2011/8/08

 

   

حمله آمريكا به افغانستان و قدرت گرفتن نيروهاي طالبان، آمار بالاي توليد مواد مخدر، مسلح شدن جنگ سالاران همه و همه موجب شد تا نقض‌هاي حقوق بشر عليه صدها تن از غير نظاميان بي‌گناه افزايش يابد.  مي‌توان به اين نكته اشاره كرد كه جنگ عليه تروريسم آمريكا كه با بهانه‌ي نابودي القاعده نوسال پيش آغاز شد بدون هيچ دستاوردي دنبال مي‌شود و تنها قربانيان اين جنگ تعداد بيشماري از غيرنظاميان درکشورهستند؛ تروريست بزرگ اسامه بن لادن همچنان در فرار است و مقامات آمريكايي با تمامي توان و تجهيزات پيش رفته هنوز نتوانسته‌اند اورا كنند.

هم اکنون سربازان نزديک به چهل کشور درسرزمين بي صاحب ما حضور دارند ولي اغلب آنها در جستجوي فرصت مناسبي براي خارج کردن نيروهاي شان مي باشند . يک علت مهم بروز چنين حالتي ناباوري به اهداف و نيات پشت پرده آمريکا است. براي خيلي از کشورهاي عضو ناتو اين موضوع که آمريکا و انگليس در پشت پرده با طالبان وارد مذاکره شده اند و درهمان حال در ظاهر برادامه مبارزه با آنها تاکيد دارند قابل فهم نيست . اين گونه ترديدها در کنار فشار افکار عمومي بعضي از کشورها را بصورت جدي در فکر تجديد نظر در حضور نظامي شان در افغانستان انداخته است.

همچنان حضور نيروهاى ائتلاف درحالى وارد دهمين سال خود مى شود كه استقرار امنيت وکمک سخاوتمندانه که آمريکا وعده داده بود مردم را دلسرد ومايوس ساخته است. كشتار غير نظاميان و هزينه هاى سرسام آور جنگ ، همه آن چيزى است كه در پايان نوسال تصرف کشورعايد مردم شده است. جنگ افغانستان ابتدا در اتاق جنگ كاخ سفيد و سپس در كاخ رياست جمهورى پاكستان كليد خورد. پاكستان تا پيش از حمله آمريكا به افغانستان يكى از اصلى ترين جريان هاى حامى طالبان محسوب مى شد و پس از سخنرانى مشهورجورج بوش كه وى درآن به صراحت اعلام كرد كه كشورهاى دنيا يا دوست ما هستند و يا دشمن ما، اسلام آباد هم به جنگ با تروريسم مورد ادعاى واشنگتن پيوست و تبديل به عمده ترين شريك ايالات متحده در جنگ با طالبان شد. اهميت همراهى پاكستان در جنگ افغانستان تا آنجاست كه تحليلگران معتقدند با توجه به اقليم خاص افغانستان و وجود كوهها و دشت هاى وسيع در آن اصولا امكان پيروزى سهل الوصول آمريكا در اين جنگ وجود نداشت. تا پيش ازحمله نيروهاى ائتلاف به افغانستان، كابل وقندهاردو مركزعمده فرماندهى طالبان محسوب مى شدند و بسيارى از كشورهاى عرب منطقه هم از آن حمايت هاى ايدئولوژيك و لوژستيكي مى كردند. قندهار و كابل با كمترين مقاومت تسليم شدند. فرماندهان و سربازانى كه ساليان درازى را با پشتوانه ايدئولوژيك جنگيده بودند اينك اين سؤال را در ذهن افكار عمومى دنيا باقى گذاشتند كه چه در پس پرده اين تسليم وجود داشت كه نه سربازان و نه فرماندهان را انگيزه اى براى جنگ نبود؟ برخى اينگونه استدلال كردند كه طالبان با نفوذ که در ميان بخش قابل توجهى ازمردم تضمين هاى امنيتى لازم براى حضور در ساختار قدرت دولت آينده را از طيف پيروز جنگ دريافت كرده و برهمين اساس هم به ترك بدون كمترين خونريزى مراكز فرماندهى خود تن داده است.

پاكستان اگرچه دستى در دست آمريكا در جنگ ضد تروريسم داشت اما ريس جحهورما و بخش عمده اى از تحليلگران وزارت خارجه آمريكا و سيا نيز براين عقيده بودند كه جنرال ها دست ديگر را همچنان در دست طالبان نگاه داشته اند. كرزى، پاكستان را به دخالت در امور داخلى كشورش متهم مينمايد وساطت كاخ سفيد هم نتوانست ميان اسلام آباد و كابل آشتى برقرار كند و اين تنش باوجود برخى رفت و آمدهاى ديپلماتيك دو كشور به مانند آتشى بر زير خاكستر باقى ماند. بهانه حضور مركز فرماندهى القاعده در افغانستان كافى بود تا هزاران تن از نيروهاى آمريكا و انگليس راهى افغانستان شوند و امروز پس از سال ها همچنان مردم مظلوم، نه طالبان و القاعده بهاى تصرف را بپردازند. حضورنزديک به صدوپنجاه هزار سرباز خارجى درکشور محملى را فراهم آورد كه به گفته يكى از تحليلگران اطلاعاتى آمريكا هزاران تروريست را از ديگر نقاط دنيا به مانند آهن ربا جذب اين كشوركند. امروز همانند سال هاي گذشته بى ثباتى و ناامنى درکشوربيداد مى كند هيچ كجاى کشوربشمول کابل امن نيست. وضع رفاهى مردم نيز تفاوت قابل ملاحظه اى نكرده است و قطع آب و برق و تلفون به دفعات زياد درطول روزاتفاق مى افتد ودستگاه هاي ارتباط تلفوني درسراسرکشورازطرف شب توسط طالبان قطع ميشود. كشت مواد مخدر پس از حضورآمريکا نه تنها كاهش نيافته بلكه افزايش قابل ملاحظه اى (هشت هزار تن) نيز يافته است. ناامنى بيداد مى كند، طالبان به لطف ناكامى نيروهاى ائتلاف و ضعف دولت مركزى ولايات جنوبى ، شرقي ، غریي وشمالي وشمال شرقي را به جولانگاه خود تبديل كرده اند و نيروهاى دولتى و ائتلاف را به مبارزه مى طلبند. بن لادن زنده است و گهگاه دست مايه رسانه ها ى آمريكا مى شود و در اين ميان اين مردم هستند كه هزينه مى پردازند، هزينه اى با جان و مال خود. جنگي كه هيچ دستاورد امنيتي براي آمريكا و افغانستان به همراه نداشته و تنها چيزي كه مي‌توان از آن برداشت كرد، هزينه‌هاي گزافي است كه اين جنگ بر مردم آمريكا تحميل كرده و در طرف ديگر كشتار غيرنظاميان و ناامني و بي‌ثباتي درکشور است. هنگامي كه نيروهاي آمريكايي و انگليسي نوسال پيش ، افغانستان را با هدف مقابله با طالبان و مبارزه با تروريسم مورد تاخت و تاز قرار دادند، مدعي بودند كه در اندك زماني آزادي، دموكراسي و آرامش را براي مردم به ارمغان خواهند آورد. اينك با گذشت سال هااز حضور اين نيروها، نه‌تنها كشور روي آرامش و دموكراسي را نديده بلكه در گرداب ناامني و نابساماني غوطه ور شده است.

دونالد رامسفلد وزير دفاع قبلي آمريكا چندي پيش در يك مصاحبه مطبوعاتي گفت: جنگ در افغانستان يك موفقيت بزرگ بود وازاين طريق، مردم افغانستان به آزادي و زندگي بهتر دست يافتند. براي كسي كه حتي اطلاعات اندكي هم از افغانستان داشته باشد اين سؤال پيش مي‌آيد كه رامسفلد از كدام افغانستان سخن مي‌گويد؟ رامسفلد در شرايطي اين سخنان را به زبان مي‌آورد كه طالبان و القاعده در سراسرکشور پراكنده شده و هرروز درگيري‌ها و مشكلات جديدي به بار مي‌آورند. حتي كابل كه آمريكا از آن به‌عنوان نمونه‌اي براي ديگر شهرهاي افغانستان ياد مي‌كند آنقدر نا امن و خطرناك است كه سفارتخانه‌هاي خارجي در اين شهر، امكان فعاليت ندارند و ديپلمات‌ها كمتر جرأت مي‌كنند اتاق كار خود را ترك كنند.  خشونت و جنايت درکوچه وپس کوچه هاي كابل به پديده‌اي روزمره تبديل شده و فقر، بيماري و بيكاري، به اوج خودرسيده ومردم باهزاران مشکلات وپرابلم دست وپنجه نرم ميکنند. ريچارد كلين از مقامات پيشين وزارت امور خارجه آمريكا و مدير بخش خاورميانه بنياد كيسينجر در واشنگتن، در مقاله‌اي مي‌نويسد: كابل براي ديپلمات‌هاي آمريكايي به منزله يك زندان است. سفارت آمريكا در كابل تقريباً به حالت تعطيل است.

 

فرستاده متوفي باراك اوباما به افغانستان و پاكستان در كنفرانس امنیتی مونیخ اظهار كرد كه پیروزی درجنگ افغانستان به مراتب سخت ‌تر از پیروزی در جنگ در عراق است. آمریكا در مورد جنگ افغانستان با مشكل جدی روبرو شده است كه پیش از این با چنین موردی برخورد نداشته است. هالبروك افزود كه به عقیده وی شرایط بد جاری در افغانستان همچنان در حال افزایش است كه در آینده بدتر از وضعیت جاری در افغانستان خواهد شد.

بخش قنسولي سفارت آمريكا فقط درخواست ويزه اي مقامات رسمي را بررسي و صادر مي‌كند واگر يك تبعه کشور درخواست ويزه آمريكا را داشته باشد بايد براي ارائه درخواست و مدارك خود به اسلام‌آباد سفر كند و به سفارت آمريكا درپاكستان مراجعه نمايد. به گفته كلين اين تصميم از آن جهت اتخاذ شده كه اگر صفي از مراجعه‌ كنندگان در برابر سفارت آمريكا دركابل تشكيل شود در آن صورت امكان بروز حملات تروريستي به اين سفارت افزايش مي‌يابد. همچنين اگر يك كارمند سفارت آمريكا در كابل بخواهد به دفتر توسعه بين‌المللي كه آن هم متعلق به آمريكاست مراجعه كند بايد از يك تونل زيرزميني استفاده كند. با اين حال، خياباني كه بين اين دو ساختمان است بر روي تمامي موترها بجز موترهاي آمريكايي و سازمان ملل متحد، بسته است و افراد مسلح در آن به گشت‌زني مشغول هستند. بيرون از كابل، درگيري، ناامني و منازعه قريه به قريه ، شهر به شهر وولايت به ولايت  به چشم مي‌خورد. به تمامي اين نابساماني‌ها بايد مسأله پيچيده توليد و توزيع مواد مخدر را نيز اضافه كرد. آمار منتشر شده از سوي مجامع بين‌المللي حاكي است كه توليد مواد مخدردرکشور پس از حضور نيروهاي آمريكايي بشدت افزايش يافته وطي سال گذشته دو برابر شده است. حال اين سؤال مطرح است كه وزير دفاع قبلي آمريكا از كدام افغانستان سخن مي‌گويد؟  واقعيت آن است كه نيروهاي خارجي نه‌تنها براي مردم دستاورد مثبت و مفيدي نداشته‌اند بلكه خود نيز در گرداب عميق و پرهزينه‌اي فروغلتيده‌اند. آمريكا نزديک به صد هزار نيروي نظامي درکشور دارد كه پانزده تابيست هزار از آنان تحت فرماندهي ناتو و بقيه به‌عنوان سربازان مستقل عمل مي‌كنند. هم‌زمان با افزايش دهها هزارنيروبراي مقابله با نيروهاي طالبان شمار نيروهاي آمريكايي كشته شده درکشور درسه ماه اول سال دوهزاروده ميلادي در مقايسه با سه ما اول سال دوهزارونوبه شدت افزايش يافته است  .اين درحالي است كه افزايش كشته شدن نيروهاي آمريكايي درکشور با افزايش شمار مجروحان اين نيروها نيز همراه بوده است. مقامات آمريكايي همچنين هشدار دادند كه تلفات نيروهاي آمريكايي هم‌زمان با كامل‌شدن استقرارسي هزار نيروي ديگردر افغانستان احتمالا افزايش خواهد يافت.

مايك مولن رييس ستاد مشترك اردوي آمريكا اخيرا هشدار داده بود كه روزهاي سخت‌تري در انتظار نيروهاي آمريكايي خواهد بود . در همين‌حال براساس اعلام آمارهاي جديد از سوي پنتاگون مشخص شد كه در طي دو ماه اول سال دوهزاروده، پنجاه وهفت نيروي آمريكايي كشته شدند. اين درحالي است كه در ماه‌هاي جنوري و فبروري دوهزارونو، بيست وهشت نيروي آمريكايي كشته شده بودند. شمار كشته‌شدگان نيروي انگليسي نيز در مقايسه با سال‌هاي گذشته افزايش يافته است. به طوري‌كه از ابتداي جنوري سال جاري حداقل سي وسه نيروي انگليسي كشته شده‌اند درحالي‌كه در زمان مشابه در سال دوهزارونو، پانزده نيروي انگليسي كشته شده بودند  . افزايش شمار كشته‌شدگان نيروهاي آمريكايي و انگليسي باعث انتقادهاي گسترده داخلي درآمريكا و انگليس شده است. ازجانب ديگررئيس جمهوريکشور جامعه جهاني را درافزايش توليد مواد مخدر درکشورمقصر ميداند . ريس جمهور در سومين کنفرانس ملي مبارزه با مواد مخدر گفت که قاچاق مواد مخدردر افغانستان در اختيار مافياي بين المللي است و مبارزه با آن نيز تلاش جامعه جهاني را طلب مي کند . کرزي با ابراز نارضايتي از روند مبارزه با مواد مخدر تاکيد کرد که جامعه جهاني هماهنگي لازم را با دولت برای نابودي کشت خشخاش ندارد . رييس جمهوري افزود که قاچاق مواد مخدر توسط مافیای بين المللي و نه افغان ها صورت می گیرد . انتقاد صريح کرزي از جامعه جهاني به دليل ناموفق بودن مبارزه با مواد مخدر ، نشان دهنده افزايش تهديدهاي ناشي از افزايش توليد مواد مخدر است. ريس دولت پيش ازين نيز گفته بود که اگر خشخاش نابود نشود ، افغانستان نابود خواهد شد . افزايش کشت خشخاش و توليد مواد مخدر از جمله شاخص هاي اصلي ناکامي آمريکا و متحدينش درکشور است . زيرا يکي از شعارهاي اصلي آمريکا درتداوم حضوردرکشور ، مبارزه با مواد مخدر بوده است . به اعتقاد کارشناسان با توجه به حجم گسترده زمين های تحت کشت خشخاش ، مبارزه با مواد مخدر تنها از طريق دولت کرزي امکان پذير نيست . طبق آمارسازمان ملل ، در سال دوهزاروهفت ميلادي سطح زير کشت خشخاش درکشور به يکصدونودوسه هزار هکتار رسيده است. مواد مخدر يک سوم اقتصاد داخلي ما را تشکيل مي دهد و به همین دلیل کمک جامعه جهاني در رفع این معضل بسيار ضروري است . متنوع ساختن درآمد دهقانان ، ارائه کشت جايگزين و مبارزه جدي باکشت خشخاش و توليد مواد مخدر نيازمند همکاري جامعه جهاني با دولت است نکته جالب اين که در اصلي ترين محل استقرار نيروهاي انگليسي يعني ولایت هلمند ، بيشترين توليد مواد مخدر صورت مي گيرد . اين درحالي است که انگليس متولي اصلي مبارزه با مواد مخدر درکشوراست . همکاري برخي سازمان هاي اطلاعاتي غربي با باندهاي بين المللي مواد مخدر ، از آفت هاي اصلي مبارزه با مواد مخدر است ، موضوعي که کرزي نيز به آن اعتراض دارد . به گفته کرزي ، والي هلمند در مبارزه با کشت خشخاش کاري نمي تواند انجام دهد ، زيرا نيروهاي خارجي اختيار لازم را از نماينده دولت گرفته و به طالبان سپرده اند.

موفقيت نيروهاي غربي در مبارزه با طالبان و القاعده و دستيابي به سطوحي اميدوار‌كننده از امنيت درکشور بسيار محدود بوده است. اين ناكامي به‌دليل شكست نيروهاي ائتلاف در توسعه و اجراي طرح مشترك و هماهنگ درکشور با هدف پايان بخشيدن به ناآرامي‌ و تروريسم و همچنين ايجاد ثبات و اجراي عمليات بازسازي دركشور بوده است . در سطح طرح،  هدف سياسي توافق شده نابودي القاعده،  شكست طالبان و كمك به کشوربراي تبديل شدن به سرزمين با ثبات و دمكراتيك بود اما تا كنون نيروهاي ائتلاف درتبيين طرح جامع كه بتواند تمامي اين اهداف را به‌طور مساوي تأمين نمايد عاجز بوده‌اند. هماهنگي داخلي نيروهاي ائتلاف در مورد توسعه حيطه عملياتي درکشور به شكلي فزاينده تضعيف شده است. اشتياق به مشاركت در خطر پذيري به موضوعي كليدي تبديل شده است و پيش‌بيني‌اي امنيتي با اما و اگر‌هاي بسياري همراه است. تمامي كشورهاي عضو  ناتو آماده ارسال نيرو به كارزارجنگ نيستند و اين موضوع اصل محوري انسجام اين پيمان را زير سؤال برده است. در سطح عملياتي،  تغييرات گسترده چارچوب‌هاي قانون براي انجام عمليات‌هاي نظامي تا حدود بسياري بر نحوه عملكرد بيمار گونه نيروهاي ايساف براي مشاركت در مبارزات طولاني مدت دركشور مؤثر بوده است. به همين دليل شانس موفقيت اين‌گونه عمليات‌‌ها به هيچ وجه قابل پيش‌بيني نيست. بايد پذيرفت هماهنگي داخلي نيروهاي ائتلاف هر روز كاهش مي‌يابد.

شماری ازاعضای کانگرس در باره اقدامات اداره باراک اوباما بدلیل ریشه کن سازی تروریستان از مناطق سرحدی میان افغانستان و پاکستان ابراز شک و تردید کردند.آنان ميپرسند که اداره اوباما چه اقداماتی را علیه طالبان و القاعده در مناطق سرحدی میان افغانستان و پاکستان کرده است؟ همچنان یک عضو حزب جمهوری خواهان در کانگرس امریکا ميگويد  که طالبان و القاعده در مناطق سرحدی میان افغانستان و پاکستان پناهگاه دارند، بنا بجای اینکه در مورد فرستادن سربازان بیشتر به افغانستان فکر شود، باید درباره آن فکر کنیم که چگونه تروریستان را در این منطقه از بین ببریم.هفته نامه آلمانی اشپیگل، با اشاره به راهبرد جدید آمریكا در افغانستان و واكنش های منفی صورت گرفته نسبت به آن نوشت كه رئیس جمهور آمریكا درارائه این موضوع منظوراصلی خود را عنوان نكرد وبه همین دلیل صحبتهای وی صادقانه تلقی نمی‌شود. مردم پس ازشنیدن این سخنان اوباما بیش ازآنكه اطمینان خاطر پیدا كنند، مضطرب شدند و همین موضوع نشان میدهد كه سخنان وی دیگر اثری را كه مورد نظر اوست، را ندارد.

رويكرد جامع نيروهاي ائتلاف درخصوص عمليات‌هاي تأمين ثبات و بازسازي،  درعمل به مفهومي گريزان ودست نيافتني تبديل شده است. توافق بر اين است كه همكاري نظاميان و غيرنظاميان بايد بخشي حياتي در عمليات‌هاي اين كشور باشد اما اينكه چگونه اين موضوع در عمل قابل اجراست به‌عنوان سؤالي بزرگ باقي مانده است . در سطح تاكتيكي،کشورآزموني جدي در روشن ساختن ارزش توانايي مبارزه حتي در سطح عمليات‌هاي تثبيت و بازسازي را پشت‌سر مي‌گذارد در حالي كه نيروهاي ناتو و نيروهاي ائتلاف از توانايي اندكي در اين زمينه برخوردار ند.اين مناقشه هرروزبه بحراني منطقه‌اي نزديك‌تر مي‌شود. نيروهاي ائتلاف نمي‌توانند پايگاه‌هاي طالبان درمناطق مرزي پاكستان را مورد هدف قراردهند و اين درحالي است كه طالبان ازخاك پاكستان به‌عنوان بهشتي امن براي طرح ريزي و ادامه فعاليت‌هاي خود درکشور بهره مي‌جويند. لذا یکی از دلایل تمایل آمریکا به تداوم فعالیت نسبي طالبان ، بزرگنمایی فعالیت تروریستی و تاکيد بر ضرورت همکاری دولت های منطقه در راستای سیاست های کاخ سفید است. دردومین گمانه هم می توان گفت که فعالیت طالبان می تواند ابزاری مناسب برای فشار دولت آمريکا بردولت کنوني کابل باشد درصورتی که فعالیت های تروریستی ازجمله فعالیت طالبان درکشورکاهش یابد ، امکان اعمال فشار آمریکا برکشور کاهش می یابد و پیگیری سیاست های مستقل توسط کابل ، منافع آمریکا را به مخاطره می اندازد . لذا برخی تحلیل گران معتقدند که آمریکا قصد داردکشوررا به پایگاه دائمی نظامی خود با هدف دسترسی آسان به منطقه تبدیل کند. از سوی دیگر باتوجه به ناکارآمدی سیاست آمریکا درمبارزه با طالبان ، مذاکره با این گروه ممکن است در راستای سیاست فرارازشکست باشد . به عبارت دیگر کاخ سفید به دلیل ناکامی در شکست طالبان ، به دنبال وارد کردن این تروريستان به ساختار سیاسی فغلي است. اما يک موضوع خيلي مهم است که هرگونه مذاکره با طالبان توسط خارجيها با واکنش جدی مردم ماو جامعه بین المللي روبرو می شود.امااين بار بحث مذاكره با طالبان ديگر شايعه نيست ، يك تصميم و بلكه يك توافق است . توافقى نه پنهان و پشت پرده كه آن قدر آشكار وعيان ، كه شما رئيس دولتى كه آمده بوديد تا طالبان را مهار و منزوى سازيد با صداى بلند آن را اعلام مى كنيد. براى مردم خسته از ناامنى و نااميد از عملكرد مسئولان امنيت ، گوش به شنيدن تصميمى مهم ازريس دولت است وبارهاريس دولت خبرنگاران را فرامي خواند واعلام ميکند كه تصميم قطعى براى مذاكره با طالبان گرفته شده است. جناب ريس دولت كرزى پا فراتر گذاشت و پيشنهاد مذاكره با دو نماد و دو چهره مخوف عمليات هاى تروريستى را ارائه كرد: يعنى ملاعمر و گلبدين حكمتيار كه قبل از اين هردو در ليست سياه دولت كابل و آمريكا قرار داشتند و كرزى آنها را خط سرخ مذاكره خوانده بود.ريس دولت اما اين بار گفت كه اگر آدرس اين دو رهبر مخالفان را در اختيار مى داشت، شخصاً افرادى را براى گفت وگو با آنها مى فرستاد. رئيس جمهور در ادامه براى آنكه محافل داخل را نيز مهياى پذيرش اين تصميم سازد گفت ايالات متحده آمريكا و سازمان ملل متحد نيز از اين اقدام حمايت مى كنند. وحتى مدعى شد يد كه عده ديگرى از رهبران جهان در مورد مذاكره با طالبان صحبت كرده و آنها نيز ازطرح مذاكره با طالبان حمايت كرده اند. جناب ريس دولت اضافه كرد كه اين خواسته طالبان را كه آشتى و مصالحه را به خروج نيروهاى خارجى گره بزنند نخواهد پذيرفت. موضوع مذاكره با طالبان بحث تازه اى نيست ، اين مسأله بويژه در يك سال اخير از كانال هاى مختلف مطرح و حتى پيگيرى شده است. به تعبير برخى ناظران معماى مذاكره با طالبان همواره به صورت يك وظيفه تاخيرناپذير روى ميز بازيگران داخل و خارج قرار داشته است.

جاى هیچ شكى نیست كه شعار مبارزه با ترورسیم و ایجاد فضاى دموكراسى درافغانستان حرف بیش نبوده و نیست، چون افغانستان با اين اوضاع فلاكت باراقتصادى و درگیریهاى قومی وقبیله اى نه فرصت حمایت ازترورسیم جهانى را داشت و نه هم توان حملات ترورسیتى درجهان به خصوص درآمریكا را در خود مى دید، تنها یك فرد از رهبران القاعده درافغانستان حضور داشت، همه تشكیلات او دركشورهاى عربى و پاكستان فعال بود آیا به خاطر یك شخص باید هزینه گزاف مصرف كرد و یك كشور را تااینجا به چالش کشید.وبه قول معروف بخاطريک شپش پوستين راآتش زد؟.

اما تفاوت ماجرا دراين جاست كه درسال هاي قبل دوران جنگ موضوع مذاكره با طالبان بيشترحالت يك تاكتيك يا سوژه بازى را داشته است كه طرف هاى بين المللى و منطقه اى هراز گاهى براى تأمين اهداف مقطعى خويش آن را دامن مى زدند. به طورمثال درفواصل هاي زماني هركدام ازبازيگران و دولت هاى خارجى براى تأمين منافع مقطعي وموسمي خويش درگوشه اى ازميدان جنگ يا درمقرهاى امنيتى اسلام آباد و پايتخت هاى اروپايى با تيمى از طالبان به مذاكره نشسته اند. اما مذاكره اى كه اكنون در زبان كرزى ستايش شده است ماهيتى متفاوت دارد. اين مذاكره چنان كه شخص اول کشور مى گويد در چشم انداز خويش به دنبال شراكت دادن طالبان درقدرت است .مذاكره با تعريف دوم در واقع به رسميت شناختن طالبان منتهى مى شود و برحضور و نفوذ اين گروه تروريست درمعادلات سياسى مهرتأييد مى نهد. اين الگو ازمذاكره خواهى با عبارتى آشنا توجيه مى شود و آن اين كه : طالبان بخشى از واقعيت افغانستان است، خاستگاه اين نظريه، كابل وريس دولت نيست بلكه مبدع و مبتكرآن دولتمردان كشور همسايه يعنى پاكستانى ها هستند. به همين دليل قاطبه ناظران امتيازات سياست مصالحه با طالبان را به نام قدرت حامى طالبان يعنى اسلام آباد ضرب كرده اند. ديپلمات ها و افسران اطلاعاتى پاكستان جزدراوايل سقوط طالبان كه سكوتى مصلحت آميزدراين زمينه پيشه كردند همواره موضوع سازش با طالبان را به عنوان يك سياست تعقيب كرده اند. بار اول شوكت عزيز درجريان اجلاس مهم اعضاى ناتو در شهر ريگا از غرب خواست تا باب مذاكره با طالبان را بازكند. جالب است كه مردان اسلام آباد در پيگيرى اين انديشه جنجالى خود هيچ گاه منتظر تصميم كابل يا غرب وناتو نمانده اند لذا آنها دومين گام خود را براى شناسايى تروريستان برداشتند. در منطقه سوق الجيشى و قبيله نشين وزيرستان كه به عنوان مركزسربازگيري وپشتيبانى نظامي ولوژستيکي طالبان ومخفيگاه تندروها شهرتى جهانى دارد. مقام هاى اسلام آباد نخستين عهدنامه دوستى و همكارى با طالبان را به امضا رساندند. در پيمان وزيرستان كه در واقع به حضور طالبان رسميت بخشيد سران قبايل حامى طالبان به اين امتياز مهم دست يافتند كه در قبال ترك مخاصمه با اردوي پاكستان اختيار اداره اين مناطق كه گلوگاه تماس با افغانستان است را دردست بگيرند. اينکه بعدازتوافق ، شيوه هاي بازي تغيرنمود ، بحث جداگانه ميطلبد . به اين صورت مى توان حدس زد كه امروز هيچ كس به اندازه دولت همسايه ما ازاين اتفاق كه سرانجام دولت منتخب جامعه بين المللى را پاى ايده خود كشانده است خشنود نيست براى جنرال ها و کارمندان آي اس آي دراين روزهاى بحرانى كشورشان اين مى تواند شيرين ترين خبر باشد. ريس دولت گفت كه پيشنهاد او به تأييد آمريكا و مجامع جهانى رسيده است . اين نكته اى است كه حتى اگر برزبان ريس جمهور نمى آمد ، افكار عمومى به آن واقف بودند. زيرا از ديد عموم ناظران مسأله سازش تصميمى نيست كه محترم کرزي به تنهايى قادر به اتخاذ آن باشد، همه آنهايى كه در داخل و خارج سخنان كرزى را دنبال مى كنند، پيشنهاد او براى مذاكره با طالبان را در حكم پيشنهاد مستقيم كاخ سفيد تلقى ميكند. اين سند گوياى خيلى از زواياى مهم و تاريك جنگ کشور است بويژه براى كسانى كه در پى تصويرى روشن از پشت صحنه جنگ يا يك ارزيابى واقع بينانه ازجبهه هاى درگيرى هستند، سخن يا پيشنهاد ريس دولت ما مى تواند خيلى روشنگرانه باشد. اين پيشنهاد جاى ترديدى باقى نمى گذارد كه بازيگران خارجى در كشور برپيروزى دراين جنگ چشم بسته اند. اين سخن جناب ريس دولت كه طرح او براى سازش با فرماندهان تروريسم از سوى سه مرجع سازمان ملل ، ناتو و آمريكا به امضا رسيده است. بزرگترين اعتراف به شكست پروژه صلح درکشوراست .واقعيت اين است كه طرح مذاكره با طالبان در بدترين زمان ممكن يعنى اوج ضعف نظامى جبهه مقابل طالبان مطرح مى شود لذا يك نگاه عميق به پس زمينه پيشنهادى كه روى ميز كرزى قرار گرفته روشن خواهد كرد كه طرح مذاكره با طالبان در واقع به صورت يك راه علاج و به قول كارشناسان راه برون رفت براى ائتلاف ازباتلاق کشورمطرح شده است. شواهد زيادى دلالت براين دارند كه اين سناريو با آنكه ازتريبون حكومت ما و با زبان سخنگويان آن بيان ميشود اما اساس آن باقلم سياستگذاران بيروني تدوين يافته است.

فقط در عرصه نظامى نيست كه طالبان با عمليات هاى انتحارى و دهشت افكنى استراتژى جهانى مبارزه با تروريسم را به چالش كشيد ه اند بلكه درزمينه آبادى وبازسازى كشور، دهها تعهد بزرگ خارجي بر زمين نقش بسته است . اين سخن كه هيچ اتفاق مثبتى درزندگى مردم رخ نداده است از سطح گلايه هاى مردم نگران ما فراتر رفته و امروز به صورت يك مؤاخذه در تريبون هاى جهاني ازسوى دولت مردان کشور ودوستانش بيان مى شود. مقام هاى دولت درفهرست اشتباهات و بدقولى هاى جبهه ائتلاف به اهمال بزرگ آنان درتجهيز اردو و پوليس اشاره مى كنند وهمان سخن تلخ نورى مالكى را بر زبان مى آورند كه ناتو و ائتلاف جهانى دولت افغانستان را درميدان جنگ با تروريست ها بى ساز وبرگ گذاشته اند.

 

 

 

بقیه گزیده های مقالات (صباح) اینجا کلیک نماید

 

 
 

 

 
admin@vatandar.at
 
 
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد