WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

  گزیده های مقالات لطیف کریمی استالفی

 

  مصاحبۀ محترم کریمی استالفی با خبر نگار رادیو آموزگار روسیه ! .

 

مصاحبۀ محترم کریمی استالفی با خبر نگار رادیو آموزگار روسیه ! .

س ـ  مجموع اشعار شما چند پارچه می باشد و از کدام ایام به سرودن شعر شروع کرده اید .

پاسخ  ـ  عرض و درود و ادب دارم ، خدمت شما جناب قاضی زادۀ گرامی و از طریق شما به شنوندگان ارجمند تان .

من زمانیکه صنف دهم مکتب بودم ، کودتا شد ، رژیم شاهی جایش را به نظام جمهوریت خالی کرد ، در همان اوایل یک نوع تحول روحی و فکری در بین قشر جوان کشور پیدا شد . من هم بمطالعۀ آثار نویسنده گان و شعرأ روی آوردم . عواطف و احساسات خود را با سرودن شعر گونه هایی تبارز می دادم . از آن زمان تا حال 39 سال می گذرد و در طول این سی و نه سال 250 پارچه شعر در قالب های مختلف سروده ام . اما تازه متوجه شدم که ، الفبای شعر را یاد گرفتم .

س ـ  شاعر روسی نیکولای گرمیلوف خطاب به شعرای جوان کرده گفت : که ایام بهار و عشق وجود ندارد و نو کاران بخاطر سهولت کار ازین دو استفاده می کنند و شاعر خوب آنست که از بهار و عشق نام نبرده در بارۀ عشق و بهار می نویسند . نظر شما در باره فرموده این شاعر مشهور چه است ؟ .

پاسخ ـ  ببینید ..... هر شاعر معمولاًسبک ویژۀ خود را در شعر گفتن دارد .  شاید بعضی از شاعران جوان به تقلید ازگذشته ها و یا برای سهولت چنین کاری کنند ، اما در مجموع نمی شود داوری کرد که همه .  دررابطه به فرمودۀ شاعر و منتقد ادبی روسیه ، آقای گرمیلوف باید گفت که ،  اگر هدف شان این بوده باشد که عصر ما عصر تلخکامی هاست و زمان عشق و بهار و گل و بلبل و چشم و ابرو گذشته درینجا صدق می کند .  همین لحظه بیاد شعریی از هوشنگ ابتهاج افتادم که به معشوقه اش میگوید :

 دیریست گالیه

در گوش من فسانۀ دلدادگی نخوان

دیگر زمن ترانۀ شوریدگی مخواه

دیریست گالیه

به ره افتاده کاروان

عشق من و تو

این هم حکایتی ست

اما ، درین زمانه که در مانده هرکسی

از بهر نان شب

دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست .

شاعر وقتی می بیند که جامعه در فساد و گمراهی و جنگ و خونریزی دست گریبان است ، از زمانه دلتنگ می شود ، بهار و عشق را فراموش می کند و در شعر خود از درد مشترک آدمیان شکایت می نماید . و یا مشیری میگوید : « پژمردن یک شاخه گل را رنج بردم / مرگ قناری در قفس را غصه خوردم / و از غصه مردم شبی مُردم . خلاصه آنچه که در سرشت زلال یک شاعر است  همان می تراود .  شاعر عاشق است و شاعری که عاشق شد ، مُتعهد می شود ، وقتی که متعهد شد ، نتنها درد خود را ، بلکه درد تمام انسانهای روی زمین را حس می کند و عاشقانه فریاد می کشد .

مثالها زیاد است به همینقدر اکتفأ میکنیم .

س ـ  قسمیکه می دانم شما به دگر لسان هم بلدیت دارید . چون شاعر مشهور و زبر دست روسی الکساندر سرگیویچ پوشکین فکر میکرد به فرانسوی و شعر را بزبان روسی می نوشت . شما وقتی که شعر می نویسید چطور و به کدام زبان فکر می نمائید .  

پاسخ ـ  ببینید ...... یک شاعر و یا یک نویسنده هر قدر که به زبان ها و فرهنگ های بیگانه آشنایی داشته باشد ، به همان اندازه نظم و نثرش غنامند و گرانسنگ است .

پوشکین شاعر و نویسندۀ بزرگ روسی که در حقیقت بنیان گذار ادبیات روسی مدرن است ، اشعارش همه در سبک رومانتیسم سروده شده . پوشکین در نو جوانی در محیط خانواده ی بزرگ می شد که تحت تأثیر فرهنگ فرانسه بود و کتابخانۀ پدری اش مملو از کتابهای  و آثار فرانسوی .  بعد ها وی به جنوب فرانسه تبعید شد . و حتا در آخر عمر ، با یک فرانسوی دوئل داشت . از اینجاست که افکار پوشکین با سرگذتش گره خورده و زندگی تبعیدی در روح و روان شاعر اثر خود را داشته است .

و اما من به زبانی فکر میکنم و می نویسم که ، آنرا مقدس ترین موجودی مرا آموخته ، یعنی زبان مادری من ! .

س ـ  شاعر دوست داشتنی شما کیست ؟ .

پاسخ ـ من همه شعرای عزیز را دوست دارم و انتخاب مشخص ندارم .

س ـ  فرق بین شعر معاصر و کلاسیک چیست ؟ .

پاسخ ـ اگر قرار باشد درینجا روی این مطلب به بحث بنشینیم ، سخن ما بدرازا خواهد کشید ، شاید برنامۀ شما حوصله آنرا نداشته باشد .  اما طور فشرده بعرض می رسانم که ،  در بین شعر معاصر و کلاسیک تفاوت های زیادی وجود دارد .

شعر کلاسیک بیش از هزار و یکصد سال قدامت دارد ، این گونه شعر کاملاً موزون بوده ، وزن آن بر پایۀ ساختاری است که عروض نام دارد ، ساختار اوزان عروضی ، بر پایۀ طول هجا هاست و هر مصراع به قالب هایی تقسیم می شود ، که هجا در آن قالب ها باید قرار داده شود .

در شعر کلاسیک عاطفه و تخیل ، با هم گره خورده و در یک زبان آهنگین شکل می گیرد . وزن و موسیقی پایه و اساس شعر است ، روی این ملحوظ بزرگان ، قالبهایی ساختند که ، اگر کلمات بر اساس آنها چیده شود ، در شعر، موسیقی بوجود می آید .

اما شاعر امروزی  می کوشد ، تا از حصار این قیودات خود را بیرون کند ، کنایه های دیروزی را کنار بگذارد و در پی چیزی نا شناخته برآید و حتا از من فردی بگریزد و به من اجتماعی برسد و عشق را نیز فراموش کند . در شعر نیمایی یا سپید ، می بینیم که ، عروض و قافیه مراعات نمی شود . اما نادیده نباید گرفت که سرودن شعر سپید هم کار ساده و سهلی نیست ، شاعر باید بر زبان ، تخیل و شعر کلاسیک چیره گی داشته باشد .  شعر معاصر رابطۀ محکمی با شعر قدیم باید داشته باشد .

 در مجموع شعر نو ، برای یافتن شیوه های تازه ، به قصد ابراز عواطف ، احساسات و بیان افکارشاعران معاصر بوده می تواند .

س ـ  باریس پستر ناک شاعر و نویسندۀ بزرگ روسی گفته که خداوند برای شاعر حالت طفولیت دایمی را اعطأ نموده و طفولیت آغاز و زیر بنای شعر و شاعری است . نظر شما درینمورد چیست ؟ .

پاسخ ـ  ببینید که .... محیط خانواده گی در روح و روان یک کودک ، که بعد ها یک شاعر زبر دست می شود ، چقدر رول بسزایی دارد ، بوریس پاستر ناک ، پدری نقاش چیره دست و مادری موسیقی دان سرشناس  و خودش با علوم فلسفی آگاه بود . او در سال 1932 ، از اجتماع کنار گیری کرد و به جهان درونی خود ، که همان دنیای طفولییتش بود ، پناه بُرد .

این بزرگمرد میدانسته که ، طفل از بدو زاهدان مادر، با ریتم موسیقی ضربات قلب مادر انس میگیرد و با شنیدن لالایی مادر، ارتباط عمیق عاطفی پیدا می کند .

 او در یک سرودۀ خود میگوید :

 فنا شدم
تو اما هنوز زنده ای
و باد شکوه ناک و اشک آلود
تکان می دهد جنگل و خانه را
اما نه هر صنوبر را به تفریق
که تمامیت درخت ها را
تا واژگانی برای لالایی تو پیدا کنند .

بلی ... طفل شدن ، یعنی نو شدن ، پاک شدن ، معصوم شدن و عاشق بودن است ، همانطوریکه یک طفل بمادرش عشق می ورزد ، شاعر نیز به شعرش عشق میورزد . بگفتۀ بزرگان « حقیقت شعر ، دل کندن انسان از واقعیت های بیرونی و گرفتار شدن آن در چنبره اندرون است » 

س  ـ   کدام کتابهای شما به نشر رسیده و چاپ شده و کدامها رویکار رویکار است ؟ .

پاسخ  ـ از سال 2000 میلادی به این طرف ، شش جلد کتاب نوشته ام ، که از آنجمله ، کتاب تلخترین شام غریبان ، غرق دریای گناهم بی گناه ، یغمای دوم منگلی ، بچاپ رسیده ، کتاب رجم انسان و تاریخ در افغانستان تا چند روز دیگر از چاپ می براید ، کتاب ناله های تلخ ، که یک مجموعۀ شعریی است با کتاب دختری که بخاطر حفظ عفت اش تیر باران شد ، در نوبت قرار دارند .

س 8 ـ  در بارۀ مجموع اشعار مثلاً رباعی ؛ غزل و امثال آنها روشنی باندازید و بگوئید که فرق اینهچه است ؟

 پاسخ ـ  رباعی از کلمۀ رباع به معنی چهار تایی گرفته شده ، شعریست چار مصراعی که بروزن لاحول ولا قوت الا بالله سروده می شود . و یکی از قالبهای شعر فارسی است که ، مصراع اول آن تقزیباً مقدمه ی برای منظور شاعر است و حرف اصلی در مصراع چارم گفته می شود ،  رباعی به سه دسته تقسیم می شوند 1 ـ عاشقانه : مثل رباعیات رودکی 2 ـ صوفیانه : مثل رباعیات ابوسعید ابولخیرو عطار. 3 ـ  فلسفی : مثل رباعیات خیام بزرگ . در رباعی بجز از مصراع سوم ، متباقی هم قافیه اند .

غزل : به معنای عاشقی کردن ، عشق باختن و حدیث عشق را گویند . در اصطلاح ادبیات فارسی یکی از قالبهای شعر است که ؛ در آن مصراع اول و زوج هم قافیه اند و حد معمول آن از 5 تا 12 بیت می باشد . درین گونه شعر بیشتر سخنان عاشقانه بکار گرفته می شود ، بدین ملحوظ آنرا غزل نامیده اند سعدی ، مولوی ، حافظ و عراقی از غزلسرایان مشهور اند . غزل و رباعی با قصیده فرق دارد . قصیده مربوط یک مطلب می شود ، اما در غزل از مطالب متنوع کار گرفته می شود .

س ـ  در بارۀ کتاب تلخترین شام غریبان بگوئید که چی وقت نوشتید و در موردش یک لحظه بطور مختصر صحبت نمائید ؟ .

پاسخ ـ  کتاب تلخترین شام غریبان داستان واقعی مهاجرت یک هموطن ماست که ؛ بمقصد نمی رسد ، داستانیست سخت تکاندهنده ، من پیشگفتار کتاب را بطور فشرده بشما عرض میکنم که لُب لعاب داستان در آن نهفته است . با شعریی از فریدون مشیری عزیز ! .

«باهمین دیدگان اشک آلود
ازهمین روزِن گشوده به دود
به پرستو
به گل
به سبزه درود».

این کتاب را با دیده گان اشک آلود ، به آن « جمیعت سوم » یعنی راه پیمایان غُربت آباد ، که با عالمی؛ حسرت و آه وغم واندوه ، مشقت ها ، رنجها ، خانه وکاشانۀ شانرا ازدست ظلم جباران زمان وعاملین «دیوبندی» ترک وهزاران کیلو مترجاده های پُراز تهلکه ، پُر از فرازو نشیب را ، با قبول هرگونه خطرات مالی وجانی طی و با درد و دریغ ! که هرگز نتوانستند خود را به آن سرزمینهای رویایی و بیگانه برسانند و درآن ورطه های هولناک ، جان های شیرین شانرا از دست دادند و برای ابد ، در دل دریا ها ، صحرا های تفتنده ، جنگل ها ونهنگ ها مدفون شدند ، تقدیم میدارم . روح شان شاد با د .

اجازه بدهید تا به نشانۀ سپاسگزاری از جناب شما ، که بمن موقع دادید ، لحظاتی را با شما و هم میهنان عزیز خود باشم ، سال نو 1391 هجری شمسی را نیز تبریک و تهنیت عرض کنم . و از خدای منان استدعا نمایم تا ، سالی نیکو ، پر برکت و با آرامش ،  بدون جنگ و خونریزی را در کشور مان عنایت بفرماید .  بااحترام

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید