WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی صباح

 

  چرامصيبت کشورراپاياني نيست؟؟؟                                                          ( صباح )

وجود چندين هزارنيروي خارجي دركشورباري ازمشكلاتي راازدوش مردم رنج كشيده مابر نداشته، بلكه درگيري آن‌ها با طالبان به تعداد قربانيان ومردم بي‌دفاع افزوده است. چرا كشورهايي كه ادعا مي‌كنند درکشور به دليل برقراري امنيت ومبارزه با تروريسم حضور دارند، تاكنون جزازويراني وکشتن قدمي بر نداشته‌اند، بايد ازاين مدعيان حقوق بشرپرسيد كمك‌هاي بين‌المللي راجز امرارمعاش روزانه خود دركجا صرف كرده‌اند؟ به راستي سهمي اندك ازميلياردها دالر كمك بين‌المللي و منابع نامحدود معدني افغانستان، چرا براي چنين مشکلات صرف نشده است؟

درافغانستان نه تنها شاهد ثبات و امنيت نيستيم بلكه هر روز شماري ازمردم بر اثرانفجار بمب يا حمله هواپيماهاي بدون سرنشين و يا به هرعلت ديگري كه به ناامني مربوط است، جان خود را از دست مي‌دهند. البته شايد در برخي ازمناطق، امنيتي نسبي حاكم باشد اما با توجه به حضور نيروهاي خارجي در افغانستان انتظار مي‌رفت ثبات نسبي در همه مناطق برقرار مي‌شد. بافت كشور به گونه‌اي است كه مي‌توان گفت تحولات كشور راه حل نظامي ندارد. هم اكنون نيزنيروهاي ناتو درباتلاقي گرفتار شده‌اند كه هيچ راه خروجي ندارند. ازيك طرف هزينه هاي سنگين نظامي نيروهاي ناتو، كشورهاي عضو اين سازمان را در شرايط بد اقتصادي و بحران مالي كنوني به تنگنا كشانده است. تلفات نيروهاي ناتو نيز ازطرف ديگر كشورهاي عضو سازمان را درمقابل افكارعمومي قرار داده است. همچنين اگردرشرايط كنوني ناتو افغانستان راترك كند شايد اتفاقات ناگوارتري روي دهد. مایکل استیل رهبر جمهوریخواهان کنگره به خاطر توصیف جنگ افغانستان به‌عنوان گزینه انتخاب شده اوباما و گفتن اینکه آمریکا هم مانند دیگر قدرت‌های خارجی درافغانستان شکست می‌خورد، مورد حمله هم‌حزبی‌هایش قرار گرفت. بعضی منتقدان، استیل را به خاطر این بدبینی سرزنش کردند و عده‌ای دیگر به خاطر اشتباه محاسباتی‌اش به او ایراد گرفتند. استدلال آنها این بود که جورج بوش دستور حمله به افغانستان را بعد از يازده سپتامبر داده ‌بود

جنگی که امروز آمریکا درافغانستان با آن رو‌به‌روست کاملا با آن چیزی که دولت بوش آغاز کرد متفاوت است. افغانستان اکنون کاملا گزینه جنگی مورد انتخاب اوباماست وخود رئیس‌جمهور هم با انتخاب جنرال دیوید پترائوس به فرماندهی نیروهای نظامی در افغانستان، آن را دریافته‌است. اما بعد ازنزدیک به ده سال جنگ، ادامه حضور نظامی آمریکا در افغانستان یا افزایش این حضور بهبود چندانی ایجاد نمی‌کند و ارزش سرمایه‌گذاری مالی و جانی آمریکا را ندارد. اکنون زمان آن رسیده تا میزان بلندپروازی‌هایمان را کم کنیم و به واقعیت برسیم

اولین نکته‌ای که باید درک کنیم این است که ادامه چنین جنگی درحقیقت یک گزینه و انتخاب است نه یک ضرورت. آمریکا دراکتبرسال دوهزارويک ميلادي برای سرنگونی دولت طالبان وارد جنگ شد. طالبان برکنار شد و اعضای القاعده دستگیر یا کشته شدند یا به پاکستان گریختند. آن جنگ لازم بود. اما دولت بوش نمی‌دانست در مرحله بعدی چه باید بکند. من درآن زمان در وزارت خارجه کار می‌کردم ازسوی بوش به‌عنوان هماهنگ‌کننده دولت آمریکا در امور آینده افغانستان منصوب شده‌بودم. دریکی ازجلسات شورای امنیت ملی به ریاست رئیس‌جمهور دراکتبر دوهزارويک، حرف من این بود که بعد ازسرنگونی طالبان و فراهم کردن فرصت برای استقرار یک دولت هرچند ضعیف در کابل، آمریکا باید کابل را ترک کند. بعدها هم گفتم که آمریکا باید بخشی ازیک نیروی بین‌المللی صلح‌بان در افغانستان باشد. همکاران من در دولت بوش علاقه‌ای به این پیشنهاد نداشتند. اما من می‌گفتم که تاریخ نشان داده درغیراین صورت موفقیتی در افغانستان به دست نمی‌آوریم. بالاخره آمریکا تصمیم گرفت بعد از سرنگونی طالبان به سراغ بلندپروازی‌های دیگر نرود. درسال دوهزارونوميلادي وقتی اوباما رئیس‌جمهور شد، وضعیت درافغانستان به‌شدت رو به وخامت می‌رفت. طالبان درحال قدرت گرفتن بودو واشنگتن نگران تهدیدی که از ناحیه افغانستان برای دولت نوپا وجود داشت.

از آن زمان تا‌کنون اوباما چندین فرصت برای ارزیابی دوباره اهداف و منافع آمریکا در افغانستان داشته و درهر مورد شدت دادن جنگ را انتخاب کرده‌است. تصمیماتی که در این میان گرفته شد هم ضد ‌و نقیض بود. از یک سو سي هزار نیروی جدید به افغانستان فرستاده شد تا هم به طالبان هشدار داده‌باشد و هم به دولت کابل تضمین بدهد.

اما از سوی دیگر وعده می‌داد که نیروهای آمریکایی از تابستان سال دوهزارويازده ميلادي بازگشت به خانه را آغاز می‌کنند. امروز راهبرد افزایش نیرو جواب نداده‌است.

با این حال اوباما فرصت دیگری دارد تا درباره این جنگ تصمیم بگیرد و گزینه‌هایی هم دارد. اول حفظ مسیر کنونی یعنی حمله به طالبان وآموزش اردوي افغانستان است. این گزینه هزینه زیادی دارد و به موفقیت هم نمی‌رسد. هزینه و خسارت اقتصادی ادامه سیاست فعلی برای آمریکا بیش از صد میلیارد دالر درسال است. گزینه دیگر خروج و عقب‌نشینی است. این کار ممکن است به فروپاشی دولت کرزی وغلبه کامل طالبان منجر شود. شاید افغانستان به لبنان دیگری تبدیل شود. گزینه دیگر آشتی و مذاکره و آتش‌بس با آن گروه ازطالبان است که آماده توقف درگیری هستند. این گزینه هم مشکلاتی دارد مانند اینکه ممکن است شرایط گفت‌وگوی دوطرف یکی نباشد یا طالبان علاقه‌ای به توقف درگیری نداشته ‌باشند. رابرت بلک‌ویل سفیرپیشین آمریکا درهند راه حلی جدید ارائه داده مبنی بر تقسیم افغانستان به این صورت که آمریکا کنترول طالبان برمناطق جنوبی پشتون نشین را بپذیرد به شرط آنکه به القاعده پناه ندهند. اما پشتونستان خودمختاردرداخل افغانستان می‌تواند به تهدیدی برای تمامیت ارضی پاکستان تبدیل شود و جمعیت بيست وپنج میلیونی پشتون‌های پاکستان هم ادعای خودمختاری کنند. چنین طرحی همچنین با مخالفت تاجیک‌ها، بلوچ‌ها و هزاره‌ها رو‌به‌رو می‌شود.

اما اوباما بالاخره چه باید بکند؟ اول باید ببینیم آمریکا چرا به افغانستان رفت. دوهدف آمریکا ازاین جنگ جلوگیری از استقرارالقاعده دراین کشور وتضمین عدم‌تهدید ثبات پاکستان ازسوی افغانستان بود. هردو هدف اکنون تا حدی محقق شده‌است. سیا می‌گوید شمار القاعده درافغانستان اکنون بین شصت تا صد نفر است. پاکستان به خاطر داشتن زرادخانه هسته‌ای، ازافغانستان مهم‌تر است ونفوس بیشتری هم دارد. اما آینده پاکستان با وقایع داخلی مرزهای این کشور رقم می‌خورد نه با وقایع همسایه غربی‌اش. اردوي پاکستان اکنون دریافته که طالبان پاکستان خطرناک‌ترین تهدید برای آینده این کشور است. به همین خاطر حمله علیه آنها شدت گرفته‌است.

هرروزتورماهيگيرعده ای ازماهی ها راصيدمی کند ،پس اگرامروزصيد نشدی خوشحال مباش ! ماهيگيرفرداهم درجستجوی طعمه است.

يک گزارش کنگره آمريکا تاييد مي کند که از سال دوهزارويک ميلادي، يکهزار ميليارد دالرازخزانه آمريکا تحت نام جنگ با تروريسم، خارج شده است.  رسانه هاي آمريکايي نيز نوشته بودند که بعد از سال دوهزارويک ميلادي بيش از سه هزاروصد سازمان وشرکت دراين کشور به راه افتاده اند که با بودجه هاي گسترده و بکارگيري مکان هاي وسيع و نيروي انساني بي شمار ، جاسوسي آمريکايي ها را مي کنند.

اين گزارش هاي افشا کننده، اين ديدگاه را که عمليات تروريستي يازده سپتامبر در داخل آمريکا و با اهداف خاصي داخلي و بين المللي طراحي شده بود، بيش ازپيش تقويت مي کند. کنگره آمريکا درگزارش خود تاييد مي کند هزينه هايي که دولت آمريکا دراين دوره زماني تحت نام مبارزه با تروريسم صرف کرده ، پس از جنگ جهاني دوم سابقه نداشته است. گزارش بخش تحقيقات کنگره آمريکا در خصوص هزينه لشکرکشي هاي اين کشور مي گويد که از هنگام حمله تروريستي يازدهم سپتامبر ،آمريکا مبلغي معادل يک هزار ميليارد و صدوپنجاه ميليون دالر صرف کرده است .
دفتر کميته بودجه کنگره درسال دوهزاروهفت ميلادي گفت- هزينه جنگها درعراق و افغانستان مي تواند تا سال دوهزاروهفده ميلادي بالغ بر دوهزار ميليارد وچهارصد ميليون دالر شود که اين مقدار دو برابرهزينه اي است که تاکنون صرف شده است. 

بنابراين افغانستان به مهمترين دغدغه ناتو وكشورهاي عضو آن تبديل شده است. درنشست ليسبون پايتخت پرتگال شاهد بوديم كه چگونه سران ناتو دنبال راه‌ حلي براي پايان دادن سريع به بحران درافغانستان بودند. هرچند درنهايت تصميم گرفته شد به تدريج امنيت برخي ازمناطق به نيروهاي داخلي واگذار شود. اما تا فرا رسيدن آن زمان راهبرد ناتو چگونه بايد باشد؟ قطعا ناتو دراين زمينه با گرفتاري‌ها و مشكلات زيادي مواجه خواهد بود

خانه شفاف‌سازي اطلاعات  درگزارشي به بررسي وتحليل حضور نظامي آمريكا در افغانستان پرداخته و مي‌نويسد: كاخ سفيد مهلت آغازعقب‌ نشيني نيروهاي خود را ازافغانستان، جون دوهزارويازده ميلادي اعلام كرد بنابراين، آنها نياز دارند تا اين عقب‌نشيني را كه درمقابل ديدگان مردم خود و مردم جهان صورت مي‌گيرد از طريق دست‌يابي به نتيجه‌اي عيني وملموس درافغانستان توجيه كنند. شكست درجلب حمايت مردم منجربه بمباران گسترده مناطق غيرنظامي شد براي اين منظور، يکصدوپنجاه هزار نيروي خارجي را همراه با تمامي امكانات وتکنالوژي نظامي جمع‌آوري ومستقر كرده‌اند. آمريكايي‌ها، قندهار را ازنظراهميت راهبردي به‌عنوان ميدان جنگي براي خود انتخاب كردند. طي نه ماه گذشته، آمريكايي‌ها تمامي تلاش خود را براي دستيابي به نتيجه‌اي نظامي يا سياسي درافغانستان انجام دادند. تمامي ابزارهاي تبليغاتي را به منظور دورنگه داشتن مردم ازگروه هاي جنگجو دراختيار گرفتند. ولي با اين حال، درجلب حمايت مردم شكست خوردند، به همين خاطر مهاجمان به بمباران گسترده مناطق غيرنظامي روي آوردند. اين مسائل موجب آواره شدن و جابجايي هزاران خانواده ازسرزمين خود شد . جنگجويان ازابتداي شروع عمليات‌ها،عمليات‌هاي را درمراكز ولايت وشهرها انجام دادند، در نتيجه، ابتكارعمل را بدست گرفتند. آنان نه تنها اين عمليات‌ها را درشهر قندهار اداره كردند بلكه به مناطقي چون ميدان دند ، ارغنداب ، ژيري پنجوايي وميوند گسترش دادند. چندي قبل، نيك كارتر، فرمانده نيروهاي خارجي نتوانست هيچ‌گونه اطلاعاتي در مورد اين عمليات‌ها به رسانه‌ها ارائه دهد.  اين گزارش شكست خارجي‌ها درعمليات قندهار را دليل اصلي شكست حاميان اوباما ودموكرات‌ها درانتخابات ميان‌دوره‌اي دانسته و نوشته است. همچنين، به دليل شكست‌هاي آنان دراين عمليات، ميزان محبوبيت اوباما درآمريكا به ميزان چهل درصد كاهش يافت

ازجانب ديگرکشمکشها وسراسيمگي درداخل متحد ين ودولت افغانستان همچنان ادامه دارد بگونه مثال سخنان مداخلانه جويانه خارجي ها درمورد توضيح خواستن ازرئيس جمهورمبني برگرفتن پول از كشور ايران،نشان داد كه آنان نه تنها به استقلال عمل، فكر وانديشه وآزادي واقعي وقعي نمي نهد، بلكه اگرمنافع وشرايط اقتضا كند خود چنان طوفان سهمگين و ابرتيره وتاري درآسمان آزادي و دراجتماع و نظام افغانستان ايجاد كنند كه مجال هرگونه درست انديشي و تفكر را ازسياست مداران ميگيرد. با توجه به دشمني ديرينه ايران وامريكا، مقامات غربي يكي از منافع حضور خود درمنطقه را كنترول اوضاع در ايران ميدانند واين از جمله همان منافعی است كه رئيس جمهور كرزي نيز از آن ياد كرده و گفته است كه خارجيان در افغانستان به دنبال منافع خود هستند. كاملاًروشن است كه اگر چنانچه اينگونه نبود، نيازي به نگراني خارجي هادرمورد كمك به دولت افغانستان نبود زيرا به همگان واضح است كه نظام جديد افغانستان طي ده سال ازكمك كشورهاي خارجي در بخش هاي مختلف حتي براي بودجه هاي خود استفاده ميكند وبا كمك مستقيم نظامي خارجيان و بقاء و دوام خود ادامه داده است، پس كمك يك كشور اسلامي چه جاي نگراني دارد؟ نگراني واقعي را بايد در سخنان مداخلانه جويانه خارجي ها دانست. گستردگي سطح تأثير گذاري اين گونه دخالت هاي غربيان بر جامعه افغانستان و نتايج نا مطلوب آن بويژه درارتباط به آسيب رساندن به حيثيت برخي چهره هاي نظام از جمله رياست جمهوري، درپي مواضع مناسب ومثبت ايشان براي جامعه افغانستان، اما برضد منافع غربيان به مانند لغوموسسات امنيتي خصوصي وايجاد روابط مفيد با همسايگان ، حاكي ازوجود طرح حساب شده وبرنامه ريزي شده با منشأ غربي و با هدف آسيب رساندن به چهره هاي ملي مي باشد، كه قطعاً نبايد از كنار آن به ساد گي گذشت. و يقيناً ريشه يابي مقالات روزنامه هاي غربي حقايق بيشتررا روشن خواهدكرد. سخنراني ها واقدامات اخير رئيس جمهور باعث ایجاد شایعاتی شده است كه خارجي ها به جستجوي فرد مورد نظر ديگري براي جانشيني كرزي باشند. با توجه به دخالت هاي آنان وحوادث اخير، اين امر را چندان هم دور ازواقعيت نمي نماياند.

به هرصورت اينگونه اظهار نظرهاي مداخلانه جويانه نظريه آن عده ازمردم وكارشناسان را قوت بخشيده و به اثبات ميرساند كه نزديكي بيش ازحد و واگذاري اختيارات به خارجي ها نه تنها بحران ها درافغانستان را تخفيف و يا كاهش نخواهد داد، بلكه به بروز مشكلات جديد خواهد انجاميد، و تجربه ثابت كرده است كه مردم افغانستان با كسانيكه بخواهند ازدرسلطه واردعرصه شوند هرگز مدارا نخواهند كرد. و غربي ها نبايد هرگز تجربه تلخ سلطه استعمار گران را درکشور تكرار كنند. افغانستان خاطرات ناخوشي از تجاوزات و دخالت هاي خارجيان دارد و غربي ها نيز نشان داد كه سعی نكرده است خصوصيات و آرزوهاي مردم را درك كند وموجبات تلطيف و التيام دردها و زخم هاي آنان را فراهم نمايد،‌ بلكه برعكس با اينگونه دخالت ها وعملكرد ها، موجبات تشديد آزردگي ملت را فراهم ميسازد كه اگرادامه پيدا كند بدون شك زمينه واكنش هاي مردمي را فراهم خواهد ساخت ودرمرحله اي بعد واكنش ها تبديل به نفرت خواهد شد.

همچنان تردد وگشت نیروهای خارجي درشهرهاوولايات بسیار تحریک کننده شده است وبهتر است که غربي ها این اقدامات نظامی را محدود کنند. این انتقادات صریح کرزی باعث خشم مقامات آمریکائی شده است . جنرال پترائوس فرمانده نیروهای آمریکائی با اشاره به اظهارات کرزی گفته است که عملیات شبانه نیروهای آمریکائی علیه مواضع طالبان بخش عمدهای ازاستراتژی آمریکا محسوب میشود. واشنگتن پست مینویسد درخبر ها آمده بود که پترائوس تهدید کرده بود که استعفا خواهد داد اما مقامات آمریکائی این خبر را تکذیب می کنند.

راه و روش حامد کرزی باعث عصبانیت فرماندهان نظامی شده ومی گویند این اظهارات ادامه عملیات جنگی را با مشکل مواجه نموده است. اظهارات ريس جمهور درتناقض با استراتژی بگیرو بکش دیوید پترائوس برای مقابله با طالبان است. ازسوی دیگر سناتور گراهام که اخیراً ازکشورما بازگشته به شبکه تلویزیونی ان بی سی گفت از صحبتهای کرزی تعجب کرده‌است چرا که درمذاکرات به وی گفته شد که عملیات شبانه علیه پایگاههای طالبان نقش عمده‌ای درپیروزی نیروهای آمریکائی دارد

 جیمی كارتر، رئیس جمهوراسبق آمریکا كه برای معرفی كتابش تحت عنوان خاطرات كاخ سفید صحبت می كرد گفت هركسی كه به افغانستان حمله كرده است بازنده ازآن بیرون آمده و من تردید جدی دارم ازاینكه ما بتوانیم به اهداف خود فایق آییم. کاتراظهارداشت براین باوراست كه آمریکا احتمالا درجنگ افغانستان شكست خواهد خورد. وی افزود بسیاری از چیزهایی كه من دردوران ریاست جمهوری ام با آنها روبرو بودم هم اكنون بر روی میز اوباما قرار دارد تا آنها را حل كند.

روزنامه واشنگتن تایمز دريکي ازشماره هاي اخیر خود زیر عنوان ارزیابی جدید راجع به ستراتیژی جنگ در افغانستان می نویسد، نو سال است که ایالات متحده امریکا در افغانستان مصروف جنگ است، اما هنوز هم نه مردم امریکا و نه هم نماینده گان انتخابی آنها به صورت روشن می دانند که اهداف امریکا در منطقه چیست.

فرنک اولف یک عضو کمیته تخصیص بودجه مجلس نماینده گان امریکا از حزب جمهوری خواه در یک نامه یی که به بارک اوباما فرستاده خواسته است، یگ گروپ مطالعه افغانستان - پاکستان تشکیل شود تا ماموریت ایالات متحده امریکا را در افغانستان مورد ارزیابی جدید قرار بدهد. نوسال است که ایالات متحده امریکا در یک جنگ طولانی مصروف است، اما مردم امریکا و نماینده گان انتخابی آن ها احساس روشنی نه دارند، راجع به این که اهداف ما درافغانستان چیست و برای بدست آوردن این اهداف چه اندازه فاصله داریم. در نامه یی که اولف عضو کمیته تخصیص بودجه مجلس نماینده گان امریکا به رییس جمهور اوباما فرستاده گفته است، در صحبت های که اخیراً با دیپلومات های سابق، متخصصین امور سیاست عامه و نظامیان بر حال و متقاعد نظامی داشتم، آنها یک تصویر ترسناک ازاوضاع درافغانستان ترسیم کردند و همه به این نیزموفق بودند که سیاست ما درافغانستان بی هدف است و ضرورت عاجل است تا یگ گروپی که من آن را گروپ کاری افغانستان - پاکستان می خوانم تشکیل شود. تاسیس چنین گروپ، اعتماد ملی ما را در مورد نحوه موفقیت ما در افغانستان ودرمورد حرکت ما به سوی هدف مشترک ما درافغانستان نیروی تازه می بخشد. این همیشه به منافع ملی ما است تا به صورت علنی چالش ها یی را که پیشروی ما قرار دارد ارزیابی نمایم و برای موفقیت خود تصویر روشنی ترسیم کنیم

روزنامه دیگرچاپ امریکا باستون گلوب زیرعنوان عواقب بعدی افشاه اسناد محرم ویکی لیکس مقاله تحلیلی نوشته و در یک بخش این مقاله می نویسد، به تعقیب فاش شدن اسناد محرم ازسوی موسسه ویکی لیکس، پاکستان و اداره استخبارات این کشور مطمین شدند که تلاش های آن ها در برابر کار با کرزی به منظور تاسیس روابط دوباره، منجر به بی اعتمادی شدید تاریخی گردید. این که چگونه افغانستان و پاکستان می توانند بر چالش هایی غلبه کنند که توسط راپورهای محرم استخباراتی ویکی لیکس به وجود آمده مبنی برداشتن ارتباط آی-اس-آی به وقایع و رویداد های خصومت آمیزدرافغانستان، تعین خواهد کرد روابط پاکستان را درهمسایگی و با ایالات متحده وهمچنان گذرگاه خروج نیروها از منطقه. کنفرانس مطبوعاتی رییس جمهور کرزی بعد از افشای ویکی لیکس نشان می دهد که به روابط حسنه نو پای افغانستان وپاکستان همین اکنون صدمه وارد آمده است

ازطرف ديگراستیون سکر مديربرنامه گفتگوی صریح شبکه تلویزیونی بی بی سی درمقدمه مصاحبه با راس موسن سکرترجنرال ناتومی گوید: سازمان پیمان اتلانتیک شمالی برای مقابله با تهدیدهای امنیتی جدید برنامه ای ده ساله تدوین کرده است اما اعتبار این سازمان تا حدود زیادی به نتیجه جنگ درافغانستان بستگی دارد.  شکست ناتو در افغانستان راهبرد جدید ناتو برای مقابله با تهیدید های جهانی در دهه آینده را بی اعتبار خواهد کرد. آندرس فوگ راس موسن گفت با آنکه امروز جنگ درافغانستان مهم ترین عملیات نظامی است که ناتو درگیر آن است

بین اعضای ناتو درباره سپردن مسئولیت امنیت افغانستان به نیروهای داخلي توافق صورت گرفته است وازابتدای سال آینده میلادی به تدریج این واگذاری مسئولیت آغاز خواهد شد و در سال دوهزاروچهارده ميلادي نیروهای داخلي مسئولیت تامین امنیت درسراسر کشور را برعهده خواهند گرفت.  البته ناتو با بررسی اوضاع از توانمندی نیروهای داخلي برای ایفای این نقش مطمئن خواهند شد و تا این اطمینان به دست نیاید نیروهای ناتو خاک افغانستان را ترک نخواهند کرد و این کشور را به طالبان نخواهند سپرد.  راس موسن گفت اینکه درگیری ها شدت یافته است امری طبیعی است چون ما نیروهای بیشتری به افغانستان اعزام کرده ایم و نیروی بیشتر یعنی درگیری بیشتر. نیروهای ناتو مراکز قدرت طالبان در هلمند و قندهار را آماج حملات خود قرار داده اند. امروزطالبان بیش ازهر زمان دیگر زیر فشار حملات ناتو قراردارد و هدف ما این است که رهبری طالبان را به درک این نکته وادارکنیم که به هیچ وجه امکان پیروزی نظامی ندارند و باید برای پایان دادن به جنگ به مذاکره روی آورند و نشانه های چنین تحولی را در میان رهبری طالبان می توان مشاهده کرد. راسموسن درباره برنامه و راهبرد آتی ناتو گفت مهمترین هدف ناتو دفاع ازکشورهای عضو ومردم آنهاست واگراین مسئولیت لشکرکشی به نقاط دیگردنیا را ایجاب کند ناتو دراین مورد تردیدی به خود راه نخواهد داد اما اجرای چنین عملیاتی درخارج ازقلمرو ناتو سیاست از پیش تعین شده ناتو نیست. وی گفت تردیدی وجود ندارد که ما از جنگ در افغانستان درس هائی آموخته ایم وهنگامی که به گذشته نگاه می کنیم متوجه می شویم از همان ابتد ارزیابی درستی از اوضاع درافغانستان نداشتیم. ما برای جنگ دراین کشورمنابع لازم را اختصاص ندادیم و اموزش نیروهای داخلي نیز با تاخیربسیار طولانی و درواقع سال گذشته آغاز شد. به همین علت تصمیم گرفته شده است که یک جزوتام ویژه آموزشی در ناتو ایجاد شود تا با بهره گیری ازآن در مواقع ضروری نیروهای محلی اموزش داده شوند و نیازی به اعزام نیروهای ناتو به نقاط مختلف دنیا نباشد

شماری ازاعضای کانگرس در باره اقدامات اداره باراک اوباما بدلیل ریشه کن سازی تروریستان از مناطق سرحدی میان افغانستان و پاکستان ابراز شک و تردید کردند. آنان ميپرسند که اداره اوباما چه اقداماتی راعلیه طالبان والقاعده در مناطق سرحدی میان افغانستان وپاکستان کرده است؟ همچنان یک عضو حزب جمهوری خواهان در کانگرس امریکا ميگويد  که طالبان و القاعده در مناطق سرحدی میان افغانستان و پاکستان پناهگاه دارند، بنا بجای اینکه در مورد فرستادن سربازان بیشتر به افغانستان فکر شود، باید درباره آن فکر کنیم که چگونه تروریستان را در این منطقه از بین ببریم

همچنان درپهلوي لاف وگزاف فراوان ، سفرمخفيانه مسوولان عالي رتبه دو كشور آمريكا وانگليس به افغانستان درحالي صورت مي گيرد كه حدود ده سال از سيطره نيروهاي نظامي كشورهاي خارجي به ويژه آمريكا و انگليس درافغانستان مي گذرد و آمار نيروهاي نظامي اين كشورها نيز اينك افزون بر يکصدوپنجاه هزارنفر اعلام شده است

شبكه خبري الجزيره درحالي خبر حضورسرزده و مخفيانه ديويد كامرون نخست وزير انگليس در افغانستان را منتشر كرد كه دوروزقبل نيز افكارعمومي جهان ازسفر مخفيانه اوباما به افغانستان بدون ملاقات با مقامات كشورمتعجب شدند، پنهاني وارد ميدان نظامي بگرام شد ودرحالي كه تنها شصت كيلومتربا كابل بيشتر فاصله نداشت، بدون ملاقات حضوري با رييس جمهوري کشوروپس ازملاقات با سربازان آمريكايي، كشور را ترك كرد.

انگليس حدود ده هزار نيرو درافغانستان دارد كه عمده آنان در هلمند مستقرند كه از ابتداي سال جاري ميلادي تاكنون بيش ازسه صدوچهل نفر از آنها كشته شده اند.  سال دوهزاروده ميلادي ازمرگبارترين سالها براي سربازان انگليسي در افغانستان از زمان شروع جنگ درسال دوهزارويک محسوب مي شود. اين درحالي است كه تلفات نيروهاي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي درافغانستان از ابتداي سال جاري ميلادي تاكنون از مرز ششصدوبيست نفرگذشته كه اين ميزان در مقايسه با پارسال بيشتر شده است. افزايش سفرهاي مخفيانه مقامات عالي رتبه كشورهاي غربي از نظر تحليلگران داراي علل مختلفي است كه نبود امنيت ازجمله مهمترين آنها قلمداد مي شود.

نخستين روزهاي لشکرکشي به افغانستان توسط غربيها و سقوط طالبان درسال دوهزارويک ميلادي را خوب به ياد داريم، هياهوي تبليغاتي رسانه هاي قدرتمند جهان كه تبليغ مي كردند آمريكا و همپيمانانش براي تحقق امنيت و دمكراسي وارد افغانستان شده اند.  همان زمان بسياري از كارشناسان منطقه هشدار دادند كه استفاده صرف از توان نظامي و بهره نگرفتن از ظرفيت كشورهاي منطقه در حل بحرانهاي افغانستان نتيجه بخش نخواهد بود. وبوش مغرورانه ميگفت : مردم افغانستان سخاوت آمريکاراشاهد خواهند بود.

حال پس از گذشت ده سال مردم جهان به چشم خود مي بينند حضوريک دهه كشورهاي مدعي قدرت برترجهان در افغانستان كه با آخرين ساز وبرگ نظامي خود وارد كشور شده اند، به تحقق نخستين وابتدايي ترين شعارآمريكايي ها و همپيمانانش امنيت هم نيانجاميده است.  اوضاع امنيتي کشور پس از ده سال اكنون به جايي رسيده كه از ماهها قبل بوي مذاكره وسازش با طالبان درکشور به مشام مي رسد. موضوع مذاكره با طالبان طي چندماه گذشته به عنوان مهمترين خبرهاي رسانه هاي جهان مطرح مي شد تا اينكه حتي به تشكيل شوراي عالي صلح درکشور نيزانجاميد اما ‌يكباره خبري قابل تامل مبني برفريب استخباراتي وبازي گيج کننده اطلاعاتي مبني برجعلي بودن شخص مذاكره كننده طالبان منتشر شد وبه دنبال آن انتشار بيانيه طالبان آب پاكي را روي دست خيلي ها ريخت.  طالبان اعلام كرد كه با شرايط كنوني مذاكره نمي كند.  بي ارزش شدن دوسيه مذاكره با طالبان (‌در رسانه هاودرسرميزادارات امنيتي) ازيك سووتداوم ناامني ها ازسوي ديگر پيام آور آينده اي مبهم ازاوضاع امنيتي دركشور است به طوري كه مردم نيز اين روزها دغدغه هاي امنيتي را پس ازده سال حضورنيروهاي مسلح کشورهاي مختلف، به عنوان دغدغه اصلي واولويت دارخود حتي بعد ازبيكاري ومشكلات معيشتي مطرح مي كنند.

تازه ترين نظرسنجي انجام شده توسط بي بي سي ادعا دارد كه افغان ها دغدغده هاي امنيتي را حتي با اولويت نسبت به مشكلات معيشتي، فقر و بيكاري مي دانند.  نكته قابل توجه دراين نظرسنجي آمارقابل ملاحظه افغانهايي است كه گزينه مذاكره وصلح با طالبان را انتخاب كرده اند. با توجه به شرايط موجود به نظر مي رسد اوضاع پيچيده امنيتي در کشورراهي جز پشت پازدن به شعارهاي رنگارنگ روزهاي ابتدايي لشکرکشي وسقوط طالبان را برايخارجي ها برجاي نگذاشته تا هم بتوانند پاسخي به مردم جهان وهم براي افكارعمومي كشورهاي خود شان داشته باشند.

كشورهاي غربي كه به افغانستان نيروهاي نظامي اعزام كرده اند، امسال با افزايش شمار تلفات اين نيروها، بيش از هرزمان تحت فشار سنگين افكارعمومي مردم خود قرار گرفته اند و گويا به اين نتيجه نيزرسيده اند كه شايد منافع ماندن درافغانستان بسيار كمتراز پيش بيني ها باشد.  به هر صورت، وقتي به سفرهاي مخفيانه مقامات غربي نگاهي مي اندازيم، ‌اگرچه اين مقامات با ورود به افغانستان به موضوع زمان خروج تدريجي نيروهاي خارجي ازابتداي سال آينده ميلادي اشاره مي كنند، اما هنوز براي اينكه در برابر افكار عمومي جهان نيز بي پاسخ نمانند، بر لزوم تداوم حضورشان تا چند سال آينده تاكيد مي كنند.  اين درحالي است كه نشست اخير كشورهاي ناتو براي پايان حضور نيروهاي نظامي درافغانستان سال دوهزاروچهارده ميلادي را براي خروج تمامي نيروها اعلام كرد اما برخي كارشناسان تحقق اين مهم را بعيد پيش بيني مي كنند. افزايش ناامني ها درکشورباوجود استقرار نيروهاي خارجي، تشديد نااميدي افغانها نسبت به اوضاع امنيتي و شرايط نامناسب موجود دركشور را نشانگر سياستهاي غلط مي دانند. درسال جاری میلادی ۶۷۰ سرباز خارجی درافغانستان کشته شده اند، درحالی که این آماردرسال ۲۰۰۹ میلادی به ۵۰۲ نفر رسیده بود.

روزنامه‌ ساندي تايمز انگليس اخيرآ درگزارشي اعلام كرده است كه طالبان به‌طور رسمي از سوي بالاترين مقام‌ها در دولت اسلام‌آباد حمايت مي‌شوند. اين نشريه حتي پا را فراتر از اين مي‌گذارد و براساس شواهد خود تأكيد مي‌كند كه هفت نفر ازپانزده عضو مجلس شوراي كويته (شوراي جنگ طالبان) به سازمان اطلاعات پاكستان وابسته هستند. طبق گزارش منتشرشده ازسوي كالج علوم اقتصادي لندن، دولت پاكستان درافغانستان درواقع نقشي دوگانه ايفا مي‌كند. مت وولدمن، تحليلگر پوهنتون هاروارد عقيده دارد كه درتحقيقات قبلي درباره شبه‌نظاميان، تا حد زيادي نفوذ سازمان اطلاعات پاكستان بر طالبان ناديده گرفته شده است

درگزارش ساندي تايمز كه به ده‌ها مصاحبه، مستند است و دونفرازمقام‌هاي بلندپايه امنيتي كشورهاي غربي آن را تأييد كرده‌اند، آمده است: سازمان اطلاعات پاكستان كه براي طالبان پناهگاه وحمايت‌ مالي، نظامي و لوژستيكي تأمين مي‌كند براي انجام عمليات جنگي ازنفوذ قدرتمندانه‌اي برخورداراست. در گزارش ادعا شده كه آصف‌علي زرداري اخيرا با تعدادي از رهبران طالبان ديدار كرده و به آنها تأكيد كرده كه دولتش به‌طور كامل از طالبان حمايت خواهد كرد؛ هرچند سخنگوي رسمي دولت پاكستان اين موضوع را رد كرده است.

روزنامه گاردين درگزارشي اعلام كرده است كه درافغانستان بسياري براين باورهستند كه آمريكا ازطالبان درهمه زمينه‌ها حمايت مي‌كند. به عقيده اين گروه آمريكا واقعا خواستار طولاني‌شدن جنگ در كشور است زيرا مي‌خواهد حضورخود راتثبيت و طولاني كند.  درواقع اگر طالبان شكست بخورد و به‌طور كامل از بين برود آمريكا ديگر بهانه‌اي براي باقي‌ماندن در افغانستان نخواهد داشت. اردوي افغانستان وقتي پايگاه‌هاي طالبان را تصرف مي‌كند متوجه مي‌شود كه اسلحه‌هاي موجود دراين پايگاه‌ها مشابه اسلحه‌هايي است كه آمريكا به اردوي افغانستان مي‌دهد. علاوه بر اين بسياري بر اين باورهستند كه ايالات متحده آمريكا مدارس آموزش افراط‌گرايان درافغانستان وپاكستان را تأمين مالي مي‌كند و هلکوپترهاي آمريكا كالاهاي ضروري را به شبه نظاميان طالبان مي‌رسانند. انگليسي‌ها هم دراين رابطه مورد اتهام هستند و بسياري عقيده دارند كه آنها مايلند بيشتر ازآمريكايي‌ها درافغانستان باقي بمانند. آنها مي‌خواهند با طالبان به مذاكره بنشينند تا آنها را براي پيوستن به نيروهاي دولتي راضي كنند. انگليسي‌ها مي‌خواهند از اين راه، نفوذ خود درمنطقه را همچنان پرقدرت باقي نگه دارند. واقعيت اين است كه هركدام از طرف‌ها به دلايل خاص خود مايلند كه طالبان همچنان حضور فزيکي نيرومندي درمنطقه داشته باشند. آنها مي‌خواهند كه از وجود طالبان درصحنه‌ها و امتيازگيري ازرقبا، بهره‌برداري كنند. دراين ميان شبه‌نظاميان طالبان كه ازهمه طرف‌ كمك دريافت مي‌كنند ازوضعيت موجود بيشترين بهره را مي‌برند. آنها در اين شرايط مي‌توانند به‌راحتي فعاليت‌هاي خود را ادامه دهند. واقعيت اين است كه تا زماني كه در‌گيري وجود دارد طالبان نيز وجود خواهند داشت.

القدس العربي دريک گزارش تحليلي مينويسد: جرگه صلح درپايان نشست خود با حامد كرزي، رئيس‌جمهوري اين كشورسرانجام به او اين اختيار را دادند كه با طالبان كه اكنون جنگ خونين خود عليه نيروهاي سازمان پيمان ناتو ونيروهاي دولتي را شدت بخشيده است به گفت‌وگو بنشيند. نكته بسيارجالب درنشست مشورتي جرگه صلح اين بود كه حامد كرزي درسخنراني خود درباره طالبان زبان نرمي اختيار كرد واين امر نمايانگر تمايل شديد وي براي نزديك شدن به طالبان به حساب مي‌آيد.او رهبران طالبان را برادر توصيف كرد و مسئله عفو عمومي را مطرح ساخت.

كرزي همچنين در اين نشست پيشنهاد پرداخت پول، تأمين پناهگاه‌هاي ايمن درخارج ازكشور وجذب شبه نظاميان طالبان درنهادهاي دولتي را مطرح كرد. اينكه حامد كرزي خود به چنين باوري رسيده باشد وبا ايالات متحده آمريكا دراين رابطه مشورت نكرده باشد امري دور از ذهن است، به‌ويژه اينكه اوقبلآ درواشنگتن با اوباما و اعضاي دولتش ديدار كرده بود.خارجيها درافغانستان درتنگناي عجيبي گرفتار شده است. جنگ درافغانستان برايآنان بسيار پرهزينه است وحضور بيش ازصدهزار سرباز درشرايط كنوني اقتصاد آمريكا بردوش خزانه اين كشور وماليات دهندگان آمريكايي به‌شدت سنگيني مي‌كند.  گفته مي‌شود كه هزينه ماهانه جنگ آمريكا درافغانستان هفت ميليارد دالراست كه البته بايد به آن مشكلات صدها كشته و زخمي را هم اضافه كرد. تهاجم گسترده آمريكا و نيروهاي ناتو عليه طالبان درهلمند كه با هدف پايان دادن به كار طالبان درآن منطقه صورت گرفت، موفقيت آميز نبود. طالبان پس از موفقيت در دفع حملات نيروهاي خارجي توانست ضربات سختي به نظاميان خارجي وارد كند.

طالبان عملاً بردو‌سوم خاك افغانستان سلطه دارند وبارها توانسته اند درمواقع حساس دولت كرزي را با حملات خود تحت الشعاع قرار دهند. آنها حتي زماني كه وزيران درحال اداي سوگند قانون اساسي بودند كاخ رياست‌جمهوري را مورد حملات خوطش قراردادند ، مسئله‌اي كه درنخستين روزنشست جرگه صلح تكرار شد.تهاجم طالبان مي‌تواند نمايانگرقدرتمندي ونفوذ آنها حتي دركابل باشد. با درنظرداشت قدرتمندي طالبان، درخواست كرزي را مي‌توان نتيجه ضعف اوتفسير كرد وعدم‌پذيرش پيشنهادهاي كرزي ازسوي مخالفين تفسير فوق را تاييد مي‌كند.

 طالبان بارها تأكيد كرده است كه با آمريكايي‌ها وفرماندهان سازمان پيمان آتلانتيك شمالي تنها درمورد يك موضوع گفت‌وگو مي‌كند، خروج نيروهاي بيگانه ودراختيار گرفتن قدرت. طالبان اكنون مي‌دانند كه درموضع قدرت قرار دارند. فرمانده نيروهاي انگليسي درافغانستان به تازگي اعلام كرد دراين جنگ نمي‌توان پيروز شد وبيشتر مردم انگليس در نظرسنجي‌ها خواستار خروج نيروهاي خود شده‌اند. مجموع اين مسائل نشان مي‌دهد كه بازگشت طالبان به قدرت از آنچه ما تصور مي‌كنيم بسيارنزديك‌تر شده است. الاهرام والقدس العربي ،ترجمه محسن ساري

کرزی که دراین اواخراز تکتیک های کشورهای غربی درمبارزه علیه طالبان انتقاد کرده، هم چنین گفت که روابط محکم با اسلام آباد دارد. وی گفت، اطمینان می دهد که میان دوکشور بی اعتمادی وجود ندارد. این درحالیست که روابط میان دوکشور بارها با اتهامات برسرارتباط میان ادارهء استخبارات پاکستان و طالبان وحضور تندروان پاکستانی در افغانستان متشنج شده است. کرزی گفت، تلاش های قوای بین المللی درافغانستان مانند سال های اول موفق نیست. وی که همواره پاکستان را به مداخله درامور افغانستان متهم می کرد، گفت: ملت افغانستان دست را با جهان یکی کرد حکومت طالب ها و القاعده را ازافغانستان راندند وافغانستان دوباره به یک روند عادی زنده گی برگشت. ولی به تعقیب آن حملات تروریستی درافغانستان زیاد شد. درعین حال دیدیم که پاکستان هم مورد حملات شدید تروریزم قرار گرفت. این ما را به این وادار کرد تا ما دیدگاه خود را تجدید دوباره کنیم و تحلیل کنیم که چه می گذرد. این کار های که می شود همیش از پاکستان به طرف افغانستان می آید یا و یا یک دسیسه بزرگ تردرکار است که هم افغانستان را بی ثبات می سازد وهم پاکستان را. کرزی هم چنین گفت، قوای بین المللی نتوانست که مراکز آموزش و تمویل تروریستان را ازبین ببرد وطبق میل مردم افغانستان دربرقراری امنیت نیزموفق نبوده اند. استفاده ازبخشهاي خبري

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 
Design downloaded from free website templates.