2009/1/14

  

بدون درک تئوریک وشناخت قانونمند وآگاهانه از تمام پدیده های زنده وغیر زنده ،ارگانیک وغیر ارگانیک،مرئی وغیر مرئی هر عملیکه صورت بگیرد،کور کورانه،ناآگاهانه وخود بخودی است.انسان در روند تحولات وتغییرات اشیاء وپدیده ها در تمام عرصه های مادی ومعنوی دچار اشتباه،خطا وانحراف از واقعیت های عینی وقانونمند میشود.

درک وشناخت تئوریک از پدیده های اجتماعی، انسان را از گمراهی،کجروی،بحران ها،سردرگمی وبن بست های فکری نجات میدهد.ودر فعالیت های عملی،سیاسی،اقتصادی وفرهنگی پیچیده وغامض رهنما ورهگشا می شود.هرگاه جامعه دچار بحران،بن بست وچالشهای بزرگ باشد.بیرون رفت از این پرابلم ها وسردرگمی وبحران اعتماد که درروند تحولات اجتماعی به ظهورمیرسد،راهی جزء به پرداخت عمیق تئوریک ندارد.پس عوامل آگاه،دگر اندیش وعناصر سیکولار،احزاب وسازمانهای پیشرو در تاریخ بخاطر خروج از انبوه پرابلم ها ونا هنجاری های اجتماعی وتعین سمت واقعی حرکت اجتماعی مطابق به مضمون جامعه،دست به تحصیلات علمی وشناخت قانونمند از واقعیت های موجود وعینی جامعه میزنند.زیرا واقعیت های اجتماعی ونسج اجتماعی ذوجوانب وکثیر الاطراف هستند وتن به شناخت ساده انسان نمیدهند.

قوانین وحرکت های میکانیکی،فزیکی،شیمی وبیولوژیکی با قوانین وحرکت های اجتماعی وسوسیولوژیک باوصف تمام ارتباطات،فعل وانفعالات وتأثیرات متقابل باهمدیگر،فرق عمده واساسی دارند.حرکت اجتماعی وعالیترین انعکاس آن یعنی حرکت لژیک(فکری)نسبت به قوانین عینی تکامل موجودات طبعی وبیولوژیکی غامض،پیچیده وجامع الاطراف بوده وتن به شناخت غیر دقیق وسطحی انسان نمیدهد.چون قوانین وحرکت های اجتماعی بصورت گرایشهای پنهانی،نامحسوس،نامنکشف وتصادفی بروز میکنند.واز انبوه واقعیت ها ناگهان سر بالا میکنند. در حالیکه عوامل آگاه وروشنگر درک دقیق ،وتحلیل عمیق تئوریک نداشته باشند وبر قوانین عینی حاکم اجتماعی مسلط نباشند،ناگزیردر فعالیت های پیچیده،عملی وسیاسی خود دچار اشتباه وبن بست میشوند. ما در نهضت ها وخیزش های اجتماعی،جنبش ها وجر یانات فکری کشور خود،احزاب چپ،ملی ودیموکرات،رهبران وفر ماندهان سیاسی زیاد را تجربه کردیم،که در جریان مبارزات سیاسی خود اهداف وآرمانهای عالی را پیشکش کردند ودر راه تحقق عملی آن مجدانه وپیگیرانه باصداقت ومناعت نفس وبصورت خستگی ناپذیر مبارزه کردند.عامل ترین،آگاه ترین ونخبه ترین وصادق ترین عناصر وکادر های شریف وپاکدامن را پیرامون خود بسیج کردند.از اینکه خود را،حزب خود را،نهضت وجامعۀ خود را بدرستی درک نکردندودرک عمیق ملی وبین المللی از قضایا وحوادث توفندۀ ای اجتماعی نداشتند،وهمچنین تحلیل تاریخی از خصوصیات اجتماعی،ملی،طبقاتی ومذهبی خود وجهان نداشتند،نظر به فقدان درک وآگاهی ومهر عقب مانده گی اجتماعی نمیتوانستند بیک تحلیل منطقی،منقح وپوست کنده از حقایق تلخ زنده گی عملی وسیاسی برسند.در فرجام خود را،احزاب،پیروان خود را وجامعه را در مجموع به بحران که خلق کردند فرو بر دند.

پس در مقطع کنونی کشور ما،این تجارب تلخ وآزمون های عملی وپختگی سیاسی که به بهای سنگین بدست آمده است.بمثابه راه حل ها وچاره گری ها،میتواند رهگشا ورهنمای عمل ما در تمام زمینه ها ی حیات سیاسی آتی باشد.

بر خورد میکانیکی وقشری به حوادث انسان را به گمراهی مواجه میسازد.به تأسف هستند عناصر وعوامل که از آموزه های تاریخ درس نمیگیرند،وضعیت سیاسی وجاری کشور را تکرار میکانیکی اوضاع گذشته میدانند،باخوشبینی بیجا ویا بد بینی بیجا به قضایا وحوادث سیاسی کشوروجهان نظر اندازی میکنند،در حالیکه ختم جنگ سرد به بحران،تصادم ورویارویی دو ابر قدرت جهان عملأ خاتمه داد،اما در ماهیت وسرشت نظام سیاسی جهان کدام دگرگونی وتغیر اساسی بوجود نیآمده است.کدام نظام اجتماعی،اقتصادی وسیاسی که التر ناتیف جنگ،بحران، فقر،بی عدالتی وتشنج در جهان باشد،جایگزین نشده است.ونظام مسلط جهانی که روز تاروز بصورت یکه تاز بطرف گلوبال شدن میرود به تشدید بحران،بی عدالتی،تشنج عمیق وچالشهای بزرگ در جهان می افزاید وکانون های داغ تجاوز وتعدی جدیدی را بوجود می آورد.پس بر ماست باپختگی های سیاسی وآگاهی های جدیدیکه در باره کشور ما، منطقه وجهان بوجود آمده است،از ما میطلبد وضرورت قانونمند اجتماعی ونیاز زمان حکم میکند،بخاطر اینکه اشتباهات گذشته تکرار نشود،باید رهبران حزبی وسیاسی درک عمیق تئوریک از اوضاع کشور خود،منطقه وجهان داشته باشند واین درک ،شناخت وآگاهی را به تمام صفوف وکادر ها ی خود واز طریق آنها به کتله های وسیع مردم تبلیغ،ترویج،تعمیم والقأنماید.تا نشود کشور ما از یک گودالی که نجات پیدا کرده است به گودال وسراشیب دیگر سقوط نماید.مصالح علیای کشور حکم میکند تا با بینش وسیع ودرک علمی وتاریخی به قضایای سیاسی برخورد نموده،جامعه را تصنیف،مرزبندی وتشخیص نمود.دوستان دایمی،مؤقتی،نیمه راه ومتزلزل ودوستان وهواداران جدیدیکه درپروسه عمل بوجود میاید شناخت.وحد اکثر سود وبهره را از انها بخاطر منافع ملی استحصال داشت.این یک سیر تدریجی،طولانی،دایمی ولاینقطع است که باید در طول مبارزه سیاسی بخاطر رسیدن به اهداف ازآن استفاده گردد.

پایه قانونی،حقوقی وقضایی یک دولت ملی دمکراتیک را حاکمیت ملی،تمامیت ارضی،وحدت ملی وعدالت اجتماعی تشکیل میدهد.در حالیکه چنین موازین وارزشهای سیاسی واجتماعی در یک دولت حاکم شود. درآنصورت آن دولت را میتوان دولت مستقل ومتکی بخود.که پایۀ اجتماعی آنرا توده ها ی وسیع مردم تشکیل خواهد داد که با اعمال واراده خود بر سرنوشت خود حاکم خواهند بود وچنین دولتی میتواند مظهر اراده مردم خود باشد.وتعین کننده تمام جهات زنده گی ملی وبین المللی خود گردد. اینک یک نمونه از تحلیل علمی وتئوریک که باشناخت آن میتوان در فعالیت های عملی وسیاسی رهنما شد.به نگارش میگذارم،امیدوارم ازآن بهرۀ ولی جزئی هم بعمل آید.دوستان وهموطنان گرامی در مورد انتخابات پارلمانی ،دمکراسی وقضایای داغ سیاسی کشور بحث های زیاد در مطبوعات داخلی ورسانه های گروهی جهان صورت گرفته ومیگیرد که هدف اساسی آن تعین جهات مختلف حیات سیاسی کشور ما یعنی قدرت دولتی است.انتخابات یکی از اشکال وابعاد اساسی دیموکراسی است.در تمام علوم اعم از طبعی واجتماعی،مقولات،مفاهیم وکتگوری های مختلف وجود دارد که ازخود معنی مشخص وجداگانه دارد.که بصورت مشخص باید تعریف گردد وهمچنین قوانین،احکام واستدلال های منطقی از جمله مفاهیم چون دموکراسی،دیکتاتوری،این ها مفاهیم متضاد،دوجهت یک قضیه ومسئله واحد حیات سیاسی،اجتماعی،اقتصادی وفر هنگی یک جامعه است که دروجود دولت تبلور میابد.

اول دیموکراسی: اشکال وابعاد مختلف وگوناگون دارد.مثلأ آزادی عقیده وبیان که اساس وپایه دیموکراسی است.انتخابات آزاد،آزادی مطبوعات،(نشرات سمعی وبصری،رادیو،تلویزیون،اخبار،جراید،کتب،مجلات وغیره) پلورالیزم اندیشه ونظر،پلورالیزم سیاسی(تعدداحزاب،یاکثرت گرایی)مشارکت وسیع مردم،سهم فعال وآزادمردم اعم اززن ومرد.حضور فعال مردم در حیات سیاسی،اقتصادی وفرهنگی جامعه.این ها از نمونه هایی از اشکال وابعاد مختلف دیموکراسی است.که تمام این اشکال وانواع مختلف متمم ولازم وملزوم یکدیگر اند.وتمام این اشکال رویکرد ومیکانیزم واحد دیموکراسی است که تبلور ماهیت آن است که با همدیگر تأثیرات متقابل وتکمیل کننده دارند.وهمچنین قوانین دیموکراتیک که بندوپایه حقوقی،قانونی وقضایی دیموکراسی را تشکیل میدهد مانند قانون اساسی،قانون احزاب،قانون انتخابات،قانون مطبوعات،قوانین جامعه مدنی،قوانین اجتماعی وقوانین نهادینه ساختن تمام هستی مادی ومعنوی جامعه.

در آخرین تحلیل دیموکراسی یعنی حکومت مردم بر مردم ویااعمال ارادۀ اکثریت مطلق بر یک اقلیت طفیلی،مفت خوار وسر بار جامعه.

 

دوم دیکتاتوری:بمثابه جهت دیگر دولت ویاقدرت سیاسی. یعنی حکومت یک اقلیت محض بر یک اکثریت اعظم مردم که به شیوه ها واشکال مختلف اعمال اراده میکند.اولأ ایجاد دولت ویا قدرت فردی یا انحصاری،یکه تازی،اعمال قدرت وتحمیل آن از طریق زور،جبر،فشار،ارعاب واختناق بر مردم ،یک سان سازی ویک رنگ ساختن جامعه مطابق به ذهن وسیاست دیکتات وقومانده خود.تطبیق چنین روشهای غیر انسانی وتوتالیتر باتثبیت وتسجیل قوانین غیر دیموکراتیک وضد مردمی که با اغواو تحمیق مردم تمام اهرم های مالی،نظامی،سیاسی،اقتصادی وفرهنگی جامعه را در اختیار خود قرار میدهد.وبر علیه مردم بکار میبندد.بااین تحلیل وشناخت علمی وتئوریک که بدون آن سیاست عملی در سراشیب سقوط قرار میگیردوبه کجروی وگمراهی میرود.این تحلیل عام وکلی را بائیست بر واقعیت های عینی ومشخص جامعه بدرستی انطباق داد.بر اساس مضمون فعلی جامعه که ما به کدام سمت وحرکت اجتماعی میرویم،دیموکراسی یا دیکتاتوری در این مقطع از تاریخ کشور ما خوشبینی بیجا وبد بینی بیجا مارا از واقعیت های عینی ومشخص جامعه دور میسازد،ما باید در پرتو تحلیل عمیق جامعه خود واقع بینی بجا داشته باشیم.یعنی حقایق وواقعیت عینی وملموس جامعه را بصورت مشخص وکانکریت به بحث بگیریم وتحلیل وارزیابی دقیق وجامع داشته باشیم.ماهیت دولت،خصلت دولت،ترکیب دولت،ساختار سیاسی وحقوقی دولت وعوامل داخلی وعوامل نیرومند خارجی را محاسبه ودر نظر گرفت.

در درک وتشخیص چنین حقایق در بین کتگوری های مختلف روشنفکری کشور ما سه نوع گرایش فکری بمشاهده میرسد.

الف: بعضی دوستان،همرزمان وهموطنان ما که خود را دگر اندیش،دیموکرات،صاحب نظر وسیکولار هم میدانند،در قضایا وحوادث سیاسی کشور خوشبینی بی حد از خود نشان میدهند.که گویا وضع فعلی کشور واوضاع بین المللی که پیش آمده است یک روزنۀ امید است،یک فضای مساعد وبالاخره یک امکا ن تاریخی است که باید از دست ندهیم واز این فرصت وشانس طلایی بحد اعلی استفاده نماییم در غیر آن تمام فرصت ها وشرایط مساعد ملی وبین المللی را از دست میدهیم،این ها امید وباور زیاد به وضع فعلی کشور دارند ومیگویند کسانیکه چنین باور وامیدهارا ندارد،ضد مصالح ملی وحتی خاین است.

در چنین گرایش فکری احساس وعواطف بر قطب تعقل ودور اندیشی غلبه دارد.

ب: هستند بر خی دوستان،هموطنان وروشنفکران ما که این پروسه ها وسیر فعلی کشور را به دیدۀ شک واغماض مینگرند. وهیچ نوع باور وامید به بهبودی وضع ندارند،چون عوامل ورخدادهای کشور را هم در داخل وهم در خارج مورد بحث ومداقه قرار میدهند به این نتیجه میرسند که تمام این سناریو ها،اغوا وفریب است،این بحران وجنگ قدرت باحضور بنیاد گراها ی افراطی وعوامل که مؤجد چنین شرایط رقت بارووضع ناگوار کشور ما شده است همچنین ادامه خواهد یافت،امید وباور خود را در فرآیند وچشم انداز آتیه کشور از دست میدهند.ودچار سر گیچه وسردرگمی می شوند.انحطاط فکری،تذبذب ونااستواری ایشان را از عرصه فعال مبارزه وحضوراجتماعی و سیاسی دور میسازد. این ها ونمود فکری شان دگماتیستی،سوبژکتویستی وجزم گرا هستند.

ج: گروه سوم فکری کسانی هستند که وضع مشخص فعلی کشور را با تمام ایستایی وپویایی آن مورد تحلیل وارزیابی دقیق،عینی وعلمی قرار داده با طرح های سازنده واصولی خود راه بیرون رفت از این معضل وپرابلم لاینحل ملی را جستجو میکنند.اینها واقع بین ها ی بجا هستند که با عشق سرشار ودینامیزم درونی مبارزه را یک حکم عالی وکلی دانسته ودر آن زمان ومکان نمی شناسند که بصورت لاینقطع ودایمی در نسج اجتماعی وجود دارد. اما با این درک علمی وقانونمند که مبارزه اشکال وشیوه های مختلف وگوناگون دارد،که در شرایط،احوال واوضاع اجتماعی متنوع،اشکال مختلف بخود میگیرد.باید این قوانین عام،خاص ومشخص مبارزه را شناخت وبر تمام اشکال وشیوه های آن مسلط شد. واین اشکال مختلف مبارزه را در موارد مختلف آن در تمام عرصه های مختلف زنده گی اجتماعی بصورت خلاق،نقاد وآگاه بکار بست.این گروه از مردم واین گرایش وجریان سیاسی هیچوقت نا امید وبی باور در حیات وزنده گی اجتماعی خود نیستند.همیشه در روند مبارزات سیاسی خود با تحلیل مشخص از اوضاع مشخص جامعه میپردازند. این جریانات فکری واندیشه ای، انسان را موضوع ومضمون تاریخ وجامعه میدانند که بایئست افکار واندیشه های سالم وسیاست را در درون جامعه کشاند،با تشکل اندیشه وتشکلات سیاسی وسازمانی حلقه ای  پیوند ورابط عمیق طبقات واقشار محروم وستمدیده با آگاهی سیاسی وشعور وآگاهی اجتماعی بود،وبه حیث نیروی آگاهی دهنده به افشاء اکاذیب وتمام نقشه های شوم نیرو های پسگرای قرون اوسطایی دشمنان وطن ومردم واستبداد خارجی ضدملی پرداخت.واز این طریق با رشد وانکشاف جامعه هژمونی سیاسی،فرهنگی توده ها وکتله های وسیع مردم محروم وستمدیده را در فرآیند وچشم انداز تحولات سیاسی بدست آورد.در مقطع ولحظۀ کنونی نباید به فکر احراز قدرت بود،این چنین طرز تفکر واقعیت گرا، عینی گرا که با نیروی تعقل وخرد جمعی خود وارد میدان مبارزه سیاسی می شوند.وبخاطر انسان زحمتکش تمام انرژی فکری وجسمی خود را قربان میکنند.

                                                                                                         باعرض حرمت

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد