WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی استاد جیلانی لبیب

 

   گنجینه یی از دانش عهد باستان  اقوام هند اروپایی                                       جیلانی لبیب

اصل این نوشته، مضمون برنامه یی بود که ازطرف تلویزیون دویچه وله DW-TV  دردسترس شبکه های تلویزیونی افغانستان قرار گرفت. بدینوسیله جهت اجازۀ پخش آن در رسانه های دیگر، از تلویزیون دویچه وله ابراز امتنان می گردد.

  

 

جلگۀ وسیعی با طول هزاران و پهنای صدها کیلومتر دورادور قاره های آسیا و اروپا را فراگرفته است. این جلگه چین را با قفقازوصل می نماید.اقوام مختلف، از عصرحجر به بعد توانستند ازینجا به مناطق  بسیار دور پراکنده شوند. از نگاه اقلیمی و جغرافیايی مانع مهمی درین راه وجود نداشت.

بر همین مبنا در آسیای مرکزی چنان فرهنگ های بزرگ و قدرتمندی ایجاد گردید که شکوه و جلال کهن آنها باستان شناسان سراسر جهان را تا امروز شیفتۀ  پژوهش و کاوش خویش نموده است.

بطور مثال در بیابان های تکله ‌مکان Taklamakan   واقع درقسمت شمال کوه های همالیا، جايی که دزدان کاوشگر و مکتشفان اروپايی بیش از یکصد سال قبل، شهر های کاملی را از زیر ریگ های  بیابان بیرون کشیدند، چندی پیش پژوهشگران  جاپانی  وچینی مومیايی های خشک شدۀ را از  زیر خاک بر آوردند و بازسازی کردند.

این مومیايی های هند و اروپائی که حدود ۴ هزارسال قدامت دارند و برموهای سرخ خویش پر می گذاشتند، نیاکان کیستند؟

کسی که می خواهد  به منشأ و تنوع اروپا پی ببرد، باید در بارۀ  آسیا نیز تحقیقات انجام بدهد؛ در مورد اقوامی از قبیل مغول، سکا و هون که دردورترین مناطق شمالیِ جلگه مسکن گزیده بودند  معلومات بدست آرد ودر بارۀ نخستین اقوام هند و اروپايی و انسانهای دورۀ سنگیِ باشندۀ سایبریا اطلاع حاصل بنماید.

جمهوریِ خود مختار تووا Tuwa عضو فدراسیون روسیه که با شمالِ  چین هم مرز و یک منطقۀ سرحدیِ مهم ستراتیژی می باشد، در حالیکه در ۶ هزار کیلومتری مسکو  واقع است،۲هزار کیلومتر بیش از پکینگ  فاصله ندارد. باستان شناسان غربی مدت های زیادی خیال دیدار این قسمت قلب آسیا، یعنی کشور چنگیزخان را با دره های عمیق و سلسله کوه های آلتای وی، بیهوده در سر می پرورانیدند. اکنون بعد از فروپاشیِ جماهیر شوروی و بازشدن مرزها، این رؤیا به واقعیت پیوسته است.

تووا، میهن اسرار آمیز و اصلیِ اقوام ترک می باشد. مردمِ اینجا زادگاه شان را مرکزِ جفرافیايیِ قارۀ آسیا می پندارند. جاپانی ها و فنلندی ها نیز اجداد خویش را درینجا جستجو نموده اند.

دانشمندانِ کشورهای مختلف در مناطق کوهستانیِ آلتای، ساکنان زمان های دورِ این محل را ردیابی می کنند.آثار بدست آمده توسط باستان شناسان تا زمان حاضر نشان می دهد که مردمِ این منطقه سهم بزرگتری را از آنچه تا کنون تصور می شده است در انکشاف تمدنِ اروپا ، دارا بوده اند.

پژوهشگران مدتی پیش  یک مکان مقدس پیش از تاریخ مسیحیت واقع در حوالیِ  تورو التی  Turu alty را که در ارتفاعات تقریباً دوهزار متری  نزدیک  بلافاصلۀ سرحدی با تووا، منگولیا ،چین وقزاغستان قرار دارد، کشف نموده اند.

این ناحیه  مسکونی نیست، صعب ا لعبور می باشد و تا چندی قبل منطقۀ ممنوعۀ نظامی بود.

حتی در نزدیکیِ های  "تورو التی"  اغلب باید از میان قبر ها گذشت . سراسر این جلگۀ واقع درپایان مکان مقدس را یک گورستان فراگرفته است . قبور آن هنوز ویران نشده اند.

توروالتی مجموعه ایست از محراب های سنگیِ طبیعی که از حدود ۷ هزار سال بدینسو بعنوان محل نیایش و استدعای باشندگان مناطق کوهستانیِ غیر قابل عبور و مرور  این منطقه مورد استفاده قرار می گیرد.

در بالای کوه، محرابی وجود دارد که مردم هنوز هم درآنجا برای معبودِ خویش قربانی می کنند .آنها تا مدتی قبل مجبور بودند بدلیل ممنوعیت در زمان حکومت شوروی سابق، این کار را مخفی انجام دهند.آلتايی ها در جریان مراسم نیایش یک خیمۀ نمدی کوچک را برپا می دارند، رهبر مذهبیِ آنها عبادت می کند و آنها بعد یک بزغاله را  نثار حکمفرمای کوهستان ها می نمایند.

درین محل مرتفع تخته های سنگیِ کهن قبوری که بزغاله ها و  دیگر حیوانات در آنها نقش گردیده اند، به مشاهده می رسد.این تخته ها از مناطق بالاترکوه، محلی که سراسر دیوارهای سنگی آن را تصاویر پوشانیده است، بدینجا آورده شده اند.

بعضی ازین تخته های سنگی باید ذریعۀ نسل های بعدی شکسته شده باشند. شاید این تخته ها دارای  رمز و طلسمی بوده  و یا جهت پوشانیدن قبور دیگر مورد استفاده قرار گرفته اند و بنا بر شیوۀ ساخت خویش مطمئناً دارای قدامت بیشتری نسبت به قبور هستند.

در آنسو کورۀ ریختگریِ چنگیزخان قرار دارد ؛ درین کوهِ معدنی جنگجویان این امپراطور مغول  تیر های خویش را می ساخته اند.

بالای یک صخرۀ تقریباً عمودی، نقش فرهنگ های زیادی جاودانی گردیده است. زمانی که آفتاب همه جا بتابد، رسامی های روی این تخته سنگ بزرگ خیلی برجسته نمایان می گردند.

نقش یک شاخ بسیار بزرگ  بریکی دیگر ازین صخره  ها به اساس موضوع، روش کار و سبک  خویش، از زمان آغازین سکا ها حدود سدۀ هشتم پیش از میلاد مسیح حکایت می کند و مخصوصاً  چهرۀ یک موجود افسانوی، یک آهو با نول یک پرنده  هر بیننده را تحت تأثیر خویش قرار می دهد.  بالای صخره های دیگر پرندگان  یا آهو تراشیده شده اند. درینجا اسطوره های دو فرهنگ وشیوۀ زندگی با هم متلاقی بنظر می رسند.

در نزدیکیِ تورو التی یک گورستان قزاغ ها قرار دارد. آلتایAltai  محل تقاطع فرهنگ هاست. اگرچه قزاغ ها درینجا کم زندگی می کنند، اما آنها نیز مثل اقوام دیگر رهگذر و یا مقیم، مردگان خویش را درین محل دفن  کرده اند.

آلتای از هزاران سال بدینسو منطقۀ سرحدی ومحل عبور و مرورمردم می باشد. مسیر مهاجرت اقوام از طریق گردنه های واقع در بین دره های جلگه از غرب بسوی شمال د ر منطقۀ تایگا   Taigaو از شرق بسوی چراگاه های منگولیا امتداد می یابد.

از مدتی بدینسو یک گروه باستانشناس چندین قبر مهم ِ قوم سکا را که کورگان نامیده می شوند، در آلتای کشف و بررسی کرده و  همچنان گورتپۀ یُوکوک  Ukok را با ویژگیِ خاصش در کوهستان های نزدیک سرحدِ چین پیدا نموده است.

قلۀ برفِ اطراف دره ها مربوط به چین می باشد. ارتفاع توده های یخ تا به ۴٫۵ هزار متر می رسد. آب یخ های ذوب شده  جریان عظیمی را که در شمال سایبریا به اقیانوس منجمد شمالی منتهی می گردد، نیرو می بخشد.

کشفیاتِ  گورتپۀ یُوکوک  Ukok هیجان باستان شناسان را  کمی برانگیخت زیرا در ارتفاعات دو نیم هزارمتریِ این محل یک گور منجمد دست نخورده همراه با جسد مومیايی شدۀ یک زن از  قوم سکا کشف گردیده است.

این گور در سطح زمین یخ زده قرار ندارد، اما  ریزش سنگها و تکه های یخ  تشکیل شده در دورش آنرا محافظت  کرده اند. سرمای کوهستانی و ساخت گورها درین منطقه، اقلیمی را بوجود آورده  که برای فصل تابستانِ کوتاه هیچ شانسی  نداده است  تا سطح زمین یخ زده را دوباره ذوب گرداند. بدین ترتیب  اجساد،البسه و تکه های چوبین بیشتر از ۲۵۰۰ساله تا امروز حفظ شده اند.   یخِ اینجا بر اساس قانون یک یخچال تشکیل گردیده است، یعنی هوا می تواند در میان سنگ ها آزاد جریان  پیدا کند و از آنجائیکه تپه های سنگی در زمستان نسبت به داخل قبور سریعتر سرد می شوند، تبادل گرما میان آنها بخوبی صورت می گیرد. بدینترتیب هوای نسبتاً گرم بالا می رود و بعد ازتراکم،  یخ را تشکیل می دهد.

این نخستین کشف یک زن مومیايی شده از سالها بدینسوست. زن مکشوف که بین ۲۰ تا ۳۰ سال عمر دارد، شاید یک روحانی بوده باشد.

تنها دو کشف  دیگرِ موجود از عهد عتیق  با این  مومیايی  قابل مقایسه اند. نخستین جسد مومیايیِ خالکوبی شده  درمصر کشف گردید و دومی  درینجا در آلتای از منطقۀ پازیریک Pazyryk.

هیرودُتِ مورخ یونانیِ عهد باستان گزارش می دهد که تنها رؤسای قبایل وشجاعترین افراد خالکوبی می گردیده اند.

قبور منطقۀ  “پازیریک”   نیز آرامگاه رؤسای اقوام بوده اند، پُر شکوه و جلال  و با همۀ هدایا های ضمیمۀ بازماندگان.

 اجساد قد بلندِ مومیايی شده چهره های هند و اروپايی دارا می باشند.این  مومیايی ها در اطاق های زیر زمینیِ ضخیم و چهار متریِ ساخته شده از چوب سرو، در زیر  تپه های سنگیِ ۴۰ متر عریض قرار گرفته بودند .

سکا ها و اقوام دیگری که درینجا مسکن گزیدند، ثروتمند بودند. آنها به تربیۀ اسب اشتغال می ورزیدند و با اقامت های تابستانی در چراگاه های جنوب و غربِ آلتای نیمه کوچی نیز  بشمار می رفتند. بزرگانِ آنها رعیت متمکنی داشتند که باید هم غله جات را فراهم می آورند و هم بکار استخراج معادن می پرداختند.

شاید رعیتِ فرمانروایان بعداً همان دزدان گورهای بزرگان قبایل بوده باشند، زیرا همۀ قبرهای پازیرک  به یغما برده شده اند. غارتگران طلا را که زیاد هم درآنجا وجود داشت، جستجو می کردند. آنها با این سرقت، نفوذ آب و بدینترتیب تشکیل یک قشر دیگر یخ را در داخل گور ها ممکن ساختند و نا آگاهانه درحفظ  محتوای باقیماندۀ قبور کمک نمودند.

سکا های سایبریايی نه خط داشتند و نه سکه. زبان و منشأ آنها نیز معلوم نیست.آثارهنری آنها که از فارس و میان رودان یا بین النهرین الهام گرفته بنظر می رسد، به آثار هنریِ کوچی های پیشینِ جلگه های آسیای مرکزی شبیه می باشد.

زمانی که در سال ۱۷۱۵میلادی  پترِ بزرگ تزار روسیه صاحب پسری  شد، مالک یک معدن سایبریا نخستین شکل های طلايی را ازگورستان های آلتای  را به وی هدیه داد. تزار بعد مکرراً جستجوی صورت دیگر را دستور داد. قبور مرتباً غارت شدند، اما گنجینه ها بدینترتیب در مقابل ذوب شدن حفاظت گردیدند. تا امروز نیز منشأ اصلیِ سبکِ  این اشکال که دارای نظم، سمبولیک و پویایی ویژۀ اند، نا معلوم مانده است.

گور های واقع در جلگه های مینوسینسک Minussinsk در جنوبِ سایبریا نیز مربوط به منطقۀ قوم سکای آلتای می باشد. هیچکسی تعداد قبور اینجا را نشمرده است.  شاید تعداد گور های حفرشده درین محل به چندین هزار برسد و هزاران قبر دیگر  با وجودی که باستان شناسان مدتها قبل درینجا بکار آغاز نموده اند، هنوز منتظر کاوش دانشمندان  می باشد.

باستان شناسانیِ که درین مکان فعالیت می کنند  در جستجو وکاوش خویش عجله  می نمایند، زیرا قرار است شاهراه ناحیه گسترش یابد و قبور باید ازمیان برداشته شوند.این گورستان با عمر تقریباً ۵هزار سالۀ خویش مربوط به  دورۀ  فرهنگیِ اوکونیِو  Okunevo می باشد.

روی محل جمع آوریِ استخوان های مردگان  در گورستان  جلگه های مینوسینسک پوشیده و از جوانب باز می باشد. بعد ها یعنی ۴ هزار سال قبل ازامروز ،این تخنیکِ دفن درحوزۀ بحیرۀ سیاه با ابزار مشابهی مثل استخوان های گوسفندان و ظروف سفالین در قبور نیز دیده می شود.

دانشمندان جهت دریافت این نکته تلاش می ورزند که آیا فرهنگ دفنِ سایبریا زمانی در جلگه های منطقه گسترش یافته است یا خیر؟

مشخصات مراسم دفن یک قوم به ندرت توسط فرهنگ های دیگر پذیرفته می شوند.اغلب مهاجرت های اقوام موجب گسترش این امر می گردد. آیا اوکونِیو واقعاً تاریخ ۵ هزارساله دارد؟ شاید تاریخ گذاری ها نادرست بوده باشند.

فرهنگ ا وکونِیووهای سایبریا، مخلوطی از  فرهنگ هند و اروپايی با مغولی  می باشد. گورستان های موجود در کنار بحیرۀ سیاه اما تنها شیوۀ هند و اروپايی دارند. این  مطلب آیا چه امری  را بما میرساند؟

جهت روشنی به مسئله باید استخوان ها از نگاه ارثی تحلیل  گردند.این تحقیقات اما پُرمصرف اند.

نتایج شگفت انگیز بدست آمده  در مورد فرهنگ اوکونِیوو ها در سال های اخیر بیان می دارند که مرحلۀ آغازین سبک  نقاشی حیوان ها در دورۀ سکاها دوهزار سال پسانتر برین جلگه مستولی گردیده است.

بنا بر باور باستان شناسان  موجودیت  نقاشی حیوانات  روی مجسمه های سنگی در فرهنگ اوکونِیوو برای بار نخست سه هزارسال پیش از میلاد  ظهور می یابد.این شیوۀ رسامی  مثل  تصویر سر حیوانی که اگر آنرا دور بدهیم، دو نیم چهره  تشخیص می گردند و یا نقش یک گرگ یا سگ  را اما می توان از سدۀ هفتم تا سومِ پیش از میلاد نیز درینجا هنوز دنبال کرد.

 این خاصیت چندین تعبیرانۀ بازی با تناسبات را یک علامت اساسیِ تصاویر حیوانی قوم سکا می دانند. عدۀ از پژوهشگران باور دارند  که سبک مذکور به همین دلیل از فرهنگ اوکونیِوو در جنوب سایبریا و نه طوریکه تا حال پنداشته می شده درکردستان و یا درقفقاز منشأ گرفته است .

دلیل موجهی که عدۀ از باستان شناسان ارائه می دارند تاریخ گذاری قبورجلگۀ ارژنArzhan  در تووا است که بزرگترین  و کهنترین گورستان  تا حال شناخته شدۀ سکا ها بشمار می آید.

گورستان جلگۀ ارژن  نیز بکمک دانشمندان علوم طبیعی ذریعۀ روش های حلقۀ درختان و کاربنِ رادیويی  تاریخ گذاری شده است. در مورد تعلق واقعیِ آثار یافت شدۀ قبور به قوم سکا، هیچ تردیدی وجود ندارد، زیرا همۀ مشخصات این دوره، حتی علامت چرخشِ اجساد حیواناتِ  به ۱۸۰درجه نیز درین کشفیات دیده می شوند.

برای دانشمندانی که در منطقۀ آلتای آثار متعلق بدورۀ سکا ها را کاوش می کنند،غار دینیسووا   Denissowa در گورتپۀ یوکوک Ukok  مکان مهم دیگری برای حفریات آثار باستانی  بشمار می رود.

گمان برده می شود که انسان های مشهور به نئاندرتالر  Neanderthaler ،۳۰۰ صدهزار پیش در کنار دریای این منطقه بسر برده باشند.

در صورتیکه دندان های یافت شده واقعاً از نئاندرتالر ها باشد،غار دینیسووا  شرقی ترین مکانی خواهد بود که در آن از انسان های  دوره های ابتدايی آثار بدست آمده است.

در سراسر جهان تنها تعداد کمی از مغار های  وجود دارد که  در آنها قشر های  زمینِ مدت های  دیرینه و متمادیِ چنین بصورت مرتب از دورۀ پارینه سنگی تا قرون وسطی پیدا گردیده باشد.درینجا از عصر سکا ها  غیر از سکلت انسان تاکنون اشیای زیادی  مثل دانه های گندم، استخوان های کوچک مزین، ریزه های چوب، جای مشت کوبی انسان، آتشدان و گِل تراش یافت شده است.

 دانشمندانِ مشغول به حفریات در غاردینیسووا  تصریح نموده اند که محلِ کشف شده ، قسمت باقیماندۀ یک آتشدان که عمر قشر سطح زمین آن به ۱۵۰هزار سال می رسد، مربوط به انسانهای دوره های ماقبل تاریخی می باشد . نخستین آثار یافت شدۀ انسان های ابتدايی درینجا، ۲۸هزار سال قدامت دارد و درین محل حدود ۵۰ هزار سال قبل، انسان های امروزی هوموساپینس Homo sapiens جایگزینِ نئاندرتالر ها گردیدند.

آنها اضافه می کنند که اقشار بالای سطح زمینِ عصر پارینه سنگیِ غار دینیسووا،  به زمان های اولیۀ عصر سنگ تطابق می نماید و بالاتر ازین سطوح اقشار دوران های برنج،آهن تا قرون وسطی قرار گرفته است.

آیا  سایبریا تنها محل منشأ انسان می باشد یا این منطقه هم  مبدأ انسان بوده است؟

مردم شناسان ادعا می کنند که انسان های عصر کنونی بدون استثناء همه از نسل تنها یک زن از افریقا بوجود آمده اند. حفریاتِ غار دینیسووا شاید بتواند روزی خلاف این ادعا را در برملا گرداند. اما تا کنون برای این مطلب مواد یافت گردیده اندک می باشد.

قدامت این غار تا کنون روشن نیست،اما اگر غار دینیسووا واقعاً ۲۸۲ هزار سال قدامت داشته باشد،  کهنترین شیوۀ فن سنگتراشیِ عصر پارینه سنگیِ جهان دراینجا کشف گردیده  و در صورتیکه این غار تنها ۴۰ هزار سال قدامت داشته باشد، تازه ترین شیوۀ فن سنگتراشیِ دورۀ  آغازینِ عصر حجر در جهان درینجا پیدا شده است.

قدامت  واقعیِ این غار در میان این سالها قرار دارد. تاریخ آغازین بشر درین حال نیز باید دوباره نگاشته می شد، زیرا نئاندرتالرها برین مبنی در آسیا و اروپا، موازی به یکدیگر انکشاف نموده اند.

اگر نمونه های گرفته شده ازقشر های زمینِ غار دینیسووا آمار دقیق ارائه بدارد، نظریۀ منشأ انسانِ امروزی از نسل یک زنِ افریقايی احتمالاً باطل خواهد گردید. دانشمندان مختلفِ جیوفیزیک در همین باره به فعالیت مشغول اند تا زمان رسوبِ قشر زمین و بدین شیوه عمر این محل را  دقیقترتعیین بنمایند .

آیا نخستین  اقوام هند و اروپايی ازجلگۀ سابیریا برخاسته اند؟ آیا فرهنگ  قوم سکا  بسیار شرقی تر از مناطقی که تا حال گمان برده می شد، یعنی دردره های کوهستانی و چراگاه های آلتای و تووا بوجود آمده است ؟

کسی که می خواهد از منشأ اقوام اروپایی  درست اطلاع بیابد، باید دربارۀ تاریخ و مردم آسیای مرکزی و جنوب سایبریا معلومات بیشتری حاصل نماید.

پایان

 

 

  

 رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 

admin@vatandar.at

 مدیر مسوول : انجنیرهما یوسفی

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد