WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی صباح

 

  معرفي چهره هاي کمترآشنا درادبيات پارسي   بخش چهارم                             ( صباح )

بخش چهارم

حکیم ابو نصر علی بن احمد اسدی

حکیم ابو نصر علی بن احمد اسدی از شعرای برجسته سبک خراسانی در قرن پنجم هجری و از حماسه سرایان مشهور است . تواد وی در اواخز قرن چهارم هجری و حدود ( سه صدوهفتادونو – سه صدونود هجری)  جوانی او همزمان با بر افتادن غزنویان و روی کار امدن سلجقوي بود . اوضاع آشفته ای که به خاطر این تحولات به وجود آمده بود موجب عزیمت اسدی به محیطی آرام و بی سرو صدا شد . در آذربایجان جایی که اسدی اقامت کرده بود دولت های کوچک حکمرانی میکردند که مشوق شعر و ادب پارسی و حامی شاعران و ادیبان بودند . وی در این سرزمین با حکران ذیل معاصر بود امیر ابودلف ، پادشاه نخجوان :  اسدی او را پادشاه ارمن و از خاندان شیبانی دانسته است ، و گرشاسپ نامه برترین اثر خود را به نام او سروده است:

 
ملک بودلف شهریار زمین         
جهاندار ارانی پاک دین
بزرگی که با آسمان هم برست      
زتخم براهیم پیغمبرست .
امیر شجاع الدوله ابو شجاع منوچهر بن شاوور :
از پادشاها شدادی و حاکم ارمنستان.
نامور میر اجل والا منوچهر اصل ملک    
 تاج شاهان  و شجاع دولت و فختر تبار
 

اسدی به داستان‌سرایی گرائیده و به نظم داستان‌هایی که از بسیاری جهات به شاهنامه فردوسی نزدیک است، پرداخته است. شعرهای اسدی به واسطه تناسب وحسن استعمال، جلوه خاصی یافته و به تشبیه و مجازهای تازه و صنایع لفظی و معنوی مشحون است. اسدی طوسی ازعلمای لغت بوده و در این فن استاد بوده و بسیاری از دیوان‌های گذشتگان را به دقت و ژرف‌نگری خوانده و لغات کمیاب را به دست آورده و گاهی همان کلمات را در اشعار خود به کار برده و بدین سبب در گرشاسب‌نامه بسیاری از لغات پارسی که حتی در اشعار قرن پنجم و ششم هم کمتر استعمال شده است، دیده می‌شود. آوردن این لغات اگرچه نظر به حفظ زبان، شایسته تحسین و یکی از دلایل برتری این منظومه است اما تا حدی به فصاحت و رواج آن آسیب رسانده است. بهترین گواه، آن است که شاهنامه فردوسی که چندین برابر منظومه اسدی است از این کلمات کمتر دارد، با اینکه عنایت فردوسی به نگهداری زبان بیشتر بوده است.     آثار : لغت فرس -  لغت فرس یا فرهنگ اسدی از قدیمی ترین کتب پارسی است . اسدی در تألیف این کتاب خدمتی در خور ستایش به زبان پارسی کرده و علاوه بر ضبط و تعریف لغات، به ذکر نام و شعرهای پیش‌گامان مانند ابوشکور بلخی، شهید بلخی و رودکی نیز پرداخته است. واژه‌نامه اسدی به جهت دقت و صحت تفسیر، بهترین واژه‌نامه و نیز قدیمی‌ترین فرهنگ موجود در زبان فارسی است.

شاعران معاصر اسدی در آذربایجان که با واژه های بومی خراسان آشنایی نداشتند از این لغت نامه استفاده میکردند . ازممیزات اصلی این لغت نام ترکیب کلمات بر اساس حرف آخر است . هم چنین لغت فرس از این لحاظ که شامل اسامی شعرای مقدم و ذکر اشعار آنهاست دارای اهمیت فراوانی است

آثار منظوم -  مناظرات :  درهر مناظره گفت و گویی بین دو طرف صورت میگیرد . هر یک دلایل خود را برای مجاب کردن یکدیگر بیان میکنند .در آخر هم شاعر به نام مدوح تخلص میکند. چهار مناظره آسمان و زمین  ،  مغ و مسلمان ، نیزه و کمان وشب و روزو قصیده دیگری با عنوان مناظره عرب و پارسی  از آثار معروف وی میباشند . شیوه نو وتازه در سرودن این قصاید دارای اهمیت است .

گرشاسب نامه :  داستان منظوم گرشاسب ، پهلوان بزرگ سیستان و جد اعلای رستم است که در هند و سایر ممالک رزم‌ها کرده و نام‌آور شده است. این کتاب در تاریخ  چهارصدوچهل وپنج - ۴۵۸ هجری -  یعنی ۵۸ سال پس از اختتام شاهنامه فردوسی به انجام رسیده و در حدود ده هزار بیت است و دومین اثر حماسی تاریخی بزرگ به شمار میرود . منبع کار شاعر ، گرشاسپ نامه منثور ابوالموید بلخی بوده است . از مقدمه این منظومه بر می آید که اسدی از فلسفه  و موضوع های مذهبی اطلاعات داشته است. در گرشاسپ نامه به تعداد زیادی لغات نامانوس و مهجور بر میخوریم ، شاید اسدی بر این گمان بوده که اهمیت شاهنامه در میزان به کارگیری چنین واژه هایی است ولی واقعیت این است که این کار امتیازی برای شاهنامه به حساب نمیاید ، بلکه ارزش و برتری شاهنامه فردوسی را بیشتر آشکار میسازد . با تمام این تفاسیر گرشاسپ نامه اسدی یکی از منظومه های مشهور زبان پارسی و از آثار برجسته حماسی است  علاوه بر آثار مذکور اسدی در منظوم ساختن داستان های مختلف مهارت بسیاری دارد و در خلال این منظومه هاست که در بیان امثال و مواعظ و نصایح هنرنمایی کرده است .

به طور کلی اشعار اسدی بسیار قوی ، روان و منسجم است . قدرت فراوانی در توصیف و به کار گیری تشبیهات دقیق و متنوع دارد . وفات اسدی به سال چهارصدوپنجاه ويک – چهارصدوشصت وپنج هجری - اتفاق افتاده است و در مقبرة الشعرای تبریز مدفون شده است

مغ و مسلمان :
زجمع فلسفيان با مغي بدم پيكار                     نگر كه ماند ز پيكار در سخن بيكار
و را به قبله زرتشت بود يكسره ميل                مـرا بـه قبــله فــرخ محمـــد مختـــار
نخست شرط بكرديم كان كه حجت او                بـود قـوي‌تـر, بر ديــن او دهيــم اقـــرار
مــغ آنگــهي گفــت ز قبــله تــو قبــله مــن         به است كز زمي آتش آرد به فضل به بسيار
به تف آتش بر خيزد ابر و جنبد باد                 زمي قوتش آرد بر و درختان بار
به آتش اندر سوزد ز فخر هندو تن                 به پیش آتش بندند موبدان زنار
گرشاسپ نامه :
اگرچند، بدخواه‌کشتن نکوست           از آن کشتن آن به که گرددت دوست
بدان كز همه‌چيزها آشكار                 سبك‌تر، بگردد دل شهریار
 در پادشاهان اميد است و بيم            يكی را سموم و دگر را نسیم
چو چرخست، كردارشان گِردگـَرد        يكی شاد از ایشان، یکی پر ز در
 گرت چند گستاخ دارد به پيش          چنان ترس از او كز بدانديش خويش
مبين نرمی پشت شمشیر تيز             گذارش نگـر، گاه خشم و ستیز
برهنـه بُدی كامدی در جهان              نبُد با تو چیز آشـكار و نهان/
چنان كامدی هم‌چنان بگذری             خوروپوشش افزون ترا برسری
بسی گِرد آمیغ خوبان مگرد              که تن را کند سست و رخسار زرد
بمیرد هرآن‌كس كه زاید درست          شود نیست چونان‌كه بود از نخست
بود آینه دوست را مرد دوست           نماید بدو هرچه زشت و نكوست
به دریای ژرف آن‌كه جوید صدف       ببایدش جان برنهادن به كف
به دسـت آوریده خردمنـد سنگ          به نایافـته دُر به ندهد زچنگ
به دست كسان چون توان كشت شیر   نباید تو را پیش او شد دلیر
به ره چون روی هیچ تنها مپوی        نخستین یکی نیك‌همره بجوی
به گرد دروغ آنكه گردد بسی             از او راست باور ندارد كسی
به گفتار شیرین جهان ديده مرد         كند، آنچه نتوان به شمشير كرد
به گیتی‌درون، جانور گونه‌گون          بسند از گمان، وزشمردن فزون
 ولی از همه، مردم آمد پسند            كه مردم گشاده‌ست و ايشان به بند
به نيروتر آن‌كس كه از راه دين         كند بردباری گه خشم و كین
به هم چون بود مهر و کین گاه جنگ   ابا آبگینه کجا ساخت سنگ
به یک مرد گردد شکسته سپاه          همیدونش یک مرد دارد نگاه
پدر گفت کز بد، گمان برگسل             به اندیشه بیدار کن چشم و دل
چو دانش نداری به کاری درون         نباشد ترا چاره از رهنمون
پس از تيرگی روشنی گيرد آب           برآيد پس از تیره‌شب، آفتاب
تنت يافت آماس و تو زابلهی              همی‌گیری آماس را فربهـی
تو، مشتی نخوردی زمشت تو بیش      همان‌زان گران آیدت مشت خویش

ابو الوفای خوارزمی

ابو الوفای خوارزمی از تبار مشایخ خوارزم بوده . مردم خوارزم به سبب حسن خلق او را فرشته زمین لقب داده بودند

در علوم ظاهری و باطنی و حتی در علوم غریبه و موسیقی هم دست داشت . او را جناب شیخ ابوالفتح که به چند واسطه از مریدان حضرت شیخ نجم الدین کبری بود تربیت کرد. مولانا حسن بن حسن کاشی ، صاحب شرح مثنوی موسوم به جواهر الاسرار ، از مریدان او بود. رسالهٔ کنزالجواهر از تصنیفات است. از آغاز جوانی در طریقهٔ تصوف سیر کرد و سرانجام در خوارزم در سال  (هشتصدوده – هشتصدوسي وپنج هجری ) درگذشت و همان جا دفن شد

آثار :

رساله کنز الجواهر
در سینه کسی که درد پنهانش نیست        
 چون زنده نماید او دلو جانش نیست
رو درد طلب که علت بی دردی           
دردیست که هیچگونه درمانش نیست
چون بعض ظهورات حق آمد باطل      
 پس منکر باطل نبود جز جاهل
در کل وجود هر که جز حق بیند        
 باشد ز حقیقة الحقایق غافل
من از تو جدا نبودم تا بودم             
 این است دلیل اختر مسعودم
در ذات تو ناپدیدم از معدودم          
در نور تو ظاهرم اگر موجودم

فخرالدین حمزه اسفراینی

فخرالدین حمزه اسفراینی ٬ نویسنده ٬ عارف و شاعر پارسی گوی در سال ( هفتصدوشصت ويک -   هفتصدوهشتادوچهارهجری ) دیده به جهان گشود. دولتشاه نام پدر وی را علی ملک و هدایت ٬ وی را عبدالملک و اسماعیل پاشا ٬ علی بن ملک آورده اند اما بزرگ نام او را نورالدین محمد بن عبدالملک آورده و در کنزالسالکین به خط خودش به صورت نورالدین محمد دیده است . وی از آغاز جوانی به سرودن شعر پرداخت و پس از چندی آوازه ای یافت. نخست در ستایش میرزا شاهرخ ٬ پسر تیمور ٬ اشعاری سرود و پس از چندی ملک الشعرای دربار او گردید. اما تحولات روحی وی سبب شد که به عرفان روی آورد و به خدمت . محی الدین طوسی درآمد . موصوف پنج سال نزد وی به تحصیل علم حدیث و تفسیر پرداخت و در زیارت خانه خدا همراه شیخ بود. پس از درگذشت او ٬ در زمره مریدان شاه نعمت الله ولی درآمد و پس از چندی از وی اجازه ارشاد و خرقه گرفت و دوبار پیاده حج گزارد.

سپس به شبه قاره رفت و به دربار سلطان احمد شاه اول بهمنی  در دکن پیوست و ملک الشعرای وی شد و به دستور همو بود که سرودن بهمن نامه را آغاز کرد. چون به داستان احمدشاه رسید ٬ از او برای بازگشت  به اسفراین اجازه خواست ٬ اما به خواهش وی منصرف شد و فرزندانِ خویش را از اسفراین به شبهقاره فراخواند .

سرانجام ٬ به وساطت شاهزاده علاءالدین و تعهد به اتمام بهمن نامه اجازه بازگشت یافت و عازم خراسان شد آذری پس از بازگشت به اسفراین به سیر و سلوک پرداخت و تألیف کتاب و سرودن شعر را ادامه داد ٬ و در طول این ایام غالباً امیران و بزرگان به خدمت وی می رسیدند و از وی طلب ارشاد می کردند. او پس از بازگشت از شبه قاره ٣٠ سال زیست و در اسفراین در سال ( هشتصدوچهل – هشتصدوشصت وشش هجری)  درگذشت و همان جا در قسمت شمالی شهر به خاک سپرده شد و به سبب اعتقادی که مردم به وی داشتند ٬ آرامگاهش زیارتگاه شد

آثار

بهمن نامه :  از آثار منظوم آذری است که به سبک شاهنامه فردوسی و اسکندرنامه نظامی ٬ در بحر متقارب ٬ در شرح  سلطنت سلاطین بهمنی دکن ٬ به درخواست احمدشاه ٬ سروده و بدو تقدیم کرده است. چنان که گفته شد ٬ بخشی از این منظومه  که تا دوران سلطنت احمدشاه می رسد  در دکن و بخش پس از آن ٬ در اسفراین سروده شد و آذری از اسفراین سروده های خویش را به دکن می فرستاد .

مرآت (عجائب الغرائب ٬ عجائب الاعلا ٬ عجائب الدنیا) ٬  درقالب مثنوی درعجایب وشگفتیهای شهرها ٬ چشمه ها ٬  بناها ٬ جانوران و جز آنها ٬ همراه با استنتاجهای عرفانی که در  در مراتب عالم « الطامة الکبری » باب تدوین شده است. باب اول علوی و سفلی و نحوه به وجود آمدن دنیا و حکمت وجود آدمی در شگفتیهای جهان؛ باب « غرائب الدنیا » و چون آن؛ باب دوم ٬ در شگفتیهای عالم بالا؛ باب چهارم ٬ « عجائب الاعلی » سوم ٬ در تاریخ مکه و مناسک حج. این کتاب در فهرستها « سعی الصفا » به صورتهای مختلف آمده و گاه نام یکی از بخشهای کتاب را بر تمام آن اطلاق کرده اند؛ ولی آذری ٬ خود در مقدمه نام کتاب را مرآت گفته است. مأخذ اصلی این مجموعه ٬ عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات زکریای قزوینی است .

-> جواهرالاسرار ٬ اثر دیگرآذری که در علوم قرآنی و صنایع که « اسرار کلام الله » ادبی در ٤ باب نگارش یافته است:  سرار کلام الله : که درباره حروف مقطع آغاز سوره های قرآن است .

اسرار احادیث نبوی : که در ٩ سرّ تدوین یافته و تفسیر عرفانی برخی  از احادیث نبوی است .

اسرار کلام اولیاء  :

 اسرار کلام شعرا : در یک مقدمه در بیان صنعت شعر و شاعری  و ١٠ فصل درباره انواع قالبهای شعری معمیات و لغز .

- عروجیه ٬ رساله ای منظوم از آذری

- دیوان آذری ٬ این اثر دربردارنده قصاید ٬ غزلیات ٬ترجیع بندها ٬ مقطعات ٬ رباعیات و انواع دیگر سروده های اوست - طغرای همایونی

- سعی‌الصفا .

منّت خدای را که مطیع پیمبرم                   فرمانبرِ قضای خداوند اکبرم
توحید بحرواین تن من همچو کشتی است       جان ناخدای کشتی و عقل است لنگرم
تا از سواد وجه شدم سرخ روی فقر            روشن شده است معنی گوگرد احمرم
معنی حل طلق حلول قنات است                این نکته یاد گیر که من کیمیاگرم
دنیا چو یفه طالب آن سگ شمرده اند          لیکن من این گرئه به سگ نیز نشمرم
از آفتاب مت من مهر ذره نیست               گر ذره ای بدانمش از ذره کمترم

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 
Design downloaded from free website templates.