2012/10/01

.اصل این نوشته، مضمون برنامه یی بود که ازطرف تلویزیون دویچه وله DW-TV  دردسترس شبکه های تلویزیونی افغانستان قرار گرفت. بدینوسیله جهت اجازۀ پخش آن در رسانه های دیگر، از تلویزیون دویچه وله ابراز امتنان می گردد.

   

شهر جاودانۀ روم کنار دریای تیبر Tiber  قرار گرفته است. در مورد یک شهر ابدی کسی از دید جغرافیايی  اما سخن نمی زند.  پاریس می تواند در کرانۀ سین  موقعیتی زیبا داشته باشد و لندن در کنار تایمز.  رومِ بخشاینده اما اجازه می دهد  تا دریای تیبر از میانش گذر بنماید.

 تیبر با طول تنها ۴۰۰ کیلومترش، بدون شهر روم ، مثل دریاهای زیادِ همانند خویش در جهان صاحب شهرتی نمی شد. بهمین دلیل مسلم است که عقابِ روم سرچشمۀ تیبر را در پناه بالهایش می نوازد و با کتیبه يی  این دریا را بصراحت چنین مربوط به روم اعلام می دارد : ازینجا دریای مقدس و سرنوشت ساز روم سرچشمه می گیرد.

این بیان مؤدبانه و کمی غرور آمیز بنظر می رسد  زیرا مؤلفان  این کتیبه  ضرور ندانستند که حتی نام تیبر را ذکر کنند. ضمناً ایتالیايی ها این دریا را تِوِرِه Tevere می نامند. منشأ این دریا که سرنوشت ساز ارجگذاری شده است، امروز خود را همچون یک جایگاه ملیِ مقدس که باید هرکسی یکبار در عمرش آنرا زیارت کرده باشد، معرفی می نماید.

منشأ این دریا اما هرگز بسادگی پیدا نمی گردد. تیبر از محلی که  ناهموارتر وغیرمطبوع تر از توصیف در  نشریه های تبلیغاتیِ تعطیلی درمورد ایتالیا  می باشد، یعنی پشت کوه اپِنین  Appennin  در ارتفاعات ۱۲۰۰متری مونتِه فومایولو  Montefumaiolo سرچشمه  می گیرد.

تیغۀ صخره ها نشان دهندۀ آنند که مونتِه فومایولو، تا سال۱۹۳۴  میلادی واقع در منطقۀ ایالت توسکان Toscana  ، مدتها قبل از موجود یت روم یک جزیرۀ مرجانی بوده است. موسولینی  Mussolini  دیکتاتورِ وقت بدانجا رفت و فورلی  Forli ایالت زادگاهی اش را همچون حلقۀ  دورادور این کوه  مرزگذاری کرد. موسولینی بدینترتیب توانست ازین زمان ببعد یک ارتباط والامرتبتی را میان دریای سرنوشت سازِروم و سرنوشتِ ایتالیا به اثبات برساند.

 با این آغاز مجدد کاملاً سیاسی، دریای تیبر بسرعت در گمنامیِ کوه های اپنین، آغشتگیِ های ساحلی خویش و  گنداب نخستین فارم های مرغان، ناپدید می گردد.

وصول دریا در  داخللِ دره کمی ناراحت می باشد. شاهراهِ روم بسوی ریمینی  Rimini هزاران ستونش را در میان درۀ تیبر به زمین کوبیده است. بدلیل کاهش از فشار بالای  جاده های فرعیِ در رفت و آمد برون شهری، مردمِ منطقه  اما ازین شاهراهِ خویش کاملاً راضی می باشند.

صرف نظر ازین شاهراه، در کرانه های تیبر طبیعت دست نخورۀ زیادی جهت حمایت و یا تخریب توسط انسان ها موجود می باشد. نظری به حیاتِ داخل دریا نشان می دهد که آب نه تنها عنصر مورد نیازِ ماهیان بلکه زنده جانان خیلی کوچکِ حساس نیز می باشد.

هرکسی که بدلیل اشتیاق به تپه ها در مسیر دریای تیبر سفر می کند، علاوه برآن گواه بر گذشتۀ تأثرآفرین این منطقه نیز می گردد. این شواهد، بیشتر آثار باقیماندۀ اقوامی می باشد که بعد از انقراض امپراطوریِ روم در سدۀ پنجم  میلادی از سوی شمال به خاک ایتالیا نفوذ نمودند.

کم آبی در درۀ چیانا Chiana  یک مشکل قدیمی است. لئوناردو داوینچی  Leonardi da Vinci نقاش، مجسمه ساز و استاد معماریِ مشهور، در سدۀ  ۱۵میلادی مشوره داده بود که آبِ تیبر را جهت رفع این کمبودی بدانجا هدایت کنند. پیشنهاد وی،اکنون پنجصد سال بعد به واقعیت می پیوندد.

کاخ کوچک اسکانیانو Ascagnano  که در سیاست و جنگ هیچگاهی نقشی را ایفاء نکرده است، به قایقرانان راهگذر تنها برج و بارویش را نشان می دهد.این داستان عاشقانه اما موجب مشهور شدن کاخ مذکور گشته است: در آغاز سدۀ ۱۹میلادی درین قصر کنتس مرزبان  ماریانا فلوریسینیِ  Marianna Florenzini زندگی می کرده است.  وی به سن ۱۶سالگی در ضیافت رقصی در روم با یکی از شاهان شمال  آشنا گردید .این شاه  که لودویگ اولِ بایرن نام داشت، با وجود وفادار نماندنش، سی سال را به این کنتس ارداتمند باقی ماند؛ یکبار درسال به اسکانیانو می آمد و طوریکه  گفته می شود همیشه از طریق یک رخنه  بخانۀ معشوقه اش راه می یافت.

داستان بزرگ عاشقانۀ بالا  چنین پایان می یابد که یک بادۀ سرخ را به نام شاه و یک میِ سفید را به نام زن کنتس مسمی ساخته اند.

از کنارۀ دریای تیبر شهر کوچک اومبرتیده Umbčrtide  قد علم می کند. مدت زیادی نمی گذرد که درین محل  خوراک ماهی دریای تیبر در هر صورت غذايی ثبت بود.

هرچند مهمانان  رستوران ها  شاید بتوانند منظرۀ زیباي دریا را  به تماشا  بنشینند ،اما از ماهیگیران دیگر اما اثری به مشاهده نمی رسد. کارکنان آشپزخانه  های منطقه  ناگزیراً خویش را به آماده ساختن معروف ترین غذای محلیِ ایتالیا که  خوراکه های  تولید شده از مواد خمیری اند، متمرکز می سازند.

دورنمای پیروجیای  Perugia سر بفلک کشیده که مرکز منطقۀ اومبریا Umbria است،در آنطرف درۀ تیبر از فاصلۀ زیاد مشاهده می شود .این شهر که زمانی پایتخت امپراطوریِ اتروسک ها Etruscan بود ،آمیختۀ معقولانۀ از سبک های معماری گذشته های دیرین می باشد. فرهنگ اتروسک ها توسط رومیان چنان زیر فشار قرار گرفت که امروز تنها بمثابه سایۀ یک روح در روان تاریخ منطقه پدیدار می گردد.

پیروجیا در بین سده های ۱۲ و ۱۵میلادی ،شهری ناآرام بود؛ باعث افتخار شهروندان قدرت دوستش و هراس دشمنان بیشمار خویش.این شهر در برابر قدرت طلبی پاپ اعظم  لجوجانه مقاومت نمود و دروازه هایش را بسوی غیر عادی ترین روحانیون گشود. بطور مثال فرانسیس Francis بیچاره از منطقۀ همجوار آسیزی Assisi به پیروجیا آمد تا در مورد همۀ مخلوقات  ایزدی موعظه کند.؟

شاید هم درۀ تیبر پنج یا ده سال بعد،  مثل تابلو های نقاشی اش، محلی برای آرامش و الهام  گردد. مکان های مشابهی هم اکنون حتی در مرکز شهرپیروجیا نیز وجود دارند. پس هرکسی که بخواهد الهام گیرد،می تواند به سوی مجرای آب  قرون وسطی ، درناحیۀ کوچه های پیاده روِ قدیمی و پر پیچ و خمِ امرزۀ شهر  قدم بزند یا به مرتفع ترین نقطۀ شهر یعنی کلیسای مدور سانت انجلو Sant Angelo که از سدۀ پنجم میلادی  باقی مانده است،بالا برود و یا اینکه  به گورستان اتروسک ها ، نیاکان باشندگان پیروجیا ، پايین  برود و مردگان را زیارت کند.

دریای تیبر برای نخستین بار در جنوب پیروجیا در دوردستی جاده های بزرگ، مسیرش را انتخاب کرده است . سواحلش درینجا خموش و منزوی بنظر می رسند. با کس دیگری غیر از ماهی گیران درین محل نمی توان برخورد. دودریاچۀ مصنوعی در فاصلۀ کوتاهی از همدیگر، واحۀ از آرامش رادر منطقه بوجود آورده اند.

یکی ازین دو دریاچۀ مصنوعی،لاگو دی الویانو  Lago di Alviano نام دارد.گویا با جرئت می توان درینجا دوباره از ماهیان آب تیبر استفاده بعمل آورد. در هرصورت ماهیگیران کوپراتیف های زیادی می توانند از فروش صید ماهیِ این محل زندگی کنند.ماهیان خاردارِدریاچۀ مصنوعیِ الویانو را حتی در دهکده های دوردست منطقه نیز به مصرف می رسانند.

انجینرها نخستین کسانی بودند که به منظور تبدیل نیروگاه آبی  به نیروگاه برقی بدین منطقه آمدند وبعد به تعقیب آنها ماهیگیران .اکنون نوبت به حامیان محیط زیست رسیده است، زیرا درسواحل  دریای تیبر مثل همۀ کرانه هایش از سالها بدینسو اینجا نیز  طبیعت باتلاقیِ به سرعت  گسترش می یابد .  اکنون غیر ازببر ها و بیدستر ها که مهمانان دایمی امنطقه شده اند، در ایام بهار و خزان، روزانه شش تا هفت هزار پرندۀ مهاجر درین محل  برای مدت کوتاهی جهت آسایش توقف می کنند.

در امتداد تیبر میان مناطق اومبریا ولاتیوم Latium  ویرانه های  اوتریکولی Otricoli  باستان موقعیت دارد. اوتریکولی، با سی هزار جمعیت اش باید به عنوان یک شهر بندریِ ثروتمند و پرشور و یکی از بزرگترین شهر های ایتالیا بوده باشد.این شهر، بندر صادرات روغن برای روم بوده است. روغن زیتون اومبریا از طریق دریای تیبر بسوی روم ازین بندر به کشتی ها بار می شده است.

زندگی باستانیِ اوتریکولی، سال یک روز به یادبود ویتورِ روحانی Vittore برای چند روزی دوباره جان می یابد.

در ویرانه های  تیاتر باستان، هنرمند ان ،درامه های را از زمان آغازین عیسویت به نمایش  میگذارند:

  دریکی ازین نمایشنامه ها ویتورِ شهید غرق آب  شود، سوزانده ، کور و مسموم گردد . با وجود همۀ این اعمال اما هیچ گزندی به وی نمی رسد!

دریای تیبر که درروم شایستگیِ تماشا کردن را دارا می باشد، بعد از ورود در منطقۀ لاتیوم پهناور می گردد.از  ایستگاه قطار پوگیو میرتِیتو Poggio Mirteto می توان در مدت نیم ساعت  به روم رسید. بنظر می رسد که روم، این شهر جاودان همۀ زندگیِ هزاران سالۀ منطقه را در خود جذب نموده است، زیرا درین طبیعت حاصلخیزِ حومۀ دریا تنها چند دهکدۀ کوچک  بیش وجود ندارد.

تیبردرین محل بهترین لحظات خویش را  می گذراند. تیبرِ پر پیچ و تاب ، بدون مزاحمتی از سوی دستگاه های صنعتی و تأسیسات پرورش حیوانات، درین ناحیه تقریباً با نیروی خودی به یک دریای تمیز مبدل شده است .این وضع تا مکان رسیدنش به شهری که وی را مشهور ساخته است یعنی روم،ادامه پیدا می کند.

رومیان دریا ها را بیشتر به شکل چشمه و مخازن آب دوست دارند. بهمین دلیل وحدت سمبولیک سرچشمۀ دریاهای دانیوب ، گنگ، نیل و ریو ده لا پلاتا  Rio de la Plata ، جایگاه ویژۀ  را در میدان  پیازا ناوُنا  Piazza Navona ، دارا می باشد.

رومیان، می خواستند دوهزار سال پیش دریای سرنوشت ساز مقدس خودی را اما همچون یک دزد از شهر شان بیرون نمایند. با وجودی که روم خود دارای بندری بود که کشتی های غله جاتِ ولایات و روغن زیتونِ اوتریکولی درآن خالی می گردید، ازاین دریا نیز تا حد ممکن استفاده بعمل می آمد.

توته های کوزه های که درین جریان می شکستند،در یک  انبار زباله در نزدیکیِ بندر برده می شدند.این  محل جمع آوریِ آشغال  که کوه توته توته ها یا  مونتِه تستاکیو Monte Testaccio  یاد می گردد، طی چندین سده تا به ارتفاع سی متر ارتقاء یافته است.

در زمان آغازینِ عیسویت،زیارانی که با کشتی سفر نموده بودند، ازینجا وارد خشکی می شدند.این دریا اما می تواند در هر زمانی از یک جادۀ آبی به یک بهمن آبیِ مرگ آور مبدل گردد.

سیلاب های ویرانگر تا به ارتفاع بیست متری سطح آب،دریای تیبر را منبع خطری می ساخت که هم زیاران و هم رومی ها بدون هرگونه دفاعی در معرض آن قرار گرفته بودند. قیصرژولیوس،امپراطورروم که راه های نیمه حل معضلات را دوست نداشت، می خواست بهمین دلیل حدود دو هزار سال پیش،دریای تیبر را به بیرون شهر در حومۀ روم هدایت کند و از بستر دریا یک جادۀ  پُرشکوه بسازد.

مهندسان عصریِ شهر روم،حتماً از وی تشکر می کردند.اما کمیسیون های قیصر چنان ناکام ماندند که بعد ها پاپ های اعظم.

این پیشواهای کاتولیک ها می خواستند با گوسفند های تقدیس شدۀ مومی  مانع بروزِ خطراتِ تیبرِ بی قید و بند گردند. گاریبالدی Garibaldi  قهرمان آزادی ، طرحی داشت که  به اساس آن باید جزیرۀ تیبر جهت  تخلیۀ سریعتر آبِ دریا،از میان برداشته  می شد. بالاخره راه حل سال ۱۸۹۰ میلادی، به اعمارسدهای  از سنگ خارا بجای ایجاد چمن های مسطح در سواحل دریا اصرار می ورزید. از آنزمان است که شهر روم خویش را همچون یک مشت سنگین در اطراف دریایش بسته نگه می دارد. تیبر اما اجازه یافت که در روم باقی بماند و همیشه رومیانی وجود خواهند داشت که به موجودیتش درآن شهر  تأسف نخورند. 

تفرجگاه ساحلی ِ اوستیا Ostia در سرچشمۀ تیبر برخلافِ جهت دریا و کاملاً معطوف بسوی بحر، موجودیت خود فریفتۀ  خویشتن را می گذراند.اگرآب و هوا مساعد باشد، شنبه ها نیم جمعیت روم بدینجا می آید تا از شور و سرور دیدار ها و ملاقات ها، مستفید گردد.

پس از طی نمودن فاصلۀ کوتاه اوستیا بباد فراموشی سپرده می شود. دریای تیبر که از جبر جامۀ سنگینِ روم سبک گردیده  و از مسؤلیتش به عنوان یک دریای سرنوشت سازو دولتیِ تقدیس شده رهايی یافته است،آخرین کیلومتر

هایش را بسوی شادی ها و سرگرمی ها می پیماید.

دریای تیبر دفعتاً دوست داشتنی می شود، چنان محبوب که طی سالیان کمی بر دهانۀ آن بزرگترین بندرِ غیرمجاز برای کشتی های تفریحی در کنار بحیرۀ مدیترانه تشکیل گردیده است. دریای تیبر به پاس این اظهار عشق  آخرین لحظات دیدارش را درین بندر گاه  برای همه کسانی که سعادتمند گردیده اند و به همۀ آنهای که جهت خوشبختیِ خویش مرتباً تلاش می ورزند، با جهانی سپاس  ارزانی می دارد  .   

پایان

  

 

 

 

 
 

 

admin@vatandar.at
 
 
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد