WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

    ایجاد پایگاه نظامی                                                                          کاکوجان نیازی

         در آواخر سال 2010 میلادی به اساس موافقه ی رهبران ایالات متحده ی امریکا وافغانستان مبنی بر خروج تدریجی نیروهای نظامی آیساف و ناتو تاسال 2014 و واگذاری مسوولیت کامل نظامی به نیروهای نظامی افغانستان طی اعلامیه های رسمی جداگانه ی شان که در کنفرانس های خبری مطرح گردید، توجه جامعه ی بین المللی و ملی را به خود جلب نموده است.

این مسله در حالی از سوی طرفین مطرح گردید که بیش از چهل کشور جهان به رهبری ایالات متحده ی امریکا حضور نظامی فعال در افغانستان داشته که طی این مدت این کشورها نتوانسته اند برای خود و افغانستان دست آورد چشمگیری داشته و صلح وثبات دایمی را به ارمغان بیاورند که این عوامل باعث شده که از یکسو تیم رهبری دولت بنابر ضعف مدیریت ، نتوانسته است از همکاری و مساعدت های جامعه ی جهانی در جهت منافع ملی استفاده معقول نماید واز سوی دیگر خود کشور های همکار و کمک کننده خواسته ویا ناخواسته چندان تمایلی نداشته اند تا افغانستان عقب مانده و جنگ زده را در مسیر درست هدایت نمایند. حالا بعداز سپری شدن یک دهه از حضور نظامی آیساف و ناتو به رهبری ایالات متحده ی امریکا در افغانستان ، مسله ی خروج تدریجی نیروهای نظامی بین المللی مطرح میگردد که در این صورت نمیتوان تعریف دقیقی پس از سال 2014 به زبان آورد و اینکه وضعیت سیاسی ونظامی کشور چگونه شکل خواهد گرفت گذشت زمان به آن پاسخ میدهد.

حالا به هدف اقدامات پیشگیرانه ، زمان را مدیریت کرد. بنابر اقتضای زمان ضرورت ایجاد پایگاه نظامی امریکا به اساس منافع ایالات متحده ی امریکا و متحدانش در مناطق مختلف کشور { قندهار، شیندند، بگرام ، دهدادی و ......} احساس می گردد. در اینجا سوال مطرح می شود که ایجاد چنین پایگاه نظامی در افغانستان چه اهمیت استراتیژیک دارد؟ آیا این پایگاه ها خصلت تعرضی دارد یا تدافعی، که میتوان از زاویه های مختلف و دیدگاه متفاوت به آن نگریست و مورد بررسی قرار داد.

پیشینه ی تاریخی و تجارب گذشته پایگاه نظامی امریکا در برخی از کشور های جهان نشان داده است که موجودیت چنین پایگاه های نظامی صرفا میتواند منافع امریکا و متحدانش را در منطقه تامین نماید . زیرا این پایگاه ها یک گام استراتیژیک نظامی بوده که در جهت حصول اهداف امریکا عمل می نماید. اما بهره گیری کشور ما در ایجاد چنین پایگاه چه خواهد بود واستراتیژی امریکا در منطقه چه اهدافی را دنبال می نماید که اینک آنرا به تحلیل وبررسی میگیریم:

مفاد افغانستان از تاسیس پایگاه های نظامی :

از مداخله و تردد کشورهای همسایه بداخل قلمرو افغانستان جلوگیری میکند.

افغانستان از حملات هوایی خارجی مصوون می ماند.

حاکمیت نظامی و سیاسی کشور ضمانت شده و افغانستان دستخوش تغییرات نا به هنگام نمی گردد.

صلح وثبات دایمی در منطقه تامین می شود.

چالش های پس از ایجاد پایگاه ها نظامی :

موجودیت پایگاه های نظامی امریکا برای کشور ما در منطقه چالش می آفریند و موجب نگرانی کشورهای همجوار می شود.

جغرافیای جنگ تغییر میکند.

کشورهای پاکستان وایران به اهداف خصمانه ی خویش شدت می بخشند و تلاش خواهند کرد تا افغانستان را در بحران سیاسی ، اقتصادی و نظامی قرار دهند.

پایگاه نظامی امریکا بر مبنای چه اهدافی ایجاد میگردد:

دسترسی کامل به منابع طبیعی و زیر زمینی افغانستان وآسیای میانه.

استفاده از موقعیت ژیوپولیتیک این کشور منحیث ژاندرم نظامی.

نظارت و کنترول بر سلاح اتومی پاکستان.

جلوگیری از قدرت روز افزون جمهوری خلق چین.

بی ثباتی کشورهای آسیای میانه و تضعیف پوتانسیال نظامی فدراتیف روسیه.

اضمحلال و سرنگونی رژیم آخندی در ایران.

مهار ساختن زراد خانه نظامی کوریای شمالی به نفع کوریای جنوبی.

پیشگیری مقابله در شکل نگرفتن اتحادیه جدید پیمان میان روسیه ، چین ، هند ، ایران و ....

بنابر اهداف فوق ایالات متحده ی امریکا و متحدینش نا گزیر اند تا زعامت افغانستان را در این راستا ترغیب نماید تا ذهنیت عامه ی مردم را مبنی بر ایجاد پایگاه نظامی مساعد سازد و در چهار سال آینده بستر مناسب و قابل پذیرش ایجاد چنین پایگاه فراهم گردد و به موجودیت آن از طریق لویه جرگه ویا شورای ملی مشروعیت قانونی بخشیده و مهر صحت بگذارد. در این صورت افغانستان تحت چتر امنیتی و سیاسی ایالات متحده ی امریکا پس از سال 2014 قرار میگیرد.

واکنش ها در سطح ملی و منطقه :

الف در سطح ملی : چون ایجاد چنین پایگاه نظامی در مطابقت کامل به منافع ملی و ضرورت مبرم جامعه قرار دارد استقبال خوب صورت میگیرد.

ب: در سطح منطقه : موضعگیری کشورهای همسایه به خصوص پاکستان ، ایران نگران کننده و هشداردهنده خواهد بود ، زیرا این کشورهاهمیشه افغانستان را در یک جایگاه ضعیف می بینند و مناسبات حسن همجواری به سردی گراییده و کمرنگتر میگردد.

در سطح بین المللی: پس از فروپاشی اتحاد شوروی سابق و ختم جنگ سرد، جهان یک قطبی گردید، پیمان وارسا منحل و پیمان ناتو نسبت به هروقت دیگر به قوت نظامی خود افزود . امریکا طی این مدت یکه تاز میدان سیاسی شد و توانست در عرصه ی جهانی بازیگر اصلی در معضلات و معادلات سیاسی باشد. در عین حال تلاش کرد تا جهان را به همسویی و همگرایی دعوت نماید.

اما دیری نگذشت که یک قطبی شدن جهان با همه دغدغه وشان وشوکت نتایج منفی و پیامد نا گوار را در عرصه ی جهانی ببار آورد و بیش از هر زمان دیگر ، نا رضایتی و تنش ها از سیاست یک قطبی افزایش یافت.

ایجاد و موجودیت پایگاه نظامی امریکا در افغانستان، توجه کشور های نیرومند خارج از محور هم پیمانان امریکا { روسیه ، چین وهند} را به خود معطوف میسازد این کشور میل نخواهند داشت که افغانستان در گرو پیمان نظامی امریکا باشد. شرایط و حالات این کشورها را وادار می سازد تا به کار گیری ، راهکارها و مانورهای نظامی ، سیاست تقابل و رویارویی را در مقابله به چنین پایگاه در پیش گیرند و روحیه ی همکاری میان شان تقویت گردیده که منجر به شکل گیری پیمان نو ظهور در مقابل این پایگاه خواهد شد. به هرحال ایجاد پایگاه نظامی دایمی امریکا در افغانستان به منعفت ملی مردم افغانستان تمام خواهد شد ولی این وابستگی دارد به امریکا دارد که در بدل ایجاد پایگاه دایمی چه امتیازی به هدف پیشرفت و مصوونیت افغانستان خواهد داد. این یک امر طبیعی است که زعامت کشورما مسوولانه با مهارت و درایت کامل در بدل آن امتیازات خوب را به نفع جامعه دریافت نمایند. ضرب المثل افغانی است که { در داد و گرفت دقت به خرچ داده شود، که چیزی را که از دست میدهی چه چیزی بدست می آوری؟}

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید