گزیده های مقالات زنده گینامه مرحوم مسعود "نوابی"

 

   هاکان مسعود نوابی به مناسبت گرامیداشت از مرحوم استاد مسعود نوابی

به مناسبت گرامیداشت از اولین سالروز وفات مرحوم استاد مسعود "نوابی"

فرهنگی والا مقام، نویسندۀ توانا و شاعر مستعد

دوم جنوری 2011

کمیونیتی سنتر، اسلام آباد – پاکستان

به اجازۀ آقای اسد الله "طرزی" شارژدافیر سفارت کبرای افغانستان در پاکستان،  آقای احمدفرید "حیدری" مستشار مطبوعاتی و فرهنگی سفارت کبرای افغانستان، آقای سلیمان اکرمی سکرتر سفارت کبرای افغانستان، مهمانان گرانقدر، استادان نهایت عزیز و دوستان: السلام علیکم و رحمته الله.

قسمیکه همه میدانید ما امروز به مناسبت گرامی داشت و تکریم نخستین سالگرد یکی از شخصیت های فرهنگی فرهیخته، شاعر مستعد، نویسندۀ توانا و دانشمند کشور، شاد روان استاد مسعود "نوابی" گرد هم آمده ایم. 

ما مرگ را به نوبت فردا نشسته ایم
بار سفر به دوش مهیا نشسته ایم 
یاران همه یکایک از این خانه رفته اند
دردا که ما به ماتم آنها نشسته ایم

درزندگی انسان اتفاقات تلخ وشیرینی روی می دهد که در ذهن انسان به عنوان خاطرات، ثبت وضبط می شود که یاد آوری آنها در آینده باعث خوشی وسرور یا بالعکس باعث ناراحتی وافسردگی انسان می گردد.بعضی از اتفاقات تلخ درزندگی اگر پشتوانۀ اعتقادی نداشته باشد تحمل آنها بسیارسخت وسنگین است.یکی از اتفاقات، از دست دادن عزیزان، از خویشان درجه یک گرفته تا دوستان، همکاران، اقوام و نزدیکان انسان است که باید راضی به رضای الهی باشی وتسلیم امراوشوی، درغیراین صورت دوری آنها وفراق عزیزان سخت وغیر قابل تحمل است، در حدیث از معصوم (ع) آمده است که خداوند به اندازه سنگینی مصیبت ،صبر وتحمل راهم به بازماندگان عنایت می فرماید.    درزندگی شخصی خودم، شب یکشنبه دوم جنوری 2010 میلادی، جدای ازمصائب وفقدان عزیزان ازاقوام، دوستان، همکاران، همشهریان، هموطنان وهمسایگان، فقدان ومرگ ناگهانی تنها پدرم استاد مسعود "نوابی" که 54 بهار از زندگی او بیشتر نگذشته بود، به خزان گرایید، که حجله عزایش به پا شد و دست تقدیر الهی مارا از گل وجودش وصفای درونش محروم ساخت.

کجا رفتی ز پیش دیده گانم
رفیق و همدم و هم قهرمانم
 کجا هستی کز احوالت جز نیست
سفر کردی که آنرا آمدن نیست
 به ذهنم خنده ها و قصه هایت
دلم در آرزو و در هوایت
نهال قامت سبزت کجا شد
ز سینه مرغک جانت رها شد
 سفر رفتی و دیدارت ندیدم
گلی از باغ دیدارت نچیدم
 کجا رفتی مرا ماندی به اندوه
غمی دارم غمی بسیار چون کوه
 به فرهنگ و ادب دل بسته بودی
ز تحریر و قلم کی خسته بودی
 تلاش و هم تکاپو پیشۀ تو
همی کار و تلاش اندیشۀ تو
 شگفتی همچو گل عمر تو کم بود
نصیب دوستانت رنج و غم بود
 چگونه من کنم عادت بدوری
بذهن و خاطراتم در حضوری
بروح تو هزاران مغفرت باد
که باشد جمله یاران را زتو یاد
 وداع آخرین من همین است
که جای هر یکی زیر زمین است

دراین جا جادارد از همه ی عزیزانیکه ما را در این محفل یادبود از نخستین سالگرد وفات استاد مسعود "نوابی" همراهی کردند تشکر وقدردانی نموده وجهت جبران زحمات عزیزان از خداوند متعال توفیق شرکت در جشن ها ومراسم شادی آنها را خواستارم.

روح پدر مهربانم زنده یاد استاد مسعود "نوابی" شاد باد

 والسلام

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید