2011/10/20

 

   

وال استریت جنبش خود جوشي اجتماعی درهفده سپتامبر دوهزاريازده با دعوت رسانه‌های اجتماعی ضد سرمایه‌داری درنیویارک با تظاهرات هزاران نفر شروع شد وبعدآ فراگيروجهاني شد. هدف این جنبش اعتراض به نفوذ نظام سرمایه داری ، وضع نامطلوب اقتصاد و بیکاری حاصل ازسیاست‌های غلط دولت واعمال نفوذ لابی‌های سرمایه‌داری است.  وال استريت يافریاد اعتراضی به وضع نابسامان اقتصادي و گسترس بيكاري وافزايش فاصله طبقاتي بيشتر كشورهاي با نظام سرمایه داری را فرا گرفته است.

مارکس مي گفت، جامعه از توازن متغیر نیروهای متضاد ساخته می‌شود. براثر تنش‌ها و کشمکشهای این نیروها، دگرگونی اجتماعی پدید می‌آید. بینش مارکس مبتنی بر یک موضوع تکاملی بود و کشمکش اجتماعی جان کلام فراگرد تاریخی را تشکیل می‌دهد. این طرز تفکر گرچه با بیشتر آیین‌های اسلاف قرن هیجدهمی مارکس در تضاد بود، اما در عوض با بیشتر اندیشه‌های سده نوزدهم همخوانی داشت. به عقیده مارکس نیروی برانگیزاننده تاریخ، همان شیوه ارتباط انسانها در رهگذر کشمکشهای‌شان برای بدست آوردن زیست مایه از چنگ طبیعت است.

جستجوی خورد و خوراک کافی و سرپناه و پوشاک، هدفهای اصلی انسان در سپیده‌دم تاریخ بشر بودند و اگر ساختمان پیچیده جامعه نوین را از هم بشکافیم درمی‌یابیم که این هدفها هنوز هم در کانون کوشش های انسان کنونی جای دارند. تا زمانی که این نیازهای اساسی برآورده نشوند، کشمکش انسان با طبیعت همچنان ادامه خواهد داشت. انسان موجودي است. هر گاه که نیازهای اصلی او برآورده نمی‌شوند نیازهای تازه‌ای پدید می‌آیند و همین تولید نو به نو نیازها، خود نخستین عمل تاریخی است. همین که انسان‌ها در مسیر تکاملی‌شان مرحله ابتدایی و اشتراکی را پشت سر می‌گذاردند، برای برآورده ساختن نیازهای نخستین ‌شان درگیر یک همزیستی تنازع آمیز می‌شوند. به محض آن که تقسیم کار در جامعه بشری پدید می‌آید، این تقسیم کار به تشکیل طبقات متنازع می‌انجامد. همین طبقات‌اند که بازیگران اصلی در صحنه نمایش تاریخ‌اند.

مارکس یک تاریخی‌اندیش نسبی نگر بود که به نظر او همه روابط اجتماعی میان انسانها و نیز همه نظام‌های فکری، وابسته به دوران گوناگون تاریخی‌اند. ویژگی تاریخی، نشانه خاص رهیافت مارکس است. برای مثال زمانی که او اظهار داشته بود که همه دوران تاریخی پیشین را نبرد طبقاتی مشخص می‌کند بی‌درنگ این نکته را نیز افزوده بود که این نبردها بر حسب دوران مختلف تاریخی تفاوت می‌یابند. جنبش وال استريت باالهام ازين تفکرمترقي ،يك حركت خودجوش مردمي براي مقابله با تبعيض و سرمايه داري در كشورهاي غربي است، زيرا طي سالهاي گذشته تعداد فقرا در آمريكا دو برابر شده است. آمريكايي ها امروز پس از گذشت ده سال با صرف بيش از پنج ميليارد دالر و هزاران كشته و مجروح، در باتلاق خاورميانه فرو رفته اند و ابهت پوشالي آنها شكسته شده است.

هدف مردم تغییر چنین وضعیتی است که روز به روز بر نابرابری‌های اجتماعی می‌افزاید. سه سال و نیم پیش، تغییري را در کلام سیاستمداران یکی از دو حزب کشورشان دنبال کردند، اما چندی نگذشت که لاف و گزافه‌‌های آن‌ها برایشان ثابت شد. امروز تغییری که از صندوق آراء می‌گذشت، مسیر دیگری را برای خود انتخاب کرده است: جنبش از پایین. جنبش در خیابان. سرمایه‌داری با بحرانی دیگر روبرو گشته است. بحرانی که چه آن را از سر بگذراند یا نه، باید در تضاد مابین اکثریتی که خود را نود و نه درصد جامعه می‌داند (اردوگاه کار) و اقلیتی که اکثریت منابع و فرصت‌ها را در انحصار خود دارد (اردوگاه سرمایه)، منافع یکی را انتخاب کند.

مردم به وضعیتی که در آن قرار دارند اعتراض می‌کنند، تا سطح خاصی از اعتراض در نظام پذیرفته می‌شود و با سرکوب مواجه نمی‌شوند اما نظام سرمایه‌داری نشان داده است که هر موقع با بحرانی جدی مواجه می‌شود، خود مانعی جدی برای این گونه آزادی‌‌ها می‌باشد. مردم آزادی منفی دارند و با محدودیتی از نوع محدودیتی که دردیگر کشورهای جهان وجود دارد روبرو نیستند، اما آن‌چه آن‌ها را به خیابان کشانده، فقدان آزادی مثبت است

مردم نه مقابل عمارت کاخ سفید تجمع کرده‌اند، نه از کنگره و سنا داد خواهی می‌کنند، نه نامه‌ای به یکی از نمایندگانشان نوشته‌اند و نه دست به دامن یکی از دو حزب کشورشان می‌شوند. تحصن در وال استریت گویای تعیین کنندگی وال استریت است، نهادی مالی و اقتصادی، نماینده‌ی الیگارشی مالی که اراده‌ی اکثریت مردم در آن جایی ندارد.

ویژگی تعین بخش بودنِ سود اقتصادی، سرشت نظام سرمایه‌داری است. این را مردمی که سال‌هاست در آن ساختار زنده گی می‌کنند به خوبی می‌دانند و به درستی متوجه آن شده‌اند که کاخ سفید، کنگره، سنا و دیگر نهادهای سیاسیِ انتخابی یا انتصابی، ذیل وال استریت فعالیت می‌کنند و نماینده‌ای که بابت تبلیغات انتخاباتی خود وامدار کورپوریشن‌ها می‌باشد، وقتی در قدرت قرار می‌گیرد باید نگران آینده‌ی سیاسیِ خود باشد و منافع شرکتی را به منافع مردمی ترجیح دهد.  اما هدف مردم تغییر چنین وضعیتی است که روز به روز بر نابرابری‌های اجتماعی می‌افزاید.  سه سال و نیم پیش،تغییر را در کلام سیاستمداران یکی از دو حزب کشورشان دنبال کردند، اما چندی نگذشت که لاف و گزافه‌‌های آن‌ها برایشان ثابت شد.  امروز تغییری که از صندوق آراء می‌گذشت، مسیر دیگری را برای خود انتخاب کرده است ، جنبش از پایین. جنبش در خیابانسرمایه‌داری با بحرانی دیگر روبرو گشته است. بحرانی که چه آن را از سر بگذراند یا نه، باید در تضاد مابین اکثریتی که خود را نود و نه درصد جامعه می‌داند (اردوگاه کار) و اقلیتی که اکثریت منابع و فرصت‌ها را در انحصار خود دارد (اردوگاه سرمایه)، منافع یکی را انتخاب کند.

نظام سرمایه‌داری نشان داده است که هر موقع با بحرانی جدی مواجه می‌شود، خود مانعی جدی برای این گونه آزادی‌‌ها می‌باشد . مردم آزادی منفی دارند و با محدودیتی از نوع محدودیتی که در دیگر کشورهای جهان وجود دارد روبرو نیستند، اما آن‌چه آن‌ها را به خیابان کشانده، فقدان آزادی مثبت است.  در زمانه‌ی سیطره‌ی ضد انقلاب نولیبرالیستی، بیش از هر دوره‌ی دیگری در دوران سرمایه‌داری، حق به امتیاز بدل شده است . امروز حق کار، حق تحصیل، حق بهداشت، حق رفاه همگانی، حق امنیت، حق بیمه و به امتیازی تبدیل شده است که فقط با پرداخت وجوهی توسط کسانی که توانایی پرداختش را دارند، قابل خریداری‌اند. در اندیشه‌ی داروینیسم اجتماعی که از مهم‌ترین باورهای نولیبرالیسم است، کسانی که از این امتیازها بی نصیب می‌شوند، بازندگان هستند.  بازندگانی که شایستگی و تواناییِ فردی برای غلبه بر حریف را ندارند.

چنین باورهای کاملاً ایدئولوژیکی از سوی ساختاری ترویج می‌شود که همواره از مرگ ایدئولوژی‌، مرگ باید و نباید، مرگ آرمان‌گرایی برایشان گفته است. اما آن‌ها که ذهنی پویا برای ریشه‌یابی حوادث دارند و چشم و گوش بسته اسیر توپخانه‌ی تبلیغاتی حاکم نمی‌شوند، به خوبی می‌دانند که در سایه‌ی چنین شعارهای فریبنده‌ای، ایدئولوژیک‌ترین و بنیادگراترین باورها ترویج شده است . یک روز در ظاهر فریبنده‌ی پایان تاریخ، یک روز با شعار زنده گی مسالمت آمیز در دهکده‌ی جهانی، روزی دیگر با انکشاف بازار آزاد و پیچیدن نسخه‌ای واحد برای همه‌ی مکان‌ها و زمان‌ها، زماني براي فريب وبه بازي گيري انديشه وباورهاي مردم وفرهنگ وسنتهاي پسنديده وگاهي زيرنام دموکراسي وحقوق بشرصدها وهزاران جنايت وبربريت رارقم ميزنند.  بحران سرمایه‌داریِ امروز، بحرانی جدی است. بحران، سرشت سرمایه‌داری است و زاییده‌ی دینامیسم و سازوکار درونی آن است. عبارت معروف کارل مارکس که معتقد بود:  سرمایه‌داری، گورکنان خود را می‌آفریند، یک شعار پوچ و ميان خالی نیست، گزاره‌ای علمی است که حاصل تبیین علمی نظام سرمایه‌داری می‌باشد.

بحران اقتصادی، بدهی، جنگ، بیکاری، سقوط معیشت مردم، کم‌مصرفی و حاکی از چالش بزرگی است نظام سرمایه‌داری با آن مواجه است. این چالش با نقد چند باره‌ی تجربه‌ی سوسیالیسم قرن بیستم و ارجاع دادنِ منتقدان نظام به آن چه در کوبا و کورياي شمالی و می‌گذرد، حل نخواهد شد. بلکه یک‌بار برای همیشه باید با واقعیت تلخ و تباهی که سرمایه‌داری بر سر محیط زیست انسانی و طبیعی و آزادی واقعی آورده است، روبرو شد و برای آن پاسخ‌های ریشه‌ای و بنیادی داشت.

اکنون این جنبش اعتراضی هنوز دنبال تاثیرگذاری نمادین است و می ‌خواهد با شعار وال‌ استریت را تسخیر کنید، یعنی به بزرگ ‌ترین بازار مالی جهان بگوید که ما مخالف سیستم سرمایه داری جهانی هستیم و برای برقراری عدالت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در جهان، مبارزه می کنیم

براساس بیانیه هایی که رهبران جنبش وال استریت منتشر کرده اند، گروه های مختلفی عضو این جنبش هستند که اصلی ترین آنان، سوسیالیست ها، ضدسرمایه داران، بی کاران، بی خانمانان ضدجنگ ها، جوانان و هستند

بسیاری از شخصیت های هنری و تحصيلي و فعالین عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به این جنبش پیوسته اند. از جمله می توان به شخصیت هایی جوزف استیگلیتز اقتصاددان برجسته برنده جایزه نوبل اقتصادی، سوزان ساراندون بازیگر مشهور سینما، مایکل مور مستندساز منتقد، نوام چامسکی، رهبران اتحادیه ‌های مختلف، کورنل وست، استاد برجسته پوهنتون پرینسون و یک فعال سیاسی و هم چنین مارک روفالو، نویسنده، کارگردان و بازیگر نیز در میان معترضان آمریکایی حضور فعالی دارند. هم چنین بسیاری از شخصیت های مشهور آمریکایی نیز در صفحه‌ های شخصی فیس بوک و تویترشان از این جنبش اعتراضی حمایت کرده ‌اند

استیگلیتز، در جمع معترضان در نیویارک گفت که شرایط فعلی اقتصاد آمریکا هم چون یک اقتصاد ویران شده است. اریک فونراستاد پوهنتون کلمبیا نیز که به معترضان آمریکایی پیوسته، گفت، فکر می ‌کنم جنبش مخالفان در آمریکا نشان دهنده خشم و ناامیدی از عملکرد دولت های جورج بوش و باراک اوباما است. این استاد تصریح کرد که قرار است اساتید برجسته دیگری در آمریکا به موج اعتراض ‌های مردمی در شهرهای مختلف بپیوندند.

دیوید گرائبر، یکی دیگر از شخصيتهاي علمي در آمریکا که از جنبش وال استریت حمایت کرده، اظهار داشت-  معنای واقعی دموکراسی این است که مقامات باید پاسخ گوی عملکردشان باشند.

مدتهای طولانی سرمایه داران و سران کاخ سفید، اختلافات فزاینده طبقاتی و تفاوت های فاحش حقوقی کارگران، بی خانمانان، بی کاران و محرومان جامعه را انکار می کردند و با ریاکاری و وعده های دروغین، سیاست های اقتصادی خود را پیش می بردند. اما اکنون جنبش وال استریت را تسخیر کنید، نشان می دهد که دیگر صبر و تحمل مردم به پایان رسیده و اکثریت مردم این کشور، عزم و اراده کرده اند حق و حقوق خود را از حلقوم سرمایه داران و دولت آن ها بیرون بکشند. این جنبش که در حال گسترش به تمام کشورهای دنیاست بحران های فزاینده و ساختاری کاپیتالیسم را نیز به تماشا می گذارد. فعالین و معترضان جنبش وال استریت ، با شعار ما ۹۹ درصد هستیم، قصد دارند توجه افکار عمومی داخلی و بین المللی را بر این واقعیت جلب کنند که آن ها بخشی از یک درصد آمریکایی که قدرت و ثروت های این کشور را در اختیار دارند، نیستند. خواست های جنبش وال استریت، بسیار متنوع هستند.  

خواست های زیر از سوی سازمان اکتبر ۲۰۱۱، چنين فرمول بندي شده اند:

 مالیات باید به پولدارها و کمپنی های سرمایه تعلق گیرد،

جنگ باید پایان یابد، سربازان به آمریکا برگردند و بودجه نظامی باید کاهش یابد،

خدمات اجتماعی و بهداشت برای همه تعلق بگیرد،

حمایت دولت از کمپنی های نفتی و سایر کمپنی های بزرگ خاتمه داده شود،

انتقال به منابع انرژی سالم و تمیز باید در دستور روز قرار بگیرد،

باید از نیروی کار حمایت شود و حق قرارداد جمعی به رسمیت شناخته شود. اشتغال زائی و افزایش حقوق باید هدف فعالیت های دولت قرار بگیرد،

پول و سرمایه باید از سیاست بیرون اندخته.

این خواست ها، طوری تنظیم شده اند که مهم ترین مشکلات اقتصادی محرومان جامعه، جوانان و همه زحمتکشان و هم چنین مخالفین جنگ و طرفداران محیط زیست و غیره را نیز در برمی گیرد و متحد می کند.  روشن است که هر چه این جنبش گسترش و تعمیق پیدا می کند شعارها و خواست هایش نیز علیه سیستم سرمایه داری رادیکال تر می گردد.

حقیقت این است که دلیل پیدایش جنبش های مردمی در شمال آفریقا و کشورهای عربی و اکنون در آمریکا و مدت بعد در کشور دیگری، فقط این نیست که مردم از آزادی های دموکراتیک محروم اند، دلیل اصلی و ریشه ای تر این جنبش ها، این است که به معنای واقعی سیستم سرمایه داری، زنده گی روزمره را برای میلیون ها انسان روزبروز غیرقابل تحمل تر کرده است.  فقر و بی کاری و گرسنگی بسیاراز خانواده ها را درهمه نقاط جهان پریشان کرده است.  در یک سو، یک اقلیت کوچک سرمایه داری با حمایت و پشتیبانی دولت ها قرار دارند که ثروت های طبیعی کشورها را که متعلق همه مردم است و هم چنین حاصل کار مزدبگیران را به سود خود ضبط می کنند و بر ثروت شخصی خود در بانک های داخلی و خارجی می افزایند. در سوی دیگر، انبوه بی کاران، فقرا، گرسنگان قرار دارند، که روزبروز بر تعدادشان افزوده می شود.  سرمایه داران و کارفرمایان از یک سو دست مزدها پایین می آورند و از سوی دیگر، با افزایش بهای مواد خوراکی و دیگر هزینه های زنده گی، مردم بیش تری را در معرض فقر و گرسنگی قرار می دهند.  بخش عمده ای از جوانان بی کارند و در وضعیت موجود آینده خوبی برای خود پیش بینی نمی کنند. بنابراین، خیزش مردمی و تولد جنبش های تازه ای چون جنبش وال استریت، نتیجه این تقابل اکثریت مردم جهان بر علیه اقلیتی سرمایه دار و دولت هاست که صرفا برای کسب سود بیش تر و حفظ قدرت شان حاضرند به هر جنایتی دست بزنند

بی شک، هر جریان و فرد آزادی خواه، روشنگر وانسان دوست با تمام نیروی خود در این حرکت و جنبش جهانی علیه سرمایه داری شرکت می کند و به سهم خود در تداوم، گسترش و رادیکال کردن شعارها و اهداف آن بر علیه سیستم سرمایه داری ستم گر و استثمارگر و سرکوبگر می کوشد

به این ترتیب، جهان روز ۱۵ اکتبر ۲۰۱۱، جامعه جهانی شاهد تولد یک جنبش جهانی علیه سیستم سرمایه داری و دولت های آنان بود.  روزی که هرگز فراموش نخواهد شد و در تاریخ مبارزه طبقاتی زحمتکشان و محرومان جهان به عنوان یک روز تاریخی ثبت گردید.  روزی که ماهیت ضدانسانی سیستم سرمایه داری را در معرض قضاوت افکار عمومی جهان قرار گرفت. مسلم است که در شرایط موجود جهان، بین جهان سرمایه داری و تفکرکارگري، راه سومی وجود ندارد. یا سرمایه داران با حکومت هایشان، به ستم و سرکوب، جنگ و کشتار و استثمار خود ادامه می دهند. و یا این که کارگران و زحمتکشان  در سراسر جهان با مراجعه به شيوه هاي وميتودهاي مبارزه طبقاتي ، متحدانه و متشکل و آگاه به میدان می آیند تا وضع موجود را به نفع اکثریت بشریت تغییر داده و به این وضع فلاکت بار موجود خاتمه دهند

وال استريت رستاخيزي که از خیابان ها آغاز شد واکنون درتحصن در کنار وال استریت و در ده ها شهر آمریکا درجریان است، شاید نمادی باشد از حرکتی بومرنگی، بازگشت شبح خفته ای که همواره نسبت به آن هشدار داده می شد. شبحی که مارکس در ابتدای مانیفست خود به آن اشاره می کرد. بحران سرمایه‌داریِ امروز، بحرانی جدی است. بحران، سرشت سرمایه‌داری است و زاییده‌ی دینامیسم و سازوکار درونی آن است. فرموده معروف کارل مارکس که معتقد بود: سرمایه‌داری، گورکنان خود را می‌آفریند، یک شعار پوچ و ميان خالی نیست، گزاره‌ای علمی است که حاصل تبیین علمی نظام سرمایه‌داری می‌باشد. بحران اقتصادی، بدهی، جنگ، بیکاری، سقوط معیشت مردم، کم‌مصرفی و ... حاکی از چالش بزرگی است نظام سرمایه‌داری با آن مواجه است. این چالش با نقد چند باره‌ی تجربه‌ی سوسیالیسم قرن بیستم و ارجاع دادنِ منتقدان نظام به آن چه در کوبا و کورياي شمالی و ... می‌گذرد، حل نخواهد شد. بلکه یک‌بار برای همیشه باید با واقعیت تلخ و تباهی که سرمایه‌داری بر سر محیط زیست انسانی و طبیعی و آزادی واقعی آورده است، روبرو شد و برای آن پاسخ‌های ریشه‌ای و بنیادی داشت

پایگاه رسمی جنبش وال استریت تحت عنوان (سیاست ما) مينويسد: جنبش وال استریت یک جنبش مردمی است که در هفده سپتامبر دوهزاريازده در میدان آزادی منهتن نیویارک ایجاد شد و به تدریج به صد شهر آمریکا و بیش از يکهزاروپنجصد شهر در سرا سر دنیا کشیده شد. هدف از این جنبش مقابله با نظام بانکداری و سرمایه داری و پایان دادن به فساد مالی و بی عدالتی است. در حقیقت نقش جنبش وال استریت فروپاشی نظام اقتصادی مبتنی بر سرمایه داری است که بزرگترین رکود اقتصادی را تا بحال ایجاد کرده است.

این جنبش الهام گرفته از انقلاب مردم مصر و تونس و اعتراضات مردمی در اسپانیا، یونان، ایتالیا و انگلیس است و هدف از آن افشای نقش نئولیبرالیسم و بهره کشی اقلیت یک درصد از جوامع بشری و در دست گرفتن سکان اقتصاد جهانی سعی در تامین منافع شخصی و نابود کردن آینده بشریت است

طی روزهای گذشته این جنبش از مرزهای آمریکا فراتر رفته و به سایر کشورها نیز کشیده شده است. معترضان در پایگاه اطلاع رسانی این سایت از مردم جهان دعوت کرده اند تا در مقابل این بی عدالتی ها ساکت نمانند و به این جنبش بپیوندند. دربيست وچهارساعت هشتاددو کشور و يکهزاروچهارصد شهر به این جنبش پیوستند. و این تظاهرات ها و تجمع ها لحظه به لحظه در حال گسترش است

خبرگزاری رویترز درخبری پیرامون گسترش جنبش اعتراضی وال استریت به سایر کشور های غربی نوشت: جرقه ای که در نیویارک زده شد در حال تبدیل شدن به آتش مهیبی است که دامان کشورهای غربی را فرامی گیرد.
رویترزنوشت: میدان تحریر قاهره، میدان سبز طرابلس، میدان سینتاگما در آتن و اکنون پارک زاکوتی در نیویارک، خشم مردم در اعتراض به تجاوز به حقوق شان در سراسر جهان در حال شعله ور شدن است

معترضین در کشورهایی: استرالیا، نیوزیلند، جاپان، فیلیپین، تایوان، آلمان، بریتانیا، هالند، کانادا، آفریقای جنوبی، ایتالیا و آمریکا ... دست به تجمع زده و اعتراض خود را به وضعیت اقتصادی، سیاست‌های اقتصادی، سیستم‌های مالی و بانکی و در نتیجه افزایش فقر و بیکاری ابراز ميدارند

يکي ازاعتراض کننده گان ميگويد: من به نسلی تعلق دارم که که دیگر توهمی ندارد و گمان می کنیم آینده ای هم نداشته باشیم. ما هیچ حقی برای سخن گفتن در آمریکا نداریم، مردم اینجا هیچ حقی ندارند. همه چیز قفل شده و شرایط روزمره هم بدتر و بدتر می شود. همه باید متحد شویم، باید همه مطالباتمان را یکی کنیم تا شاید چیزی به وجود بیاید. من در اینجا تصمیم گرفته ام در آشپزی کمک کنم و به کسانی که می خواهند برا ی دیگران غذا آماده کنند، برسم

ديگرش مصميمانه چنين ابرازعقيده مينمايد: مدتهای زیادی است که این کشور راه خود را گم کرده، دیگر جایی برای آمریکایی های متوسط باقی نمانده. فقط کسانی که از همه قوی ترند می توانند گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند. بقیه هم دیگر نمی توانند قسط خانه هایشان را بدهند و پولی در بساطشان برای یک زنده گی مناسب ندارند. در همین حال ، بانک ها بیشترین سودها و امتیازات را به صاحبانشان پرداخت می کنند. شرم آور است. من تازه به اینجا رسیده ام اما باز هم خواهم آمد. و سعی خواهم کرد که در شهر خود، هم جنبش مثل همین جنبش به راه بیاندازم.من تا به حالا در زنده گی ام اعتصاب نکرده بودم، اما امروز دیگر زنده گی غیر قابل تحمل شده است. جوان ها حق دارند. دیگر کاسه صبرمان لبریز شده است. شاید صدایمان اینجا به گوش کسی برسد

کشانده شدن تظاهرات وجنبش به خیابان وبیرون ازسازوکارهایسرمايداري(درمقایسه با جنبش سال ۲۰۰۸با شعارآری!ما می توانیم تغییربدهیم) آنهم درشرایطی که کل آپارات وسازوکارهای موجودی که برای تظاهربه دموکراسی تعبیه شده اندسرسپرده گی خود را تمام عیار به بازارهای مالی وشرکت های بزرگ به نمایش گذاشتند، زمینه های گسترش پرشتاب حرکت در جغرافیای وسیع آمریکا درمدتی کوتاه انتشارآن درشهرها ونقاط بسیاری ازآمریکا درطی یک ماه ازآغازجنبش وال استریت توسط چندصدتن جوان،شتاب وابعاد گستره جهانی آن تا ۸۲ کشوروهزارشهرجهان وبا میلیونها تظاهرکننده درطی دوروزفراهم ساخت. وازنظرهدف وآماج، کانونی کردن مبارزه علیه سرمایه مالی وبانکداران وبازاربورس و شرکت های غول پیکری که برهمه بخشهای اقتصاد وهمه وجوه زنده گی چنگ انداخته اند وکشورآمریکا را به سرآمد همه کشورها در کالائی کردن همه عرصه های زنده گی تبدیل کرده اند و وال استریت شاخص ونماد همه این فلاکت ها ونکبت های دامن گیر مردم وجبروت سرمایه بشمارمی رود، ازدست آوردهای مهم این جنبش محسوب می شود.

صدها نفر از شرکت کنندگان در حرکت وال استریت که از ۱۷سپتامبر در اعتراض به وضع موجود در آمریکا و نفوذ شرکت های سهامی و بانک ها در منهتن تجمع کرده اند. خانه های روپرت مرداک غول رسانه ای آمریکا، جیمی دیمون از بانک داران بزرگ و دیوید کاک ثروتمند نفتی از مقاصد معترضان بود. هدف از این راه پیمایی اعتراض به میزان کم ترمالیات پرداختی به وسیله ثروتمندان بوده است.

در چنین شرایطی، جنبش وال استریت، خود  را به سرعت در سطح جهانی بازتکثیرمی کند. هدف کنونی جنبش وال استریت، کسب قدرت سیاسی نیست. این جنبش همانند هر جنبش سیاسی - اجتماعی دیگری در روند مبارزه هم رهبری واقعی خود را پیدا کند وهم اهداف و برنامه هایش را مدون نماید. پس از این پروسه است که چنین جنبش عظیمی خود را برای کسب قدرت سیاسی نیز آماده می کند.

تعداد افرادی که در سپتامبر ۲۰۱۱ جنبش وال استریت را در شهر نیویارک به راه انداختند در ابتدا حدود ۷۰۰ نفر و در ادامه به حدود ۲۰۰۰ نفر رسید و به سرعت به شهرهای بزرگ و کوچک آمریکا کشیده شد. و اکنون نیز جهانی شده است. پیگیری و تداوم مبارزه آن ها، حتی دموکرات‌ ها و جمهوری خواهان را نیز مجبور کرده از این جنبش حمایت کنند. البته این احزاب که همواره قدرت در دست آن ها جا به جا می شود سعی خواهند کرد این جنبش را به زایده سیاست های خود تبدیل کنند از این رو، تنها هوشیاری سازمان دهندگان و سخن گویان این جنبش می تواند استقلال آن را تضمین کند و جلو سوء استفاده های سیاسی را بگیرد

روز پانزدهم اکتبر ۲۰۱۱ ، در بیش از هزار شهر جهان، معترضان به سیستم سرمایه داری، غارتگری بانک ها و سرمایه داران، زیرپا گذاشتن حقوق ۹۹درصد مردم، به خیابان ها آمدند.  برگزارکنندگان این تظاهرات جهانی، که نام آن را ۱۵اکتبر گذاشته‌ اند، هدف شان را آغاز تغییری جهانی توصیف کرده اند. در وب سایت آن ها گفته شده است:  ما متحد و هم صدا، نخبگان مالی و سیاست مدارانی را که در خدمت آن ها هستند، متوجه خواهیم کرد که به عهده ماست، به عهده ما مردم است، که درباره آینده تصمیم بگیریم. صدها هزار معترض به سیستم سرمایه داری.

اسناد وارقام جهانی نشان می دهند که سرمایه داران روزبروز فربه تر و چاق تر و مزدبگیران، بی کاران و فقر نیز لاغرتر و رنجورتر می گردند و فاصله طبقاتی عمیق و عمیق تر می گردد.

در آمریکا حقايق حاکی از آن است که ۴۷ میلیون نفر، شکم خود را با کارت غذای دولتی سیر می کنند، ۱۵ میلیون نفری که پول قرضه خانه‌ هایشان بیش از ارزش خانه‌ های آن هاست، ۲۴ میلیون نفری که نمی توانند کاري تمام وقت پیدا کنند و ۵۰ میلیون نفری که بیمه‌ درمانی ندارند. قطعا، پس از بازگشت نظامیان آمریکا از عراق و افغانستان، ارقام بی کاری باز هم بالا خواهد رفت. هم چنین براساس گزارش سازمان ملل متحد، نفوس دنیا تا پایان ماه اکتبر هفت میلیارد تن می ‌شود که در این میان منطقه آسیا - اقیانوس با سهم ۶۱ درصدی، کانون این تحول جمعیتی محسوب می شود. به گفته نوئلین هیزر، معاون سرمنشي اجرایی کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد در منطقه آسیا و اقیانوس، تا پایان ماه اکتبر سال میلادی جاری، نفوس جهان به هفت میلیارد نفر خواهد رسید که ۶۱ درصد این نفوس در آسیا - اقیانوس زنده گی می کنند. نابرابری ‌های جنسیتی در آسیا در امورتعليم وتربيه ، تحصيلات عالي ، اشتغال ، صحت و غیره نیز مشهود است به نحوی که تعداد زنان بی سواد ۶۵ درصد ازنفوس ۵۱۸ میلیون نفری بی سوادان این منطقه را تشکیل می دهند. گزارشی هم که توسط یک موسسه تحقیقاتی در آمریکا منتشر شده است نشان می دهد که عوامل انسانی به ادامه گرسنگی در فقیرترین نقاط دنیا منجر می ‌شود.

موسسه تحقیقات بین المللی سیاست غذایی، می گوید استفاده از زمین ‌های زراعتی برای تولید مواد سوخت که عمدتا مورد استفاده کشورهای غنی تر است، همراه با تغییرات آب و هوا و بورس بازی در بازار مواد غذایی به گرسنگی در کشورهای فقیرتر کمک کرده است. مواد سوخت ، که غالبا برای حمل و نقل زمینی از آن استفاده می شود، از جمله عواملی است که با کاهش زمین زیر کشت محصولات غذایی، تولید و عرضه این محصولات را کاهش داده است.

گزارش این موسسه تحقیقاتی، در حالی منتشر شده که سازمان ملل نیز قبل از آن، اعلام کرده بود بهای مواد غذایی طی سال های آتی افزایش خواهد یافت و باعث خواهد شد تا کشورهای فقیر متکی به واردات با خطر گرسنگی مواجه شوند

این سازمان در گزارش سالانه خود، درباره ناامنی غذایی در جهان گفت بهای مواد غذایی در جهان افزایش یافت که این خود عاملی در بروز ناآرامی های خاورمیانه و شمال آفریقا بود. بی ثباتی اقتصادی، ذخیره پائین غله و رابطه نزدیک بهای انرژی و قیمت محصولات زراعتي در بازار، همراه با خطر رو به افزایش تغییرات آب و هوا احتمالا در آینده منجر به تغییرات چشم گیری در بهای مواد غذایی خواهد شد.اکنون فقر و گرسنگی تنها محدود به کشورهای عقب نگاه داشته شده و در حال توسعه نیست و در کشورهای قدرتمند صنعتی نیز حاشیه نشینی و فقر چشم گیر شده است.

                                                                                 (برداشتها ازمنابع خبري)

 

 

بقیه گزیده های مقالات (صباح) اینجا کلیک نماید

 

 
 

 

 
admin@vatandar.at
 
 
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد