WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی صباح

 

  معرفي چهره هاي کمترآشنا درادبيات پارسي   بخش اول                                  ( صباح )

بخش اول

پس از حمله عرب سیر ادبی خراسان تا ظهور نخستین سلسله‌های خراسانی متوقف ماند. در زمان طاهریان (۲۰۵ - ۲۵۹ ه. ق.) شاعری به نام حنظله بادغیسی (ف - ۲۲۰ ) ظهور کرد. درعهد صفاریان محمد بن وصیف و فیروز مشرقی و ابو سلیک گرگانی به سرودن شعر پرداختند . در دوره سامانی شعر ونثرپارسی هردو راه کمال سپرد. در شعر شهید بلخی، رودکی سمرقندی، ابو شکور بلخی، ابو الموید بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی، کسائی مروزی، عماره مروزی. در نثر رساله دراحکام فقه حنفی تصنیف ابو القاسم بن محمد سمرقندی، شاهنامه ابو منصوری، کتاب گرشاسب وعجائب البلدان هردو تالیف ابو الموید بلخی، ترجمه تاریخ طبری توسط ابوعلی بلعمی، ترجمه تفسیر طبری توسط گروهی ازدانشمندان، حدود العالم (درجغرافیه)، رساله استخراج تالیف محمد بن ایوب حاسب طبری پرداخته شددر دوره آل بویه منطقی رازی وغضایری درشعر نامبردارند ودرنثر دانشنامه رازی علائی و رگ‌شناسی به قلم ابن سینا پرداخته شد وابوعبید جوزجانی بخش ریاضی دانشنامه را به رشته تحریردرآورد و قصه حی بن یقظان به پارسی ترجمه و شرح شد. دردوره غزنوی فردوسی، عنصری، عسجدی، فرخی سیستانی ومنوچهری شعر پارسی سبک خراسانی را به کمال رسانیدند وابونصرمشکان نویسنده مکتوبات درباری سبکی بدیع درنثر پدید آورد.
درزمان سلجوقیان و خوارزمشاهیان شاعران بزرگ چون اسدی، ناصرخسرو، قطران، مسعود سعد، عمر خیام، معزی، انوری، خاقانی، نظامی، ازرقی، ادیب صابر، رشید وطواط، ظهیر فارابی، جمال الدین اصفهانی، مجیر بیلقانی، ابو الفرج رونی، سید حسن غزنوی،عبد الواسع جبلی، سنایی، عطار، مختاری غزنوی، عمعق بخاری و جزآنان ظهور کردند.
در نثرنمایندگانی مانند نظام الملک نویسنده سیاست نامه، امیر کیکاوس مولف قابوس نامه، محمد بن منور نویسنده اسرار التوحید، عطار نویسنده تذکره الاولیاء، گردیزی مولف زین الاخبار، ابوالفضل بیهقی نویسنده تاریخ بیهقی، راوندی نویسنده راحه الصدور، غزالی مولف کیمیای سعادت، نصرالله بن عبدالحمید مترجم کلیله و دمنه، نظامی عروضی مولف چهار مقاله، رشید و طواط نویسنده حدائق السحر، حمید الدین نویسنده مقامات حمیدی، زین‌الدین اسماعیل مولف ذخیره خوارزمشاهی (در طب) ظهور کردند
حمله مغول با همه قوت و صلابت خود نتوانست از ادامه علوم و ادبیات بکاهد. درین دوره مولوی صاحب مثنوی معنوی و غزلیات شمس، محمود شبستری صاحب مثنوی گلشن راز، کمال اسماعیل، همام ، اوحدی مراغه‌ای گوینده جام جم، خسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، ابن یمین، سلمان ساوجی، حافظ شیرازی، و غیره در شعر ظهور کردند . دوره تیموریان دنباله دوره مغول محسوب می‌شود. در عهد تیموری جامی شاعر ظهور کرد  در عهد مغول و تیموری نویسندگانی ارجمند برخاستند مانند عطا ملک جوینی مولف تاریخ جهانگشا، منهاج سراج مولف طبقات ناصری، ابو الشرف ناصح گلپایگانی مترجم تاریخ یمینی، رشید الدین فضل‌الله مدون و جامع جامع التواریخ، شهاب الدین عبدالله نویسنده تاریخ وصاف، حمدالله مستوفی نویسنده تاریخ گزیده، حافظ ابرو مولف زبده التواریخ، نظامی شامی نویسنده ظفر نامه، میر خواند مولف روضه الصفاء (همه در تاریخ)، عوفی نویسنده لباب الالباب و جوامع الحکایات، دولتشاه مولف تذکره الشعراء، محمد بن قیس نویسنده المعجم (در ادب و انواع آن)، نصیرالدین طوسی نویسنده اخلاق ناصری و اساس الاقتباس، جلال الدین دوانی نویسنده اخلاق جلالی، حسین واعظ نویسنده اخلاق محسنی و انوار سهیلی (در اخلاق و فنون و حکمت).  در دوره بعدترنثر نویسانی مانند خواند میر نویسنده حبیب السیر، ابن بزاز نویسنده صفوه الصفاء، حسن بیک روملو مولف احسن التواریخ، اسکندر منشی مولف عالم آرای عباسی، احمد بن نصرالله نویسنده تاریخ الفی محمد یوسف بن شیخ مولف منتخب التواریخ، ابوالفضل ابن مبارک مولف اکبر نامه (در تاریخ)، ظهور کردند و در شعر محتشم کاشی، عرفی، صائب، بابا فغانی، هاتفی، هلالی، اهلی، وحشی، کلیم، نامبردارند 

خواجه رشيدالدين وطواط

رشيدالدين وطواط يکى از دانشمندان بزرگ عهد خود و از ادباى نامبردار و از بلغاء مشهور در زبان پارسى و عربى است. ياقوت حموى در معجم‌الادبا او را از نوادر زمان و عجايب دوران شمرده و در عهد خود افضل ناس در نظم و نثر پنداشته و در شناختن دقايق کلام عرب و اسرار نحو و ادب کسى را مقدم بر او ندانسته است.

رشید هرچند در تاریخ شعر و ادب پارسی از گویندگان طراز اول به شمار نمی رود، از معدود ادبیانی است که او را در نظم و نثر پارسی و عربی، استاد و بخصوص در شناخت دقایق کلام عرب و اسرارِ نحو و ادب از سرآمدان روزگار دانسته اند. مشاعره او با شاعران بزرگی چون- خاقانی، ادیب صابر و ستایش های آن ها از وی، مانند گفت وگوها و بحث های دقیق او با عالمان روزگار مانند: علاّمه جارالله زمخشری (فوت پنجصدوسي وهشت  ق) و قطّان مَرْوَی، نشان می دهد که به شایستگیْ تحسین آن ها را برانگیخته استاز آثار وطواط جز دیوان شعر و نامه های پارسی و عربی و رساله های گوناگونی در پند و اندرز و لغت و ادب، کتاب معروف «حدائق السّحر فی دقایق الشعر» است. او این اثر را در برابر و به تقلید «ترجمان البلاغه» از محمدبن عمر رادویانی نوشته است. رشید وطواط، صد کلمه ای را که جاحظ از کلام علی علیه السلام برگزیده بود و بسیاری از آن ها در منابع معتبر دیگر نیز آمده است، به تازی و پارسی شرح کرد و از خود دو بیت شعر در همان معنا آورد و آن مجموعه را «مطلوب کل طالب مِن کلامِ علی بن ابیطالب» نامیداهمیت مطلوب کُلّ طالب: این رساله، از هر جهت ارجمند و گرانقدر و در نوع خود کم نظیر است. اصل آن، مجموعه ای از کلمات حکمت آموز است که مؤلفان متون پارسی بسیاری آن ها را آرایش سخن خود کرده اند و حضور اغلب آن ها در امثال و حکم دهخدا، نشانه تأثیرشان در زبان و ادب پارسی است. قطعات تعلیمی آن ـ که ترجمه منظم همان سخن هاست ـ در عین استواری، بسیار ساده و مفهوم است. درباره رشيد يكى از شاعران معاصر وى (عبدالواسع جبلى) سخنى دارد كه پايه علم و شعر او را بخوبى نشان مى دهد

عالم علم رشيدالدين در باغ خرد

آن درختى است كه همواره هنر بار دهد

گرچه در گفتن اشعار چنان منفرد است

كه همه كس به بزرگى وى اقرار دهد

آن تبحر كه در انواع علوم است او را

      خاطر خويش نزيبد كه به اشعار دهد

امير امام رشيدالدين سعدالملک محمدبن محمدبن عبدالجليل عمرى کاتب معروف به خواجه رشيد وطواط ولادت او در بلخ اتفاق افتاد و او در مدرسهٔ نظاميهٔ همان شهر قسمتى از تحصيلات خود را نزد امام ابوسعد هروى به انجام رسانيد و بعد از اتمام تحصيلات خود و کسب مهارت در پارسى و عربى به خوارزم رفت و در اوايل عهد ابوالمظفر علاءالدوله اتسزبن قطب‌الدين محمد خوارزمشاه به‌خدمت او پيوست و تا آخر عمر در دستگاه خوارزمشاهيان روزگار گذرانيد و سمت صاحب ديوانى رسائل داشته و مقرب سلطان و همواره در سفر و حضر ملازم خدمت او بوده و قواعد الفت ميان آن دو استوارى داشته و اتسز غالباً از محاوره و مجالست با آن دبير و شاعر فاضل لذت مى‌برده و ميان آنان مطايباتى جارى بوده است. تخلص رشيد به وطواط از بابت کوچکى جثهٔ او بود چه وطواط نام مرغى است از جنس پرستو، و اين خردى جثهٔ او هم موجب ايجاد بعضى مطايبات گرديده است. دولتشاه گويد: روزى در مجلس اتسز بحث و مناظره‌اى ميان علما در گرفته بود، رشيد در آن مجلس حاضر بود، در مناظره و بحث تيززبانى آغاز کرده و دواتى پيش او نهاده بود. اتسز در او نگريست و از روى ظرافت گفت دوات را برداريد تا معلوم شود از پس دوات کيست که سخن مى‌گويد! رشيد دريافت، برخاست و گفت: المرء باصغريّه، قلبه و لسانه در سال ۵۴۲ سنجر براى سرکوب اتسز قصد خوارزم کرد و قصبهٔ هزارسف را دو ماه در حصار گرفت. در اين سفر انورى در خدمت سنجر بود، اين دو بيتى بر تيرى نوشت و در هزارسف انداخت:چون سلطان هزارسف گرفت به سبب اين بيت و اشعار ديگرى که وطواط در تهنيت پادشاهى و استقلال براى اتسز ساخته بود، از او آزرده‌خاطر بود و سوگند خورده بود چون او باز يابد هفت عضو او را از يکديگر جدا کند. وطواط چندى از بيم سلطان متوارى بود و چون دانست که از فرار قرار نخواهد يافت بارکان ملک در حنفيه توسل جست تا بعد از مدتى به منتجب‌الدين بديع، کاتب مشهور سنجر پناه برد. يک روز که منتجب‌الدين بر عادت هر روز بامداد به خدمت سلطان رفته و بعد از نصايح و جد سخن را به حکايات مضحک کشانيده، و به‌تدريج کلام به ذکر رشيد وطواط رسيده بود، منتجب‌الدين برخاست و سلطان را گفت که: بنده را يک التماس است اگر مبذول افتد. سلطان به اسعاف آن وعده فرمود، منتجب‌الدين گفت وطواط مرغکى ضعيف باشد طاقت آن ندارد که به هفت پاره کنند، اگر فرمان شود او را به دو پاره کنند! سلطان بخنديد و جان وطواط را ببخشيد. بعد از اين تاريخ رشيد همچنان در خدمت اتسز به‌سر مى‌برد تا در سال ۵۴۷ هـ. حاسدان وى را به داشتن روابطى با پادشاه سلسله خانيهٔ آل افراسياب (محمودبن ارسلان خواهرزادهٔ سنجر) متهم کردند. اتسز بر وى خشم گرفت و او را از خدمت خويش براند. وطواط براى رفع تهمت از خود و اثبات بى‌گناهي، قصايد بسيار گفت تا سرانجام اتسز با او بر سر لطف آمد و شغل سابق را به وى بازگردانيد. از اين پس وطواط همچنان در خدمت اتسز خوارزمشاه به‌سر مى‌برد تا آن پادشاه به سال ۵۵۱ هـ . درگذشت و شاعر بعد از فوت آن پادشاه در خدمت پسر و جانشين او ايل ارسلان (۵۵۱-۵۶۸ هـ) همان سمت قديم را حفظ کرد و در اوايل عهد سلطان تکش‌بن ايل ارسلان به‌علت پيرى از کار کناره گرفت تا در سال ۵۷۳ يا ۵۷۸ هـ درگذشت شعر پارسى رشيد استادانه و در کمال استحکام است. رشيد در برگزيدن کلمات و قوت ترکيب از شاعران کم‌نظير است. مهارت او در صنايع مختلف لفظى از قبيل ترصيع، مماثله و تجنيس و امثال آنها، بى‌آنکه به استحکام کلام آسيبى وارد آورد، او را از اين حيث در ميان شاعران منفرد ساخته است، تا به جائى که مى‌توان ديوان او را مجموعه‌اى از صنايع مختلف لفظى شمرد. توجه شديد رشيد به الفاظ طبعاً او را از اشتغال به معانى باريک و افکار لطيف و مضامين دقيق دل‌انگيز بازداشته و به اين سبب آثار او با آنکه آراسته به کلام مصنوع و فصيح است، داراى معانى بلند مطبوع نيست. از ديوان او که هفت هزار بيت دارد نسخى در دست است.رشيد با عده‌اى از اديبان و عالمان و شاعران عهد خود مانند قطّان مروزى و جارالله زمخشرى و خاقانى و اديب صابر، دوستى و مکاتبه داشت. وى علاوه بر ديوان شعر (که به‌طبع رسيده) آثار ديگرى به‌نثر دارد. از آن‌جمله است مجموعهٔ منشآت او که حائز اهميت بسيار است و به‌طبع رسيده؛ و کتاب حدائق‌السحر و تاکنون چندبار طبع شده است.وى در نظم و نثر پارسى و عربى نيز از سرآمدان زمان بود. قدرت طبع او در شعر هر دو زبان به درجه‌اى بود که به‌‌قول ياقوت در معجم‌الادبا در آن واحد يک بيت از بحرى به عربى نظم مى‌کرد و بيتى ديگر به بحرى جداگانه به پارسى و هر دو را با هم املاء مى‌نمود. با اين‌حال ياقوت شعر عربى او را به‌خوبى نثر وى در آن زبان نمى‌داند و او در نثر عربى حقاً از مشاهير بلغا است و منشآتش در رديف آثار برگزيدهٔ آن زبان است.اين مرد استاد به‌ جمع‌آورى کتب و استنساخ و تصحيح آنها حرص عجيب داشته و حضور ذهن او در مشکلات لغت و قواعد ادب حيرت‌انگيز و مايهٔ اعجاب معاصران بوده است. غالب اوقات او به معاشرت با اهل ادب مى‌گذشته است ليکن بر اثر اعتقاد دينى شديد خود با اهل علوم عقليه و فلاسفه دشمنى مى‌ورزيد، از مقالات حکماى يونان تبرى مى‌کرد و از آنها جز آنچه را که با شرع موافق بود نمى‌پذيرفت وطواط در سال پنجصدوچهل ودو سنجر براى سركوب كردن اتسز قصد خوارزم كرد و قصبه هزارسف را دو ماه در حصار گرفت. در این سفر انورى ملازم خدمت سنجر بود، دو بیتى كه مبتنى بر فتح هزارسف و خوارزم به دست سنجر بود، سرود و آن را بر تیرى نوشته به هزارسف انداختند. رشید در جواب این رباعى بر تیر نوشت و بینداخت: گر خصم تو اى شاه بود رستم گرد یك خر ز هزارسف تو نتواند برد سنجر كه به سبب این بیت و اشعار دیگر وى، از او آزرده بود، سوگند خورد كه او را هفت پاره كند. پس از فتح هزارسف به دست سنجر وطواط متوارى مى‏زیست تا عاقبت به شفاعت منتخب‏الدین كه گفت وطواط مرغكى ضعیف است و طاقت آن ندارد كه به هفت پاره كنند، اگر فرمان شود او را بدو پاره كنند، سلطان او را ببخشید.از آن پس رشید همچنان در دربار اتسز به سر مى‏برد تا در پنجصدوچهل وهفت حاسدان وى را به داشتن روابط با كمال‏الدین حاكم جند متهم كردند. اتسز بر وى خشم گرفت و او را براند. رشید قصاید بسیار در برائت ساحت خود ساخت تا استز بر سر لطف آمد و شغل او را به وى باز گردانید.پس از وفات اتسز گویا رشید چندى در خدمت ایل ارسلان بسر مى‏برد، ولى از این پس به سبب كثرت سن از خدمت تقاعد ورزید. رشید علاوه بر دیوان شعر كه به طبع رسیده آثارى منثور داشته: منشآت فارسى شامل رسائل سلطانى و اخوانى كه قسمتى از آنها به طبع رسیده، حدائق السحر (ه. م.)، فصل الخطاب من كلام عمر بن الخطاب، تحفة الصدیق الى الصدیق من كلام ابى‏بكر الصدیق، انس اللهفان من كلام عثمان بن عفان، نثر اللآلى (ه.م.) مجموعه رسائل عربى كه در مصر به طبع رسیده، منظومه‏اى در عروض پارسى شامل شانزده بحر عروضى كه معمول شاعران پارسى‏گوى است. وى در نظم و ثنر فارسى سرآمد زمان بود. شعر پارسى او استادانه و در كمال انسجام است. وى در انتخاب كلمات و قوت تركیب و ایراد صنایع مختلف لفظى مهارت داشته.

آثاروي:
-  حدائق السحر فی دقائق الشعر
 - دیوان
- فرائد القلائد
 - لغت فارسی منظوم موسوم به حمد و ثنا
-  درر غرر
 - مجموعه ٔ رسائل
- مطلوب کل طالب لأمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب
- تحفة الصدیق الی الصدیق من کلام ابی بکر صدیق
         - فصل الخطاب    

- انس اللهفان . (از یادداشت مؤلف ). رشید از شاهان خوارزمی ، آتسز و ارسلان و تکش را درک کرد و قسمتی از تحصیلات وی در نظامیه ٔ بغداد بود. در فارسی و عربی مهارت یافت و شعر پارسی وطواط مجموعه ای از صنایع شعری است که با کمال استادی در عین تکلف اعمال شده و سلاست بیان سلامت الفاظ رااز دست نداده است ، ولی باز گاهی در برخی از ابیات او تکلف و حشوها و استعارات ناپسندیده دیده می شود و نیز اغلب بیتهای او از معانی دقیق و احساسات لطیف که پایه و مایه ٔ شعر حقیقی است و قیمت شعر را بدان معیار باید سنجید عاری و عاطل مانده است و به هیچ قسم دردل خواننده تأثیر واقعی نمی کند. به نوشته ٔ یاقوت حموی و سیوطی وفات او در سنه ( پنجصدوهفتادوسه هَ . ق .)  بوده است اينهم شعري ازوي:


از نظم من برند به هر خطه یادگار
از نثر من زنند به هر بقعه داستان
هم کاتب بلیغم هم شاعر فصیح
هم صاحب بیانم هم حاکم بنان
قومی که بسته اند میان بر خلاف من
جویند نام خویش همی اندر آن میان
صدرا به عز تو که نهشتم به عمر خود
عرض کریم را به هوی در کف هوان
زآنها نیَم که بر در هر کس کنم قرار
همچون سگان زبهر یکی پاره استخوان
گر مال نیست هست مرا فضل بیشمار
ور سیم نیست هست مرا علم بی کران
بل فضل به مرا که بسی درّ شاهوار
بل علم به مرا که بسی گنج شایگان
خواهم شدن چو تیر از آنجا سوی عراق
با قامتی ز بار عطای تو چون کمان
مسکین ضعیفه والده ٔ گنده پیر من
بر خود همی بپیچد ازین غم چو خیزران
دارد سر گران ز دل و خاطری سبک
دارد دلی سبک ز غم و اندهی گران
جانش رسیده درکف تیمار من به لب
کارش رسیده از غم تیمار من به جان
چون تار ریسمان تن او شد نزار و من
بسته کجا شوم بیکی تار ریسمان
پوشیده رفت خواهم ازو کز گریستن
بربندد اشک دیده ٔ او راه کاروان
یا رب چگونه صبر کند در فراق من
آن طبع ناشکیبش و آن شخص ناتوان
شبهای تیره را ز بسی گفت خواهد او
یا رب تو آن غریب مرا بازِ من رسان
حالی شگفت دیده ام امروز من ازو
واللَّه که نیست هیچ خلاف اندرین میان
گر حق آن ضعیفه ٔ بیچاره نیستی
در دل مرا کجا بُوَدی یاد خان و مان

رشيد در قصيده ديگرِ شاعر، اتسز کعبه جلال است و خوارزم و آب آن براي صاحبان شريعت عرفات و زمزم است. جهاد اتسز براي کعبه است.

با عابدان لعبت آزر جهاد تو

از بهر حفظ کعبه فرزند آزر است

او يکي از بزرگان به نام سيد ضياء الدين را در ضمن توصيف بلخ مورد ستايش قرار داده واحترام مجلس او را به احترام کعبه مانند کرده است. رشيد وطواط که خود در علوم بلاغي کتاب حدائق السّحر في دقايق الشّعر را نوشته، با به کار گرفتن صنعت اعنات، قصيده اي در بيست و هفت بيت بدون حرف الف سروده و ضمن مدح اتسز خوارزمشاه گفته است:

خدمتش عهده وضيع و شريف

 حضرتش کعبه صغير و کبير

در ابيات فراواني از اشعار رشيد، کعبه بيش از همه مکانهاي مقدّس مورد توجّه بوده است

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 
Design downloaded from free website templates.