WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی صباح

 

  کيها يک دهه جرم وجنايت وچورچپاول رابه ملت رواداشته اند؟؟؟                     ( صباح )

روزی پادشاهی سالخورده که پسرانش رادرجنگ با دشمنان ازدست داده بود، تصمیم گرفت برای خود جانشینی انتخاب کند. پادشاه تمام جوانان شهرراجمع کرد وبه هرکدام دانه ی گیاهی داد وازآنها خواست، دانه رادریک گلدان بکارند تا دانه رشد کند وگیاه رشد کرده را در روز معینی نزد او بیاورند. احمد یکی از آن جوان ها بود و تصمیم داشت.... تمام تلاش خود را برای پادشاه شدن بکار گیرد، بنابراین با تمام جدیت تلاش کرد تا دانه را پرورش دهد ولی موفق نشد. به این فکر افتاد که دانه را درآب وهوای دیگری پرورش دهد، به همین دلیل به کوهستان رفت وخاک آنجا راهم آزمایش کرد ولی موفق نشد. احمد حتی با دهقانان مناطق اطراف مشورت کرد ولی همه این کارها بی فایده بود و نتوانست گیاه راپرورش دهد. بالاخره روزموعود فرارسید. همه جوان ها درقصر پادشاه جمع شده و گیاه کوچک خود رادرگلدان برای پادشاه آورده بودند. پا دشاه به همه گلدان ها نگاه کرد. وقتی نوبت به ا حمد رسید، پادشاه از او پرسید: پس گیاه تو کو؟احمد ماجرا را برای پادشاه تعریف کرد... دراین هنگام پادشاه د ست ا حمد رابالا برد واو راجانشین خود اعلام کرد! همه جوانان به این انتخاب پادشاه اعتراض کردند. پادشاه روی تخت نشست وگفت: این جوان درستکارترین جوان شهراست. من قبلاً همه دانه ها را درآب جوشانده بودم، بنابراین هیچ یک ازدانه ها نمی بایست رشد می کردند. پادشاه ادامه داد: مردم به پادشاهی نیاز دارند که درعین راستگویی ودرستکاری با آنها صادق باشد، نه آن پادشاهی که برای رسیدن به قدرت وحفظ آن دست به هرعمل ریا کارانه ای بزند .

ازسرگذشت وطن دل به درد می آید     ازکلبه مستمندان آهي سرد می آید
تومرد با ش ومیندیش ازگرانی درد     همیشه درد به سروقت مرد می آید .

جنايتکاران آدمکش درزورآباد ماتحت نام اداره وحکومت اسلامي، مردم را تاروماروکشورراغارغارنموده اند، گاهي بنام عدالت، گاهي بنام امنيت،گاهي بنام دين و گاهي بنام جهاد وزماني بنام مقاومت! آنها كه تمام دنيا را ازدريجه تنگ چشمان خود مي بينند،آنها كه خود را وتفكر خود رابرحق مي دانند وديگران راباطل وآنها كه مي خواهند برمردم سيادت كنند براريکه قدرت لميده اند وازراه ها وشيوه هاي مختلف زراندازي وزورگويي دارند.

فساد اداري درکشورازقبيل رشوت ، خويش خوري سبوتاژبه اوج خويش رسيده است . نظام اداری مامیراث بجامانده اززمان چوروچپاول کشوروسيله مفتخوران تفنگداروسنت ها ي واپس گرایی بوده که انحصار، استبداد، نژاد سالاری وخویشخوری جزوشاخصه های انفکاک ناپذیرآن به شمارمی آید. تااین نظام مبتنی برچنین فرهنگ و تعاملات حاکم برجامعه باشد، امید اصلاح آن خوش خیالیی بیش نخواهد بود. وقتی نظام کنونی ما ازدرون و از تنه پوسیده و ازکار افتاده است، اصلاح شاخ وبرگهای آن چگونه می تواند امید آفرین باشد؟ تجربه سال هاي گذشته درمبارزه با تروریزم، موادمخدر وفساد وارتشا به خوبی وروشنی ادعای فوق را به اثبات می رساند، هرپروسه ملی در آغازبا شوروشوق، هیاهو وتبلیغات به راه انداخته می شود؛ اما پس ازچندی با بن بست مطلق می رسد که حتي مسئوولین آن ازانکار وتوجیه آن عاجز می مانند.مبارزه با فساد اداری نیز ازچند سال بدین سو مورد توجه مقامات دولتی قرارگرفته ودرشرایط فعلی یکی از اولویت های کاری دولت به شمار می رود؛ اما این مبارزه هیچ موفقیتی به همراه نداشته است.

مثلث شوم وگریبانگیر ناامنی، مواد مخدر و فساد اداری کشوررا درلبه پرتگاه قرار داده است، چنانکه مردم آهسته آهسته به این باور می رسند که نظام مستبد طالبانی وانارشیزم تنظيمي را براوضاع کنونی ارجحیت دهند. حقیقت این است که هزاران تن ازمردم ازقريه جات ، ولسوالیها و حتا شهرها برای پیدا کردن لقمه ی نان ترک خانه وکاشانه می کنند، کمترنیروی جوان را دراطراف می توان یافت که هنوز باقی مانده باشند و پیدا کردن نان شب، به دغدغه اصلی مردم تبدیل شده است.

اکثر جنگسالاران سه دهه اخیر که صدها هزار افغان را به کام مرگ فرستاده اند، هنوز شانه به شانه رییس جمهور ظاهر می شوند و آنگونه که سازمانهای تحقیقی آمریکا اعلام کرده، این جنگسالاران یکجا با طالبان و رهبران قبیله ای بیش از هفتاد درصد قلمروی افغانستان را در اختیار خویش دارند. حاکمیت قانون هم فقط در شکل چیزی بیش نیست ...  دو هزار هموطن غیرنظامی هم تنها در یک سال گذشته قربانی ناامنی شدند، تنها دوصدوپنجاه خانواده را گلوله های نیروهای صلحبان خارجی که برای تامین امنیت ما آمده اند، به خون نشاند.

ازجانب ديگر- نان نان نان - خواستن  صدایی است که دراین روزها از قلب میلیون ها هموطن از گوشه گوشه این ممکلت ویران به گوش فلک می رسد اما دولت وحکومت بر تپه ای از لاف و گزاف آرمیده اند و میلیون ها نفر در دریای گرسنه گی دست و پا می زنند. مردم در زنجیر هزاران مشکل خرد وخمیر می شوند، از یک سو امنیت نیست، از سوی دیگر نیز هزاران مشکلاتی که از انگشت پا تا فرق سر مردم را در خود پیچانده است. اکنون در شرایطی که تمام مردم از بی کاری می نالند و راه هجرت و پناه جویی پیش می گیرند و یا با هزاران زخم زبان و زخم قنداق دوباره از مرزها مثل یتیمان کره زمین که هیچ زمینی برای آنها نمی تواند زمین مادری باشد برمی گردند، قیمت مواد غذایی به حدی رسیده است که در این روزها خط مرگ و حیات را برای مردم می کشد.

در شرایطی که قیمت هر قرص نان شش افغانی بود اکثر مردم از عهده خرید آن برنمی آمدند اما اکنون که به بيست افغانی رسیده است مگر خود کرزي و وزرایش ازعهده اش برآید، مردم غریب کار که نمی توانند. يک نماینده مردم بدخشان درپارلمان از مواجه بودن مردم بسیاری از مناطق این با فقر و گرسنگی شدید خبر داد.  وي برخی خبرها مبنی بر استفاده مردم از گیاهاي کوهي به علت نبود مواد غذایی و فقر شدید را تأیید کرد و گفت: مردم با کمبود شدید مواد غذایی مواجه هستند و توان خرید را نیز به علت افزایش قیمت ها از دست داده اند.

بدخشان از جمله ولايات  کوهستانی و سردسیر و دارای زمین های زراعتي اندک است که مردم آن همواره با فقر دست و پنجه نرم می کنند اما در سال های اخیر به دلیل خشک سالی ها، سیلاب های بهاری و نیز سرمای شدید زمستان مشکلات آنان بیشتر شده است

زنان وكودكان كه بخش اصلي واساسي جامعه راتشكيل مي‌دهند، هنوز قربانيان اصلي جنگ هستند و ناامني، مرگ و مير، نارضايتي از ازدواج، آفت مواد مخدر، بوضعيت صحي نامناسب و رسوم و سنت‌هاي غلط جامعه ازجمله مشکلات عمده آن‌هاست.  وخيم بودن وضعيت امنيت زنان و عملکردهاي توهين آميز و تهديد کردن زنان و عدم همکاري مسوولان امنيتي از جمله نگراني‌هاي زنان به شمار مي‌رود ، طبق آمارهاي نهادهاي بين‌المللي خشونت عليه زنان شصت درصد افزايش يافته است

ميزان مرگ و ميرمادران سالانه در برخي ولايات به پنج هزارنفر رسيده است.  بر اساس اظهارات مسوولين وزارت صحت عامه بيشترين آمار مرگ و مير زنان و مادران مربوط به زمان حاملگي و تولد است.  بر اساس اين گزارش بيشتر خانواده‌ها در افغانستان بيش از پنج فرزند دارند که اين نيز به نوبه خود زنان را ضعيف مي‌کند.  تعصبات بي جا و زد و خوردهايي که از سوي مردان به زنان وارد مي‌شود نيز از جمله مشکلاتي است كه زنان با آن‌ها مواجه هستند.  طبق گزارش‌هاي سازمان بين‌المللي دفاع از حقوق زنان موسوم به جنس زن در جهان، تضمين‌هاي داده شده به زنان در پي سقوط طالبان هنوز عملي نشده است

درحال حاضر ميليون‌ها زن و دختر با تبعيض مستمر و خشونت در محيط خانه و جامعه دست به گريبان هستند و براي رفع اين مشکلات اقدامي جدي صورت نمي‌گيرد.  با وجود اينکه زنان از برخي امتيازات قانوني، مدني و حقوقي از جمله حق راي برخوردار شده‌اند اما هنوز هم چالش‌هاي جدي در زمينه تحقق حقوق زنان باقي مانده است و در بخش آموزش نيز اكثر بي سوادان را زنان تشكيل مي‌دهند.  بخش قابل توجهي از مشکلات زنان را ازدواج‌هاي اجباري تشکيل مي‌دهد که حدود شصت تا هشتاد درصد از ازدواج ها را شامل مي‌شود و به اين علت خودسوزي‌هاي زنان نيز در طي ماه‌هاي اخير افزايش يافته است

درگزارش حقوق بشر آمده است: هفتادوپنج درصد از دختران قبل از رسيدن به شانزده سالگي وسن قانوني ازدواج، به خانه شوهر فرستاده مي‌شوند كه از اين ميان پنجاه وهفت  درصد زنان از ازدواج خود ناراضي هستند. طبق آمارهاي رسمي اعلام شده شمار زنان بيوه و بي‌سرپرست بيش از يک و نيم ميليون نفر مي‌باشند كه از اين ميان نود درصد زنان بي‌سرپرست داراي فرزند هستند.  با درنظرداشت اينکه اکنون نودوسه درصد ترياک غيرقانوني جهان در افغانستان توليد مي‌شود، زنان از جمله قربانيان مستقيم آفت مواد مخدر هستند طوري كه يک ميليون معتاد مواد مخدر زن درکشور وجود دارد.  در افغانستان مواد مخدر و تروريسم دو پديده مرتبط به هم تلقي مي‌شوند که مي‌توانند ثبات و امنيت در کشور را به چالش بکشند و در اين ميان زنان و کودکان نيز قرباني مي‌شوند

گويي اين مردم ستم ديده بايد هميشه باکشتن ، بستن، بردن و نابود شدن زندگي نمايند . با رفتن طالبان فقط چهره عوض شد . برنامه  کار روزانه، سياست هاي محلي، انديشه بنياد گرايي، جنگ و تفنگ، بردن و کشتن، قنداق کاري، به زندان انداختن همان بود که در زمان طالبان جريان داشت، ولي با دو تفاوت : يکي اينکه اين زنداني ساختن و بردن و تسليم دادن بي گناهان به خارجيان و در زندان هاي بيگانه ها صورت گرفت و دوم تغير دستار به پکول و کلاه پوست و چپن بود . آمريکايان با سياست هاي دود منشانه خويش بازهم همان دزدان نوکرصفت که با دو پاسپورت افغاني و آمريکايي و پوست و چپن و پکول پوشان فراري که شهر را به ويرانه و کابل را به غمخانه تبديل نموده بودند بلاي جان مردم گردانيد

جاه طلبي رهبران فسادپيشه تنها اهرم مصيبت بار بود که استعمار مي توانست درين راه از آن بهره برداري نمايد . خيانت و خودخواهي اينها کشور را بصورت سرزمين ملک الطوايفي درآورده و در هرگوشه فرمانده؛ گروه؛ سردسته و گردنکشي براي خويش پوسته و پاتک و زندان و کشتارگاه ساخته از اين طريق قدرت و حاکميت خودرا به نمايش گذاشتند.  تقريباً همه معتقد شده اند كه كرزى در طي هفت سال حكومت  ديگر فرصت چندانى براى جلب اعتماد عمومى ندارد. کابل پايتخت کشور که در آن نيروهاي پرشمار داخلي و خارجي تامين کننده امنيت، وجود دارند نيز از گزند نا امني ها، مصئون نمانده و بطور پراکنده اما هشدار دهنده اي، مورد حملات انتحاري و فير راکت قرار مي گيرند. اگرچه تا کنون، ارگان هاي دولتي تامين کننده امنيت، شامل وزارت دفاع، داخله و امنيت ملي، تشديد حملات انتحاري و تخريبي از سوي مخالفين را، نشانهء تضعيف و اضمحلال آنان دانسته و مدعي اند که آنان به دليل عدم برابري در مواجهه مستقيم با دولت، دست به اين کار ها مي زنند

درگيري و بي نظمي ها نشان مي دهد که امنيت، روز به روز خراب تر شده مي رود. بديهي است که اگر دولت به حل اين مشکل اساسي فايق آمده نتواند، در تطبيق پروسه هاي بازسازی و نوسازی، به کاميابي نخواهد رسيد.  در کشوري که تمام زير ساخت هاي اجتماعي و اقتصادي آن، در دوران جنگ سي ساله تخريب شده و مردم اين کشور، براي قادر شدن به گذران زندگي آبرومندانهء خويش، نياز شديد به کار در راستاي باز سازي دارند؛ امنيت و سرزنش سران روزگزران دولت ضرورت شماره اول به حساب مي آيد. در صورتيکه اين مشکلات بطورعاجل مرفوع نگردد بسيار مشکل خواهد بود تا حرکت هاي لازم ديگر، در عرصه هاي باز سازي و احياي مجدد و قادر ساختن مردم به پيداواري ضروري، صورت بگيرد.

با توجه به استقرار شمار قابل ملاحظه اي از نيروهاي مسلح خارجي، در چوکات نيروهاي قواي ائتلاف، آيساف و شروع حرکت هاي کمک به امنيت از سوي دولت، در قالب تشکيل و تجهيز اردو و پوليس ملي، از يک سو وتطبيق پروسه دي دي آر و داياگ از سوي ديگر، اين سوال پيش مي آيد که چرا با اين همه امکانات، نمي توانند، در تامين امنيت، مؤثر واقع گردند؟ تخريب اوضاع امنيتي درکشور، سبب شده است تا کرزي، نتواند در برابر اوضاع نابسامان امنيتي، واکنش نشان ندهد. اين واکنشها هيچ دردي را نميتواند دوا کند زيرا اين کلمات و جملات براي فريب مردم بيان ميشود و يا به قول معروف بازي باکلمات است

پرسشی که همچنان طنین اندازهرانسان مترقی است اینست که،چه نیرو و جریان سیاسی میتواند افغانستان را بسوی یک جامعه پیشرفته رهبری کند؟ طالبان ویاجنگ سالارانی که رهبری تولید و صدور مواد مخدرازافغانستان را رهبری می کنند؟، روال سیاسی ونظامی درکشور بسوی یک هرج و مرجی تازه راه می برد. مردم درد دیده ورنج کشیدهء که دراثر جنگ های قدرت طلبی زورگویان وجنایت پیشه گان قدرت پرست ، فاشيستان وطنفروش ، فاسدين چپاولگرومافياي موادمخدر،  همه هست و بود خود را ازدست داده اند ، اکنون درغم پیدا کردن یک لقمه نان برای خود وفامیل خوددر هزارمصیبت وآلام بسر می برند. اما درعوض آن این جنایت کاران بساط جشن وپایکوبی رابر پا داشته اند. چرا ريس دولت بخاطراشک وآهي مردم بي گناه و بي دفاع کشور پروسه خلع سلاح راشدت و به حاکميت ننگين تفنگداران پايان نميدهد ؟؟؟.  کرزي مطمين باشد که تداوم حاکميت جنگ سالاران ختم دولت وي خواهد بود . تعدد و تداوم اختطاف ها، سرقت ها، قتلها، انفجارات و انواع بی امنی ها درکشور واقعیت تلخی است که از سپیده دم دولت موقت آغاز شده، در دولت انتقالی تشدید و در دولت انتخابی به اوج خود رسیده است .

توسعه روزافزون ناامني دركشور، باعث نگراني مردم شده آنان را از روزنه هاي اميد به آينده دورمي كند. درگيري هاي متفرقه درولايات مختلف ، غارت و چپاول شبانه خانه هاي مردم ، زور گويي احزاب به اصطلاح جهادي ، بي احترامي به افراد روشنفكر وآزاد انديش و ده ها مورد ديگر، ازجمله مسايلي است كه براي يكبارديگر اميد رسيدن به صلح و آرامش در كشور را به نقاط كورومبهم گذشته مي برد. اين موضوع از يك جهت مردم را وادرا به مهاجرت هاي داخلي وخارجي كرده و از سوي ديگر باعث عدم بازگشت مهاجرين به كشورمي گردد. مهمتر از اين مسايل ، جامعه جهاني را نسبت به افغانستان بد بين ساخته آنان را نيز از روند كمك به بازسازي دور خواهد ساخت. علت اصلي جنايات و درگيري هاي اخير دركشور، حضور تفنگ سالاران در مناصب و پست هاي كليدي كشور است تنها راه حل اين مساله بركناري احزاب و گروه ها ي تنظيمي از صحنه قدرت نظامي و سياسي درکشور مي باشد.

امروز ديگر بر همگان ثابت شده است كه ديگر جهاد وجود ندارد وبايد جهادگران ديروز به اين مهم برسند كه استقامت و پافشاري اينان براريكه قدرت ، غير ازتباهي وسياهي آينده و تخريب چهره جهاد ، عايد ديگري نصيب آنان و ملت نخواهد كرد. پس بهتر است كه در يك اقدام شجاعانه و بدون عذر وبهانه ، زمينه به قدرت رسيدن واقعي مردم را فراهم ساخته سران جهادي به نفع ملت از پست هاي حزبي و دولتي خود كنار بروند و احزاب قبلي را منحل نمايند.

اكنون كه جامعه جهاني عزم جدي بر بازسازي افغانستان دارد ، كاري نكنيم كه اين عزم به ياس و نااميدي بدل شود. بياييد همانگونه كه دست هاي خارجي در تخريت و چند پارجگي كشور نقش اساسي داشتند ، امروز كه مي خواهند جبران كنند ، زمينه رابراي آنان فراهم نموده بهانه اختلافات دروني آنان در كشور خود نباشيم. ناامني هاي موجود در افغانستان، در يك طرف قضيه به سران جهادي برمي گردد و در طرف ديگر به خارجي ها و بخصوص آمريكا! سران جهادي كه هركدام شان از خون فرزندان اين مرز و بوم به ميليونها دالرسرمايه رسيده اند، امروز نمي توانند پست ها و مناصب قدرتي را به نفع مردم ترك كنند. كشورهاي خارجي هم كه تقصيراصلي شروع ناامني هاي كشور به آنان مي رسد، نمي توانند با يكديگر در تقسيم امتيازات كنار بيايند.

آمريكا با روسيه و اروپا مشكلات حل نشدني دارد كه ما ناخواسته هركدام به نفع يكي از اين ها وارد صحنه هاي امتياز دهي هاي آنان شده خود و ملت خود را به سمت تباهي هدايت مي كنيم. ما با ايجاد درگيري هاي كوچگ داخلي و عدم ترك قدرت هاي دست داشته، باعث مي شويم تا بهانه ناامني در كشور را بدست بيگانگان   داده آنان را از روند بازسازي به درگيري هاي جناحي و نظامي بكشانيم ، كه در اين ميان، فقط و فقط بيشترين آسيب را مردم و آينده كشور ما مي بيند. براستي اگر خارجي ها قصد وتصميم جدي بربازسازي دارند، بايد در درجه اول از حمايت احزاب و نيروهاي داخلي نظامي سياسي د ست برداشته جامعه مصيبت زده افغانستان را به سوي امنيت و صلح دايمي رهنمون باشند. شايد خارجي ها و در راس آنان آمريكا نمي خواهند صلح دايمي و امنيت كامل را به اين زودي در افغانستان ببينند. زير حمايت هاي بدون دليل هر كدام آنان از جنگجويان داخلي و تفنگ سالاران محلي علت اصلي دامن زدن به ناامني هاي اخير در كشور بوده است.

برهمه ما كاملا روشن و واضح است كه بعد از سقوط طالبان و با ورود نيروهاي بين المللي و آمريكا به افغانستان ، احزاب سياسي و تفنگ سالاران محلي جان دوباره گرفته ، يكبار ديگر هم از لحاظ تسليحاتي و هم از جهت مالي تقويت شدند. كه اين تقصير مهم ، همچنان برعهده نيروهاي خارجي است. زيرا اگربرخي ازهمسايگان و كشورهاي ذي دخل درامورافغانستان ، در زمان حضور طالبان و بيرون راندن تمام اين ها ازكشور،اين ها را كمك نمي كردند ، امروز شاهد رشد و جان گرفتن دوباره اين ها به نفع برخي از خارجي ها و به ضرر مردم افغانستان نبوديم. بنابر اين لازم است تا نيروهاي بين المللي درافغانستان ازخود جرات بيشتري نشان داده با نقض کننده گان حقوق بشر و تفنگ سالاران و سياسيون نابخرد ، برخورد قاطعانه و جدي نمايند. تا بدين وسيله براي مردم افغانستان ثابت شود كه خارجي ها واقعا قصد بازسازي افغانستان را دارند. بي بند و باري هاي اجتماعي كه به سرعت رو به افزايش است مي تواند تا اندازه اي مفيد باشد.

درهرصورت نه روش ايجاد و پيدايش زمينه هاي آزادي اين است كه آزادي خواهان پيش گرفته اند و نه روش و طريقي كه تفنگ داران مد نظر دارد. بايد به اين نكته توجه داشت كه ما امروز در كشور نياز به يك تعادل عقلاني در حيطه هاي اجتماعي داريم. زيرا اين افراط و تفريط ها را در دوره هاي شروع حكومت جهادي و طالبي به مشاهده گرفته ايم و دقيقا به اين نتيجه رسيديم كه هر دو آنها به خطا رفتند و با شكست مواجه شدند.

امروز آنچه براي مردم ما مي تواند اصل باشد توجه به منش هاي رفتاري نسل جوان است. نسلي كه آينده مملكت را مي سازد وچشم اميد همه ما به آنهاست. اگرامروز بخواهيم با امر ونهي و يا بي بند و باري محض به سمت جوانان برويم ، يقينا آينده فرزندان خود را درمعرض خطر قرار داده ايم. امر ونهي كردن هاي بي مورد ما را از جوانان دور مي سازد و بي بند و باري ، آنان را از خودشان. پس لازم است تا در اين امور اعتدال را پيش گرفته آنگونه عمل نماييم كه بتوانيم سازندگان فردا را در پيشبرد اهداف سازندگي انساني رهنمون باشيم. اما رهبران و قوماندانان و خودخواهان جهادي هنوز معتقدند كه بايد با زور به مردم مسايل خود را توجيه كنند

همچنان ادامه‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌، حوادث‌ بيشمار تجاوز، تهد يد و ازدواج‌ اجباري‌ توسط‌ افراد مسلح‌ ‌، افزايش‌ بي‌سابقه‌ خود كشي‌ و خو د سوزي‌ زنان‌، تهديد فاميل‌ها تا د ختران‌ خود را به‌ مكتب‌ نفرستند، سوزاند ن‌ مكاتب‌ دخترانه‌، احساس‌ ناامني‌ زنان‌ در كار بيرون‌ از خانه‌، ممنوعيت‌ ظاهر شدن‌ آواز خوانان‌ زن‌ در راديو و تلويزيون‌، افزايش‌ زنان‌ و بيوه‌هايي‌ كه‌ چاره‌اي‌ جز گدايي‌ و روي‌ آوردن‌ به‌ فحشا ندارندو...هم اكنون دهها هزار ميل سلاح نزد گروپ هاي مسلح وجود دارد كه عامل نا امني در كشور هستند. اگر سلاح جمع اوري شده باشد، پس اينهمه زورگويي، درگيري، قتل و جنايت چگونه اتفاق مي‌افتند. همين حالا تنظيم هاي حزب گلبدين، جمعيت رباني، شوراي نظار، اتحاد سياف ، وحدت اكبري، وحدت خليلي، حركت هاي اسلامي و ... كاملاً مسلح بوده، واليان و قوماندانان امنيه تنظيمي هر يك دهها ميل سلاح در اختيار دارند. دوام اين حالت درکنار نارضايتی مردم نگرانی برخی سازمان های جهانی را نيز برانگيخته است

موضوع فساد دردستگاه حکومت به يکی از بحث های محوری مطبوعات غربی نيز تبديل شده چنانچه در يکی از شماره های اخير روزنامه واشنگتن پست در مطلبی از خريد و فروش پست های بلند دولتی در افغانستان خبر داده شده است. بسياری افغان ها به اين نتيجه رسيده اند که اگر جلو فساد گرفته نشود و اصلاحات لازم به وجود نيايد آنچه در سال هاي گذشته دولت و مردم به دست آورده اند به آسانی از دست خواهد رفت. سال گذشته شماری از سران جهادی که در گزارش سازمان جهاني نظارت برحقوق بشر ، متهم به نقض حقوق بشر شده بودند؛ در کابل گردهم آمدند و پیرامون گزارش اخیر سازمان نظارات بر حقوق بشر؛ به بحث و مشوره، پرداختند و دخالت شان در جنايات جنگي را رد كردند.آنان انتشار اين گزارش را توطئه‌ اي عليه مجاهدين توصيف و خواهان محاكمه تهيه ‌كنندگان اين گزارش شدند. در اين نشست كه شماري از سران جهادي و برخي نمايندگان مجلس حضور داشتند، بر تشكيل گردهمايي  در در اعتراض به گزارش سازمان متذکره تاكيد شد. برهان‌الدين رباني در رابطه ‌با گزارش سازمان نظارت بر حقوق بشر گفت كه بايد عليه تهيه‌ كنندگان اين گزارش اقامه دعوا شود. وي با اشاره به اينكه در گزارش به حيثيت ملي افغان‌ها تجاوز شده افزود: هر فردي از اين دار و دسته و لانه جاسوسي آنها گزارش را تهيه كرده بايد محاكمه شوند.( نه آدمکشان مسلح ) اين سازمان نه بر اساس احساسات اسلامي و يا دفاع ازحقوق بشر بلكه بر اساس وظيفه اطلاعاتي دشمن عليه جنبش آزادي ‌خواهي ملت‌ ها فعاليت مي كند. رباني اين گزارش را توطئه توصيف كرد و افزود: شماري از افراد داخلي و خارجي در تهيه گزارش ياد شده دخالت دارند.

همچنين رسول سياف نيز گفت كه اين ‌گزارش آسيبي به مجاهدين و مردم وارد نخواهد كرد بلكه باعث همبستگي بيشتر و وحدت ميان آنها خواهد شد. چندي قبل ديدبان حقوق بشر در گزارشي اعلام كرده بود: اگر كرزي عدالت را حاكم نسازد، روند تحكيم امنيت در كشور شكست خواهد خورد. در گزارش تاكيد شد كه وقت آن است افرادي كه درجنگ ‌هاي داخلي ودر وقوع جرايم جنگي دخالت داشتند به دادگاه احضار شوند. در گزارش ديدبان حقوق بشر از حكومت افغانستان انتقاد و گفته شد در عوض اينكه پايمال‌ كنندگان حقوق بشر و مجرمان جنگي به دادگاه احضار شوند، آنان دردولت وپستهاي کليدي گماشته شدند

درگزارش ازعبدالرسول سياف ، برهان‌الدين رباني ، قسيم فهيم ، اسماعيل خان ، عبدالرشيد دوستم و كريم خليلي نام برده شده است. براساس اين گزارش ، گلبدين حكمتيار رهبر حزب اسلامي ، ملا محمد عمر، ملا منصور ومولوي جلال‌الدين حقاني ازطالبان وحزب اسلامي متهم به جنايت ضد بشري نيز مي ‌باشند. پس ازانتشار اين گزارش دولت افغانستان مطالب سازمان نظارت برحقوق بشر رادرمورد شماري ازجهادي ها نادرست اعلام كرد. اما درسال هاي گذشته موسسات داخلى و جهانى حقوق بشر مكررأ گفتند كه نا قضين بزرگ حقوق بشر درچوكى هاى رسمى افغانستان كار مى كنند. اما تاكنون كسى مشخص نام فردى را ياد نكرده بود. مقامات افغانستان در پاسخ به اين اتهامات هميشه گفته اند كه اين سخنان صرف اتهامات است و عليه اين افراد اسناد و شواهد وجود ندارد. اما اخيرأ رئيس بخش آسيا در سازمان حقوق بشر هيومن رايتس واچ برات آدمس ازافرادى كه به گفته او عملأ به جنايت جنگى و جنايت عليه بشريت متهم مى باشند نام برد.

بسياري افغانها براين باورند كه گذشته هاي سوء اين افراد باعث مي شود كه آنها براي احراز چنين مقامهايي مناسب نباشند .دزدي هاي گسترده شبانه در پايتخت و ولايات نيز امنيت اجتماعي خانواده ها را با تهديد جدي مواجه کرده است.  به دليل فقر امکانات اغلب نا امني هاي اجتماعي در ولايات، پوشش رسانه اي داده نمي شود وشايد خيلي از رسانه هاي داخلي به دليل زير سوال نرفتن و تهديد نشدن به وسيله مقامهاي امنيتي و ديگران حاضر به انجام چنين ريسکي نيستند.  ازاينرو کمتر شاهد جلوه اينگونه نا امني ها در سطح رسانه ها هستيم .آمار و ارقام نيز وجود ندارد تا بتوانيم با مراجعه به آن، ميزان جرايم ارتکاب يافته ودر صد آن را در کشور تشخيص دهيم. وظيفه اصلي تامين امنيت در جامعه به عهده نيروهاي امنيتي و محاکم کشور است که ضعيف عمل نمودن اين دو نهاد در شرايط کنوني افزايش نا امني هاي اجتماعي را به نحوه چشمگير رقم زده است.  علنا مشاهده مي شود که منابع ملي ما توسط دزدان و سود جويان به تاراج مي رود ، ميراث فرهنگي ما که هويت ملي ما را به جهانيان معرفي مي کند از دل خاک بيرون کشيده شده يا از موز يم ها به غارت مي روند و پس از انتقال به کشورهاي همسايه سرازموزيم هاي شخصي جنرالا ن پاکستاني يا د يگر

کلکسيونرهااروپاوآمريکادر مي آورد . ذخاير و معادن ما که براي دولتمردان نا مکشوف باقي مانده اند گاهي اوقات به وسيله دزدان و غارتگران شناسايي مي شوند و آنان اين منابع ارزشمند را استخراج نموده ود ر با زارهاي خارج از کشور، به فروش مي رسانند. کشور ومردم افغانستان بادر به اين که اقتصاد ضعيفي دارند اندک بضاعت مالي ما چه در خانه و چه سرمايه هاي ملي اينگونه به غارت وتاراج مي رود

خليلزاد مي گويد- آمريکا در تقويت و پرورش بنياد گرايي اشتباه كرد، از همان آغاز مبارزه اش بعد از ١١ سپتامبر در برابر تروريزم جدي عمل نكرد. اين كشور بيشتر د لنگراني براي حضور درمنطقه داشت تا نابودي نطفه هاي تروريزم. ازجانب ديگر امريكا ميتوانست با كمك هاي اقتصادي موثر نه به دزدان درافغانستان ودلالان درپاکستان ، بلكه به افراد مطمئن و پاك براي رشد اقتصادي، زمينه سربازگيري تروريستها و بنياد گرايان را در كشور به حداقل برساند.  روزنامه گاردين "سلاح هايی كه ايالات متحده و بريتانيا به همراه متودهای پيشرفته جنگی دراختيار بنيادگرايان قراردادند به فاجعه در غرب ختم شد و براساس پديده چرخش برعليه كسانی مورد استفاده قرار گرفت كه آن ها را تهيه ديده بودند. با آن كه رسانه های گروهی آمريكا خود اعتراف می كنند كه روی كار آمدن دولت جهادي و طالبي در افغانستان ناشی از كمك های پنهانی است كه ايالات متحده به گروه های بنيادگرا كرده است. يكي ديگر از اشتباهات آمريكايي ها تاكيد بيش ازحد آنان بر روي عمليات هاي جنگي  است

ازطرف ديگرسازمان نظارت بر حقوق بشر ملل متحد،‌ با نشر اعلاميه ‌اي برخي از رهبران و مقامات احزاب گذشته را بر نقض و هتك حقوق بشر و ارتكاب جرائم جنگي متهم كرده است. بدون شك در دوران جنگهاي متوالي سه دهه گذشته هر دو گزينه ( نقض حقوق بشر و جرائم جنگي) به صورت ناراحت ‌كننده و تكان ‌دهنده در سطح كشور صورت گرفت و اكثريت رهبراني كه مستقيم و يا غير مستقيم در اين جنايات دست داشتند،‌ هم ‌اكنون نيز در عرصه قدرت مطرح و داراي قدرت و نفوذی تأثير گذار مي‌ باشند. برخي نيز مانند رهبران طالبان هنوز هم مصروف و سرگرم تداوم جنايات خويش عليه مردم بيدفاع افغانستان بوده و با ايدئولوژي خشك و افراطي خويش، عقيده باطل و فاسد خويش را در مورد قتل و كشتار مردم به پيش مي ‌‌برند. با اين‌كه سال هاازاين وضعيت جديد مي‌گذرد،‌ هنوز هم دورنماي صلح و زندگي مسالمت‌آميز چندان يقيني و اميدواركننده نيست و شكنندگي اوضاع به حدي است كه يك جرقه مي‌تواند تمام فضاي كشور را با شورش و آشوب مواجه سازد.

مؤلفه‌هاي آشتي ملي و انسجام ملي به شدت ضعيف و ناكارآمد است و حفظ ثبات بسيار دشوار،‌ و زيركي و هوشياري كامل مي‌خواهد. دراين وضعيت دامن زدن به گذشته و گذاشتن انگشت آن هم بر عملكرد رهبراني كه تادندان مسلح اند، مي‌تواند روند صلح و ثبات را در معرض مخاطره و تهديدهاي جدي‌ قرار بدهد كه مسلماً به صلاح افغانستان نخواهد بود. با اين‌كه تأمين عدالت اجتماعي و رسيدگي به دوسيه‌هاي جنايي گذشته بسيار مهم مي‌باشد،‌ اما حفظ يكپارچگي و مراقبت از ثبات نسبي به وجود آمده به مراتب مهم‌تر و ضروري‌تر است، چرا كه مصلحت و اهميت ثبات و آرامش براي تداوم حيات كشوروعبور ازمراحل لرزان و شكننده پس از بحران، امری ثابت شده و غيرقابل انكار است و اگر خداي نكرده اين بار، گذشته‌هاي سه دهه قبل تكرار شود، قطعاً ديگر افغانستان نخواهد بود كه بر سر محاكمه يا عدم محاكمه ناقضان حقوق بشر ومتهمان ارتكاب جرائم جنگي مناقشه و گفت‌وگو شود .

تهيه کنندگان گزارش حقوق بشراز کشورهای عضو ناتو تقاضا کرده اند که برای تلفات غيرنظامی در جريان عمليات اين نيروها درافغانستان خسارت بپردازند وعواملی را که منجر به کشته شدن غيرنظاميان شده، تحقيق و پيگيری کنند.  اين گزارش همچنين نسبت به آنچه که حضور گروه های مسلح غيرقانونی درافغانستان و سواستفاده از قدرت می خواند ابراز نگرانی کرده است.  درحال حاضر نبود امنيت کافی، وضعيت بد حقوق بشردرقراوقصبات ومناطق دور افتاده افغانستان و نيز نبود سيستم حسابدهی شفاف از ميلياردها دالر کمک شده به کشور، ازنگرانی های اصلی در راه پيشرفت و انکشاف کشور به حساب می رود. مدير بخش آسيايی ديدبان حقوق بشر می گويد: کابل و حاميان بين المللی آن تلاش های کمی برای برآورده کردن نيازمندی های اساسی مردم  چون امنيت، برق، غذا، آب و صحت به خرج داده اند. آمريکا، اتحاديه اروپا و ديگران بايد کمک های بيشتر اقتصادی، سياسی و نظامی را برای تامين حقوق بشر در افغانستان انجام دهند. وي با انتقاد از وضعيت امنيتی می گويد که هم اکنون شمار زيادی ازافغانها از بيم نا امنی نمی توانند کودکان خود را به مکتب بفرستند.

حقوق بشر در بخش ديگری به آنچه مشکل حضور نيرومند جنگسالاران و گروه های مسلح غيرقانونی در افغانستان می خواند اشاره کرده و هشدار داده که اين گروه ها، مشکل يکسان با گروه های تروريستی را برای مردم افغانستان فراهم کرده اند.درگزارش گفته شده ، هر دو طالبان و جنگسالاران با افغانها بدرفتاری می کنند.  نا امنی تنها در جنوب افغانستان وجود ندارد بلکه اين مشکل فراگير برای همه ای افغانها در سراسر کشور و برای ولاياتی است که از مناطق نا امن جنوب وشرق فاصله دارند. اين سازمان از دولت تقاضا کرده که برای تحکيم حاکميت قانون و تامين عدالت در اين کشور تلاش کند و بکوشد يک سيستم شفاف حسابدهی ايجاد شود.  

افغانستان بار ديگر در لبه پرتگاه قرار گرفت و به مکان امنی برای ناقضين حقوق بشر، جانيان و افراطيون مسلح مبدل شد.اکثريت اين ناقضين درگذشته نه چندان دور نيز باعث اذيت و آزار افغانان و بخصوص زنان و دختران و بی ثباتی کشور، منطقه و جهان شده بودند. موجوديت خلاء قدرت دربسا نقاط کشور زمينه بهره برداری را برای طالبان، مليشاهای قومی و جنگسالاران محلی فراهم آورد. اين گروها بشکل روزافزونی دست به خرابکاری وترور افراد عام زده و با حمله بر -اهداف آسان- مانند مکاتب و معلمين و چهره ها مذهبی، وحشت را درميان مردم عوام ايجاد نمودند

ذخايرومعادن ما که براي دولتمردان نا مکشوف باقي مانده اند به وسيله دزدان و غارتگران شناسايي مي شوند وآنان اين منابع ارزشمند را استخراج نموده ود ر با زارهاي خارج از کشور، به فروش مي رسانند. کشور ومردم افغانستان با توجه به اين که اقتصاد ضعيفي دارند اندک بضاعت مالي ما چه در خانه و چه سرمايه هاي ملي اينگونه به غارت وتاراج مي رود. تبدیل جنگ سالاران به كارمندان دولت. كرزی گفته بود: دوران جنگ سالاری به پایان رسیده است.

اما با وجود اعلام كرزی، جنگ سالاران هنوزجزوقدرتمندترین نیروهای كشور به شمار می‌روند. شماری از آنها در شهر و شهرك‌های افغانستان سنگر گرفته اند، مهمات جمع آوری می‌كنند، به قاچاق تریاك می‌پردازند و به نیروهای پولیس ضربه می‌زنند. آنهایی هم كه در كابل حضور دارند می‌توانند به راحتی نظامیان خود را ازنو به خدمت فراخوانند. چندی پیش برنامه توسعه سازمان ملل متحد كه پروژه‌ای را با هدف خلاصی كشور از شر جنگ سالاران و نظامیان غیرقانونی پیش می‌برد، اعلام كرد كه حداقل پنجصد عضو دولت كرزی مستقیما با گروه‌های نظامی‌غیرقانونی ارتباط دارند. يوناما اين نگرانی را مطرح کرد که ادامه فساد در حکومت به کاهش حاکميت دولت مرکزی منجر خواهد شد.   اگرچه افغانستان در يک مرحله گذار قرار دارد ولی ممکن نيست از کنار مسايل مهمی چون فساد، مواد مخدر و اداره ضعيف به آسانی گذشت.  وجود فساد اداری در دستگاه حکومت از آن دسته انتقادهای است که پس از طالبان ، کرزی همواره با آن مواجه بوده است؛ آنچه که حکومت کرزی از نخستين روزهای تشکيل متعهد به مبارزه با آن شده بود. ولی در حال حاضر اين مشکل به جای کاهش، رو به افزايش نهاده است.

نقض حقوق بشر، فقرونا امنی بشکل قابل توجهی با افزايش فاصله از مراکز ولايات افزايش ميابد. برخوردهای مسلحانه و نا امنی پيشرفت های اقتصادی را در اکثر نواحی افغانستان که يکی از عقب مانده ترين کشورهای جهان است، با مشکلات جدی و حتی با عقبگرد مواجهه ساخته است. بازسازی بالخصوص در جنوب آسيب ديده واين نقيضه بيشتر برخشم مردم افزوده است.

از سويي ديگر منطقي و مطلوب است كه براي ترويج و نهادينه ساختن حساب‌ گيري از دوره مسئووليت كساني كه مسئول بوده وهستند،‌ به تدريج گام برداشته شود و نيز اقدامات مؤثر و حساب‌شده در دفاع و حفظ حقوق بشرورسيدگي به جنايات سازمان‌يافته و پراكنده با حفظ مصالح و منافع آينده و فعلي كشور صورت بگيرد.بنابراين تثبيت وتحقيق و جمع‌آوري مدارك و اسناد در مورد جنايات انجام‌شده،‌ در مسئوليت نهادهاي مربوطه داخلي است وآن‌ها مسئوليت دارند تا به اين خاطر كه بتوانيم در آينده زمينه‌هاي تخطي ازحقوق بشررا از بين ببريم تحقيقات خود را به صورت كامل و جامع به قوه قضاييه كشورارائه كنند تا درآينده مورد استفاده قراربگيرد ولي فراموش نكنيم كه به انگيزه‌هاي تبليغاتي وسياسي واستفاده ابزارگونه ازاين مورد به ضرر صلح و ثبات دركشور است و آب آن فقط در آسياب دشمنان افغانستان خواهد رفت نه مردم افغانستان و قربانيان جنايات

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 
Design downloaded from free website templates.