WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی استاد جیلانی لبیب

 

      گنجینه یی از دانش عهد باستان قبرهای هوایلاس در کشور پیرو            جیلانی لبیب

اصل این نوشته، مضمون برنامه یی بود که ازطرف تلویزیون دویچه وله DW-TV  دردسترس شبکه های تلویزیونی افغانستان قرار گرفت. بدینوسیله جهت اجازۀ پخش آن در رسانه های دیگر، از تلویزیون دویچه وله ابراز امتنان می گردد.

گنجینه یی از دانش عهد باستان

قبرهای هوایلاس در کشور پیرو

            جیلانی لبیب 

آند Andes  در امریکای جنوبی طویلترین سلسله کوه جهان بشمار می رود . در شمالِ کشور پیرو قلۀ پوشیده با برفِ کوردیلِرا بلانکا Cordillera Blanca تا ارتفاع ۷۰۰۰ متر بسوی آسمانِ آبی سر بفلک کشیده است.درین بلندی ها، میان یخ و برف، جايی که کرگسان مأوا گرفته اند، پنهان در سراشیبی غیر قابل عبورِ دیوارهای کوه، قبور معلق هوایلاس  Huaylasقرار گرفته اند.این گورها کهنترین آثار زندگی انسان درپیرو می باشند.

شهر ۸ هزار نفریِ کاراس Caraz  در شمال پیرو در ارتفاعات حدوداً ۲۷۰۰متریِ  کرانه های شرقیِ درۀ ریو سانتا   Rio  Santa موقعیت دارد.

ریو سانتا، سواحل کوردیلِرا را که بنابر عدم موجودیت برف درین قسمت، قلۀ کوه کودیلِرای سیاه  نیز نامیده می شود، از بخش پوشیده با برفِ کوردیلِرا بلانکا در شرق جدا می سازد.

شهر محصورکاراس در ارتفاعاتِ تا ۶ هزار متری قله های سلسله کوه آند، بادرنظرداشت موقعیتش دارای آب و هوای  بسیار معتدل می باشد.

این شهر محبوب اکنون برای چند هفته محل شروع تجسس ما بدنبال پایتخت تمدن هوایلاس می باشد. ما ازینجا سیر علمیِ خویش را بسوی درۀ الپامایو Alpamayo  آغاز می نمائیم.امید می رود که این دره، رموز قبور آویزانِ را برملا گرداند.

اویگین شتیبرتس Eugen Stiebritz  کوهنورد آلمانیِ اهل شهرمیونیخ  که برای ردیابی فرهنگ های نهفته در سرزمین پیرو ما را همراهی می نماید، بارگیریِ تجهیزات این سیر علمی را  نیز سازماندهی می کند.

ما بمنظور تجسسِ پایتخت تمدنِ هوایلاس، اکنون شهر کاراس  را بسوی "کوردیلِرا  بلانکا" ترک می کنیم.هدف ما ازین سفر، دیدار ازیک شهر ویرانه در دامنۀ کوهِ نِیوادو هواندوی  Nevado Huandoy است که نزد بومیان منطقه بنام پوئبلو ویخو   Pueblo Viejoنیزمعروف می باشد.

بعد از سفر طولانی ذریعۀ موتر، باید  ۶۰۰متر مرتفعِ اخیر  پیاده پیموده شود.

 بعدازینکه در مسیر نهايی تجهیزات ما ذریعۀ خران بسوی بالا انتقال داده شد، راهیِ شهر ویرانه می گردیم.

حدود عصر به نخستین منزل مقصود می رسیم . در آغاز سه ستون  باقیماندۀ بارزِ دروازۀ ورودی قصر یا معبدی که مدت ها پیش ازبین رفته است، ما را شیفتۀ خویش گردانید.در مرکز معبد که پوئبلو ویخو آنرا نسبتاً دقیق از وسط تقسیم می کند،این سه ستون بخوبی دیده می شوند.

ایوان ها، ستون ها و دیوار ها را می توان به تدریج  از لابلای بوته های بلند شناسايی کرد. بناهای جدید و جزئیات آنها قابل رؤیت می گردند. بانیان آنها چه کسانی بوده اند؟ آیا ما پایتخت هوایلاس را کشف نموده ایم؟ هدف ما درجریان این سیر اکتشافی  پاسخ یابی به این پرسش هاست.

