2011/7/27

 

   

انسان با ریشه و فرهنگ یکسان برای خود محدوه ومرزساخته است و نام آن را وطن نامیده است، وطن یا میهن مکانی است که فرد خود و اجداد اودرآنجا بدنیا آمده اند. وطن خاک پاکی است که لحظه به لحظه گام انسان را بر خود احساس می کند وطن جای است که انسان درآن زندگی می کند، کارمی کند، تولید می کند، شادی می کند وغمگین می شود. چه کسانی وطن فروشند؟ سوالی است زیبا که برای آن پاسخهای بسیاری داده اند. برخی این افراد راخیانتکار، برخی جاسوس و برخی بی هویت می نامند. وطن فروش کسی است که راههای تزلزل کشورش را برای بیگانگان فراهم نماید خائن کسی است که هويت ومنافع ملی نداشته باشد، بی هویت کسی است که با حفظ منافع خود یا عده ای ثروت دیار خود را به تاراج دهد.  جاسوس کسی است که سربلندی کشورش را نخواهد واطلاعات کشورش را دراختیار بیگانگان قرار دهد. وطن فروش کسی است که با بیگانگان که می نشیند خاک و آب سرزمین خود را به می فروشد. با بیگانگان قراردادهای استعماری می بندند وبا آب وتاب آن رابنفع مردم خود نشان می دهد .

 وطن فروش کسی است که برآب وخاک کشورش نامهای مجهول می گذارد ومسايل زباني ، نژادي وملي رابه موضوع داغ روزمبدل نموده وازينطريق ميخواهد خدمتي به دشمنان ميهنش انجام دهد( درکشورما مانند، افغان وافغانستاني ، شمالي وجنوبي وتاجيک، ترک ، هزاره وپشتون ). بي هویت کسی است که مصروف عيش نوش اند و به جای عزت کشوردرکیف عیش ونوش خود است کشورش را به بهای ناچیز می فروشند ، دردمندان داخل کشورش را نمی بیند و سرمایه های کشوررا دربانکهاي خارجی می ریزد وکشورش رافاقد غنايم هنري ، فرهنگي ، ادبي وتاريخي ميسازد. وطن پرست کسیست که نام خاک خود را همیشه زنده نگاه کند، درحوزه کاری خود به همگان نشان دهد که ازسرزمینی است که به آن می بالد. درنوشته های خود نام کشورش راجاودانه انعکاس دهد وبرضد چنايتکاران وآنانيکه درپي نابودي نام وافتخارات ملي وميهني درتلاش اند قد علم نمايد. دربدل هيچ امتيازي نام وعزت وطنش را نفروشد.

دولتهاي ناسيوناليستي وبيگانه کراسي چگونه عمل ميکنند؟

همچنان اگردردولت هاي ضعيف وناکارامد ، جامعه به چند طایفه تقسیم شود واین طایفه ها با هم دارای تضادها ومخالفت هایی باشند ومسايل اکثريت واقليت راچاق نمايند. جامعه اکثریت می تواند با توسل به آرای مردم برگرده قدرت سوارشود واقلیت را درمعرض محدودیت های مطلوب خویش قراردهد. درچنین اوضاع و احوالی اعضای اقلیت از تعدادی آزادی های خویش محروم می شوند. دراین صورت نمی توان گفت با آنها به صورت برابررفتارمی شود. الکسی دو تاکویل درچنین وضعی تعبیراستبداد اکثریت را به کار گرفت. دراینجاست که تباین وتفاوت میان دموکراسی و دیکتاتوری رفته رفته ازمیان می رود. اگر دموکراسی درحقیقت امرعبارت است ازدیکتاتوری اکثریت، دراین صورت نمی توان پذیرفت که این گونه دموکراسی بتواند به پیشبرد آزادی وبرابری مدد رساند.

در جامعه ای که اعتماد واطمینان متقابل وجود ندارد ، افراد وگروهها ، به جای اندیشیدن خدمت به وطن ، بخشی از نیروهاوامکانات خویش را صرف مقابله با بخشی دیگر ، و شبهه زدایی ازذهن دیگران می کنند و پاره ای دیگر از امکانات صرف نظارت ومراقبت هرچه بهتر وبیشتر بررقیب می شود و بخشی صرف نظارت برخود کنترول گران می گردد . عدم اعتماد دولت وملت در برابردشمن ، قدرت دفاع نظامی را شدیدآ کاهش می دهد ودرعرصه پیشرفت و ترقي ، حرکت را کندو گاه متوقف می سازد . ملت ازدولت بیم می برد ودولت از ملت می هراسد . و بدین سان بی اعتمادی که آفت بزرگ هرگونه توسعه سیاسی ، فرهنگی واقتصادی است ، دامنگیردولت و ملت می شود .

کتمان قراردادهای خارجی وسانسورخبرها، مولود بی اعتمادی درروابط دولت وملت است که بی اعتمادی افزون تر هم می آفریند . درجو بی اعتمادی ملی ، خفقان ، وحشت و دلهره و اضطراب روانی ، گسترش می یابد ، تملق ، دروغ و خوش گذراني ومنفعت خواهي ازیک سو واتهام و بدبینی وکارشکنی ویاس ونفرین ونفرت ازسوی دیگر به چشم می خورد ویکی از ضروری ترین نیازهای امروزکشورباتقویت وارتقاء اعتماد ملت ودولت است .

آنچه ملت و دولت را ازهم دور می کند و بین زمامداران و مردم جدایی می افريند . عناصر وعوامل گوناگونی است که به دو سوی دولت وملت مربوط می شود . اگر بین دولت مردان و مردم ازنظر زندگی تفاوت فراوان باشد وزمامداران در خانه ، لباس  ، موتر ، لوازم زندگی و امکانات رفاهی با مردم فاصله داشته باشند و عملا یک طبقه اقتصادی برتر را تشکیل دهند ، در اعتما دمردم به آنان جدآخلل پدید مي آمد. وقتی زبان ، فرهنگ ، اخلاق و عادات ملت و دولتمردان ناهمگون باشد . زمامداران درجذب توده های مردم و اکثریت قاطع ملت ،زبان مشترک و فرهنگ واحد ندارند ، توان جلب اعتماد آنان رانخواهند داشت .

زورمندان با تكيه به نيروي نظامي خويش خواستار هرج ومرج ، چوروچپا ول ، زورگوي وبي قانوني اند . آيا اين به صلاح مردم است؟ . پروژه خلع سلاح و تضعيف قانون شکنان را دولت نه، بلكه مردم به شدت خواستاراند . مردم نه تنها خواستار خلع سلاح و حذف نيروهاي زورگويي وبي بندوبار هستند، بلكه اين راه راتنها راه اعاده امنيت درکشورمي دانند. آيا همين قومانداناني كه درقعطات نظامي به پروسه ي دي دي آر پيوستند، ۲۰ درصد سلاح خود را تحويل داده اند؟ آيا ۸۰ درصد اسلحه خود را براي روز مبادا نگهداري نكرده اند وآيا با همين سلاحها همين امروزغارت و چپاول نمي كنند؟ انتقال اين مقدار مواد مخدر به خارج از كشور، درگيري ها، راه گيري ها، اختطاف ها و قتل در شهرها حتي در پايتخت با كدام سلاح صورت مي گيرند؟با اندوه خيلي فراوان بعدازاستقرارنيروهاي خارجي بارديگر تفنگ در اختياردزدان ، قاچاقچيان، اوباشان وچپاولگران قرار گرفته و هرروز‌اخبار دردناکي از چور و چپاول و دزدي و راهگيري و ... تفنگداران بي مسئوليت از گوشه و كنار كشور بگوش مي رسد و خبرنگاران داخلي و خارجي ازواقعات دلخراش راپورمي دهند . جامعه جهاني بايد بدانند كه محك شخصيت انسان تفنگ نيست. اگر چنين مي بود سياف ،رباني ،محسني ، افرادبلند پايه يي زمان حکومت طالبان ،‌ گلبدين ، ... و غيره ا شخاص که درپهلوي کرزي لميده اند شخصيتهاي دوست داشتني وبزرگي مي بودند.

درتاريخ كشوربارها شاهد بوده‌ايم كه هرگاه دولت‌هاي ضعيف ووابسته ، اقتدار وتوان خود را براي سامان‌دادن امورمردم ازدست داده‌اند و به‌صورتي ضعيف و ناتوان ظاهر شده‌اند، توده‌ي مردم ابتدا از بهبود اوضاع زندگي خود نااميد شده‌اند وبه خلوت وانزوا خزيده‌اند وسرانجام بشکل ازاشکال کشوردردامان اجنبي لغزيده است . البته تجربه‌ي دنباله روي ووابستگي به‌دلايل متعددي دركشورهايي كه هنوزپايي درسنت دارند، تكرارشدني ا ست ، ظلم وبربريت براي اين گونه كشورها همواره خطري بالقوه است كه پس ازهر دوره از ظهور دولت‌هاي ضعيف و ناكارامد، جنگ ودندان نشان ميدهد. نبايد يك دولت معقول و معتدل اجازه بدهد كه اقتداروتوانايي‌اش رنگ‌ ببازد ومشكلات جامعه‌ي تحت مديريتش از حدي فزون‌تر شود و اگر چنين شد، فاشسيم يا ديکتاتوري وبربريت همچون ‌فاشيسم درانتظار آن است.اين پديده بلاي بسيار خطرناكي است، اما بايد به‌ياد داشت كه خود علت نيست بلكه معلول دولتي ضعيف و ناتوان و ناكارامد است. ناكارامدي يك دولت، فاشيسم را در دل خود پرورش مي‌دهد. پس اگر ازفاشيسم مي‌هراسيم بايد كارامد شويم، اين نكته‌اي است كه در كشورما درك نمي‌شود، زيرا ما از سخنان فريبنده ودروغين  بيش‌تر لذت مي‌بريم تا از عملي كه گرهي از كار جامعه باز كند، از اين‌رو ناخواسته، دشمني را درآستين خود پرورش مي‌دهيم كه ازهيبتش به وحشت مي‌افتيم

فقروقيمتي گذشته از مشکل اقتصادی ،مشکلات اجتماعی و سیاسی که برای دولت‌ها و مردم فراهم می‌کند، تبعات ناشی از آن سلامت روحی و جسمی قشرهای آسیب پذیرجامعه را هم تهدید می‌کند.

بحران جهانی کمبود مواد غذایی نه تنها باعث کاهش عرضه و افزایش قیمت ها در بازارهای بین‌المللی گردید، بلکه نگرانی مردم و دولت‌ها درممالک مختلف از جمله افغانستان را به دنبال داشته است . براساس گزارش سازمان ملل حدود ده تادوازده میلیون ازسي میلیون نفرنفوس کشورنیاز شدید به کمک‌های غذایی دارند که از این تعداد حدودآ شش میلیون نفربا گرسنگی شدید رو به رو هستند.  

درپهلوي آنچه که گفته شد ، یکی ازمهم ترین عواملی که نظام ومردم ستمديده وطن را تهدید می کند، فساد اداری است. ازفساد اداری تعاریف مختلفی به عمل آمده است ، صرف نظر ازبحث ها ی تيوريک از فساد اداری . هنگامی که وجود فساد اداری را در اداره یا سازمانی تأیید می کنیم ، معمولاً به این معناست که قانون به خوبی ، اجرا نمی شود و یا به صورت گزینشی اجرا می شود. به عبارتی ، اجرای قانون مورد سوء استفاده واقع می شود ، تا افراد ، به اهداف سوء خود شان برسند. این اهداف می تواند مادی ومالی باشد ومی تواند شامل راضی کردن غیر معقولانه ی دیگران باشد. در فرهنگ فساد اداری ، به افراد به عنوان یک مهره وابزار نگاه می شود و مناسبات انسانی بسیار ضعیف است.

معمولاً آن چه به نام مناسبات انسانی دراین موارد دیده می شود ، بسیار متظاهرانه و ریاکارانه است و اگر به مسائل ، دقیق نگاه شود ، در می یابیم که این مناسبات نه تنها انسانی نیست ، بلکه بر اساس راز بقا بنا شده است. یعنی قوی برای ماندن ، باید ضعیف را طبق قانون جنگل بکشد. اگر می بینید كه افراد در یک مجموعه با چنین ویژگی هایی ، متحد هستند این اتحاد همان اتحاد مذموم و ناپسند است. آن ها برای بقای خودشان با هم متحد می شوند و مانند برخی ازسارقين ويا تشنگان قدرت وکرسي درکشور، هنگام تقسیم اموال وپول وقدرت، قصد کنار زدن رقیب را دارند. چاپلوسی و قوم پرستي ازاصول اولیه ی راز بقا دردولت است. این حرکت از رسوم کار است. راز پیشرفت و پریدن به سکوهای بالاتردراین است که درجذب قلب مقامات ، کوشا باشند. انتخاب مقامات و نزديکان دولتمردان غالباً بر اساس لیاقت و شایستگی افراد نیست و به جا ی این که مهارت ها و توانایی های فرد ، ملاک انتخاب باشد ، انگیزه های زباني ، قومی و نژادی عامل اصلی انتخاب است. فرد پیشنهاد دهنده ی پست ، غالباً برای بقای خود ، افرادی را برمی گزیند که با او هماهنگ باشند. یعنی مهم این است که با شخص وی هماهنگ باشند و هماهنگی با قوانین و مقررات نه تنها مهم نیست ، بلکه یک مانع بزرگ به شمار می آید. پس کسی که صد درصد تابع قانون باشد ، در چنین سیستم هایی ، جایگاهی ندارد.

درزير پرچم دولت فعلي، حاكميت قانون گسترش نيافته، طالبان قوي تر شده، ناامني و خشونت به حد اعلاي خود رسيده، فقرعموميت پيدا كرده، بيماري هاي گوناگون جان هزاران انسان را ميگيرد ، اعتماد مردم به کرزي و وزيران دولت ، پارلمان بي اداره وبي اراده ، محاکم وادارات نظامي وامنيتي بي کفايت به حد صفر رسيده، فساد اداري همچنان بيداد مي كند. اوضاع افغانستان با وجود گذشت سال هاازسقوط طالبان و حضور نیروهای خارجی، نگران‌کننده است وناامنی ها همچنان ادامه دارد . نیروهای خارجی برای تامین امنیت خود هراقدامی که بخواهند فراتر از وظایف شان انجام می‌دهند .بدبختانه عملکرد دوپهلوي قواي ائتلاف ودولت باعث شده تا مردم بیش از پیش به کشت خشخاش روی بیاورند و همچنین نبود برنامه‌های سازنده در این‌باره باعث شده تا کمک‌های مالی درعمل فایده‌ای به بازسازی و بهبود اوضاع اقتصادی نداشته باشد. بسیاری از مناطق ازجمله پايتخت هنوز از شبکه آب آشامیدنی و برق بی‌بهره هستند. فساد موج می زند، روابط بر ضوابط ارجحیت دارد وپستهاي دولتي وکرسي هاي اقتصادي درچنگال گروپ دوتا سه صد نفري که برجسد نيمه جان کشورباچنگ ودندان مصروف خوردن وبردن هستند ، قراردارد

روزنامه گاردين درگزارشي مينويسد،افغانستان درآستانه سقوط به دست طالبان است. درگزارش آمده طالبان در پنجاه وچهاردرصد کشور حضور دايمی دارند وعليرغم حضورده ها هزار سرباز ناتو وميلياردها دالر کمک، شورشيان طالب که در حمله دوهزارويک ميلادي ازقدرت رانده شدند، اکنون مناطق بسيار گسترده ،از جمله مناطق وقريه جات ، برخی از مراکز ولسوالي ها و راه های ارتباطی را بدون هرنوع چالشی تحت کنترول خود گرفته اند.گزارش مزکور که ,Senlis Council, ناميده ميشود، حاوی اخبار بازهم تکان دهنده تری است که نشان ميدهد چگونه جنگ با ترور، پايه های دمکراسی در کشور را ويران کرده وعامل اساسی شکل گيری دمکراسی يعنی وسيع ترين اقشار توده ای را به بغل طالبان انداخته است. دراين گزارش آمده است شورشيان طالب به نحو موثری کنترول روانشناسی, مردم را دردست دارند وهرروز بيش از روز پيش دراذهان مردم مطرح ميشوند. گزارش می گويد خط مقدم جبهه به نحو فزاينده ای به کابل نزديک ميشود. اين هشداررا گاردين منطبق با گزارش سازمان ملل ميداند که ميگويد افغانستان هرچه بيشتر برای مددکاران غربی به يک منطقه ورود ممنوع "no go"تبديل ميشود.

گزارش تا آنجا پيش رفته است که ميگويد: ارزيابی تاسف بار ازاوضاع جاری افغانستان اين است که مساله ای که اکنون با آن روبروئيم ديگر اين نيست که آيا طالبان به کابل باز خواهند گشت، بلکه اين است که کی اين امر صورت خواهد گرفت و به چه صورت. و گزارش تاکيد ميکند اگر جامعه بين المللی قبل از اينکه ديرشود، طرح استراتژيک خود را تغيير ندهد، رسيدن طالبان به کابل ، اکنون بيش ازهرزمان ديگر امکان پذير به نظر ميرسد. به نوشته گاردين اکسفام Oxfam نيزهشدار مشابهی داده است. کميته توسعه بين المللی وابسته به مجلس عوام که يک نهاد حقوق بشری است نيزهشدار ميدهد فساد گسترده دردولت مرکزی و حکومت های محلي درتشديد خرابی اوضاع امنيتی افعانستان تاثير چشمگيری دارد. در گزارش آمده است ميليون ها نفردرافغانستان در وضعيت فلاکت باری به سرمی برند و موقعيت فاجعه بار انسانی درآن قابل قياس با فقير ترين بخش های آفريقا است. اين درحالی است که کشورازسال دوهزارويک ميلادي ميليارد ها دالر کمک دريافت کرده ولی بنابرگزارش اکسفام بيشتر اين کمک ها به دست مردمی که به آن نياز دارند نمی رسد يا صرف پروژه های توسعه پايدارکه بتواند وضع زندگی مردم را بهبود ببخشد نمی شود. اگرچه گزارش با هدف ديگری تهيه شده، اما محتويات آن نشان ميدهد جنگ باترور حداقل از دو طريق بزرگ ترين خدمت را به نيروهای بنيادگرا ارائه داده است.

ريس جمهوربمناسبت روزملي قربانيان نقض حقوق بشرسخن مي گفت انگيزه هاي اصلي نقض حقوق بشر راخارجي دانست و گفت كه هنوز هم برخي از حلقه ها و احزاب سياسي ازكشورهاي بيروني پول و امكانات مي گيرند. افغانستان درسال هاي گذشته شاهد پيشرفت هايي بوده است اما در بخش حقوق بشردولت هنوزهم قادر به جلوگيري ازتخطي هاي حقوق بشري دربرخي از بخش ها نبوده است.
مردم ما هنوزهم در معرض خطرهستند و فاميل هاي هستند كه مصونيت ندارند و هوزهم جاهايي هست كه حكومت توان اين را ندارد كه ازخاطيان بازخواست كند ومانع تهديد شود. هنوز هم در اين وطن كساني هستند كه با بي پروايي تمام قانون را زير پا مي كنند. كه اين عناصر كساني غير از تروريزم و طالب هستند.هنوز افرادي هستند كه به كمك پول و تفنگ حقوق اين مردم را ضايع مي كنند.
كرزي د خالت دادن گروه ها را در دولت ازروي ناچاري دانسته گفت كه ما بجز اين راه ديگري نداشتيم در غير اينصورت دوباره سپردن افغانستان به همين احزاب بود كه با كمك خارجي هاي خود كشتن مردم را دوباره ادامه مي دادند. ماهيچ نداشتيم و اينها پول، اسلحه و مليون ها دالر پول وكمك خارجي را با خود داشتند وما بايد يا اينها را مي اورديم درداخل نظام خود ويا دربيرون ازنظام همان ظلمي هايشان را ادامه مي دادند كه سال ها پيش شروع كرده بودند.

در این محفل که در تالار رادیوتلویزیون ملی برگزار گردید، درد انانیکه در طی سه دهه گذشته عزیزان شان را در جنگ ها از دست داده اند، با یاد اوری یابه میز محاکمه کشاندن مجرمین ،آنان بهبود نمی یابد. درد ما دری که سه فرزندش را در جنگ از دست داده است ، تنها زمانی بهبود می یابد که دیگر مادری فرزندانش را در جنگ از دست ندهد. چرا که ما درازهرکسی بهتر درد یک مادر دیگری را درک می کند. کرزي با طرح این سوال که کی ها عوامل اصلی این همه فجایع درکشور ما استند ؟ گفت : عوامل اصلی این فجایع مداخله خارجی درافغانستان بوده است .

این فجایع از مداخله شوروی سابق اغاز گردید. سپس همسایه ها به نام جهاد درامور افغانستان مداخله نمودند و بعدا این مداخله در هیئت طالبان شکل گرفت و تا به امروز ادامه دارد. وي گفت که مداخله بیگانگان با تاسف به همکاری همکاران داخلی انان صورت می گیرد. ، ظلمی که از امدن شوروی سابق اغاز شد تا به امروز ادامه دارد کسانی که این ظلم را برمردم افغانستان روا داشته اند ، شکی نیست که دشمن اسلام و بشریت استند .
انانی که دست به کشتن مردم بیگناه می زنند ، بدون شک دشمن خداوند استند . اما این دشمنان را کی تربیه می کند، کی ها برای انان پول و اسلحه و دیگر امکانات را میدهند؟ مردم افغانستان از مداخله خارجی و پولی که از خارج می اید رنج می برند، کسانی برای کسب قدرت ، کسانی برای جاه و جلال و کسانی دیگر ازروی جهالت و دشمنی با بشریت با دشمنان مردم افغانستان همکاری می نمایند... قانونیت بهتر ، نظام بهتر ، بهبود قوه قضایه، توانبخشی سارنوالی، امنیت ملی، پولیس، تقویت کمیسیون حقوق بشر ونهاد های جامعه مدنی برای اینکه انانی که دست به تخطی از حقوق بشر می زنند هراس بیشتری داشته باشند ، ضروری است . ظلم در افغانستان با پول و تفنگ بیگانگان صورت می گیرد ، بعضی از احزاب و گروه ها ازخارج پول به دست می اورند که این روند باعث نقض حقوق بشر درکشور میشود.  کرزي با بیان این که هنوز هم پول فراوان برای تخریب و نا امنی به کشورما سرازیر میشود، گفت : در پیاده کردن عدالت انتقالی باید ازاحتیاط و حوصله کار بگیریم تا سروصدای عدالت انتقالی باعث تخطی های بیشتر ازحقوق بشر در کشور نگردد.کرزي ده سال رابا همين بهانه ها وگفتنها سپري نمود ولي باگذشت هرروزجنايت بيشترازروزگذشته ادامه پيدانموده وحق وحقوق مظلومين فداي مصالحه وي ميگردد .

چندي قبل تلویزیون خصوصی لمر، مصاحبه ای داشت با یکی از سران جهاد به نام عبدالرب رسول سیاف که نماینده در پارلمان است. اودر ابتدا حاکم به نظر می رسید، اما وقتی صحبت به جنایتکاران ومحاکمۀ شان رسید، دست وپاچه ووارخطا وبه خواندن آیات متوسل شد. ازآنجایی که این ریاکاران دین همه چیز را از زیر عینک فریبکاری دینی می بینند، به این لحاظ اظهار نمود که فهم قانون اساسی به فهم دین ضرورت دارد

امر خدا است که اگر مسلمانان با هم درگیر شدند، شما بین آنها صلح کنید، خداوند از ما می خواهد. این جنایتکاران قرن چرا درآن سال هایی که برقدرت لميده وطياره بست دشمني ديروزي شان ( روسها ) پول ميفرستاد واينان خون می ریختند، بین خود صلح نکردند؟ آیا درآن وقت خداواند از ایشان تقاضای صلح ننمود؟ وقتی مردم درآتش جنگ های خاینانه می سوختند، امر خداوند کجا بود؟ جنگ را دیگران دامن زدند و هنوز هم خواهان جور آمد بین ما نیستند اما بلافاصله متوجه می شود و می گوید: ما آنقدر گنس و گول نبودیم که دیگران از ما استفاده کنند!
کسانی که این فیصله را رد می کنند، سر این ملت دل شان یخ نکرده است، باز می خواهند این ملت به خاک و خون بغلتد. مردم که یک بار بدست گرگ صفتان تشنه به خاک و خون غلتید، این کدام افراد اند (جز ویرانگران سه دهۀ اخیر) که دل شان به این ملت یخ نکرده است؟ .

 مزدوری ومزدورمنشي تنظیم های بنیادگراها برهیچکس پوشیده نیست. از غلامي به آی اس آی تا نوکري عربستان سعودی، سی آی ای، ایران، فرانسه وتاجکستان وکشورهای دیگر.سياف گفت: من پیش ملت یک مجاهد هستم و گروهی را رهبری کردم. تو درنزد ملت یک جنایتکار وقاتل هزاران انسان بی گناه هستی، تو یک جاسوس حلقه به گوش آی اس آی، عربستان سعودی و ... هستی.  سياف! تو همان گروهی را رهبری کردی که این ملت را به روز سیاه نشاند، همان گروهی که دختران افغان را پیش پای عرب ها انداخت، همان گروهی که خون مردم مظلوم هزاره را مباح می دانست وهرهزاره را به نام حزب وحدت، سرمی برید، توهماني که اکنون هم زمین های مردم پغمان را قبضه نموده ايد . وي گفت ، وقتی از زندان برآمدم، یک عصا چوب در دستم نبود. به این می گویند اعتراف جانانه. اما این ملیون ها دالر، آرگاه و بارگاه، نوکروچاکر وموتر و زمین را از کجا کردايد ؟
وقتی ازسیاف پرسیده شد که چرا درآن وقت مانع از جنگ نشدید، در جواب گفت: تنها خدا است که هر چیزی را بخواهد کرده می تواند. به تعبیر سیاف، پس این خدا بود که جنگ ها را در کابل شعله ور نمود، خانه های مردم را ویران کرد، زنان را بی سرپرست و کودکان را آواره نمود، برفرق مردم میخ می کوبید، آنان را زنده زنده در کانتینرها کباب نمود، برعفت زنان تجاوز نمود، نه تنظیم هاي اتحاد ، محاذ ، جمعيت ، شوراي نظار، حزب اسلامي ، حزب اسلامي خالص ، حرکت هاي مولوي محمد نبي محمدي وشيخ آصف محسني  و...

رسول سياف، درادامه ی جنايت های خود، بعد از سقوط طالبان، درحمايت های کرزی قرارداشته ، با کمک و مشوره ی افراد تجارتی خود، دست به غصب گسترده ی زمين زده است. باغصب زمين ها، گروه اقتصادی سياف، ساختن مارکيت وبازار، تعميرهای مجلل با قصر و باغ و...ساخته اند. غصب اين زمين ها از دو استقامت درشهر کابل و اطراف آن صورت گرفته است. استقامت اول از کوتل خيرخانه آغاز و به چمتله، پغمان الی ارغندی می رسد. استقامت دوم نيز وزير اکبرخان، باغ بالا، خوشحال مینه، بازار کمپنی، قلعه حيدر خان الی ارغندی می باشد. درمرکز شهر کابل نيز، سياف و گروه اقتصادی وی تعميرات و زمين هايی را غصب و يا با پول بدست آورده از اين تجارت خريداری کرده است. سياف ازحمايت های بی دريغ ريس دولت برخوردار است.

شکايت های زيادی ازغصب اموال و دارايی های مردم وجوددارد،اما تاکنون هيچ اقدامی برای مهارنامبرده صورت نگرفته است. تنها در ماه مارچ دوهزاروهفت ميلادي نيروهای آمريکايی به خانه ی سياف در پغمان يورش بردند که علت آن بيشتر مسايل امنيتی و ارتباطات احتمالی وی با تروريزم بوده است. پس از اين حادثه، آقاي کرزی بارها ازسياف بدليل حمله ی نيروهای آمريکايی پوزش خواسته و قول داده که چنين مواردی ديگرتکرار نشود. پس از آن سياف مجال بيشتری برای فعاليت های تجارتی غير مشروع يافته است. مردم در پغمان بارها نسبت به غصب زمين هايشان و همچنين زندانی شدن وابستگانشان درزندان شخصی سياف به دفتر رييس جمهورشکايت و مقابل پارلمان مظاهره کردند اما با هرعريضه و مظاهره، تهديد ها از جانب سياف و افرادش عليه آنان بيشتر شد. سارنوالي ومحاکم  کشور هيچگاه دوسيه ی های غصب توسط سياف را روی دست نگرفته و هميشه ازوي به عنوان استاد سياف، با نيکی ياد می کند.بهره ازبخشهاي خبري.

 

 

 

بقیه گزیده های مقالات (صباح) اینجا کلیک نماید

 

 
 

 

 
admin@vatandar.at
 
 
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد