WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی صباح

 

 افغانستان غرق درلجنزارفساد وچپاول                                                         ( صباح )

دولتمردان کنوني! لحظه يي با خود خلوت نموده وبه اين بي انديشيد که طي اين سال ها چه خدمات ارزشمند را به ملت و ميهن انجام داده ايد؟ . قيرچند کيلو متر سرک وسيله کمک مستقيم خارجي صورت گرفت، نشروپخش اخبار، راديو و تلويزيون کارشما نيست و چند سرمايدار با کمک پيدا و پنهان کشورهاي غربي بخاطر نمايش دموکراسي که غربيها از آن بحيث وسيله يي استفاده مي نمايند، دست به چنين اقدامي زده اند. اگر منظور شما از مکاتيب است با اندوه و درد که با موجوديت نظاميان حدود چهل کشورهنوز نيز مکتب و مدرسه به آتش کشيده شده و اطفال وطن از رفتن به مکاتب منع ميشوند.  لطفآ اگر براي يکبار هم ميشود، ازروي انسانيت وافغانيت، بفرمايید که طي اين مدت چقدر از کمکهاي خارجي و از دارايي ملي به باد فنا رفته وازينطريق اطرافيان، همرزمان و دوستانت صاحب ثروت و دارايي شده اند؟ چرا از حساب و محاسبه ميترسند؟ چرا يکروز نشد که صادقانه و شريفانه قاتلين داکترعبدالرحمان، حاجي قدير، محصلين پوهنتون کابل ... فهرست قاچاقچيان مواد مخدر، سران فاشيزم قومي (از هر قوم و ملت که باشند)، عاملين بمباردمان و کشتار بيگناهان، قاچاقبران معادن و آثار تاريخي ... را به ملت معرفي نمي نمایيد؟ تا خير و سعادت دو جهان را نصيب گرديد .

يقينآ که جرئت چنين کاري را نداريد . پس خوب گفته اند : (که آزموده را آزمودن خطاست) . گمان نميکنم که ملت ديگر فريب رنگ و نيرنگهاي رنگارنگ را بخورد و پنج شش سال ديگر بر گرده ملت سوار شده تحت عنوان اينکه کارهاي باقي مانده را انجام ميدهيد . کدام کار؟؟؟ کدام انديشه و هدف خدمتگزاري به ملت و مردم؟؟؟ اگر منظور تان اينست که هنوز اطرافيانت از چور و چپاول دارايي عامه سير نشده اند اين موضوع جداگانه يي است. نشنيده ايد که ميگويند (چشم گرسنه را خدا سيرکند)

افغانستان رسته از سه دهه بحران و ويراني هنوز به آ تش زير خاكستر مي ماند كه هر آن امكان دارد با كوچكترين بي احتياطي اين آتش زير خاكستر شعله ور گردد و حضور نيروهاي جنگ سالار به اين وضعيت بيشتر دامن زده است، اما آيا با مسامحه كاري و ميدان دادن به نيروهاي جنگ سالار تحت عنوان مجاهد و مبارز مي توان از اين واقعه جلوگيري كرد يا نه؟ بلكه مي توان بر دامنه اين تهديد نيز افزود. وضعيت افغانستان طي سال اخير بعد از تحولات ۱۱ سپتامبر تغييرات زيادي نموده است و همگان چه دوست و چه دشمن، چه غربي و چه شرقي به اين باورند كه افغانستان بايد از اين برهه از زمان كوره راهي براي رسيدن به ثبات پيدا كند وگرنه براي هميشه فنا خواهد شد.

اما چگونگي گريز از شرايط فعلي ، سئوالي است كه اذهان همگان را به خود مشغول داشته و براي يافتن به دنبال پاسخي براي آن هستند. اما آيا اين گزينه كه بايد به نيروهاي که وطن راويران وکابل رابخاک يکسان نمودند  ، ميدان داده شود تا تجربيات اشتباه گذ شته خود را تكرار نمايند گزينه درستي است؟ آيا بايد انحصار قدرت همواره در دست قدرت مداران باشد ؟ و آيا اين ها قبلاً يك فرصت را براي ساختن افغانستان با خودخواهي هاي خود از دست نداده اند؟ .

همه اين ها سئوالاتي هستند كه بايد به دنبال پاسخي براي آن بود. جامعه افغانستان به دليل دوري از قانون و قانونمداري به يك جنگل تبديل شده است كه هركس زور بيشتر داشت همان قدرت حاكم به شمار مي رود . تفنگداران با تكيه به نيروي نظامي خويش خواستار هرج ومرج ، چورو چپا ول ، زورگوي وبي قانوني اند . آيا اين به صلاح مردم است؟ . پروژه خلع سلاح و تضعيف جنگ سالارا ن را دولت نه ، بلكه مردم به شدت خواستاراند . چون سه دهه جنگ و ويران گري همه داشته ها و نداشته هاي ما را نابود ساخته است و وضعيتي را به وجود آورد كه مردم براي رهايي از چنگ جنگ سالاران خواستار مداخله نيروهاي خارجي در قضيه اند.

مردم نه تنها خواستار خلع سلاح و حذف نيروهاي جنگ سالارهستند، بلكه اين راه را تنها راه اعاده امنيت درکشور مي دانند. حوادثهاي متعددي مانند حوادث هرات بين اسماعيل ورقيبان ، حوادث هشت جوزاي شهرکابل ، شاخ جنگي هاي عطا درمزارشريف ، خونريزي هاي دوامداردرجنوب وجنوب غرب و... به خوبي خطر اين جنگ سالاران را براي مردم خاطرنشان ساخت كه يك سوء تفاهم مي تواند منجر به كشته شدن بيش ازصد نفر شود و عده زيادي از مردم را در هول و ترس فروبرد و اين يعني اينكه ديگرزندگي زير سايه يك جنگ سالار هيچ گاه امنيت را براي افغانستان تامين نخواهد كرد.  اگر قدرت جنگ سالاران و باندهاي مافيايي مواد مخدر تحت حمايت آنها دروطن مهار نشود، شرايط فعلي نه تنها امنيت کشوررا به مخاطره خواهد افكند كه مشكلات بسياري را براي مردم پيش خواهد آورد و يك بار ديگرکشور را به معضل منطقه و فرامنطقه اي قبل از تحولات يازده سپتامبر تبديل خواهد كرد. معضلي كه هيچ كس نمي خواهد دوباره به وجود بيايد. خيانت وخودخواهي اين جنگ سالا را ن که زاييده تحريکات پشت پرده قد رت هاي خارجي بود مملکت را بصورت سرزمين ملک الطوايفي درآورده و د رهرگوشه فرماندهي ؛ گروهي ؛ سردسته وگرد نکشي براي خو يش پوسته وپا تک وزندان وکشتا رگاه سا خته ازاين طريق قدرت وحاکميت خودرا به نمايش مي گذاشت . چورو چپاول دارائي هاي عامه، آغاز يافت. هر يک از گروه ها هرکدام باالنوبه هرآنچه در دست شان آمد به يغما بردند وآنرا دربازارهاي پاکستان به قيمت ناچيزبفروش رسانيدند. در اداره دولت كسانی هستند كه مانع آزادی ، دموكراسی ، حقوق زنان و بالاخره ترقی كشور بحساب ميروند .

ازجانب ديگربيداد فساد مالي‌، رشوت‌ ستاني‌ و بيكاري. خورد وبرد قسمت‌ اعظم‌ كمك‌هاي‌ خارجي‌ به‌ وسيله‌ وزارتخانه‌ها و د يگر ارگان‌هاي‌ دولتي‌ و كند بودن‌ شرم‌ آوراعمارمجدد. سران‌ وفرماندهان ديروزي  در زير چشم‌ هزاران‌ عسكر امريكايي‌ و ناتو به‌ توليد و تجارت‌ بيسابقه‌ي‌ هيروئين‌ مشغول‌ بوده‌ كه‌ ميهن را مجدداً در صدر ليست‌ كشورهاي‌ توليد كننده‌ هيروئين‌ قرار داده‌اند. باوجود ادعاهاي‌ مبني‌ بر آزادي‌ بيان‌، فريادها در گلو خفه‌ مي‌گردند و آناني‌ كه‌ جرئت‌ ابراز نظرات‌ غير سازشكارانه‌ شان‌ را دارند با ضرب‌ و شتم‌ و تفنگ‌ و تهديد روبرو مي‌شوند. باوجود اين‌ كه‌ گاهگاهي‌ بوي‌ جنايات‌ سران‌ قدرت‌ و اقارب‌ وهمد ستان‌ شان‌ در مطبوعات‌ جهاني‌ نيز بالا مي‌گيرد اما اين‌ ها بدون‌ كوچكترين‌ توجهي‌ به‌ اين‌ رسوايي‌ و با آرامش‌ خاطر به‌ اعمار قصرهاي‌ خود بالای سينه های مردم ادامه‌ مي‌دهند.

افغانستان زماني مالک دموکراسي ، قانون‌ ،  حکومت مردمي وانتخابات د موكراتيك‌ خواهد بود كه‌ بر ركن‌ اساسي‌ آن‌ ـ سكيولاريزم ـ استوار باشد. چون‌ سران‌ بنيادگرايي ‌ جدايي‌ د ين‌ از دولت‌ را مانعي‌ بر سرراه‌ خود مي‌يابند، آن‌ را ضد اسلامي‌ مي‌نامند تا حاكميت‌ خويش‌ را تداوم‌ بخشند. رهبران‌ و قوماندانان‌ ‌ كه‌ به‌ قانون‌اساسي‌ بعنوان‌ سندي‌ بي‌ارزش‌ مي‌نگرند، با تكيه‌ بر تفنگ‌ خود انتخابات‌ را نيز هرگز اجازه‌ نخواهد داد آزاد و شفاف‌ باشد.

متاسفانه درجمع معاونين کابينه نه تنها نماينده واقعي ملت وروشنفکران حضور ندارد بلکه دريک نمايش پنهاني پستهاي معاونيت هاي رياست جمهوري ادارات استخباراتي وچوکي هاي کليدي را دروزارت دفاع بين ياران تنظيمي ديروز تقسيم ميشود . ماديديم که ريس دوات دركابينه هاي خويش توجه زيادى به جنگ سالاران كرد. برخى مى گويند كه كرزى سال هاحكومت برکشور اكنون ديگر فرصت چندانى براى جلب اعتماد عمومى ندارد. به همين دليل اكنون مردم منتظرند كه ببينند عاقبت دولت با اينهمه تفنگ داران که دروزارتخانه هاي دفاع ، داخله ورياست عمومي امنيت ملي لميده اند ، به کجا کشانده خواهد شد .  کرزي به اين ممکن دل بسته باشد که باموجود يت نيروهاي بين المللي اينهمه تفنگداران که درادارات فوق الذکرسنگرگرفته اند نميتوانند عملي را انجام بدهند ، ولي دلسردي مردم ازدولت ، ازارواذيت دوامدار، بگيربزن وببرمردم بي دفاع ومعرفي افراد بي گناه بنام طالب والقاعده به نيروهاي بيگانه ، دزدي ، چپاول ورشوت ستاني درادارات دولتي ، حاکميت هاي متعدد شهري ومحلي ، تبليغات دوامداربرضد حاکميت ملي ، و... تاچه مدتي دوام ميابد . افزون بر اين كرزى مى بايد كم كم مقدمات خروج نيروهاى خارجى از افغانستان و جايگزينى اردوي ملى به جاى اين نيروها را فراهم آورد و در همان حال از مخدوش شدن امنيت و ثبات در اين كشور جلوگيرى كند.

آيا ريس جمهور خواهد توانست كشور بحران زده را در جاده ثبات و بازسازى قرار دهد؟ .

دريک اقدامي نمايشي ديگر کرزی به تغيير و تبديل والی ها و قوماندانان امنيه ولايات اقدام مينمايد ، هدف ازين تغييرات تا مين بهتر امنيت و حاکميت بيشتر دولت در ولايات کشور اعلان شد. امابااين کارباگذشت هرروزوباسياستهاي تفرقه اندازي اش اوضاع رابدترازگذشته نموده است . درتمام حوادث هاي ناگواروخشن شخص وي مقصراصلي پنداشته ميشود .  درشرايط فعلي براي همگان آشکار است که مرکز گريزي و قانون شکني چه در ولايات و چه در مرکزبه اندازه ايست که هيچ مرجع قانوني نمي تواند در برابر آن ايستادگي کند . امروز بوروکراتيزم ريشه دار در کشور مانع هرگونه پيشرفت است، لذا برنامه هايي چون خلع سلاح ، مبارزه با مواد مخدر، تشکيل کميسيون هاي متعدد و غيره نتوانسته اند به موفقيت برسند.

در برابر اين نا بساماني بنيادي، سياست هايي چون تغيير مسئوولين در ولايات، سطحي به نظر می رسد، اين سياست ها نه تنها باعث بهبود اوضاع نمي شود بلکه به آشفتگي آن مي افزايد. از سوي ديگر در هم ريختگي صلاحيت هاو مسئوليت هاي دست اندر کاران امور و بخش هاي مختلف اداري سبب ناکامي اجرات مثبت و موثر ميگردد. اصلاحات اداري نيز در صورتي موثر است که هيچ کس نتواند به ناحق خواسته خود را به کرسي بنشاند. در هر حال ايجاد يک دولت مقتدر مرکزي با اتکا به اصل شايسته سالاری و مديريت علمي که بتواند به خواسته هاي مردم پاسخ مثبت بدهد، تنها راه سياسي بهبود اوضاع اجتماعي و اقتصادي به شمار مي رود. در غير آن هر شخصی با تجربه ای هم اگر دراين حلقه بسته ودر سيستم بهم آميخته قرار گيرد موفقيت چندانی نخواهد داشت. در کشوربسيارى از فرمانداران محلى و ولايتى هم ازاردو، پوليس و افسران امنيتي قبلاً فرماندهان جناح هاى مختلفى بوده اند كه براى سرنگونى طالبان در اواخر سال ۲۰۰۱ درتصرف قدرت پيشد ستي وخلاف توافق قبلي کابل را اشغال نمودند .

از آن زمان تاكنون سياستى كه مورد حمايت کرزي ، آمريكا، بريتانيا و سازمان ملل متحد قرار دارد، همواره بر اين اصل استوار بوده است كه اعمال غيرقانونى اين جناح ها در گذشته ناديده گرفته شود و به جاى آن با شركت دادن رهبران اين جناح ها در روند سياسى و خلع سلاح افراد تحت كنترول آنها از بروز برخوردهاى خشونت آميز در آينده جلوگيرى به عمل آيد. آن چه كه اين فرماندهان مى توانند انجام بدهند، استفاده از سمت دولتى خود براى كشت خشخاش و قاچاق مواد مخدر است. آنها هنوز اسلحه در اختيار دارند و نفوذ گذشته خود را بر مردم حفظ كرده اند و اين موضوع، مشكلاتى را بويژه به وسيله ضبط غيرقانونى اموال ،دارايي وزمين مردم به وجود آورده است . تامين امنيت و جمع آوري سلا ح امنیت یکی از همان اصطلاحات واسمای بی مسمایی است که از زبان مسوولین دولتی وتریبیونها وبلند گوها دردا خل وخارج کشور به مود روز ومود سال بدل گردیده ، اما واقعیت خلاف آن است که می بینیم، میشنویم واحساس میکنیم .

 مردم این پرسش را مطرح میسازند که دولت ومسوولین امنیتی آن با اینهمه تشکیلات وسیع وهزینه های گزاف دربرابر اینهمه بی امنی وجنایت که طی سال هاي گذشته درتاریخ کشور ریکارد قایم کرده است، چه استدلالی دارد، مسوولین دولت با ادعا های بلند بالا و بهانه های ناهمگون دربرابر افکار پرسشگر مردم وجهانیان چه پاسخی دارند؟ آیا همین کفایت میکند که میگویند: بیست و پنج سال جنگ درین کشور جریان داشته ودرين چند سال برطرف نمیشود؟! وبرای آن بیست و پنجسال وقت لازمست؟ یا همینکه میگویند ما هنوز وسایل وامکانات لازم را نداریم...؟

درکشورکشتن، بستن، بردن، اختطاف، زورگويي، قاچاق وحشت، بربريت، جنگ هاي ذات البيني و مردم آزاري با گذشت هر روز وسعت بي سا بقه پيدا مي نما يد . گزارش هايي در دست است که افراد ملبس به يونيفورم پوليس، در اخلال امنيت شهر نقش داشته اند، با اينکه از سوي مقامات دولتي اعلام شده که اين افراد از چوکات اداره پوليس خارج بوده اند و تنها از يونيفورم استفاده کرده اند، اما اين موضوع به قوت خود باقيست که با نبود زير ساخت اقتصادي افزايش بيکاري سبب اخلال در امنيت اجتماعي مي شود.

 نیروهای نظامی و پولیس دراکثر مناطق بالای خانه های مردم از طرف شب یورش برده و اهالی ملکی را تاراج مینمایند. آنها به وسایل گوناگون وارد خانه های مردم میشوند، اعضای فامیل را برای ساعتها گروگان میگیرند، با اسلحه تهدید میکنند، اشیای گرانبهای شان را دزدی مینمایند و گاهی به زنان، دختران و پسران فامیل نیز تجاوز میکنند. افغانهای که توسط سازمان مورد مصاحبه قرار گرفته اند، در مورد تعداد زیادی ا ز قضایایی سخن گفته اند که در آن از گرفتاری، لت و کوب، نگهداری مردم برای اخاذی توسط نیروهای نظامی و پولیس و موجودیت زندانهای شخصی، مطالب فراوانی ثبت گردیده است.

دولت بايد برخوردهاي محافظه كارانه خويش را نسبت به اين مسائل مهم و خطير كنار بگذارد و دست برخورد قاطع در قبال چنين مسائلي بزند،‌ در غير اين صورت، مردم را به مقابله با خود دعوت مي نمايد. همچنين ساير كشورهاي حاضر در افغانستان كه مأموريت شان به نوعي در سايه سياست هاي يك جانبه و تجاوزگرايانه آمريكا با ناكامي مواجه شده، بايد با وارد ساختن فشار بر آمريكا و انگليس، از آن ها بخواهند سياست هاي خود را تصحيح بكنند. در اين ميان دنباله روي اين كشورها از سياست هاي آمريكا، آن ها را با ناكامي هاي بيشتري در افغانستان مواجه خواهد ساخت.

ازجانب ديگرمتاسفانه فضاى سياسى بسيار زودتر از آ نچه تصور مى رفت رنگ خشونت  گرفته است. فروپاشى پايه هاى امنيت در شهرها و ولايات به دنبال خود بسيارى از اميد ها و هدف ها را بر باد داده است از جمله اميد به تولد افغانستان باثباتى كه جامعه جهانى سرود آن را باسقوط طالبان  سرداد.

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 
Design downloaded from free website templates.