2010/1/3

آری ... در طول تاریخ بشر دیده شده ، اعدام نتایج مثبتی ببار نیاورده است ، تاریخ گواهی میدهد آنعده دانشمندانیکه با ارائه نظریات شان بمرگ محکوم شدند  ، دیری نگذشته که قاتلین شان انگشت حسرت وندامت به دندان نگرفته باشند . هر گاه سری بتاریخ بزنیم ، آنگاه می بینیم که بسیاری از متفکرین و کاشفین تکنولوژی جدید ، تبعید ، شکنجه ، توهین ، تمسخر وحتا به اعدام محکوم شده اند ، گالیله  ، بخاطر ابراز نظر کروی بودن زمین چه بدبختی هائیکه ندید ،  اما تهدید ها وتمسخر ها اراده اش را بیشتر قوت بخشید .

بشر امروزی که در سایهء تکنولوژی عصری به کمال رفاه وآسایش زندگی مینمایند از برکت مقاومت علم وخرد آدمی میباشد ، علمای امروزی نیز میکوشند تا علمای دیروزی را انتقاد نمایند ونتایج بهتری بدست آرند ، بناً انتقاد علم از علم باعث تکامل می شود ، از اینجاست که قوانین ثابت مذهبی باعث میشود تا واقعیت ها در پردهء ابهام باقی بماند .

انشتین یکی از بزرگترین متفکران عصر حاضر معتقد بود که 99 در صد نظریاتش درست نبوده است ، وبا یک در صد بقیه که درست بوده ، چنین موقعیتی را در تکنولوژی وجهش علم بدست آورده .

 از اینرو بائیست از خرد ، علم ومنطق به عنوان یک معیار اخلاقی در تمام امور زندگانی انسانها کار گرفت و از آنجائیکه در علم جایگاهی برای احساسات وجود ندارد ، اینرا هم باید پذیرفت که علم اساسی ترین مرجع برای یافتن حقیقتها و واقعیتها است .

از آنچه که گفته آمدیم به این نتیجه می رسیم که در بسیاری از موضوعات ، کاتبین علوم دینی چیزی که از گذشته های دورطور سر بسته و حتا مجهول برایشان رسیده ، سینه به سینه نقل قول کرده اند ، بطور مثال حدیثی را اینطور روایت می کنند : از... روایت است که میگفت من از زبان ... شنیدم که میگفت من از پدرکلانم شنیدم که او از پدرکلان هایش شنیده بود ، حضرت پیغمبر چنین گفته است .

این هم شد یک حدیث !؟ .

اگر یک محقق سلسلتاً این روایات را ریشه یابی کند ، بجایی می رسد  که یا اصلاً همچو حدیثی گفته نشده ویا شخص اول کسی نبوده که بر وی اعتماد کرد .

بدین ملحوظ خداوند میفرماید : بد ترین جنبنده ها کسانی اند که از عقل خود کار نمیگیرند .

احیاناً اگر این روایات نادرست ، که با ارزشهای علمی در تضاد است ، مورد نقد و برسی دقیق علمی و منطقی قرار بگیرد ، بلا درنگ مداحان هفده غزوات که نمیخواهند موقعیت ویژۀ خود را از دست بدهند وارد میدان حمله شده ، افکار خود را ارزشی والا تر از افکار دیگران داده ، بدون اینکه به آن باندیشند و خود را بفهمانند به تکفیر نیروی های رهایی بخش  خرافات پسندی ، می پردازند و آدمها را مجبور می سازند که دو باره به کوه به جنگل به غار برگردند . دنیا شاهد است که جنگهای سی سالۀ مذهبی اروپائیان علیه دیگر اندیشان نتیجۀ خوبی نداد ، ناگزیر بدامن خرد وعلم دست زدند ، اتا ترک رهبر فقید ترکیه خردمندانه دین را از سیاست جدا ساخت ، البته درین رابطه مثال های زیادی است ، کشور های زیادی این کار را تجربه کردند تا اینکه خود را به تمدن بشری رسانیدند .اما بدبختانه در کشور ما هنوز هم در قرن 21 سایۀ مدرسه دیوبند حکمفرماست ، دیوبندی ها همیشه از سیاست های نا عاقبت اندیشانه ای ، نقطۀ مقابل سیاست های خردمندانه کار میگیرند و در هر کشوریکه سیاست را با دین یکجا ساخته اند ، جنگ شعله ور شده .آنها هیچگاهی نقد را خردمندانه و منطقی به نقد نگرفته اند ، بلکه با احساسات خشمگینانه در سرکوب آن فتوای اعدام را صادر و یا مردم را دعوت به تظاهرات کرده اند ، گروهی هم از تعقل کار نگرفته به خیابان ها سرازیر شده ، دوکان ها ، فابریکات ، موسسات دولتی ملکیت خود را به آتش می کشند ، و حتا گارگران را از رفتن به کارخانجات مانع می شوند ، هیچگاه فکر نکرده اند که با تعطیل شدن یکروز فابریکات ملیون ها دالر به کشور خود ضرر می رسانند و چه بسا که جانهای شرین شانرا نیز از دست داده اند .سلمان رشدی کتاب آیات شیطانی را نوشت ، شخصی یا اشخاصی کاریکاتور محمد ص را کشید ، اما ده ها انسان در داکه ، اسلام آباد ، دهلی  بقتل رسید ، صدها عمارت به آتش کشیده شد . بیائید عاقلانه باندیشیم که چه به نفع اسلام وچه ضرر به جانب مقابل رسید ؟ .

لذا بصراحت گفته می توانیم که آنها همه چیز را برنامه ریزی شده دقیق و سازماندهی شده بخاطر آزمایش و ارزیابی فریضه های شان بکار میگیرند وما برعکس آنرا .

با تأسف وتأثر عمیق که علمای دینی ما ازپاسخ علمی ومنطقی یا عاجز مانده و یا فتوای سرکوبگرانه داده اند ، درینجا سوالی پیدا می شود که چرا علمای دینی ما در مقابل نقد احساساتی می شوند ، چرا به نقد و پاسخ درست نمی پردازند ، علت چیست ؟ یا آنها از اسلام شناخت درستی ندارند یا اینکه در گرداب سنت پرستی ودست آورد های علمی بشر امروزی سر در گم شده اند ، که کدام یک را انتخاب کنند . بناً هر پدیده هنگامی می تواند بواقعیت بپیوندد که از وجود خود آگاهی داشته وقابل لمس باشد . تاریخ گواه آنست که اکثریت بدبختی ها ، فاجعه ها و خشن ترین اتفاقات ناگوار که در جامعه بشری بوقوع پیوسته ، معمولاً انگیزه های مذهبی و دینی داشته است ، حملهء اعراب در سرزمینهای ایران و خراسان کهن ، سوزاندن یهودیان در جرمنی ، قتل عام مردم مسلمان بوسنیا توسط صرب ها ، کشتار بیرحمانهء سرخپوستان در امریکا ،خونریزی های متداوم در فلسطین ، همین اکنون سربریدنهای ظالمانۀ  طالبان ، قتل وقتال مسلمانان و هندوها در کشور هند وغیره ، اگر ریختن ملیونها لیتر خون انسانها بر زمین انگیزه های مذهبی نیست ،  پس چه است ؟ .

از آنجائیکه حق حیات از جمله ای اساسی ترین حقوق بشر است و خداوند انسانها را آزاد خلق کرده و آزادی فکر وبیان هم حق طبعی انسانهاست ، پس برای جلوگیری از تکرار فاجعه ها چه باید کرد ؟

 آیا در همان نقطه ای که بودیم بمانیم ، یا اینکه تحرکی بخاطر بهبود از خود نشان بدهیم ! جواب واضح است که باید از خود تحرکی نشان بدهیم ، پس در قدم اول باید امروز را از دیروز ودین را از سیاست  جدا کنیم !.

بگذارند قرآن را بزبان خود بخوانیم و بدانیم، بگذارند در دین و دنیای خود به تفکر بپردازیم ، بگذارند آنچه احادیث و روایاتی که کرامت انسانی زن را زیر سوال می برد و مورد شک است ، منطقی ، فلسفی و علمی رد نمایم ، احیاناً اگر دیدگاه ما مخالف نظر آنها بود ، لطفاً با نقد و رهنمایی های عالمانه ء خود ، ما را رهنمایی نمایند ، بیش از آنکه بدیار نیستی مان بفرستند .

اخیراً ما شاهد هیاهویی در ارتباط چاپ قرآن بزبان فارسی و مقاله ای آیه های زن ستیز که از سایت انترنت توسط پرویز کامبخش گرفته شده می باشیم ، اگر این مسأله را از بُعد سیاسی آن همانند قضیهء عبدالرحمن افغانی مسیحی شده ننگریم و به بُعد فرهنگی آن توجه نمایم ، پر واضح است که عاملان دیوبندی سخت میکوشند تا جامعه ء ما را در یک فقر فرهنگی قرون وسطایی بطور ثابت نگهدارند ، در کشوریکه وزیر فرهنگش نمایش سریال ها را ترویج بت پرستی بداند وشیخ مجددی رئیس سنا ی آن باشد ، وای به حال ملتی که دم از شرافت ،کرامت انسانی ، آزادی تفکر، دموکراسی وحقوق بشر بزنند ، عجیب نیست که بخاطر مقالۀ شخص دیگری خوانندهء آنرا اعدام کنند ؟! همین لحظه لطیفه ء شیرینی بیادم آمد ، میگویند: شخصی را برای اینکه وسایل شراب سازی را با خود حمل میکرد محکوم به اعدام کردند ،عابری که از محل اعدام رد می شد ، پرسید : این بیچاره را برای چی اعدام میکنید ، قاضی پاسخ داد برای اینکه او آلت شراب سازی را با خود حمل میکرد ، عابر گفت قاضی صاحب اگر زنا و شراب یک حکم را دارد ، لطفاً مرا نیز اعدام کنید ، قاضی با تعجب پرسید ، ترا برای چی ؟ در حالیکه دامن خود را بالا می زد گفت: ببینید من هم آلت زنا را با خود حمل می کنم ؟!.

اندیشه کشی در افغانستان سابقۀ طولانیی دارد  و جو خفقان آور خرافات مذهبی در کشور های عقب مانده ولجبازی های کودکانۀ  افراطیون مذهبی جلو پیشرفتهای اخلاقی جامعه را گرفته است  ، روی این ملحوظ  در بسیاری از مسائل دینی ، زمانیکه انسانها به کاستی ها وکمبودی هایی بر میخورند ، باید به خرد خود مراجعه کنند ، و آنچه که با عقل ساز گاری نکند مردود شمارند ، بناً کسانیکه حکم اعدام کامبخش ، زندانی کردن غوث زلمی  و تکفیر آقای وثیق را صادر کرده اند ، چون تطبیق حدود شرعی بسیار مشکل است و حتا در بسیاری از مسائل بنابر کمبودیهایی نا ممکن می شود ، زیرا حدود شرعی به اندک ترین شبهه از بین می رود ،لازم است تا از عقل کار بگیرند . از همینجاست که ذکریا رازی میگوید : اگر دین وعقل سازگاری نکند ، من جانب عقل را ارجحیت می دهم . خداوند بزرگ در آیه 100 سوره یونس میفرماید : ... و پلیدی را بر آنها قرار می دهد که تعقل نمی کنند .در سوره ابراهیم آیه 4 آمده است : خداوند هر کس را بخواهد گمراه می کند وهرکس را بخواهد هدایت . این آیه جایی برای توزیع کننده گان کلید بهشت باقی نمیگذارد ! از آنجائیکه دست آورد های علمی بشر بالای کسی بزور تحمیل نمی گردد ، ما می بینم  که روز تا روز دامنۀ آن وسیعتر شده می رود  ، پس تحمیل نظر و عقیده ، بالای دیگران کاریست بیهوده وعبث . من از آنانیکه حکم اعدام کامبخش را صادر کرده اند ، می پرسم ، آیا می توانید جلو انترنیت ،  اطلاعات ماهواریی و غیره را گرفت ؟ جواب واضح است که نه ! پس اگر امروز یک کامبخش یک مقاله را از سایت انترنتی کشید ، فردا کامبخش های دیگری صد ها مقاله دیگری را بیرون می آورند ، اگر سلسلۀ اعدام ها همچنین ادامه پیدا کند ، نسل جوان که آینده سازان کشور اند باقی نخواهد ماند ، لذا خردمندانه آنست  که شما وقت گرانبهای خود را بیش از اینکه به ملا مهمانی ها صرف کنید ، بعوض سرکوب به نقد علمی بپردازید ، واین جمله را بار بار نخواهید تکرار کرد که ما از دین اسلام درک درست نداریم .در اخیر قابل ذکر می دانم که در کشور ما مقصد از پژمردن یک برگ نیست وای جنگل را بیابان می کنند اگر امروز دگر اندیشان کشور از قتل یک جوان جلوگیری نکنند ، فردا میهن ما گورستان روشنفکران و دگر اندیشان خواهد شد . بااحترام

 

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد