2011/11/06

   

ویلسون می‌گوید: هدف ما برقراری اصول صلح و عدالت و مقابله با خودخواهی و قدرت‌های زورمدار و برقراری شرایطی است که مردم آزاد باشند وازیک اقتدارو اختیار برخوردار باشند. چنین شرایطی نیازمند اقدامات جدی است.

هنس جوز - نویسنده‌ی آلمانی، در کتاب جدیدش با عنوان جنگ و مدرنیته، مطالعه‌ی تاریخ خشونت در قرن بیستم می‌نویسد:  در حالی ‌که انتظار می‌رفت مدرنیته منشأ ظهور عقلانیت صلح‌‌آمیز باشد، جهان در قرن بیستم شاهد توسعه‌ی جنگ و ظهور جنگ صنعت و ظهور جنگ‌های بزرگ در جامعه‌ی جهانی شد. همان‌طور که تاریخ جنگ‌های بزرگ نشان می‌دهد، بخش بزرگی از جنگ‌های بزرگ۶ یا در غرب بوده یا توسط غرب حمایت و دامن زده شده است

تفکر جنگ، تفکر یا با مایید یا بر ما و یا با مایید یا باید بمیرید، ریشه‌ی قدیمی‌تری در فرهنگ سیاسی آمریکا دارد. درآغاز، این خطاب نفرت‌آمیز در حوزه‌ی جنگ‌های داخلی آمریکا مطرح بود و سپس تبدیل به یک دیپلماسی بین‌المللی شد. امروز نیز همچنان این نگاه خودخواهانه در تفکر سیاسی آمریکا موج می‌زند. دیگری‌هراسی، چه در شکل فرهنگی و چه در شکل نظامی، ادامه‌ی همین تفکر سلطه‌آمیز است

جنگ شیوهی اجبار، همراه با اعمال قدرت و زور است كه میتوان آنرا از نظر حقوقی چنین تعریف نمود، جنگ به عنوان ابزار سیاست ملی، مجموعهی عملیات و اقدامات قهرآمیز مسلحانهای است كه در چهارچوب مناسبات كشورها روی میدهد و موجب اجرای قواعدی خاص، در كل مناسبات آنها با یكدیگر میشود. در این راستا، حداقل یكی از طرفین مخاصمه در صدد تحمیل نقطهنظرهای سیاسی خویش بر دیگری است. به این ترتیب، جنگ یا عملیات قهرآمیز مسلحانه، وسیله و هدف تحمیل ارادهی طرف مهاجم میباشد.
از گذشته تاكنون، جهان شاهد جنگ‌ها و آثار مخرب آن، به خصوص نسبت به افراد غیر نظامى بوده است. در طی قرن بیست جنگهای ويرانگربا جنگ اول جهانی آغاز شد، ادامه پیدا کرد و تاكنون نیز ادامه دارد. جنگ اول جهانی تنها آغازی پر از ترس، برای قرنی سراسر وحشت بود. دومین جنگ جهانی هم برای كسب استقلال و یا بیرون راندن اشغالگران ادامه داشت. جنگ جهانی دوم تنها كمتر

ازبيست سال پس از پایان جنگ اول با حملهي آلمان به لهستان در اول ماه سپتامبر نوزده صدوسي نوميلادي و سپس حملهی اردوي سرخ به فنلاند آغاز شد. امریكا نيز در سال نوزده صدوشصت در گرداب جنگ ویتنام گرفتار آمد و در سال نوزده صدوهفتاد جنگ را به همسایگان ویتنام، كامبوح و لائوس نیز كشاند، این جنگها تا نوزده صدوهفتادودوبا انواع خشونتها و جنایتها همراه بود.
در قرن بیستم عراق و ایران نیز شاهد طولانیترین جنگ این قرن بود. با پایان یافتن جنگ ایران و عراق، صدام برای دستیابی به رهبری جهان عرب در یك اقدام غافلگیرانه، با ادعای تملك خاك كویت در سال نوزده صدونودويک به آن كشور حمله كرد. همچنین در سال پایانی قرن بیستم یعنی در نوزده صدونودونو فاجعهایی توسط ناتو (پیمان نظامی كشورهای آتلانتیك شمالی) در یوگسلاوی به وقوع پیوست. در این جنگ علاوه براستفاده از وسایل پیشرفتهی نظامی، تمام شبکه هاي خبری جهان نیز بهكار گرفته شد تا بر مشروعیت این جنگ در افكار عمومی بيافزاید.

در دههی اول قرن جدید نیز دو جنگ بزرگ درمنطقهی خاورمیانه رخ داده است. همه روزه ارتش آمریکا و متحدانش، خانههای مردم عراق و افغانستان را تخریب میكند، تروريزم وملا عمر نیز با چهرهای مخفی، مردم مظلوم افغانستان را تهدید میكند، اسرائیل غاصب نیز همانند متحدان غربی و شرقی خود در جنگ با اسلام و با ملت مظلوم لبنان و فلسطین بهسر میبرد و آیندهای مبهم را برای منطقهی خاورمیانه رقم میزند.
جنگ کلمهای که با به وجود آمدن آن، بسیاری از انسانها به ضرورت و ناچاری جنگ، زنده گی خود را از دست داده، بسیاری دیگر بیخانمان شده و در آیندهای مبهم قرار میگیرند، اما در صورت نبود جنگ، شاید هرگز چنین اتفاقاتی برای بشر پیش نمیآمد. شاید نتوان بهطورکلی از جنگ جلوگیری کرد، اما میتوان به نوعی صلح در جامعهی جهانی دست یافت، صلحی که در آن حق حیات و زنده گی برای همه محترم باشد.

مبارزه بي سرانجام وسردرگمي ناتمام

 { بشرامروزازآزادي مي‌گريزد واين گريزازآزادي را آزادي مي‌نامد!

بشري كه حق اظهار عقيده و بيان انديشه خود را نداشته باشد، موجودي زنده به شمار نمي رود. - شارل دو مونتسكيو}

نیرومندی مطمئن ترین نشانه غرورملي یک ملت است .هیچ ملتی نمیتواند مدعی آن باشد که شئون زندگانی سالم ومناسبی دارد مگر آنکه از نیرومندی برخوردار باشند. نيرومندي وغرورملي زماني لذت بخش وغرورآفرين است که آزادي ، استقلال وتماميت ارضي ازتعرض وتجاوزمصوون بوده ونيروي مطمين پاسداراستقلال وتماميت ارضي وحاکميت ملي داشته باشد.

دولت بوش در سال دوهزاروسه هزينه جنگ را بين پنجاه تا شصت ميليارد دالر پيش‌بيني كرده بود. اما نتایج تحقیات نشان می دهد مجموع هزینه های جنگ ده ساله آمریکا نزدیک به مجموع هزینه های جنگ جهانی دوم یعنی چهارهزاروصد میلیارد دالر است

روزنامه اينديپندنت در گزارشي مي‌نويسد: حملات يازده سپتامبر با بودجه كمي سازماندهي شد،‌ ولي جنگ‌هايي كه بعد از آن آمريكا آغاز كرد چه در عراق و چه درافغانستان و چه به صورت عمليات نظامي در پاكستان هزينه‌هاي سرسام‌آور و چندين برابر خسارت جاني در پي داشتند. تمام هزينه‌اي كه آمريكا در جنگ افغانستان و عراق متحمل شده است به علاوه عمليات نظامي در پاكستان،‌ از مرز چهار تريليون دالر گذشت - يعني تاكنون بيش از سه برابر بودجه‌اي كه كنگره طي يك دهه گذشته بعد از حمله يازده سپتامبر تصويب كرده است.

هزينه اين جنگ، رقم تكان‌دهنده 1/3 تريليون دالر محاسبه شده كه خيلي كمتر از رقم واقعي آن است

اين رقم تكان‌دهنده نتيجه تحقيق جديدي است كه موسسه تحصيلي براون آيوي ليگ انجام داده و فاش كرده كه 1/3 تريليون دالري را كه به طور رسمي در كپيتال هل  (سنا و مجلس نماينده گان ايالات متحده) به جنگ اختصاص داده شد، تازه ظاهر قضيه است و موضوع فراتر از اين حرف‌هاست. اگر هزينه‌هاي ديگر پنتاگون، پرداخت سود پولي كه براي تأمين هزينه‌هاي جنگ وام گرفته است،‌ و جعارصد ميليارد دالري را كه براي جنگ داخلي عليه تروريسم برآورد شده، در نظر بگيريم، مجموع هزينه تا همين اکنون هم چيزي حدود 2/3 تا 2/7 تريليون دالر شده است

بعد از اين‌كه جنگ تمام شود، بايد به فكر هزينه‌هاي بعد از آن بود . و حتي در حال حاضر كه ديگر جنگ رو به اتمام است بايد به فكر هزينه قواي نظامي درآينده بود، علاوه بر تمام اين‌ها هزينه مراقبت از سربازان بازنشسته، معلولان و افرادي از اين دست به اضافه مجموع هزينه‌ها چيزي حدود 3/7 تا 4/4 تريليون دالر خواهد شد.

به گزارش مؤسسه براونز واتسون در تحقيقات بين‌المللي اولين بار نيست كه به اين ارقام نجومي استناد مي‌شود، در تحقيقي كه در سال دوهزاروهشت  با همكاري ليندا بيلمز، اقتصاددان پوهنتون هاروارد

وجوزف استيگليتز، برنده جايزه نوبل اقتصاد، انجام شد، هزينه جنگ از ابتدا تا انتها بيش از سه تريليون دالر محاسبه شد. با اين تفاوت كه وضعيت مالي آمريكا از آن موقع تا حالا وخيم‌تر هم شده است. ركود اقتصادي خانمان‌برانداز و كمبود بودجه‌ ساليانه‌اي برابر با 1/5 تريليون دالر از مشكلات ديگر است و تازه بايد هزينه بهداشت، درمان و امنيت اجتماعي را نيز در نظر داشت كه به علت بالا رفتن سن نفوس آمريكا و نسل كه درآستانه بازنشستگي هستند، سربه فلك مي‌كشد.برخلاف بيشتر جنگ‌هاي قبلي آمريكا، براي جنگ با عراق و افغانستان تقريباً تمام هزينه از طريق گرفتن وام تأمين شد كه دير يا زود بايد بازپس داده شود

مجموع كشته‌شدگان اين جنگ‌ها چه آمريكايي، چه عراقي و چه افغاني بين دوصدوبيست وپنج تا دوصدوبيست وهشت اين گزارش نتيجه مي‌گيرد كه در مجموع بين دوصدوبيست وپنج تا دوصدوبيست وهشت  هزار نفر در اثر جنگ از بين رفته‌اند. از اين تعداد، بخش كمي يعني‌ ششهزاروصد نفر مربوط به سربازان آمريكايي است كه در ميدان جنگ كشته شده‌اند. ميزان مرگ و مير مردم عراقي صدوبيست وپنج هزار نفر برآورد شده است (بسيار كمتر از برآوردهايي كه در گذشته شده است) و بالاخره در افغانستان تا چهارده هزار نفر جان خود را از دست داده‌اند. درمورد پاكستان، هيچ محاسبه معتبري تا به حال انجام نشده است. اگر افراد آسيب‌ديده و معلول، يا آن‌هايي را كه در اثر سوء‌تغذيه يا عدم مراقبت‌هاي صحي از بين مي‌روند، در نظر بگيريم، اين ارقام فقط به طور سطحي به اين مصيبت مي‌نگرند. نتا كرافورد  يكي از مديران تحقيق بروان گفت: وقتي جنگ به پايان مي‌رسد، مرگ و ميرهايي كه غيرمستقيم به آن مربوط مي‌شوند ادامه پيدا مي‌كنند.فقط اين نيست، يكي ديگر از نتايج جنگ، 7/8 ميليون نفر پناهنده است كه تقريباً برابر با نفوس اسكاتلند و ولز است.

گرچه آمريكا شرايط براندازي حكومت طالبان،‌ صدام‌ حسين و القاعده را فراهم كرد، به نظر نمي‌آيد كه چيزي عايدش شده باشد اين كه آمريكا با اين سرمايه‌گذاري‌ها چه چيزي به دست مي‌آورد،‌ بيش از پيش زير سؤال رفته است. دو حكومت ددمنش،‌ يكي مربوط به طالبان و ديگري صدام حسين سقوط كرده‌اند،‌ و القاعده، گروهي ترويستي كه حمله يازده سپتامبر را رهبري كرد، تا حدّ زيادي به استناد به تمام گزارش‌هاي رسيده از بين رفته است - ولي نه درعراق و نه در افغانستان دموكراسي به معناي واقعي كلمه شكوفا ن نشده است، و در كنار تمام اين‌ها،‌ بزرگ‌ترين برنده جنگ عراق، ايران، دشمن ديرينه آمريكا است. اسامه بن لادن و سرسپرده گانش احتمالاً فقط رقم مختصري برابر با پنجصدهزار دالر براي سازماندهي حملات يازده سپتامبر هزينه كرده‌ بودند، ‌كه باعث مرگ سه هزار نفر شد، همچنين برآورد كرده‌اند كه مستقيماً هزينه‌اي بالغ برپنجاه تا صد ميليارد دالر به اقتصاد آمريكا تحميل كرده‌اند. در سال دوهزاروسه، بوش، رئيس‌جمهور آمريكا، ادعا كرده بود كه جنگ عراق پنجاه تاشصت ميليارد دالر هزينه خواهد داشت. دولت‌ها وقتي مي‌خواهند جنگي را آغاز كنند، هميشه هزينه را خيلي كمتر در نظر مي‌گيرند - ولي به ندرت پيش مي‌آيد كه اين مقدار با واقعيت تفاوت داشته باشد. اگر نتبجه تحقيق براون درست باشد،‌ جنگ‌هايي كه از حمله يازده سپتامبر سرچشمه گرفته‌اند، فقط طولاني‌ترين جنگ‌ها درتاريخ آمريكا نيستند. با چهار تريليون دالري كه تاكنون محاسبه شده و همچنان اضافه مي‌شود، مجموع هزينه نزديك به جنگ جهاني دوم است كه براساس هزينه‌هاي امروزي كه اداره بودجه كنگره محاسبه كرده

است ، برابر با 4/1 تريليون دالر مي‌شود

طبق گفته‌های باراک اوباما در سخنرانی اخیرش، جنگ در افغانستان سال دوهزاروچهارده  به پایان می‌رسد. البته اوباما به این نکته اشاره نکرد که در پایان جنگ همه سربازان حاضر در افغانستان خاک این کشور را ترک خواهند کرد . گرچه او از سربازان تقدیر کرد اما این تشکر ظاهری بود. اوباما این هجوم نظامی را یک موفقیت نامید و به سرعت موضع سخنانش را عوض کرد. در حقیقت سي وسه هزار سربازی که اواخر سال دوهزارونو به دستور او عازم افغانستان شدند، موفقیت چشمگیری کسب نکرده‌اند. قرار است تا پایان سال‌جاری میلادی، ده هزار نیروی نظامی از افغانستان خارج شوند و در نیمه سال دوهزارودوازده این رقم به سي وسه هزار نفر برسد. تا سالدوهزاروچهارده  تعداد نیروهایی که به خانه برمی‌گردند به سرعت افزایش یافته و سرانجام روند انتقال نیروها پایان می‌یابد

البته اوباما از خروج قطعی همه نظامیان حرفی نزد و امکان دارد پس از تاریخ اعلام شده نیز، عده‌ای از سربازان در خاک افغانستان باقی بمانند، اما خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان با این زمان‌بندی اعلام شده چه تأثیری بر ادامه این جنگ می‌گذارد؟ با توجه به صحبت‌های رئیس‌جمهور آمریکا می‌توان برنده گان و بازنده گان برنامه جدید واشنگتن برای افغانستان در این روند فرسایشی ده ساله را مشخص کرد.

از هر زاویه که به زمان‌بندی خروج نظامیان از افغانستان نگاه کنیم، پنتاگون بازنده این جنگ است زیرا این شیوه عقب‌نشینی به هیچ وجه مورد علاقه وزارت دفاع آمریکا نیست! اوباما نمی‌توانست سرنوشت قطعی زمان‌بندی خروج را مشخص کند زیرا در یک جنگ فرسایشی ده ساله که به پیروزی نرسیده، یک نفر نمی‌تواند تصمیم‌گیرنده باشد. در جنگ افغانستان نیز طالبان حرف اول را می‌زند و دولت کرزی و قدرت‌های منطقه‌ای نیز سهم قابل توجهی دارند.آن طور که اوباما در سخنانش اشاره کرد، کشورش محدودیت‌هایی دارد که در ادامه جنگ تأثیر می‌گذارد. در شرایطی که آمریکایی‌ها با بحران اقتصادی و بدهی‌های روزافزون دست به گریبانند، بهتر است پولی که در افغانستان خرج می‌شود برای تعمیر جاده‌ها، تولید شغل‌های جدید و صنعت هزینه شود. اوباما در سخنرانی‌‌اش ادعا کرد که ‌پر القاعده ریخته و دیگر لزومی ندارد جنگ با این شورشی‌ها ادامه یابد. به‌نظر می‌رسد با مرگ بن‌لادن و جنگ افغانستان القاعده فعلاً بازنده است. حامد کرزی، بازنده بعدی این جنگ بود، زیرا اوباما هنگام سخن گفتن از روند صلح، از رئیس‌جمهور افغانستان، نامی نبرد. او ازکنفرانسی که قرار است آلمانی‌ها ماه دسامبر در برلین برگزار کنند و طالبان را پشت میز مذاکره بنشانند نیز حرفی به میان نیاورد و درعوض از کنفرانسی سخن گفت که ماه می‌ در زادگاهش، شیکاگو برگزار می‌شود. روشن است کنفرانسی که در بحبوحه مبارزات انتخاباتی ریاست‌جمهوری تشکیل می‌شود برای اوباما چه اهمیتی دارد. از طرفی اوج خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان نیز با همین مبارزات انتخاباتی یعنی نیمه سال دوهزارودوازده همزمان است.

لحن هشداردهنده اوباما هنگام خطاب قرار دادن پاکستانی‌ها، از بازنده بودن اسلام‌آباد در این جنگ خبر می‌داد.او ضمن اشاره به پناهگاه‌های امن تروریست‌ها تأکید کرد دولت پاکستان را برای مشارکت در مبارزه با تروریسم بیشتر تحت فشار قرار خواهد داد. در سخنان رئیس‌جمهور آمریکا هیچ نشانی از مدارا با پاکستان دیده نمی‌شد و برای بهبود رابطه تیره‌و‌تار واشنگتن و اسلام آباد تلاش نکرد

پاکستان در این جنگ هم برنده و هم بازنده بوده! با پایان جنگ افغانستان رابطه پاکستان و آمریکا روز‌به‌روز تیره‌تر خواهد شد اما حقیقت این است که اسلام‌آباد یک برنده بزرگ نیز به حساب می‌آید. سخنان اوباما ثابت کرد موضع و پیش‌بینی نیروهای مسلح پاکستان در مورد آینده جنگ در افغانستان درست بوده است. پاکستانی‌ها طی یکی دوسال گذشته بارها به بی‌ثمر بودن جنگ اشاره کرده و از آمریکایی‌ها خواسته‌اند با طالبان مذاکره کند. حالا پس از گذشت زمانی طولانی و بی‌توجهی به خواسته پاکستانی‌ها، رئیس‌جمهور آمریکا ناچار شده از مذاکره و سازش با طالب‌ها سخن بگوید. او بسیار خوشبینانه از روند سازش و آشتی با طالبان حرف زد و ادعا کرد می‌توانند به هدفشان برسند

ظاهرا صحبت‌های محرمانه مقامات آمریکایی، اوباما را دلگرم کرده که با صراحت از آمادگی طالبان برای مذاکره خبر می‌دهد. شکی نیست که طالبان جنگ را برده‌اند و آمریکا دیگر نمی‌تواند قدرت آنها را به‌عنوان بخشی از مردم کشورنادیده بگیرد. درصورتی که طالبان پس از طی روند مذاکرات برای سازش و آشتی، یک بار دیگر قدرت قابل توجهی در افغانستان به دست آورند، کشورهای آسیای‌میانه ازجمله هند از بازگشت این تندروها دچار وحشت خواهند شد. اما روس‌ها خوشحال می‌شوند که شاهد شکست یک ابرقدرت دیگر در هندوکش باشند

این در حالی است که آرام شدن مرزهای پاکستان، وابستگی چینی‌ها به اسلام‌آباد را افزایش خواهد داد. به این ترتیب پاکستان بیشترین امتیاز را از این روند به دست می‌آورد، زیرا هم طالبان دست‌پرورده خود را در افغانستان بر سر قدرت می‌بیند و هم به جای آمریکا با یک قدرت آسیایی هم‌پیمان می‌شود.

 

 

بقیه گزیده های مقالات (صباح) اینجا کلیک نماید

 
 

 

 
admin@vatandar.at
 
 
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد