2010/2/7

چندی پیش با سُرعت باد و برق ، شایعه ی بنام انفلوزایی « خوکی » سراسر جهان
را به تشویش انداخت ، تا جایی آنرا بزرگ ساختند که خواب خوش انسانها ی کرۀ
زمین را حرام ساخت ، اما معلوم نشد که از کجا آمد ، بکجا رفت ، چه تعداد
انسان و چه مقدار مبالغ هنگفت را درین پروسۀ سازی سیاسی با خود آورد و بُرد .
اما دیری نگذشت که بسیاری از مردمان چیز فهم سراسر قارۀ دنیا گفتند : این
هیاهو دروغی محض بود .پانزده سال قبل انفلوزای خطرناکتر دیگری بنام « طالب »
در عرصۀ سیاسی کشور مان صاعقه وار بمیدان آورده شد ، پنچ سال و هفده روز این
وبأ ویرانگر قصابگونه ذبح کرد ، به چنگگ زد و به یغما بُرد . با گذاشتن لکه
های سیاه در جبین صاف خرآسان بزرگ ، همچو خاکستری در گذرگاه باد پراگنده و
مهار گردید . این ویروس آورده شد ، تا بخاطر مقاصد اهریمنی ، در پناه دین و
مذهب ، دست به کشتار های دستجمعی و گاهی بر مبنای سنن و قانون قبیلوی به نسل
کشی متوسل شوند و با ایجاد این گروه بیدانش ضربۀ خوبی به اسلام زدند . بلاخره
این بنیادگرایان بی بصیرت بخاطر آبادی آخرت خود ، دنیای ما را ویران ساختند .
بیقین که دورۀ منحوس آنها یکی از سیاه ترین مقطع تاریخ در کشورما بحساب می
آید . حیرت اینجاست که ، انفلوزای خوکی گلیمش جمع شد و انفلوزای طالبی بعد از
نابودی و شکست ، دو باره شکل میگیرد و کسب اعتبار میکند . ما بدین باوریم ،
انگلیسها به این نتیجه رسیده اند که ، در گیری قطعی و تعین کننده به نفع
استکبار جهانی نیست ، باید ویروس طالبی از مرز های افغانستان عبور کند .
حامیان طالبان ، در مدت شش سال حاکمیت بخواب رفتۀ جناب کرزی استفادۀ خوبی
بُردند ، حالا بیدارش کردند ، تا از بیداری وی نیز سود بجویند . از اینرو
طرحی را برای مشارکت طالبان بعنوان مصالحه ملی ترتیب ، و همانند خبر انفلوزای
خوکی بسرعت باد و برق در گوشه و کنار جهان پخش و رشوه های کلانی را نیز وعده
دادند ، تا یگانه هدف استعمارگران در فرأگیر شدن این ویروس در منطقه برآورده
شود . قرار است در عربستان سعودی ، بعد از دید و باز دید ها ، با پدران
حجاب پوش طالبان ، آنهائیکه اگر چادر سر شانرا کنار بزنی ، خلاف سنت رسول خدا
چار بُته پشم در زنخ شان می یابی ، توافقاتی حاصل گردد ، و « لویه جرگه » ای
بنام « جرگه ملی صلح » ؟! بگفتۀ ملا ضعیف جرگۀ عنعنوی ؟! که سیصد سال است
مردم مظلوم ما در کوره های آدم سوزی جرگه بازیهای عنعنوی یک طبقه می سوزند و
می سازند ، با تدویر کنفراس بین المللی در کابل ، شاهد تشریف آوری فرومایه
ترین کسانی باشیم که تاکستان های شمالی را خاکستر ، هزاره ها را قتل عام ،
زنان را زندانی چارچوب خانه ، مدارس را مسدود و تلویزیون ها را بدار آویختند
. و در زمان این جانیان دامنۀ تبعیض و ستم تا بحد تبعیضات نژادی توسعه یافت
. یکی دیگر ازین مار صفتان ، گلبدین راکتیار ، این اجیر آی اس آی پاکستان و
آدمکش حرفوی بیگانه پرست است ، که از همان دوران جوانی خود تا کنون ، ماری در
آستین افغانستان شده ، تعصب ، افراط گرایی و یکدندگی وی هر دو چشم عقل و منطق
و حتا بصیرت او را چون ملا عمر کور ساخته است . او بخاطر کسب اعتبار سیاسی و
بقدرت رسیدن ، حتا ناموس وطن را نیز به آی اس آی پاکستان بفروش رسانید ، با
هر گروهی که ائتلاف کرد ، آنرا بخاکدان سیاه نشاند . پس چگونه و بکدام عقل و
منطق حاضر میشوند ، باین جانی و ناقض حقوق بشر، امتیاز سیاسی داد . این گروه
ها خس و خاشاکی بیش نیستند ، که بتوانند در مقابل موج خروشان ملت بپا خاسته و
مقاومت نمایند . با توجه به جمیع اقدامات انجام شده ، به این اندیشه
فرو می رویم که ، دولت آقای کرزی عملکرد های خود را بر پایۀ ارادۀ عمومی ملت
استوار می سازد یا خیر، یا با مصلحت های قومی ، فرمایشی ، و خود رأی ، با
سلیقۀ حواریون و ولینعمت هایش عمل می کند ؟ .
گیریم که لویه جرگه هم فراخوانده شد ، و درین مجلس بزرگ احزاب روشنفکری ،
جبهۀ متحد ملی ، متنفذین و مردم عذابدیده اشتراک داشته باشند ، آیا آنها
حاضرخواهند شد که تاریک اندیش ترین ، ضد ملی ترین و ضد دموکراتیک ترین گروهی
که قاتلین فرزندان و زنان می باشند ، یکبار دیگر بر سرنوشت خود حاکم سازند !!
. و در ضمن طرفین دعواء استقلالیت عام و تام خواهند داشت ، که با حضور داشت
مُصلحین مُغرض با حسن نیت ووطندوستی ترک مخاصمه نمایند . روشن است که این
مجلس در نبود یک نظام فکری منسجم و هماهنگ ، دور بودن اندیشه ها ، اعتقادات ،
تضاد ها و تناقصها ، بی نتیجه می ماند . در گذشته ها باساس تشکیلات نا سالم
اداری و نظریۀ پوچ اکثریت و اقلیت ، آنچه که در لویه جرگه ها فیصله میگردید ،
بدون پرخاش ، ولو به ضرر سایر اقوام تمام می شد ، بر جامعه تحمیل می گردید .
از آنجائیکه انتخابات ریاست جمهوری نشان داد ، در کشور ما اکثریت گفتنها، جز
دروغ محض چیز دیگری نبود . اگر این مجمع ملی بطور شفاف برگزار گردد ، حتماً
نمایندگان سه حصۀ اقوام دیگر ، نیز حضور خواهند یافت . این توده های عظیم
خواهان تکرار تاریخ طالبی نخواهند شد . هرگاه توافقاتی پُشت پرده صورت
پذیرفته باشد که ، درین لویه جرگه حامیان خارجی و طرفداران داخلی و اقوام
طالبان شرکت کنند ، و با نظرداشت قانون پشتونوالی ، به همه اصول ، ارزشها و
مبانی اعتقادی دیگران پُشت پا زده ، این وطنفروشان را برائت دهند ، از همین
اکنون بصراحت گفته می توانیم که این جرگۀ قومی مردود بوده ، بمنظور حفط فرصت
، و تداوم قدرت حکومت مافیایی آقای کرزی ، صرف نظر از نیت طراحانش خواهد بود
، از اینجاست که از اهمیت آن می کاهد . بناً برای گشودن گرۀ اصلی و اساسی و
منازعات اجتماعی لازم است ، برای فهم عمیق و ارزشمند ، بطور کلی از لحاظ طرح
و اصول ، بر پایۀ تحقیقات منطقی ، فلسفی و جنبۀ عملی آن باندیشم و استوار
باشیم . آنانیکه در بارۀ مسائل عمیق و غامض کشور بمنظور بهبودی فکر می کنند ،
باید از همه نخست با سنجش درست و منطقی ، گرایشها و روح فرهنگ مکتب طالبان را
مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهند . یکی ازین قضاوت ها و ارزیابی ها ی
نادرست و شتاب زده ، تلاش برای قبولاندن مکتبی بر جامعۀ ما هستند ، که از
همان آغاز پیدایش جز خشونت ، ضد کرامت انسانی و ضد محترمترین قشر جامعه ما
یعنی زنان عمل انسانی دیگری انجام نداده اند و با زور شمشیر ، درعرصۀ
ایدیولوژی جز فعالیتهای مرگبار ، آشتی ناپذیر با تمدن ، خرافه گرأ یی و در یک
کلی نگری ، ابزاری بدست سازمانهای جاسوسی بیگانه ها چیزی بیش نبوده اند .
تاریخ میگوید : وقتیکه در قرن 5 و 6 بنیادگرایان دین مسیحیت ، وارد دنیای غرب
شد ، اولین کار شان بستن مدارس و به زنجیر کشیدن دانشمندان علوم جدید بود ،
قسمیکه طالبان نیز چنین کردند ، اما با پا گذاشتن قرن 15 و 16 علمأ و
دانشمندان دلسوز ، ورود تمدن را از تبعیت بنیادگرایان بیرون کشیدند ، از
اینجاست که جامعۀ بشری ، امروز شاهد پیشرفت های عظیمی در جهان هستند . ملا
متوکل وزیر پیشین خارجۀ طالبان ، در مصاحبه ی با تلویزیون آریانا گفت : آنها
« طالبان » بخاطر ارزشها می جنگند . بیائید در یک برسی تحلیلی کوچک ، موافق
به اسلوب علمی قضاوت کنیم ، که بخاطر کدام ارزشها ؟! ، همین شخص در زمان
وزارتش گفته بود ، جامعۀ جهانی باید برای ما بجای استدیوم ورزشی کابل ،
بخاطر ( قصابی انسانها ) محل دیگری را درست کنند . اگر به عمق مسأله داخل
شویم ، طالبان خود را وارثین اصلی این خاک ، از سلسلۀ ابدالیه و حافظ ارزشهای
قبیلوی می دانند ، پس تکلیف آخری اقوام دیگر درین کشور چه خواهد بود . آیا
جای خجالت آور نیست ، دولتی که دم از دموکراسی و عدالت اجتماعی می زند ، همچو
انسانهای تروریست و ناقضین حقوق بشر ، که با هر صدای صلح سیلی محکمی بروی
جانب مقابل حواله می کنند ، در کنار خود داشته باشد !! . در حالیکه ازین قماش
اشخاص در درون حاکمیت دولتی کم نیستند ، و آنها هستند که بدون دغدغۀ خاطر،
راز درون را به بیرون می کشند ، و بچه های خود را تا نزدیک ارگ برای انتحار
می رسانند .من باور کامل دارم ، بهر اندازه ای که دولت خود را از طبقۀ با
فرهنگ دور سازد ، و رو بطرف گروهی فاقد فرهنگ و تمدن گرداند ، در دراز مدت
این مسأله درد سر آفرین خواهد بود ، و محیط رعب و وحشت بر جامعه حاکم خواهد
شد . سر انجام در حالیکه تمام مردم دنیا می دانند که ، خرافه گرایی طالبان
قابل قبول جهان متمدن و بدرد زندگی واقعی امروز نمیخورد ، کشور شیطان صفت
پاکستان هرگز حاضر نخواهد شد که در همسایگی خود کشور قدرتمندی داشته باشد ،
استکبار جهانی برای ضربه زدن دشمنان تاریخی خود حاضر نیست که طالبان به شکست
قطعی روبرو شوند ، عربستان وهابی با خاموش شدن القاعده و طالبان ، خواهان
شعله ور شدن آتش جنگ در خاک خود نخواهد شد ، ایران تداوم این بازی را از خدا
میخواهد ، تا توجۀ غرب بسوی آنکشور معطوف نشود . پس بگفتۀ خانم شکریه بارکزی
: « تا وقتیکه ما غلام هستیم »!! و گوش بفرمان اجنبی ها ، باید همه روزه شاهد
بخاک و خون افتادن جگر گوشه های خود و سرزمین آبایی خود باشیم . بر ماست که
با فریادی بلند ، مخالفت خود را از هر جهت با آوردن طالبان و گلبدین از همین
اکنون اعلام کنیم ، گرچه توجه بوحدت کار هر انسان است ، اما عدم توجه بآینده
ها بسیار نگران کننده هم است ، آگاه باشید بزرگ ساختن این پدیده های ارتجاعی
هیچگاه در برابر واقعیت ها و استواریهای شما تاب آورده نمیتواند ، آشتی با
مار را هر گز قبول نکنید ، زیرا هر لحظه امکان زهر ریختن وجود دارد ، ما باید
از ریشه و عمق بحران و عوامل زایندۀ آن خود را واقف سازیم . بگذارید آرزو
کنیم که ملت ما از دام گستریهای بنیادگرایان طالبی و ارتجاع بین المللی در
امان باشد . بااحترام