2013/10/11

  

دوست محترمی از کابل ، چنین پیامی برایم نوشته : فکر میکنم لبان قلمت را درین بُرهه حساس انتخابات برسم تحصن دوخته ای ! . 
دانشمند گرانمایه ! .
طوریکه میدانید ، در تمام دنیای معاصر قاعده چنین است که ملت ها روسای جمهور شانرا از طریق انتخابات عمومی و آزاد که تمام آحاد کشور در آن اشتراک بورزند و به یک سیاستمدار قاطع ، کار کُشته که دارای یک تیم قوی ، برمبنای منافع ملی بر نامه    ها پلان ها و طرح های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی بهتری را به مردم پیشکش کند ، رأی می دهند .
اما ؛ سوگمندانه کشور ما ازین قاعده مستثنی بوده و بر چند محور می چرخد. 
 
1ـ منافع شخصی
 
2ـ پیوند های ایده ئولوژیکی
 
3ـ بر محور قومی

4ـ تعمیل خواسته های بیگانگان
آری ... خموشی و تحصن قلمم درین مدت برای این بود که شخصاً نظاره گر شعبده بازی هایی بودم که ملت ما را افزاری برای رسیدن به قدرت ساخته اند.
در تاریخ پُر از فراز و نشیب انسانها ، لحظات شیرینی فرأ می رسد تا انسانها قادر شوند سرنوشت ملت خود را در یک لحظۀ حساس تاریخی تا قرنهای متمادی رقم بزنند ، جای بس مُسرت است که بعد از سه دهه خود کُشی و بیگانه پرستی ، دربدری و خونریزی ، سرانجام خرد و عقل سلیم پیروز میشود ، جناح های مُتخاصم و دشمنان آشتی ناپذیر با کنار گذاشتن عُقده های حزبی ، تنظیمی ، سلیقوی ، مذهبی و عقیدوی ، که باعث بربادی کشور ما شد ، فاصله ها را بُریدند و در کنار هم برای رسیدن به اریکه قدرت دست به یک کاسه بُردند . در مقابل گروه خاص دیگری بیم داشت که مبادا با به میان آمدن یک طیف وسیع ، موقعیت ویژۀ شان از دست برود و بهای گزافی بپردازند ، روی این اصل در صدد قطع نمودن دستانی شدند که بطرف کنار آمدنها دراز شده بود ، این بازیگران آب را گل آلود و عده ای از خوشباوران و ماجرا جو ها را تطمیع کردند و برای خود یک معبری خوبی درست نمودند و خطرات زیادی را بوسیله این اشخاص از دوش خود برداشتند .

مردم حق دارند تا بدانند که طیف جدید مهندسی شده با افکار گوناگون و یا به اصطلاح دشمنان دیروز و دوستان امروز که پا به عرصۀ رقابت بخاطر احراز کرسی ریاست جمهوری گذاشته اند ، شایسته نبود که بهترین فرصت ها را از دست نمی دادند و در کمین یکدیگر نقب نمی زدند و از همین اندیشه های ائتلافی که حالا معجزه آسا به ذهن شان رسیده در سالیان قبل استفاده میکردند . پس واضح میگردد که در جمع و جور کردن این طیف جدید ، دستان پنهانی و مصارف گزافی در کار رفته و برای مصلحت و مسوولیت استراتژیک ، اغماض را برای خود محفوظ نگهداشته اند. 
به نظر من تشکیل و بسیج اقشار مختلف اجتماعی بسوی آرمانها و ایدیالهای صلح خواهانه و دموکراتیک ، صرفاً نتیجۀ مذاکره ، تفاهم و از خود گذری طیف وسیع نیروهای سیاسی و اجتماعی شده میتواند و بس ، مشروط براینکه این ائتلاف ها مثل ائتلافهای گذشته زیانبار نباشد ، زیرا بدون اعتماد متقابل و صادقانه هیچ اتحادی نمی تواند به میان آید و پایدار بماند .
سوال دیگری که ذهن ها را به خود مشغول داشته اینست که : 
آیا این جریان های مهمندسی شده و وفا دار به سلیقه ها ، اندیشه ها و پیوند ها ی جبری و یا عقیدتی چگونه می توانند با عُقده های درونی در یک رقابت سالم و با فردای مطمئن تشریک مساعی نمایند و یا اینکه باز هم زخم ها تازه شده ، با تمرد و بد گمانی ها ، این معادله چند مجهوله را به عدوات بکشانند و یاد آور سالهای سیاهی شوند که با گذشت سالها زخم آن ناسور تر شده و هر گز فراموش نمی گردد . چه تضمینی وجود دارد که این آزموده ها یک بار دیگر دست به آزموده های خود نزنند .

دوست عزیز ! . 
روی این دغدغه های فکری و ذهنی بود که جناب خلیلزاد را ملاقات و برای آرامش خاطر ، سوالاتی از وی نمودم ، که قسمتی ازین گفتگو را درینجا قابل یاددهانی میدانم .
از جناب خلیلزاد پرسیدم .
جناب داکتر صاحب !. من متیقن هستم که در صورت وحدت واقعی بین اقوام کشور دست های بیرونی نمی توانند حاکمیت ملی ، تمامیت ارضی و امنیت کشور ما را بر هم بزنند ، اگر شما رئیس جمهور شدید چه بر نامه ی در آوردن وحدت واقعی به تمام معنی دارید ، آیا موافق به این سیستم تشکیلاتی که رئیس جمهور پشتون ، معاونینش تاجیک و هزاره و وزارت خانه ها باساس گروهی حزبی ، قومی و تنظیمی تقسیم شود می باشید یا خیر ؟ .
جناب خلیلزاد فرمودند : من طرفدار حکومتی هستم که تمام اقوام خود را در آن ببینند و احساس دوری نکنند ، اما من مخالف چنین عمل هستم که یک وزیر وزارتش را قومی بسازد و باید در انتخابات ارگان های دولتی اصل شایسته سالاری را مدنظر داشته باشند نه معیار های خود محوری . همین اجماع ملی اگر خدا بخواهد تشکیل شود ، خود آغازین وحدت ملی خواهد شد . 
اما ؛ قسمیکه دیده شد جناب خلیلزاد در شکل دادن اجماع ملی بنابر خواستها و توقعات گونه گونه موفق نشدند و ناگزیر حمایت شانرا از اشرف غنی احمدزی که به نظر عده ای از دانشمندان روحی شخص عصبی المزاج هستند آغاز کرد .
از آنجائیکه پدیدۀ حکومات قومی بدون در نظر داشت شایسته سالاری از نظر آسیب شناسی خطریست بالقوه و تهدیدیست به امنیت ملی ، بویژه در زمانی که عنان رهبران آن به دست مافیای بین المللی باشد .
پس رسالت تاریخی بزرگان ، درین مرحلۀ حساس و بس خطیر تاریخی این است که ، مردم را بنابر ضرورت مُبرم زمان ، صرف نظر از دشمنی ها و انتقام جویی ها به خاطر اتحاد ملی ، امنیت و آسایش ، به بیداری ، هوشیاری و آگاهی خردمندانه رهنمون شوند و در حالات ضعف به گرایش های قومی فعال نگردند . 
مصاحبه های چرب و نرم کاندیدان هریک نمایانگر علایق و اندیشه های شخصی خود آنهاست ، ملت ما در انتخاب زعیم آیندۀ کشور باید هوشیار باشند و فریب سخنانی را نخورند که خدای ناخواسته یک عمر ندامت در پی داشته باشد . 
بیائید پیش از هر تصمیم ، فرجام آنرا بسنجیم ، از همین حالا هوشیارانه در انتخاب خود بکوشید ، درد ها ، رنجها ، مشقتها ، دربدریها بشما آموزیده باشد که دیگر اشتباه نکنید .
انتخابات روز مسابقۀ بز کشی نیست ؛ که هر چاپ انداز کوشش کند به دایره برسد ، بلکه روزیست که برای سر نوشت یک ملت و فردا های مطمئن و مُهم ملی ، از میان کاندیدان ، یک شخص مُدبر و خدمت گزار را بر مبنای اهداف ، بر نامه ها و ظرفیت ها انتخاب و مسوولیت ایمانی و وجدانی خود را در مقابل خدا و خلق خدا اداء می نمایی . 
پس بیائید و ان یکاد بخوانیم که این ازدواج های سیاسی مصلحتی ، خدای ناخواسته مولودش هیولایی برای قلع و قمع اقوام با شمشیر های زهر آگین عربی ، انگلیسی و پاکستانی نباشد .
با احترام

        

 

بقیه گزیده های مقالات لطیف کریمی استالفی    کلیک نماید  

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد