد جیلانی لبیب

 

  آثار نخستین اهرام مصر                                                             جیلانی لبیب

اصل این نوشته، مضمون برنامه یی بود که ازطرف تلویزیون دویچه وله DW-TV  دردسترس شبکه های تلویزیونی افغانستان قرار گرفت. بدینوسیله جهت اجازۀ پخش آن در رسانه های دیگر، از تلویزیون دویچه وله ابراز امتنان می گردد.

  

 

عطر ادویه جات و بوی تعفن سرگین شتر هوای دهکدۀ نزلت السیمان در نزدیکیِ شهر قاهره پایتخت مصر را فرا گرفته است. کوچه های تنگِ قریه پُر از ازدحامِ مردم می باشد. خرید و فروش کالا و اموال و رد و بدل اخبارِ جدید همسایگان و آشنایان با هم، درین رهگذر ها صورت می گیرد. اغلبِ خانواده های این قصبه از چندین نسل  پیاپی همدیگر را می شناسند . درینجا همۀ کار ها بگونۀ معمولیِ خویش سپری می گردد.

دهکدۀ نزلت السیمان شبیه  بسیاری از مناطق  دیگر مصر است، تنها با یک تفاوت که مردم این قریه در دامنۀ هرم   خیوپس Cheops  زندگی می کنند.

وضع  زندگیِ باشندگان اینجا بد نیست؛ خانواده های زیادی از طریق کار و معامله در ساحۀ جهانگردی اندکی پول بدست  می آورند. باوجود آن بناهای که گردشگران بخاطر آنها به مصر می آیند از سوی مردم بومیِ اینجا کمتر مورد توجه قرار می گیرند، زیرا این آثار تاریخی مثل آفتاب  تابان آسمان، بخشی از زندگیِ آنها می باشد.

اهرام الجيزة Gizeh  و نگهبان سنگیِ آن  ابوالهول Sphynx علامت مشخصۀ کشور مصرگردیده اند.

جسامت اهرام بزرگ ِمصر  حیرت و شگفتی جهانیان را  برانگیخته اند. براستی  چگونه می توانستند انسان ها چندین هزار سال پیش چنین سنگ های عظیم الجثۀ را طبقه به طبقه دقیقاً بالای هم قرار بدهند؟

هرکسی هنگام تصور اهرام مصر در ذهنش، نخست به خیوپس وکِفرِن   Chephrenو آرامگاه های بزرگ آنها می اندیشد. اما  تنها عدۀ محدودی به این نکته که مدت ها قبل ازخیوپس تحت رهبریِ فرعون افسانویِ سنَفرو Snofru ، استادان معماریِ مصر نه تنها شکل بلکه نقشۀ ساختمانیِ اهرام را نیز طرح نموده بودند، آگاهی دارند.

هنوز پیش از اعمار هرم خیوپس ، بتاریخ ۲۶۷۰ قبل از میلاد درسقارة Saqqara  واقع در جنوب الجيزة، یک انقلاب در هنر معماری روی داد . درینجا برای اولین بار سنگ بعنوان مواد معماری  استفاده  گردید. معماریِ مصری ها تا آن زمان تنها با گل  انجام می گرفت.این روِش تا کنون باقی مانده است. گِل را دریای نیل در سراسر این کشور بصورت وافری پخش می نماید. گل  درینجا بعنوان مواد تعمیراتی در همه جا بدست می آید؛ بسادگی ساختکاری می شود و آدم را در مقابل گرما و سرما محفاظت می کند.

گِل از زمانه های ماقبل تاریخی هم برای ساخت خانه های دهقانان و هم جهت بنای قبور شاهان استفاده می گردیده است.

این شیوۀ معماری برای آرامگاه حکمروایان تا زمان جلوس فرعون جدیدی بنام جسر  Djoserکه شخص برجستۀ باشکوه معنی می دهد بر تخت شاهی مصر باستان، همچنان ادامه می یافت. وی بود که برای بار نخست درین کشور دستور داد تا آرامگاهش را از سنگ بنا نمایند.

وی فرمان صادر کرد تا در عقب بنای یک دروازۀ ورودی ، تالارهای پُر ستون  و قصر های را آباد بنمایند. این بنا ها، تقلید های سنگیِ از خانه های گلیِ  شاه اند که در آخرت باید در دسترسش قرار  می گرفتند.

بجای خشت های خامی که به آسانی شکل اختیار می نمودند،اکنون دیگر سنگ های سخت و سنگین به زحمت زیاد ساختکاری می شدند . بجای  زودگذریِ بقای این بنا ها به عمر طولانیِ آنها فکر شد و سنگ وسیلۀ ارتباطِ مصری ها با جاودانگی گردید.هرچند که خانه های زندگان می توانست از گِل باشد،اما آرامگاه مردگان بایستی ذریعۀ سنگ  پایداری برای  یک ابدیت را تضمین می کرد.قرار بود که یک بنای مکعبِی سنگی، جسد شاهِ متوفی  را نگه بدارد.

اما این امر برای وی کفایت نمی کرد. جوسر آرامگاهش را از  سطح زمین  مرتفع وبازهم بلند تر احداث نمود و   خواست تا طبقه به طبقه این سنگ های مکعبی را یکی بالای دیگری انباشت بنمایند. بدین ترتیب برای نخستین بار با اعمار یک هرم چند  طبقه يی با ارتفاعی سرگیچه آور، یک پیشآمد مهندسی شد.

شاید هم این هرم ، زینۀ بسیار بزرگی بود که  فرعون وقت "جسر" بایستی ذریعۀ آن بسوی آسمان بالا می گردید.

هرم چند طبقه يیِ جسر برای مدتی نمونۀ برای اعمار آرامگاه های شاهان بعدی باقی ماند. اما این دورانِ اندیشه های  تازه و نو بود. "سنَفرو" فرعون بزرگ مصر دستور داد تا در  دهشور آرامگاه  جدیدی را متشکل از چهار مثلث اعمار نمایند و بدینگونه نخستین هرم مصر  بنا گردید.

براستی فرعون سنَفرو  چه شخصی بود؟ خیوپس پسرش را هر کسی می شناسد. اما در بارۀ سنَفرو کاشف اهرام  مصر اطلاعات کمی موجود می باشد.اطلاعات ما در بارۀ  این فرعون از طریق آثار یادگاریِ زمان سلطنت وی بدست آمده است.مطمئناً در زمان پادشاهیِ  وی بوده که  قدرت از خاندان شاهی به یک قدرت مرکزی  انتقال یافته است.

داستان ها و حکایات، صدها سال بعد  از شاهان افسانویِ گزارش می دهند که زمانی اهرام مصر را اعمار نموده اند. درین  قصه ها از سنَفرو بعنوان یک شاه خردمند و یک فرعون نیکوکار سخن رفته است.

وی در حدود ۲۶۰۰ قبل از میلاد برای مدت ۴۵ سال در کرانه های هردو سوی دریای نیل حکمروايی می کرد.ازین شاه بزرگ  که به مصر سیمای جدیدی بخشید، تصاویر کمی  باقی مانده است.

سنَفرو نام دومی اش را سَروَر نظم جهانی انتخاب نموده  و با چنین گزینش خویش را با رِه  Re رب ا لنوع آفتاب هم پایه گردانیده بود.

شاید هم نیایش رب ا لنوع آفتاب موجب انکشاف این نوع قبور توسط  فرعون مذکور شده باشد. اعمار یک نوع  تازۀ آرامگاه جدید بشکل هرم با پیروزی و ارتقای فرعون با رب النوع آفتاب، وابستگی داشت.  انکشاف این هرم ناب یک  گام روشنفکری شمرده می شود، زیرا با این هرم یک تفکر کاملاً تجریدی به چهرۀ ِ اهرام  جدید، شکل می بخشد. این کار تحت زعامت  فرعون سنَفرو درینجا در دهشور با اعمار به اصطلاح هرم خمیده  عملی می گردد.

این شکل غیر عادی نتیجۀ یک گذشتۀ پیچیدۀ معماری می باشد. قرار بود نخستین هرمی که در سرزمین مصر ایجاد گردد، بیشتر از ۱۳۰متر بلند  و در مقایسه با اهرام بعدی بسیار سراشیب تر باشد. استادان بنا اما با این شکل جدید معماری مشکلات پیدا نمودند، زیرا در جریان معماری،قشر زیرین سطح  نرم زمین  بر اثر وزن تعمیر پايین رفت و در ساختمان درز ها ایجاد گردید.

از ترس فرو ریختن بدنۀ ساختمان از هم ، یک رو پوش محافظ دورادور بخش اصلی گذاشته شد. اکنون بایستی هرم در یک زاویۀ مسطح تری بسوی بالا برده میشد. با وجود آن این بنا آرام نگرفت.

بهمین دلیل در ارتفاعات وسطیِ بنا، زاویۀ هرم دوباره اصلاح گردید تا وزنش کاهش یابد. بدینترتیب شکل منحنیِ بوجود آمد که نام خمیده را به هرم بخشید.

تشنجات عظیمی که در بدنۀ هرم بعداً ایجاد شدند، امروز نیز در شکاف ها و درزهای ی روپوش مشاهده می شوند. این بنا بعنوان یک  آرامگاه برای ‍فرعون دیگری مطرح نبود.  بعد از ۱۲سال کار معماریِ بیهوده، سنَفرو دستور داد تا یک هرم جدید را بنا نمایند و بدینترتیب در دوکیلومتری ِشمالِ این هرم ، اعمار یک آرامگاه جدید آغاز گردید. ایجاد بنا این بار موفقیت آمیز بود. این ساختمان که اکنون هرم سرخ نامیده می شود  با زاویۀ  ۴۳ درجه سر به فلک کشیدۀ خویش خالی از هرگونه عیب  می باشد. از همۀ آگاهی های حاصل شده در جریان بنای هرمِ خمیده، در اعمار هرم سرخ استفاده  بعمل آمده است.

شاه بزرگ سنَفرو بالاخره توسط پسرش خیوپس در داخل این هرم  دفن گردید. جسد شاه  جهت دفن از طریق راهرو تنگی در۶۳ متری اعماق زمین  انتقال داده شده است.

یک کشف معمار ویژۀ فرعون، گنبدی از سنگ بود که  فشاربار عظیم بدنۀ هرم را کاهش می داد.

درین محل مرتفع و فراخ ، بنای قبور در امپراطوریِ کهن به اوج تکامل خویش رسید. یک گنبد سنگیِ برجسته، کاملاً بی عیب، صاف و بی شکاف می باشد؛ سه مکان مشابه پهلوی هم جا گرفته اند؛ سومی اش  ده متر بالاتر از دو اطاق دیگر  قرار دارد که سنَفرو بالاخره درین جا بخاک سپرده شده است.

اما قبل ازینکه اعمار نخستین هرم را دستور دهد، سنَفرو  در شهر مردگان میدوم Meidum یک هرم طبقه يی را احداث کرد که بعداً از تکمیلِ بنای آن منصرف گشت.

یک هرم خارق العاده از زمانه های آغازینِ  شاهی اش  تا امروز بسوی دوردست های زمین های حاصلخیز نظر می اندازد. سنَفرو سه هرم بزرگ را در دورۀ ۴۵ سالۀ پادشاهی اش احداث نمود. براستی اعمار سه هرم درین زمانِ کم چگونه میسر شده بود؟

در زمان سنَفرو درینجا هزاران نفر زندگی می کردند که دست بدست  یکدیگرمجبور بودند بمدت کوتاهی دو هرم و قبور دولتمداران را اعمار نمایند.آثاری ازین زندگیِ کاریِ تا امروز  نیز باقی مانده است. بالای تخته سنگ ها شواهدی برای انتخاب اندیشیده شدۀ محل احداث اهرام پیدا شده است.

سنگ ها،هنوز در معدن با خاک سرخ علامتگذاری می شده اند، تا به محل تعیین شدۀ خویش انتقال یابند.

روی احداث این هرم حدود ۱۵ تا ۲۰ سال کار شده است. فصول سال و ماه ها نیز درین تواریخ درج  گردیده اند. بنابر تواریخِ به اثبات رسیده، برخلاف گزارش های هرودت Herodot، در سراسر سال و همۀ فصول  و ماه ها، روی اعمار یک هرم کار می شده است.

کار های عمدۀ اهرام را یک تیم متخصص  یعنی  افراد با تجربۀ همچون مهندسان کنونی انجام می داده اند .این اشخاص بردگان یا کارگران اجباریِ طوریکه تا حال اغلب تصور می شد که می توانستند ضایع گردند، نبوده اند. برآورد ها نشان می دهند که بیش از حدود پنج هزار تن  در اعمار واقعیِ این هرم  فعالیت نمی نموده اند. آنها سنگ ها را حمل می کردند .این کار احتمالاً توسط سورتمه های گاوی نیز صورت می گرفته است. اگر ما حدود ۵ هزار کارگر متخصص برای اعمارهرم داشته باشیم، می توانیم حدس بزنیم که حدود پنج هزار  نفر در معادن سنگ نیز مصروف کار بوده اند.

اگر قطعات حمل و نقلی وتأمینات و تدارکات را هم حساب کنیم، تعداد مجموعیِ کسانی که آنزمان در دهشور برای اعمار هرم این شاه  مصروف کار بوده اند، به تقریباً ۲۵هزار نفر می رسد.این تعداد شاید  یک تا دودرصد نفوس آنزمان را بیشتر دربر نمی گرفت. در نزدیکیِ هرمِ سرخ رنگ احتمالاً قشله های عسکری و آشپزخانه های کارگران قرار داشته است.

در هر گامی استخوان های گاو ها و خورده ریزه های اسباب  مسطح غذاخوری یافت می شوند. ظاهراً کارگران خدمتگذارِ شاه سنَفرو در مضیقۀ خوراکی قرار نداشتند. آنهاغذای مقوی و کافی در ازای کار دشوار خویش دریافت می کردند.

بعد از کار توانفرسای روزانۀ خویش در اهرام ، کارگران از ظروف سفالینی که بدست آمده است، نوشابه های سرد را جهت رفع خستگی می آشامیدند.

طرق تهیه و پُر نمودن چنین ظروف از نوشابه ها دردیوار های قبور مأمورین دولتی رسامی شده است. دهلیز های  تزئین شدۀ قبور تصویر روشنی از زندگی در دست می دهند.

با ارزشترین کشفیات هنری این محل را ده ها سال پیش از داخل قبورِ دهشور بیرون آوردند. اگر چه این گنجینه ها  در موزیمِ  شهر قاهره خوب نگهداری می گردند، اما از آثار مربوطۀ دیگرِ خویش جدا ساخته شده اند.  با وجود آن گاهی مصر شناسان موفق می شوند که منبع اصلیِ فراموش شدۀ آثار گرانبهای مثل قبر شاهزاده لی نِفِر  Lynefer را توضیح بدهند.

لی نِفِر که در کنار هرم پدرش دفن گردیده است،  یک پسرِ سنَفرو بود. ملتزمان این شاهزاده  بعد از مرگ نیز در دور وبرش باقی ماندند.

هرم بزرگ الجيزة یک نسل بعد  توسط خیوپس پسرِسنَفرو احداث شد.آنچه را در نظر نخستین در دهشور نمی توان دید و درینجا آشکار می گردد  این می باشد که اطراف این  هرم را قبور درباریان، زنان، پسران و دخترانِ خیوپس فراگرفته است. سمت قبور همۀ اینها همچون تمایل سیارات به سمتِ آفتاب متوجه این هرم می باشد.

تأسیسات قبور شاهزادگان و ملکه ها بسیار عظیم اند؛ باوجود آن میزان جسامتِ  مجموعیِ همۀ این قبور تنها به بزرگیِ یک بیستم این هرم  می باشد. با موجودیت ملتزمان سنگی، عظمت شاه در هرمش  هنوز برجسته تر می گردد.این آرامگاه تصویری از  یک جامعۀ متمرکز را در دست می دهد.

مجموعۀ قبوراین مردگان نشانۀ یک انقلاب اجتماعی سراسری در هزارۀ سومی قبل از میلادِ سرزمینِ مصرِ باستان می باشند.

مردم طی هزارها سال در امتداد نیل برای خویش کلبه های گلی ساخته و در ارتباطات قومی و قبیله يی بسر  برده بودند.آنها تنها با دور وبرِ بلافاصلۀ خویش آشنايی داشتند و بس.

بعداً  شبحی بالای کشور مصر پهناور سایه افکند؛ در مدت کوتاهی از دهکده های کوچک سلطنتی ایجاد گردید که می خواست خویش را دربنا های یادگاری نمایانگر گرداند. شاهان برای این برنامه های بزرگ خود به کارگران ساختمانی و به مواد خوراکی برای آنها در سراسر سال  نیاز داشتند.

حاصلات دهقانان دیگر تنها متعلق به خود شان نبود. مزارع آنها تحت املاک دولتی درآورده شده بود و دهقانان زیر فرماندهیِ ناظران کشت وکار می نمودند.دهقانان و ناظران آنها تحت مراقبت شدیدی قرار داشتند واگر به تعهدات خویش عمل نمی کردند، لت و کوب می گردیدند.

هردوسال یکبار در سراسر کشور احصایه گیریِ مواشی صورت می گرفت. حیوانات از مقابل سرشماران رانده می شدند.

آنها حیوانات مرده و تازه متولد را بدقت تام ثبت می کردند. این واقعه چنان مهم بود که شاهان دورۀ حکومت خویش را بنابر زمان سرشماری های مواشی حساب می نمودند. سرشمارانی که محاسبات را بازرسی می کردند، اشخاص قدرتمندی شدند. اکنون هرفراوردۀ ساحلِ نیل توسط این افراد اداره می گردید. ثروت این کشور در دست دولت جدید و دیوان سالارانش قرار گرفته بود.

در صُورافسانویِ مصری ها، املاک استفاده شدۀ دولتی توسط زنانی مجسم می گردند که تولیداتِ خویش را در بارگاه شاه کشور بر سرحمل می نمایند.

دریکی ازین تصاویر شاهزاده راهوتیپ Rahotep یک پسر دیگرِ سنَفروهمراه همسرش نوفرِت Nofret  توسط چشمان بلورین کوهیِ خویش با دقت نگران کننده یی به جهان آخرت نگاه می کنند. این مجسمه بصورت غیر قابل رؤیت برای زندگان در داخل یک دیواردر گور پنهان گردیده است.

راهوتیپ فرمانده ارتشی بود که احترام و حرمتِ شاه را نزد رعیت و همسایگانش موجب گشته بود.

حدود کشور مصر از مرزهایش فراتر رفت.عساکر، کوه  سینا را با معادن سرشارش تحت کنترول سنَفرو پادشاه مصر درآوردند. شاهان در رأس این جامعه با رب النوعان همچون همپایگان خویش رفتار می کردند.

هُروس Horus که یک رب ا لنوع است، بشکل یک شاهین نگهبانِ سرِ شاه بود و شاه پسرِ رب ا لنوع آفتاب شمرده می شد.

مصریان، به  نور آفتاب بیشتر از آبِ دریای نیل احترام قایل بودند و تسلط رب ا لنوعی آن را بر جهان، در نیروی زندگی بخش وی، بازشناسی می کردند.

رب ا لنوع آفتاب  برای مصریان مظهر نیروی زندگی بود. وی با حرکتش در آسمان موجب تداول شب و روز و فصول سال می گردید و زندگیِ انسان ها ، حیوانات و گیاهان را سازماندهی می نمود.

قبل ازینکه جسد یک فرعون  بالاخره در هرمش  بخاک سپرده شود، در پرتو نور زندگی بخشِ آفتاب و نه در زیر زمین تاریک دفن می گردید. با وجود آن اهرام مصر برای شاهان بیشتر از تنها یک آرامگاه بود.

گور تنها یک آرامگاه برای فرعون نبود ، بلکه یک یادبود و مکان مرکزی و مقدس سراسر مصر شمرده می شد. این اهمیت  طبعاً با رب ا لنوع آفتاب در ارتباط  می باشد. یک هرم بجانب شمال بر اساس نکات اساسیِ آسمانی سمت وسوداده می شود ؛ در مرکز جهان  وهمۀ نفوس کشور قرار دارد و فرعون شخص مقدسی می باشد که درین هرم بخاک سپرده شده است.

اما همزمان یک هرم ، ادامۀ زندگی را برای سراسر کشور در آخرت تضمین می کند و شکل جدید هرم همان آرمان جدیدِ دولتی را که در آخرت نیز بایستی وجود داشته باشد، بازتاب می دهد.

اهرام مصر یادبودی برای نور اند. چهار طرف آنها بسوی جهات اربعه سمت داده شده اند. آنها مایل بسوی آسمان ساخته شده اند و نور آفتاب از جهات شرق، جنوب و غرب برآنها می تابد.

جانب شمال به آسمان شب که در آن رب ا لنوع آفتاب خویش را برای روز بعدی آماده می گرداند، اختصاص داده شده است.

برخلاف اهرام امریکای مرکزی، اهرام مصر دارای  زینه و سکوی مرتفعی نیستند؛ کسی نمی بایست برآنها بالا برود، زیرا در قلۀ آنها تنها می توانست یکی و آنهم رب ا لنوع آفتابِ درخشان جای داشته باشد و بس.

اغلب اهرام مصر هموار و بدون کتیبه اند. باوجود آن یکبار در قلۀ یک هرم حروفی یافته شد که به مقصود اعمار هرم یعنی تعالیِ تظاهر رب النوع آفتاب  اشاره  داشت.

این بنا های یادگاری بدین منظور نیز ساخته شده اند تا  نیروی خلاقیت رب النوع آفتاب را اخذ ودسته بندی نمایند و بالای انسان ها و حیوانات  جهت بخشند.

هرچند که فرعون سنَفرو، شاه بزرگ مصر باستان هزاران سال پیش ازین جهان رخت بربسته است، اما حضور پیوسته اش همپایه با رب النوع آفتاب در آسمان، هم اکنون نیز قابل مشاهده  می باشد. سنَفرو در اهرام سربفلک کشیده یی که باعظمتِ  جاودانی خویش  بر سراسر این کشور حکمروايی می کنند، به زندگی اش همچنان ادامه می دهد.

پایان

 

 

  

 رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 

admin@vatandar.at

 مدیر مسوول : انجنیرهما یوسفی

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد