WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 بقیه گزیده های مقالات  زلمی رزمی   کلیک نماید

 

     فریباصادق آتش  شاعرزنی با هنرهای گونه گون                                 زلمی رزمی

فریباآتش صادق را بعنوان شاعر و نویسنده، دکلماتور و ژورنالیست فعال و آگاه و پرکار، میتوان ازخلال سروده های شعری و دستنوشته های دلپسند ادبی و فعالیت های گونه گون هنری و فرهنگی او ، باز شناخت او دخترزنده یاد استادرفیق صادق هنرمندبلندآوازه تیاترکشوراست و در سال ۱۳۴۴ خورشيدی در شهر كابل به دنيا آمده و  تحصیلات عالی را در دانشكده ژورناليزم دانشگاه كابل بپایان رسانیده است

خبرنگاری،نویسندگی، همکاری با ماهنامه سباوون،پرودیسور در برنامه پیام صبحگاهان اداره هنر و ادبیات رادیو ، گردانندگى ماهنامه (پيوند) در 

    جمهورى تاجيكستان و ... شغلهایی مختلفی بودند که وی به عهده داشت و سرانجام درسال۱۹۹۳بناچار- همچون هزاران و هزارانی چون او سرزمینش را ترک کرده ودر جمهوری آلمان فدرال  بعنوان پناهنده ماندگار شد اما امن و امان کشورمیزبان آرامشش نمیدهد، زخمی است، زخم تبعید و مهاجرت و دوری ازمردم سرزمینی که دوستش میدارد و خوبش میخواهد ولی خوب نیست،امن و امانش میخواهد ولی امن نیست

دور از وطنم ، ای دوست، در هجر بهار اینجا
آرام نمی گیرم بی صبر و قرار ایــنجـــــــــــا 
عمــــری که شد از هستی در دامگه غربت
از درد نشان دارد يا از تـــــــب يار اینجــــــــا 
در انجـــمن و خــلوت ، با غصه و با حســرت
با یاد وطـن سوزم ، پروانه تبــــــــار اینجـــــا 
در وهـــم چرا؟ تا چند ؟ حیران ســر انجامیم
پیــــغام فـــنا دارد، يا قصد شـــــكار اینجــــــا
پامال خــزانها گشت هــر شاخه گـــــل امید
عمـری چه عبث سر شد بی روی بهار اینجا

فریباآتش که درسال ( ۱۳۶۰ خورشیدی  ) هنوز۱۶ سال داشت که با روحی بی آلایش و سرشار از عشق و ایمان قلم بدست گرفته اولین شعرش را بنام ( مادر ) که در بزرگداشت از روز  مادر سروده بود،  بدوستداران شعر و ادب تقدیم کرد، ازهمان سروده های آغازین تا اشعار اخیرخود نشان داد که ازسلیقه و قریحه خوب برخوردار است و میداند چه میگوید، مقام بلندو پر ارج شعر و شاعری را میشناسد و آنچه میسراید آئینه و جلوه گاه فکر و عقیده و احساسات اوست اینک او سالهاست مسافری درسرزمین غربت است، تبعیدی است اما پیش ازهمه یک زن است، زن که  درنظام مردسالارمیهنش  آنرا (برده ) میخوانند

و (آتش) با سلاح شعروادب دربرابر وضعیت حقارت بار زن درکشورش به ستیز برمیخیزد و رنج و اندوه گرانبار آنانرا  اینچنین فریاد میکشد

اين منم آزردهء دوران منم
اين منم پوسيدهء ارمان منم
اين زن شوريده كز فرط عذاب
هر سوال زشت را برهان منم
من بهاران را دگرجويم كجا
مرغك آوارهء بوستان منم 
گاه به شكل اين و آن نقشم دهند
همچو موم بازيچهء دستان منم
فرزندانم زمن بيگانه اند
مادر رنجيدهء افغان منم
دست وپايم را به زنجير بسته اند
از جفاهاشان در زندان منم
در كتاب زنده گاني هر زمان
مضمون وارونهء داستان منم
بي نشانيها را داشتم نشان
همچو گنج در گوشهء ويران منم
داغهايم همچو لاله بيشمار
طفلك بي مادر دامان منم
كلبه ام ويرانه شد از دست غم
اين زن بيچارهء افغان منم
گرچه خاكم را به باد دادند ولي
آتش سوزندهء دوران منم
: و نیز می سراید

 

لاله ی یاس بیابانی منم
شمع گریان شبستانی منم
عقده ها اندر گلویم خفته است
شاخ بی برگ زمستانی منم
کس زبانم را نداند بی گمان
شعر بی مفهوم دیوانی منم
در سکوتم هست غوغایی نهان
شیون خاموش توفانی منم
قصه ها چون شب مرا دردل بود
پرده بر راز پنهانی منم
با خموشی ریزم اندر دشت غم
برف سنگین زمستانی منم
لاله سان دارم به قلبم داغها
طفل غم پرورد دامانی منم
دارم اندر بی نشانی ها نشان
گنجم و در کنج ویرانی منم
ناله ی درد است آغاز خروش
زندگی را فصل پایانی منم

فریباآتش نه تنها یک شاعر با درد و با احساس  بلکه دکلماتور موفق، ژورنالیست ورزیده و نویسنده فعال و پرکار نیزاست و  در زمینه های مختلف هنری و ادبی آثارگرانباری پدیدآورده است

همینطوراو ازصدای گرم و گیرایی نیز برخورد است که دیکلمه شعر با آوازگیرای او سبب شگفتی شنونده میگردد

 فریبا صادق آتش درحال حاضرضمن اینکه بحیث ژورنالیست دریک نشریه آلمانی بنام (رعد) فعالیت دارد همچنان ریاست انجمن کلتوری وفرهنگی افغانان درناحیه میتل فرانکن ایالت بایرن کشور آلمان را نیز عهده دارمیباشد

 موفقیت وسرافرازیهای هرچه  بیشتراین بانوی فرهیخته را خواهانم 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید