2014/11/02

 حاشیه ی از : جلد  دوم 

سید عبدالقد وس سید 

  کتاب جنگ های کابل

پلنگ یک بر فراز اسمایی  

( تلفون نارنجی  و دوربین قیچی  (

     در سالهای    1371 - 1375 خورشیدی ( 1992-- 1996 ) م    که کابل بیک کانون شعله ور جنگ  تبدیل گردیده بود  اهمیت نقاط ستراتیژیک شهر برای  استفاده نظامی  و تعبیه  جنگ افزارها از سوی محور های جنگ  اهمیت ویژه حاصل نموده بود . در اینجا  بیکی ازاین نقاط  ستراتیژیک (  فراز اسمایی   که با اسم   او پراتیفی  پلنگ یک  )     نگاه شتابنده ای   می افگنیم :

   اسمایی و شیر دروازه   چون  دو ستون صخره ای فلک ٬ سقف کابل را بر دوش بر داشته  ٬ با نزدیکی به خدا ٬     با بلا گردانی  و قفل بند زلزله ها   در همه زمانه ها  رفاه کابلیان جوییده  و  ادم های نیک ایین کابل را  ٬ دور را دور سینه خود  در هم فشرده است .

از ادیم وقدیم در کسوت سخاوتمندانه  ٬ لشکر ابرهای فربه و باردار  را  که در طوافش می پلکیدند    با ملاطفت و دعوت  به ضیافت   بارنده گی  ٬  چاره معموری و شادابی کابل  جسته است .  خورشید وماه  با تمکین  به این مروت  همه روزه  بعد  از    بوسه باران  تیغه ها و برجستگی سینه هایش   خود را در  اغوش  شهر  انداخته است     .     

اما در تداوم جنگ های کابل در  دوران حاکمیت  دولت اسلامی  ٬ که کابل ٬  هولناک ترین جنگ ها ی پر کشتار را تجربه کرد ٬ انگاه  اسمایی با تعبیه ابزار های پر  کشتار و اتشگاه معروف  بر بام   خود  به اتشفشان  رگبارها  و گلوله ها  به مجتمع طوپ های جهنمی تبدیل گردیده بود .   با تحاشی  و تلازم  در رکاب یکی از محور های اصلی جنگ ٬ به  مخزن  بم ها و گلوله ها به  لا نه  شیطانی   و بیک کابوس شعله ور  جنگ  مبدل گردیده  کوچکترین نشانه ای از رحم و عاطفه در جغرافیایش  دیده نمی شد  و خواسته بود کابل  را منهدم  و معدوم نماید .

   مستند به گذارشات منتشره سال 2005 م   پروژه عدالت افغانستان و شهود معتبر  که انتقال  اتشبارها  منجمله طوپ های ثقیل  بی ام 21  بوسیله  هلی کوپترها  را به چشم سر به  انجا دیده اند  ٬ و هر چند  علی الرغم انکه  سلاح و سامانه های ثقیل  بگونه متداوم  به انجا  اکمال میگردید  بانهم   جنگ افزار های ثقیل و متوسط  زیرین در بام  اسمایی پلنگ یک   تعبیه  بود ه است   :   --  بی ام 21  (  ۱ ) چهل میله سه ضرب .-- بی ام 14  سه ضرب --   انواع طوپ ها ی زمینی ٬ دوازده ضرب -- انواع  ماشیندارهای دافعهوا  ۳۷ ملی متری و ۲۳ م م   یازده  میل --  انواع هاوانها ٬ پانزده میل  -- انواع راکت انداز ها خفیف و متوسط  چهل میل - ا نواع زیو ها  و ماشیندارهای ثقیل ٬  پی  کا  چهل میل .   همه این اتش افزار ها بنابر وجود راه اکمالاتی از  مهمات   کافی برخوردار بودند .

فرماندهی  پلنگ یک     را   فرمانده  گل حیدر   یکی از مجاهدین معتمد دولت اسلامی بعهده داشت ٬  اما فرماندهی ٬ اتش های  برنامه یی  در تهاجمات نیا بتی   را  شخص فرمانده   احمد شاه مسعود  یا معاونین وی ٬ قسیم فهیم ٬ یونس قانونی  عبدالله عبدالله و گاهی از سوی امر اوپراسیون  که تا سال ۷۳ ۱۳ کرسی انرا  صالح  محمد ریگستانی  بعهده داشت  فرماندهی میگردید .  

در یک تصویر نگار شده از   پلنگ یک    مبرهن می شود  که  فرمانده   مسعود  گوشی یک تلفونی برنگ نارنجی را بر سامعه داشته  و اجرای اتش های امحاگر را  به غرب کابل  فرماند هی  میکند   و سپس نتایج تخریب و انهدام اتش های انجام شده را    بوسیله    دور بین قیچی    که ویژه ترصد ٬ اتش های طوپچی است  چون  ساحر و رسول نابودی به نظاره  می ایستد ٬  گفتی فرمانده  مسعود   حال دژخیمی را  داشت که بر گشته وضع مقتول  بدست   خویشتن را  نظاره  می  کرد .    مصداق بارز  این حقیقت  در لینک های زیرین  قابل مشاهده اند .

http://www.youtube.com/watch?v=sJ46-rQxIp4&feature=share

http://www.youtube.com/watch?v=iiGA1y9WP78

      http://www.youtube.com/watch?v=FY9UcnWzHvo

  طنین نبرد های را که پلنگ یک    در اوایل سال ۷۱ ۱۳ خ ٬  بعد از   شکست  توطیه بار  برنامه صلح  سازمان ملل و به قدرت رسیدن  دولت اسلامی  اغاز کرده بود  ٬  تا اخر سال ۱۳۷۵ خ  خاموش نگردید  ٬    پلنگ یک    با قصاوت بی نظیر  ٬ شهر و بویژه غرب کابل  را به رگبار گلوله ها و خمپاره   ها می بست٬  گنهکار پنجه ها بر ماشه های اهنین می لغزید  ٬غریو جنگاوران  با نعره های تکبیر   درهم  می امیخت  و پلنگ یک    با به جولان درامدن  ٬  امواج دیوانه وار ٬ اتش رها میکرد   و تسونامی  اتش به تلاطم در می امد   افر یده های بالدار چون سیمرغ اتشین با شگافتن سقف نیلوفری  بر حریم کاشانه ها ی شهروندان   می نشست   زنده جانها  و ابادی های شهر را در کام خود خاک و خاکستر میکرد . و چنان طوفانی  برپا میکرد  که مانند  سور اسرافیل  تا ثریا می رسید .    و شیر دروازه با پژواک خشماگینش  طنین می انداخت    و خون از دامن خورشید و مه زخم خورده   بر سیمای شهر می چکید   و خورشید در مسیرش از  جابلقا  تا جابلسا  چنان اشک می ریخت که تا رسیدن به    وصلت غروب فنا می  شد.

همان اندازه  که نقش اتشگاه  پلنگ یک  و دیگر اتشگاها و پلنگ ها   در کشتار انسانی وو یرانگری کابل گسترده  و بی نظیر است  بهمان اندازه  باز افرینی  سناریو های  کشتار   و یرانگری  و محاسبه جانهای تباه شده و سوخته  برای تاریخ از دشواری های پهناور بر خوردار است

    پروژه عدالت برای افغانستان  تنها در فاصله ماه  جنوری تا ماه جون سال 1994  یعنی طی   شش     ماه     تعداد  قربابیان  کابلی را     بیست و پنج هزار نفر  گذارش داده است  .  هرگاه این  رقم در پنجسال جنگ امتداد داده شود   ارقام تلفات  بشمول زخم برداشته ها سر به اسمان  می ساید

اسناد مبرهن میکنند که  در تداوم جنگ های  پنجساله   بویژه  جنگ ها ٬ در غرب کابل  ٬ طلیعه دار اصلی فاجعه و تباهی             و یکی از مخرب ترین و خونریز٬ ترین  ان  که اکثریت تلفات و تباهی  را افریده است همین  پلنگ یک  بوده است .  در واقع نقش خونبار وویرانگر    پلنگ یک   را در طول سالهای جنگ  نمیتوان با دیگر اتشگاها  قابل مقایسه تصور کرد .  پلنگ یک  نتنها در امتداد جنگ ها  ٬غرب کابل را  نقش زمین کرد بلکه  در شکست تهاجم  شورای هماهنگی   ( صدراعظم حکمتیار و رشید دوستم و عبدالعلی مزاری و صبغت الله مجددی   در یازدهم ماه جدی سال ۱۳۷۲ مطابق اول جنوری سال  1994  م   ٬ با خواباندن ا کثریت ابادیهای نفس شهر ٬ جاده میوند ٬  شهر کهنه ٬ ساحه چمن  ٬ مکرویان اول و شاه شهید  وبا وارد  اوردن حداقل تلفات  یک هزار نفر   نقش بلا گردانی برای محور دولت اسلامی  برهان الد ین ربانی  ریس دولت ٬ احمد شاه مسعود ٬ رسول سیاف و شیخ اصف محسنی انوری    ایفا کرد .  

سازمانهای کیفری بین المللی  کشتار ٬ مجروحیت و تجاوز بر  شهروندان ملکی  را   در جریان  جنگها   بالا ترین درجه تروریسم تبین کرده اند .

غرب کابل و ساحه مرکزی شهر  با گورستانهای پر از قربانی وویرانی گسترده  ولشکر زخم برداشته ها و معلولین   بعنوان  خنیاگر رنج وحرمان  مصیبت دیده ها   و گواه انکار نا پذیر جنایت و  تروریسم   و نگار گر سجایای هیولایی وو حشت بار  فرما ندهان جنگ  میتواند  تصور گردد.    

  

             عکس های فرمانده مسعود در اتشگاه  پلنگ یک  در سوق واداره  اتش ها در جنگ های کابل

 عکس   فرمانده  عبدالله  عبدالله   در جریان  سوق ادره جنگ ها  در  کابل   

 - ۱ بی ام  21  یا  گراد    سلاح طوپچی ریاکتیفی پر توان  ضربتی  و قبل از  انهدام و غارت قوتهای مسلح کشور در سال  1371  خ  بدست  تنظیم های جهاد گر  از ثروتهای دارای اهمیت  دفاعی کشور  بود  ٬  و  ساخت  ان از سوی اتحاد شوروی وقت به سال 1963 م  بر میگردد     دارای چهل میل که در چهار ردیف  بالای هم گذاشته شده  طول میل ان سه متر ٬ و طول راکت  ها دو متر و بیست و شش سانتی متر است  ٬ از سوی پنج نفر مرتبات  در ظرف هشت دقیقه  اماده  انداخت میگردد  .    منزل موثر اعظمی ان  20 کیلومتر و با راکت های جدید ٬ تا   30 و 45 کیلو متر  و منزل اصغری انداخت ان حدود  60  متر   است . سرعت انداخت اوتو ماتیک  در بیست ثانیه  چهل فیر و انداخت  ضربه  و  انفرادی ان در هر شش ثانیه  یک فیر است .  ساحه تخریب و کشنده  ی پهناور  دارد .     این سلاح در جنگ های کابل   از جمله در  یکی از مواضع ا ان   چکاد اسمایی  به اسم  پلنگ یک   بگونه گسترده استعمال گردیده است   . 

  در عکس های زیرین بی ام 21 ,  اتش ها و پی امد های تخریباتی  ان مشاهده می شود .  

 

 

 

 

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد