2009/12/17

هیچ پیمانی
از هجوم مصیبتی نکاست
پیمانه های سوگند
بار ها تهی گردیدند و دوباره پُر
لبریزِ ستوه.
بیشمارانِ غنچه در دل
و لاله بر گور
نام عوض کردند و نصب
در پیآمد هر قولی و قراری

قحطیِ صنوبر قامتان شد
بر گسترۀ ماتمزاران
و کثرتِ تابوت.
چشم امید بربستگان عشق،
خونین تنان
فزون.

پیمانکاران
سوگوارانه سرا
برهان ها جستند
در میزان بیش و بیشتر و بیشترین
توجیه فاجعۀ شانرا
تا بازار نفاقستان
با بانگی و هیبتی که نپرس!

با هر پیمانی جنگلی مُرد
و در هر تابوتی
عهدی

پیمان ها و تابوت ها
گجسته توأمان بودند
بدون هراسی ،هرگز
از سخن
از انسان
از خدا

و هرخانه يی
بیکسی داشت
شهیدی
و شاهدی.