خانم والادولیدِه Valladolide باستان شناس اهل کشور پیرو مشاور علمی ما وماریانو اراجا Mariano Araya مدد رسانش یک تومبای خیلی زیبا را شناسايی کرده اند. تومبا  Tumba به قبور زیرزمینیِ گفته می شود که از بیرون با ساختار میز یا دروازه نگرِ خویش ، متشکل از تخته های سنگیِ عظیم، جلب توجه می نمایند.

"والادولیدِه "عقیده دارد که این تأسیسات زیرزمینی به مراتب کهنتر از گورهای ایجاد شده در سطح زمین می باشند. وی بنابر قشرهای موجود در قلوه سنگ های سقف و دیوار ها، این گور را متعلق به دورۀ فرهنگیِ هوایلاس Huaylas  که ریکوای  Requay  نیز نامیده می شود، می شمارد. جهت تعیین کاملاً درست زمان و فرهنگِ حفریات اما به آثار سفالین مستند از یک مکان دقیق نیازمندی وجود دارد.

بعد ازدو روز تجسس بی نتیجۀ خویش، کودکان منطقه موقعیت یک گور  پوشیده را به ما نشان می دهندد.

و واقعاً پس از نمایان ساختن صخره از لابلای بوته ها ، به اسرع وقت تخته سنگ پوششِ مدخلِ تومبا یافت می گردد.

خانم والادولیدِه " باستان شناس و دستیارش بلافاصله به ترسیم، اندازه گیری و عیان سازیِ محل ورودی  قبر را آغاز می نمایند.

بعد نزدیک های عصر همین روز می توانیم بالاخره برای اولین بار در داخل قبر نظری بیندازیم. باران های هزار ها سال چنان  مقدار زیاد خاک زمین را داخل این تومبا  نموده اند که برای تیم حفاری گاهی کمتر ازیک متر تا سقف صخره باقی نمی ماند.

توسط خزیدن با شکم ، نخستین بازرسی صورت می پذیرد. در عقب ترین گوشۀ تومبا دو ظرف با ساخت قشنگ که هواکوس Huacos  نیز نامیده می شوند، یافت می گردد. پس از یافتن آثار بیشتر در تاقچۀ دیگری، خانم باستان شناس مدارکی را دردست می داشته باشد  که می تواند با آنها دورۀ فرهنگی قبر را  تعیین نماید.این ظروف  حدود ۲هزار سال در زیر زمین قرار داشته است.

ظروف سفالین یافت شده که برای صرف غذا استفاده می شده اند، مربوط به تمدن هوایلاس یا "یارِکوای" می باشند.

روز بعد با جیپ کاملاً  پُر از بار به فلات هوالکایان  Hualcayan می رسیم.در ارتفاعات ۳۲۰۰ متری جادۀ موتر رو ختم می گردد؛ حتی یک ماشین کمک دار موتر نیز نمی تواند ما را ازینجا انتقال بدهد.

برای این سفر اکتشافی خویش مواد غذايی کافیِ که اکنون باید آنها را بالای یازده خر بار کنیم ، با خود گرفته ایم.

قبل ازینکه به درۀ الپامایو Alpamayo  برسیم ،دو روز پیاده رویِ ۸ تا ده ساعته با تفاوت های ارتفاعیِ تا ۱۶۰۰متر در پیش روی ما قرار دارد.

در راهگذارهای  سراشیبۀ که گاهی تنها به اندازۀ دوپای جای دارند،هشت ساعت را بطرف بالا روان می باشیم  و درین مسیر، از کنار راهروهای تنگِ پُر سرازیر و  روی جوی ها عبور می کنیم.

هنگام غروب آفتاب به نخستین منزلگاه خویش واقع در یک جلگۀ به بلندی ۴۲۰۰متر، می رسیم. بعد از سپری کردن شب درین ارتفاعات غیر معمولی، روز بعد در روشنايی آفتابِ درخشان بسوی گذرگاه اتونکوچا Atoncocha حرکت می نمائیم.

معبر را منظرۀ باشکوه سلسله کوه نوادو - سانتا – کروز Nevado-Santa-Cruz که بلندترین قله اش بیشتر از ۶ هزارمتر ارتفاع دارد، احاطه  نموده است.

روز بعد پژوهشگر آلمانی "اویگین شتیبریتس" و دستیار های  باستان شناس بیرون می روند تا در مورد راهیابی بسوی قبور آویزان معلومات حاصل کنند. "شتیبریتس" چند قبر آویزان را قبلاً در سیر علمیِ اخیر خویش در سال  ۱۹۸۶میلادی درسراشیبیِ یک دیوار کوه کشف نموده بود. وی که یک کوهنورد کارآزموده می باشد راه را بطرف بالا آماده می سازد تا والادولیدِه ویک تیم فلمبرداری نیز سالم به قبور آویزان برسند

عصر روز بعدی، برای نخستین بار پس از حدود دو هزار سال دوباره بالای بام یک قبر آویزان که چولپا Chullpa نیز نامیده می شود، یک انسان پای می گذارد.

این  نوع قبور از نوع گورهای هواری Huari ها می باشد .این قوم بعد از هوایلاس درینجا زندگی می کرده است. توته های سفالینِ باقی مانده درین محل، شاهد این ادعایند. شاید این قبور متعلق به عصر آغاز گسترش امپراطوریِ هواری ها باشد. دورۀ قدرت هواری ها در حدود ۶۰۰ میلادی آغاز شد و  تا ۱۲۰۰بعد از میلاد دوام پیدا نمود.

دو دستیار دانشمند اهل کشور پیرو سپس با زحمت زیاد به سوی چولپای دیگری که ازینجا هم بالاتر قرار دارد ، روانه می گردند .

آنها بعد از دوساعت بالارفتنِ مشقت بار، به قسمت باریک صخرۀ می رسند که یک چولپا قرار دارد و فوراً به اندازه گیری و تمیز سازیِ قبر آغاز می نمایند.

از بیرون معلوم نمی گردد که آیا چیزی درین چولپا وجود خواهد داشت یا خیر؟ از تخته سنگ های معمولی موجود جهت بستن دروازۀ ورودیِ این نوع قبور و یا  از علامات دیگر برای بودن یک مدخل درینجا خبری نیست. آنها بهمین دلیل تصمیم می گیرند که قشرهای متشکل ازتوته های سنگ جدا شدۀ  بامِ این  قبر را که به کلبۀ اسکیموها شبیه  می باشد، از میان بردارند.

و واقعاً، بعدازینکه تختۀ عظیم پوشش بام برداشته می شود، قبر مستطیل شکلی که یک جسد مومیايی شدۀ ایستاده بر سر پای در داخلش قرار دارد،  توجه آنها را بخود  جلب می نماید.

داخل این قبر مثل درون گورهای دیگری که ما تا حال می شناسیم، نیست. چولپا های تا کنون آشنا برای ما، چنین حفر گردیده اند که از طریق یک مدخل چندین جسد مومیايی با  هدایای  خویش در درون آنها جای  می یابند. اما ظاهرً  همۀ این قبر برای یک جسد مومیايی، ساخته شده است. فقدان هدایای قبر  نیز یک امر غیرمعمولی  بنظر می رسد.

بصورت عادی اجساد مومیايی را درشال های بافته و پارچه های بوجی مانند، می دوخته اند.این جسد  اما در تکه ها و  پارچه های از درون محکم و درهم بافته پیچانیده شده است و از بیرون سست وتور مانند می نماید. این جسدِ ایستاده بر سرپای، توسط ریسمان  های بهم بافته ، محکم گردیده است.

کشف این جسد همراه با بافته ها برای کلید والادولیدِه Clide Valladolide  نیز کاملاً شگفت آور می باشد. چنین کشفی تا کنون  هرگز درین حوالی صورت نگرفته است. کشف انساج، فقدان کامل هدایای سفالین و شکل بی همتای قبر، موجب این نتیجه گیری می گردند که  چولپای کشف شده باید متعلق به یک عصر فرهنگیِ باشد که مدتها قبل از میلاد مسیح درین دره  موجود بوده است. فرهنگ های پیشینۀ مناطق ساحلیِ پیرو،مردگان خویش را به شکل و گونۀ مشابهی با انساج می پیچانیده اند.

بدلیل جریان خوب سفر اکتشافی خویش تا کنون، ما روز بعد یک پاچا - مانکا Pacha Manca را به همکاران بخشش دادیم. پاچا زمین معنی می دهد و مانکا گوشت، پس پاچا - مانکا یعنی گوشتِ زمین. اما آنچه را که ما بخشیدیم، گوشت تازه ذبحِ یک گوسپند بود .

این گوشت را یک شب در بین آمیخته يی از چیلی،ادویه جات مخصوصِ دیگ، روغن و سیر بسیار اخته نمودند تا دارای مزۀ مخصوص بخود گردد. بخش عمدۀ پاچا - مانکا را یک اجاغ کوچکِ متشکل  از قلوه سنگ های روی هم گذاشته شده  می سازد که در زیر آن آتش  را شعله ور می افروزند. تکه های گوشت و سنگهای داغ  را بعداً به ترتیب درین اجاغ می گذارند. بعد ازینکه آتش خاموش شد و سنگ ها بسیارداغ  گردیدند، کچالو و سبزیجات را دربین آتش می اندازند.

سپس روی همۀ مواد با علف های خشک پوشانیده ودر پتوها پیچانیده می شود; بعداً روی آن را خاک می ریزند.

یک تا دو ساعت بعد زمان پختن غذا پایان یافته است.پس از گشودن پاچا - مانکا بوی خوش غذای که دهان همۀ ما را پُر ازلعاب کرده است، سراسر این دهکدۀ کوچک را فرا می گیرد.

بعد از مدتها سوپ یکنواخت مرغ ، بالاخره همه یک غذای لذیذ را نوش جان می کنیم.

متأسفانه چنین غذايی به ندرت پخته می شود، زیرا دهقانان واقعاً بسیار فقیرِ منطقه می توانند تنها در اعیاد و مراسم شادیِ خویش  پاچا - مانکا را تهیه بنمایند.اما مقدار گوشت چنان زیاد است که ما سه روز متمادی  می توانیم در تهیۀ غذاهای دیگر خویش از آن استفاده بعمل آوریم. پس از یکروز استراحت  مستحقانۀ خویش و قوی شده توسط پاچا - مانکا، دوباره براه می افتیم تا رمز دیگری از درۀ الپامایو را برملا سازیم.

 این بار بسوی پائین در امتداد  دریای  شاعرانه، خیال آفرین و طبیعی ریوالپامایو Rio Alpamayo  روانه می گردیم.

اما هر راهی را که می رویم بعد از حد اکثر نیم ساعت پیاده روی  پایان می یابد. اراضی  محل مرتباً پُرشیب تر و عمیقتر و گیاهان آن غیر قابل عبورتر می شوند.به ناچار دوبار از روی پُل های چوبین ناپایدارِ بالای دریای الپامایو عبور می نمائیم.گیاهانی که به رویش های جنگلات طبیعی  شبیه می باشند، پیشروی را به یک  شکنجه و عذاب تبدیل نموده اند. نباید فراموش کرد که ما اکنون در ارتفاعات دست کم ۳۸۰۰ متری قرار داریم.

علاوه برین باید متوجه جولاه های زهری نیز باشیم. مرد راهنمای، چندین بار ما را متوجه لانه های عنکبوت های زهرداری می گرداند که زدنِ نیش آنها می تواند مرگ  را ببار بیاورد.

هدف ما گردآوریِ چندین چولپای می باشد که گفته می شود در وسط توته های بزرگ سنگ  منطقه قرار دارد. قطعه های عظیم الجثۀ سنگ که  بعضی از آنها به بزرگیِ یک حویلی می رسد، سد راه ما می شوند. بعد از سه ساعت و اندی راهپیمايیِ مشقت زا، بالاخره ما تعدادی از چولپا ها را پیدا می نمائیم. نوع چولپای  زیر لبۀ یک صخرۀ عظیم برای ما کاملاً جدید می باشد.

چندین قبر متصل بهم ، یک گورستان واقعی را درینجا تشکیل می دهند. مومیايی های  پراکنده و بهرجا افتادۀ زیادِ آرامگاه، ثابت می سازند که به احتمال زیاد این محل  را مدتها پیش، دزدان قبور به غارت برده اند .

خانم والادولیدِه، نیز تا حال  تنها  باچولپا های  مجرد  و مفرد در قبور آشنا بوده است.این مجموعۀ سیزده قبر که به یکدیگر راه دارند ، به او هم کاملاً جدید می باشد و معماهای تازه يی را  برایش خلق می گرداند. دستیار خانم والادولیدِه  بصورت ناگهانی سوی ما صدا می کند که  پنجاه متر بالاتر ازینجا چیزی را کشف نموده است که ازین تأسیسات به مراتب برتری بیشتری را دارا می باشد. ما با دستپاچگی از بالای توته های سنگ و ریشه های درختان و بوته ها در عقبش روان می گردیم تا به محل اکتشافات وی برسیم.

و واقعاً دریک شکاف پیش پا افتادۀ صخره که کمی عقب تر بصورت یک غار گسترش می یابد، بزرگترین پنهانگاه اجساد مومیايی شدۀ قرار دارد که همۀ ما  تا کنون مشاهده نموده ایم :

هفده مومیايیِ قسماً بصورت کامل سالم که جمجمۀ یکی از آنها  حتی هنوز دارای موی سر است، بدون کدام نظمِ قابل تشخیص درین غارقرار دارند.

 علاوه برین،استخوان ها و  آثار باقیماندۀ مومیايی های دیگری را نیز درین غار می یابیم. چنین حالتی متأسفانه بطور مسلم بدین مفهوم است که درینجا نیز  باید زمانی دزدان قبور راه  یافته بوده باشند.

اکثر این مومیايی ها در درون غار بزرگ قرار دارند و یا در یکی از تاقچه های زیاد و طبیعیِ  اینجا. تنها دو تای آنها را که  یکی گیرۀ مسی در دهان دارد ، دریک اتاقک دیوار شدۀ مخصوص می یابیم.

خانم والادولیدِه عقیده دارد که گیره های مسی بمنظور جلوگیری از هم نپاشدن فک های مومیايی استفاده شده اند.

این محل، تنها یک گورستان معمولی نبوده است، بلکه حدود ۲هزار سال قبل متعلقان فرهنگ  های هوایلاس و هواری ها جانشینان آنها، سنت ها و مراسم مهم آئین نیایشِ مردگان خویش را نیز درین مکان برگزار می نموده اند.

یک تیم کوچک دانشمندان زیر نظراویگین شتیبریتس و خانم کلید والادولیده، پنج هفتۀ تام فرهنگ های مدت ها فراموش شده را مورد مطالعه قرار دادند و بر روی آنها روشنی افکندند. پوئیبلو ویخو Pueblo Viejo  توانست  به صراحت بعنوان پایتخت فرهنگ هوایلاس - ریکوای تشخیص گردد و در درۀالپامایو  به احتمال زیاد کهنترین گور آویزان منطقۀ شمالیِ سلسله کوه آند گشوده شد.

علاوه برین مدارک بیشتری برای موجودیت سه فرهنگ دیگر پیدا گردید.اکنون می دانیم که دوهزار سال پیش درۀ

الپامایو مسکونی بوده وبعنوان یک مرکز مذهبی و انبار  غله جات استفاده می شده است.اویگین شتیبریتس، بعد از ۱۵سال پژوهش های خستگی ناپذیر درین ناحیه، با سفراکتشافیِ ما اسناد  تقریبا غیر قابل انکاری را ارائه می دهد که ثابت می سازند این منطقۀ کشور پیرو یک فرهنگ غنی و پُربارِ چندین هزار ساله را دارا می باشد.

پایان

 

  

 رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 

admin@vatandar.at

 مدیر مسوول : انجنیرهما یوسفی

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد