2010/1/3
به پیشواز و گرامیداشت سالروز هشتم مارچ ، روز بین المللی همبستگی زنان علیه
تمام نابرابریها ، رفع تبعیض و برابری زن و مرد در جامعۀ بشری و در کُل
پیروزی نور بر ظلمت ، اینک برگ سبز تحفه درویش گویان مقاله ی تحت عنوان «
ناقص العقل به معنی هیچ شمردن » را به پیشگاه تمام زنان محروم جهان و بالاخص
زنان در بند کشیده ، زجر دیده و بلا کشیدۀ میهن عزیز مان تبریک و تهنیت گفته
، اهداء میکنم .ازسالیان متمادی بدینطرف ، زنان درجامعۀ مرد سالار افغانی
مُتکی بررسوم و عنعنات خرافاتی « هیچ » شُمرده شده اند ، حتا قبیله گرایان
سنت پرست ، سلطه جویی بر زن وزن ستیزی را یکی از خصلت های ممتاز ، طبعی و
مردانه خود بحساب آورده ، با سؤ استفاده از واژه های مقدس ننگ ، غیرت ، ناموس
، پشتونوالی و شرم به اعمال نا مقدس متوسل و عملاً نقطۀ مقابل این واژه های
شیرین قرارگرفته اند .آنها خود را مکلف می دانند تا زنان را از هر گونه تلاش
در راه افکار مُستقلانه شان محروم دارند ، تا بتوانند این کهنه پرستان ، بهر
طریقی که ممکن باشد از حالت بی دفاعی و مظلومانۀ زن مطابق به میل شان استفاده
های نا مشروع نموده و حاکمیت جابرانۀ شانرا برقرار داشته باشند .حقایق و
واقعیت های تاریخی نشان می دهد ، درهرجامعه ی که زن ستیزی و ستم براساس فتواء
های دیوبندی و قبیلوی حکمروایی کند ، غریو مبارزانیکه خرد گرایی و نواندیشی
را مقدس تر از کهنه گرایی می دانند ، بلند میشود ، چنانچه ما اخیراً
خوشبختانه شاهد یک سلسله مقاومت ها و مبارزات خشمگین زنان در برابرنا برابری
های جامعۀ مرد سالار بوده ایم ، با تاَسف فراوان که کهنه پرستان وسلطه جویان
نیز خاموش ننشستند ، از حرکت های ضد ارتجاعی و حق طلبانۀ طبقۀ زن در جامعۀ ما
احساس خطر کردند و به چاره جویی برآمدند ، اینبار با تدابیرجدید و عوام
فریبانه وارد میدان شدند . عوام الناس را با تزویر و حیله های شیطانی با
استفاده از عناوین دموکراسی ، حقوق زن درجامعۀ اسلام ، رفتار پیامبر اسلام با
زنان و مفاد سوره نساء ، ظاهراَ حمایت و وفاداری خود را از زنان ستمدیده ،
که خود عامل ستم بودند اعلام کردند و باطناَ بر خلاف شعار های شان عملاَ
زنان را توهین ، تحقیر و کیسه پوش ساختند .آنانیکه میخواهند دیروز رقت بار را
دوباره بر زنان تحمیل کنند ، باید بدانند که امروز ابداً دیروز شدنی نیست ،
گلیم کلاه سفید ها و دستار سیاه های دیوبندی ، بزباله دان تاریخ انداخته شده
، هر چند گروه های قبیلوی خواهان تکرار تاریخ اند .بیائید از آن مادر ستیزان
بپر سیم که : آیا ! ازحُجله زفاف ، زوزه کشیدن دوشیزۀ معصوم و صغیری را که
اجباراً به عقد نکاح مرد پنجاه ساله ای در آ ورده شده ، شنیده ای؟.
آیا ! تکانهای قلب زنی را که بخاطر توهین ، تحقیر ، لت وکوب ، گرسنگی و کار
طاقت فرسأ ، تقاضای طلاق را از مرد ناشایستۀ خود داشته و ابداً به آن آرزو
نرسیده است ، احساس کرده ای ؟.
آیا! بُغض و اشک زنی را که خیانت های پی در پی شوهرش را به چشم سردیده و با
اندکترین اعتراض زیر ضربات مُشت و لگد قرار گرفته و بعنوان زبانباز گیسوانش
ُبریده شده دیده ای ؟.
آیا! فریاد مظلومانۀ زنی را که بخاطر زنده ماندن کودکانش روزی تن به خود
فروشی داده و فردای آن برخلاف تمام اصول و موازین انسانی در محضر جمیعت کثیری
از مردان جمجمه اش را گلولۀ کلاشینکوف شگافته و یا سنگسار شده قلبت
رامتاثرساخته است ؟.
آیا ! لرزش اندام باریک دختری را که برادرش مرتکب قتل شده و او را بعنوان «
بد » بدست دشمنان سپرده اند ، تنت را لرزانیده است ؟.
آیا ! بخاطر زنی که با ترس و وحشت برای خریدن یک کیلو نان « قاق » و پوسیده
به بازار رفت و در جاده های مزدحم به بهانۀ پوشیدن شلوار و کفش سفید ، ساق
پایش را شلاق ستمگران طالب ، خون آلود ساخت ، خون جگر شده ای ؟.
آیا! روزی قطره اشکی بخاطر تجاوز ، قتل ، سنگسار ، حجاب اجباری ، ازدواج جبری
، خود سوزی ها برای آنانیکه معشوقه ، مادر ، و پرستارش میخوا نی افشانده ای
؟.
در خلاصۀ کلام ، روزی از خود پرسیده ای که ؛ چرا در جامعۀ ما به این موجود بی
همتا « ناقص العقل » « فتنه انگیز » « ضعیفه » « مایملک مرد » میگویند ؟.
جواب واضح است که ، ما از یکطرف در جامعۀ مرد سالارزندگی میکنیم که تمام
قوانین آن از طرف مرد ها تصویب میشود و از طرف دیگر تفکر عمیق و درک درست از
دین نداریم ، تا بدانیم که عنعنات قبیلوی یکهزار وچارصد سال قبل در مورد زن
قطعاَ مخالف قوانین اسلامی بوده ، برخی بخاطر ُسلطه جویی برزن آنرا رنگ مذهبی
وشرعی داده اند ، در حالیکه اگر کنجکاوی های غیر جانبدارانه و عمیق صورت
بپذیرد ، راه های سازگاری با زمان حال را اسلام بسته نکرده است .عنعنات نا
پسند قبیلوی ، زنان را از آوان کودکی تلقین کرده اند تا شرمگین ، مطیع ،
فرمانبردار و اسیر مرد بار آیند و هیچگاه خلاف قانون قبیله از خود استقلالیت
نشان ندهند ، تا یگانه آرزوی ستم طلبان و شتر سواران برآورده شود .
آنانیکه فکر میکنند تطبیق عنعنه ها ، شرعی و اسلامیست ، سخت به اشتباه رفته
اند ، زیرا آنها نه از دین خبر دارند و نه از دنیا ، اگر خداوند زن را « هیچ
» آفریده بود ، پس چرا به مادران حضرت عیسی «ع» و حضرت موسی «ع» بیکی وحی
وبدیگری ملائیک را هم صحبت ساخت؟ کُتب آسمانی و تاریخ دنیا به اثبات می رساند
که ، زنان در طول تاریخ بشریت ، همطراز با مردان دوش بدوش هم ، دنیایی را که
ما در آن زندگی میکنیم ساخته اند و از نظر ذهنی و عقلی با مردان برابرند و
شخصیت زن هیچ نوع کمبودیی ندارد ، چیزیکه این مسأله را نا برابر می سازد
همانا قانون مرد سالاری است. بلقیس ملکه سبا کشورش را با درایت وعقل سلیم
رهبری میکرد ، خدیجه الکبراء «رض» تجارت پیشه بود ، تاچر ، بوتو ، گاندی ،
مقام منیع نخست وزیری کشور های شان را عهده دار بودند ، ملکه سلطانه رضیه «
غوری » مدت بیست وشش سال نظام سلطنت هندوستان را بدست داشت ، و هزاران زن
دیگر .سرانجام به این نتیجه میرسیم که زمزمه کنان این واژۀ پوچ هنوز از خواب
غفلت بیدار نشده اند ، تا بدانند که ما در کجای زمان و تاریخ قرار داریم
. بدینوسیله به علمای نامنهاد « دیوبندی » پاکستان گوشزد مینمایم ، اگرتحصیل
دختران و آزادی زنان حرام است ، پیش از اینکه آزادی زنان ما را سلب و مدارس
نسوان ما را توسط طالبان جاهل ، در سرحدات جنوبی ما به آتش بکشید ، نخست از
کشور خود شروع کنید ، تا آرزوی ُشترسواری شما برآورده شود .به هر حال اکنون
که زن ستیزان به کوه های قبائیلی در پاکستان پناه برده اند ، یک سوال دیگری
بمیان می آید که ، آیا با وجود برخی از علائم امید بخش کنندۀ سازمان ها ،
گروه ها واحزابی که خود را مُتعهد و طرفدار دموکراسی وحقوق زن میشمارند ، آیا
خواهند توانست این داعیۀ بر حق را در جامعه ما ، جامۀ عمل پوشانید ؟ و در
تحقق این آرمان های شریف فعالانه و بدون هراس قدم خواهند گذاشت؟ یا اینکه مثل
گذشته ها با پیروی از روش های کهنه درمجالس وجوامع بین المللی شعار های کذایی
بخاطر احیای حقوق زنان سرداده و عملاَ بخاطر رعایت نظم قبیلوی زنان را از همه
حقوق مُسلم شان محروم نگه خواهند داشت !!.