WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

  گزیده های مقالات   عبدالوکیل کوچی

 

 ای دیده باز شو                                                             عبدالوکیل کوچی

 ای دیده باز شوعبدالوکیل کوچی

ای دیده می نگر، ای دیده کن نگاه

در هر طرف که می نگری دود و آتش است

در دشت وده ومزرعه آهنگ نا خوش است

در جنب شاهراه ومسیر پیاده رو

در کوچه وگذر

اهریمنان به بیشه گرگان نشسته اند

ای دیده باز شو

ای دیده می نگر

آشیانه سوخت ، کوچه ودشت ودمان بسوخت

خانه بسوخت  باغ وسرای دکان بسوخت

چیزی نمانده ،جز رمقی بهر زندگی

ای دیده باز شو ، ای دیده می نگر

اما ، مرا مجال نگاه ونظاره نیست

زیرا من از نگاه مریضان درد مند

از زخمیء شکسته سر و پا و دست هاش

از قامت   خمیده معیوب هموطن

از اشک دیده های یتیم برهنه پا

از پیکر شکسته  دیوار کوچه باغ

 از پاسخ سوال لب بسته خموش

 ازشام تیره بر سر پیر مریض وزار

از اسپ بی سواره وره ماندهء   ید ک

از ماهتاب واستاره و از سکوت شب

از نرگس بهاری و از شمع روی باد

مخصوصا از نگا های معصوم طفلکان

« احساس شرم میکنم ورنج میبرم»

از رنجها که بر همه تحمیل کرده اند

آنها خراب کردند و بگذشت هرچه بود

 مایان بدست خویش، با خون واستخوان خود

او را دوباره سازی و آباد میکنیم

   .رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید