WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 بقیه گزیده های مقالات   لطیف کریمی استالفی

 

   اگر من جای جلالتمأب « رهین » بودم !                                  نویسنده : ل . کریمی استالفی .

خواندم و تأسف کردم که ، جناب تیمور شاه اسحاق زی ، معین وزارت اطلاعات و فرهنگ کشور گفته : ( افغان یو ، مسلمان یو بیا انسان یو ) .

        جلالتمأب ، جناب آقای « رهین » ! .

در یک برسی تحلیلی ، موافق به اسلوب علمی و منطقی ، مبنی بر بینش نا بالغ آقای اسحاق زی معین شما ، که بیانگر واقعیت استعمار فرهنگی ، تطمیع دیگران و ایجاد خصومت و بدبینی مردم به مقابل همدیگر می باشد ، باید عکس العمل جدی انجام یابد و درین برسی مقدماتی ، باید به سوالاتی ، هم در بُعد سیاسی و هم در بُعد جامعه شناسی ، پاسخ همه جانبه ارائه شود . چون پایۀ و اساس این چنین حالت ها ، بیانیه ها بر حفظ امتیازات تک قومی استوار میگردد .  

          جناب وزیر صاحب ! .

 ازین دغدغه ، که چه کنم و چه نکنم ، خود را برهانید و به اندرز های هراسناک و دروغین « وحدت ملی خراب می شود » برخلاف واقعیت ها ی موجود در کشور گوش فرأ ندهید . ما نمیدانیم بکدام سو میرویم ، بسوی یک نظام کاملاً بنیادگرایی اسلامی ، یا بسوی افغانیزه شدن کشور و یا بسوی یک نظام دموکرات ، فارغ از هر نوع ستم و تحقیر طبقاتی ، یا بسوی یک هرج و مرج تجزیه طلبانه !! .

      در آغاز باید تعریفی از افغان ؛ مسلمان و انسان داشته باشیم .

   1ـ  انسان : آدمی مردم و بشر .

   2 ـ افغان : فغان ، فریاد ، زاری  و نام یک طایفۀ اوغان ساکن در افغان{ستان} .

   3 ـ مسلمان : پیرو دین اسلام ، کسی که متدین بدین اسلام باشد .

      آدم یا ابولبشر : اسم خاص ، که در قرآن ذکر شده و ما به تمامی نسل آدم و حوا ، آدم میگویم ، آدم از خاک است ، خاکی که ما روی آن پا میگذاریم و خروار ها مواد فضله را می اندازیم . این خاک سیاه و بوینده چگونه باعظمت شد ؟ برای اینکه روح شایسته و بزرگ خداوندی در وی دمید و گفت : من قرار دهندۀ خلیفه ای در زمین هستم » و فرشتگان آسمانی  دستور یافتند تا آدم را سجده کنند .

         از آنجائیکه آدم و انسان را مترادف ذکر کرده اند ، اما انسان نسبت به آدم ویژه گیهایی دارد . آدم کامل ، انسان می شود ، به کسی باید انسان گفت ، که واجد تمام کمالات انسانی باشد ؛ یعنی دارای عاطفه ، تربیت ، ادب ، اخلاق نیکو ، « گفتار نیک ، پندار نیک ، کردار نیک »، دارای کرامت ، مکارم اخلاقی ، نگرش مثبت ، مسوولیت پذیر ، متعهد ، دارای قوه خیال و تعقل . انسان را حیوان ناطق و انس گیرنده هم تعریف کرده اند ، این یک اشتباه است ، حیوانات از قبیل سگ و گربه هم اُنس میگیرند و بسیاری از پرنده گان هم ناطق اند . اما انسان برعلاوۀ این همه صفات ، مسوولیت پذیر است ، حس مسوولیت پذیری در بسیاری آدمیان منجمد است ، که من به آنها کلمۀ انسان را نمیتوانم اطلاق کنم .

      افغان : افغان در فرهنگ لغت ، فغان و داد و فریاد است ، اوغان یکی از طوائفی است که در افغان {ستان} سکونت دارند ، اگر ما بپذیریم که اول افغان هستیم بعد مسلمان و بعد انسان ، بدین معنیست که ، افغان بودن ، مقدم تر ، اصالتمند تر ، باارزش تر ، مقدس تر ، و بالاخره والاتر از اسلام و انسان است ، که من مخالف این طرز نگرش هستم . زیرا عظمت و جلال انسان والاتر از هر دو است ، ملائک به آدم سجده کرد ، قرآن نزد انسان آمد ، اشرف المخلوقات ذکر شد ، روح خدا در وی دمید ... وووو.

       اگر این پارگراف را معکوس سازیم ، یعنی ملائک به افغان سجده کرده ، قرآن نزد افغان آمده ، روح خدا فقط در جسم خاکی افغان دمیده شده و افغان اشرف المخلوقات است . آیا شما این معادله چندین مجهوله را می پذیرید ؟؟!.

      جناب اسحاق زی این شعار کاذبانه را با وقاحت و شعوری اظهار داشته ، زیرا میحط قبیلوی ، تعین کنندۀ شعور قبیلوی است ، او برای اینکه اطلاق و پذیرش کلمۀ افغان را بدون چون چرا بالای سایر اقوام تحمیل کرده باشد ، حتا به انسانیت و اسلامیت خود نیز خط بطلان کشید . پس ما چگونه خاموش و بیکار بنشینیم و ببینیم که عده ای با شعور قبیلوی ، که قرینۀ عینی برای تائید آن موجود نیست ، کلمۀ افغان را با فشار و زور گویی بالای دیگران تحمیل بدارد .

      بدیهیست که یکی از موانع همگرایی فرهنگ ها ، نگرش قوم گرایانه است ، این نگرش غلط ، که تمام مسائل جامعه را از پشت عینکهای دودی فرهنگ عقب ماندۀ قبیلوی می بیند ، مسبب قوم گرایی ، رشد نژاد پرستی ، تبعیض نژادی و تفوق طلبی می شود ، در جامعۀ کثیرالملیتی چون افغانستان ، به ایجاد تفرقه و هرج ومرج می انجامد . 

    اصطلاح کلمۀ افغان ، با وجود جبری بودن و واهی بودن آن ، تا هنوز در کشور مان وقار و حیثیت ملی را بخود نگرفته . هرگاه از همین آقای اسحاق زی بپرسیم که از کدام قوم هستی ، میگوید ، پشتون ، اگر پشتون است پس افغان چیست . اگر هر دو یکیست ، پس نباید دیگران را با این نام دو وجهی ، که در مجالس رسمی سیاسی و در مجالس قومی یعنی مترادف با پختون است ، فریب داد .

    آقای آدم خان یوسف زی یکی از نویسندگان پشتون پاکستانی می نویسد : این حقیقت روشن میگردد که افغان یک نام مستعار قبیلوی بوده و ظرفیت رسانیدن هویت ملی را ندارد . درینصورت غیر از پشتونها ، سایر اقوام ضرورت و مجبوریت ندارند ، تا هویت بسیار قدیمی خود را فدای یک نام خالص قبیلوی کرده ، خود را افغان بنامند .

         سوالی دیگری که از آقای اسحاق زی داریم اینست : لطفاً کلمۀ افغان و افغانستان را تعریف و بگویند ، زائیده چیست ؟ کنه ، مفهوم ، مقصود و معنی آنرا با افتخاراتیکه در آن نهفته است روشن سازند ؟ اگر معنی حقیقی و حقوقی را که مورد پذیرش عام قرار گیرد و ارزشمندی آنرا داشته باشد تا از دیدگاه فلسفی و حقوقی ارجحیت بر سایر کلمات گیرد خوب ، وگرنه اعتراف کنند که ، هرگاه جوهر معنی وجود نداشته باشد کلمه نیز وجود ندارد .

     بهتر است شما به  این مُبهمه ، بدون جانبداری و تعصب نگری ، مبنی بر وجه تسمیۀ ثبت سجل کشور به اسم بی مسمآ ، که در برگیرندۀ تمام اقشار جامعه نبوده و یکی از بحث بر انگیز ترین مسائل کشور شده و روی انگیزه های سلطه جویی ، غیر منطقی ، غیرعلمی و غیر فلسفی جایگزین اصل قرار گرفته است ، پاسخ بدهید .

    مسلمان : در مورد مسلمان فقط با یک فرد شعر حافظ اکتفأ میکنم و عاقلان خود دانند !! .

            گر مسلمانی همین است که « ما داریم » ـــ وای اگر از پس امروز بود فردایی .

 جناب وزیر صاحب ! .

شما شاهد عملکرد های تنگنظرانه و متعصبانۀ کریم خرم وزیر قبلی بودید ، که کلمۀ دانشگاه را غیر اسلامی گفت و اکنون شاهد گفتار بی مسوولانۀ معین این وزارت هستیم ، که افغان را مقدس تر از اسلام و انسان میداند ، آن سبو بشکست و این پیمانه ریخت .

    بالیدن به نام افغان ومدعی برتری بر دیگران بودن ، ذاتاً و ماهیتاً سیاست های فاشیستی و الیگارشی است ، که برخی میخواهند با وارد کردن تاریخ تصنعی همچون « پته خزانه » مردم را با وحشت و بربریت وادار به بعیت سازند .

  بزرگمردی میفرماید : مقدم بر همه چیز ، باید به انسان پرداخت ، با انحطاط او زیبایی تمدن و عظمت جهان و ستاره گان از بین میرود .

     دانشمند گرامی آقای « رهین » صاحب ! .

میخواستم درد دل بیشتری را بنویسم ، اما مقاله ای را تحت عنوان ( جناب الکو ! استفاده از قانون جرم است ) بقلم جناب حاجی اخگر در سایت وزین فراتر از مرز ها خواندم ، در مقالۀ یاد شده درد دل من و توده های ملیونی افغانستانی ها انعکاس یافته بود ، به این لحاظ این مقال را کوتاه ساختم . کوتاه سخن اینکه ، اگر من جای شما بودم ، هئیت رهبری وزارت را با تنی چند از بزرگان علم و ادب دعوت و کشف بزرگ معین صاحب را با حضور داشت وی در میان می گذاشتم ، تا در باره گفته هایش پاسخ میداد ، اگراعتراف کند ، که این در فشانی را فقط به قوم و تبار خویش استعمال کرده ، آنگاه ما اعتراضی نداریم ، در غیر آن ، در صورت عدم احترام به هویتهای ملی و سیاسی دیگران ، با نپذیرفتن تحقیر ها و تا اعاده نشدن عدالت اجتماعی و تا برآورده نشدن حقوق شهروندی ، ناگزیریم در جهت رفع این خود سازی ها و ویران سازیهای دیگران ، از طریق لازم ، مبارزۀ حق ، علیه باطل ، را ادامه خواهیم داد . باحترام

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید