WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 بقیه گزیده های مقالات    زلمی رزمی    کلیک نماید

 

   گذری و نظری بر زندگی و شعر راحله یار .           ز . رزمی

گذری و نظری بر زندگی و شعر راحله یار

نگارنده: زلمی رزمی

راحله یار ازآن دست شاعرزنانی است که اگرکسی مجموعه اشعارش را هم نداشته باشد سروده های پر سوز و گداز و دلنوشته های او را حتمن ازطریق نشرات روزنامه ها و مجلات ، سایت های انترنتی، فیس بوک وغیره شنیده است او در سال ۱۹۶۱ میلادی درشهر کابل متولد شد پس ازطی تحصیلات ابتدایی و متوسطه، تحصیلات عالی را دررشتۀ ادبیات در دانشگاه کابل تا ختم سال سوم موفقانه ادامه داد و اما تشدیدجنگ و ناامنی های کشور مانع ادامه تحصیل وختم سال چهارم شد 

راحله یار استعداد و قریحه شعرسرایی را از دورانیکه هنوزشاگردمکتب بود در وجود خود کشف کرد و نوشتن شعر و قطعات ادبی را از همان دوران آغاز و با علاقه بی پایان و تلاش مداوم خلاقیت‌های ویژه‌ای را از خود بروز داد تا اینکه رفته رفته با انتشارغزل های دلنشین او در روزنامه ها و مجلات کشور به سرعت در کانون توجه قرار گرفت

سروده های شعری خانم راحله یار در قالب‌های گوناگون مثل غزل، دوبیتی، رباعی، مثنوی و مخمس همه ازمحتوا و معانی زیبایی سرشاراست وبیشتر ازهمه توسط شعردوستان و زیبااندیشان موردستایش قراردارد

نخستین مجموعه شعری اش "جوانه های سرود" نام دارد که در سال ۱۳۷۰ خورشیدی به چاپ رسیده وسپس دو مجموعۀ دیگر وی نیز به نام های

" دریا چرا ز گریۀ ما دم نمی زند؟ "

و " از تلخی ترانه"

توسط ( موسسه نشراتی شروع ) به زیورچاپ آراسته شد که هرکدام حاوی ده ها قطعه شعر روان و خوش آهنگ و پرنغز میباشد

راحله یارسالها قبل مثل هزاران هموطن دیگرش مجبور به ترک وطن گردیده وهمراه با خانواده اش درکشورآلمان بسرمیبرد و اما به شهادت اشعارجدیدش هیچگاهی آفرینشگری اش به پایان نرسیده وحضورش درعرصه هنر شعر و ادب کشورهمیشه پا برجا و استواربوده است چنانچه صدای رسایش دردیارغربت نیزطنین می افگند

تا نفس دارم به حرفم پافشاری می کنم

آب را در جویبار عشق جاری می کنم

با سرودِ رود می ریزم به دشتِ عاشقی

ریشه های آرزو را آبیاری می کنم

از صدای نارسای بی خودی هایم مرنج

شعرهایم را به یادت دستکاری می کنم

رونویسی می کنم آنچه که دارم در بساط

سینه را ویرایش دیدار داری می کنم

تا سری دارم، به سودای تو و سودای دل

با زبان شعر حافظ وار زاری می کنم

٭٭٭

عاشقی امشب هوای یار می بارد سرم

با تو امشب ای دل عیار! یاری می کنم

کوه را با پنجه های شعر از جا می کنم

پیش پای دوست جوی شیر جاری می کنم

برای خانم راحله یارعزیزطول عمر، سلامتی و سرافرازی های بیشترآرزو دارم

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید