WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی صباح

 

   شخصيت پرافتخارعلمي وپژوهشي، ابوريحان           ( صباح )

انديشمند ومتفکر-ابن سينا( بلخي )

محمدبن احمد معروف به ابوريحان بيرونی در سال ۳۶۷ ه ق (۹۷۳ م) در قريه بيرون متولد شد و آنگونه كه مولف معجم الادبا ذكر كرده در سال ۴۴۰ در سن هفتاد سالگی در شهر غزنه درگذشت. نقل است كه: مقامی شامخ در علم داشت و هيچگاه از خواندن و نوشتن خسته نمی شد. دانشمندترين مردان روزگار خود بود و در علوم مختلف چون رياضيات، نجوم، فلسفه، طب و جغرافيه، هيئت، تاريخ، ادبيات، شعر، لغت و فرهنگ و زبان های هند و يونان متخصص و صاحبنظر بود. در ميزان علاقه او به كسب دانش همين بس كه گفته اند وی تنها در نوروز  دست از كار می كشيد.

 از اين رو وی نسبت به فرهنگ كهن نيز بسيار متعهد و پايبند بوده است. ابوريحان چهره عقل گرايی است كه تاريخ اسلام نظير آن را به خود نديده به همين علت در ميان انديشمندان مكتب اصالت عقل و يا مكتب عصر روشنگری اروپا در قرون شانزده تا هجده اروپا دارای جايگاه و مقام درخور توجهی است. در علم رياضيات نابغه عصر خود و در تاريخ اروپای جديد (قرن پانزدهم تا نوزدهم) و همزمان با دوران تجديد حيات علمی و تاريخی (رنسانس) مورخان و پژوهشگران غرب و شرق بسياری از اطلاعات و منابع تحقيقاتی خود را مديون ابوريحان به خصوص در فصل تحقيق پيرامون فرهنگ اقوام و ملل هند و يونان هستند. در حقيقت او شجاعت فكری داشت و چندان به دانش عشق می ورزيد كه اگر از آن محروم می شد گويی كه روح از كالبدش به در می شد.

دانشمندان قرون وسطی اروپا وی را شخصيتی نوگرا و نوانديش و اهل تسامح دانسته اند كه در مسايل علمی بصيرت كامل داشت و نظرات نافذ و صائب داشته است. بنابراين وقتی كه شاهديم وی در سال های قرون ميانه كه علم و علما به شدت تخطئه شده و مورد اجحاف و تعدی كليسا و قديسان خشك و متعصب و عاری از خرد قرار می گرفتند ابوريحان به عنوان يك چهره علمی و عقلی مطرح شده است. پس طبيعی است كه دانشمندان عصر رنسانس و روشنفكری در وصف مقام علمی او قفل سكوت را بشكنند و به پايگاه ارجمندش اعتراف نمايند.

به طور كلی از زنده گانی ابوريحان اطلاعات كافی و كامل در دست نيست و اين مسئله البته در مورد ايشان و ساير علما و دانشمندان خراسان جای تاسف فراوان دارد. البته وی تحصيلات مقدماتی را در روستای محل تولد خود به اتمام رسانده و سپس به گرگانج و جرجان مهاجرت می نمايد. اگر به جمله مشهور او توجه كنيم كه می گويد: تعصب چشمان بينا را كور و گوش های شنوا را كر می كند آنگاه به ميزان والای روشن بينی و مدارای او با اقوام و عقايد و نژادهای مختلف پی می بريم. او يك روشنفكر به معنای واقعی بود. وی در دوران غزنويان (۵۸۳-۳۵۱ ه) می زيست.

سرانجام او به هند رفت و مدت چهل سال در آنجا اقامت كرد و نقاط مختلف هند را گشت و ماحصل آن را در اثر گرانقدر «تحقيق ماللهند» گرد آورد كه هنوز هم يك منبع تحقيقاتی مهم در مورد فرهنگ قوميت های آن سرزمين محسوب می شود. (۴۲۳ ه. ق) ابوريحان در يك مقطع كه اوضاع خوارزم متشنج می شود اگر چه در تاريخ نامه ها علت فرار يا هجرت وی نامعلوم ذكر شده اما به ظن قوی وی تحت فشار بوده به جرجان (گرگانج) می آيد و در آنجا مورد لطف و توجه امير فرهنگ دوست و دانشمندنواز آل زيار، عنصرالمعالی كيكاووس بن اسكندربن قابوس قرار می گيرد كه ميان سال های ۴۰۳- ۳۶۶ حكومت جرجان را به عهده داشت.

در همين ايام بيرونی، كتاب مشهور «آثارالباقيه عن القرون الخاليه» را نوشت در حالی كه سی سال بيشتر نداشت (۳۹۰ ه) و آن را به پادشاه زياری اهدا كرد. آنگونه كه از محتوای اشعار او برمی آيد وی نسبت به زنده گی زناشويی و تامين معاش مادی اهميت بسيار می داد. او می گويد- آن كسی كه دو درهمش همراه نيست زنش هم به او توجه نخواهد كرد. از خواری ای كه در خانواده اش خواهد ديد حقير و ناچيز خواهد گشت آنگونه كه گربه خانه هم به او التفات نخواهد كرد... آثار و تاليفات: يكی از پركارترين دانشمندان خراساني در نگارش آثار علمی تا جايی كه نوشته های او را از يك بار شتر بيشتر دانسته اند. با اين وصف عمده ترين مكتوبات او به لحاظ اهميت در موضوع و محتوا از اين قرارند: ۱- آثار الباقيه عن القرون الخاليه از تقويم، آداب و رسوم و فرهنگ ملل مختلف بحث می كند.

 تحقيق ماللهند من مقوله مقبوله فی العقل او مزدوله: اين نوشتار در زمره بهترين آثار اوست كه مورد توجه دانشمندان اروپايی واقع شد. در سال ۱۸۸۷ به انگليسی ترجمه شد و حاوی اطلاعات خوبی از اديان، فلسفه، تاريخ و فرهنگ مردم هند و تمام علوم رايج در آن سرزمين به علاوه علم تنجيم  ستاره شناسی و كاربرد آن در زنده گی مردم  بحث شده است. نكته قابل ذكر در مورد اين كتاب رعايت جانب امانتداری و پرهيز از تعصب و راستگويی كه به طرز تحسين برانگيزی از سوی مولف رعايت شده است.

 التفهيم لاوايل صناعه التنجيم: اين كتاب به درخواست ريحانه دختر حسين خوارزمی تاليف و به او تقديم شد كه شامل مجموعه ای از پرسش و پاسخ در مقدمه علم هيئت و نجوم است. الاستشهاد باختلاف الارصاد: در اثبات اجزای دايره نوشته شده كه اهل رصد از حل آن ناتوان بودند و بيرونی اين مسئله را حل و آسان نمود.  تاريخ هند: آداب و رسوم و علوم مختلفه سرزمين هند را بررسی و اطلاعات گرانقدر به دست می دهد. در سال ۱۸۸۷ توسط ادوارد سخائو به انگليسی ترجمه و مورد استفاده پژوهشگران غرب واقع شد. قانون مسعودی: در علم هيئت و نجوم تاليف و به سلطان

مسعود غزنوی اهدا شد.

بحث های گسترده و مفيدی در علم نجوم و جغرافيه در آن گنجانده شده كه در وصف اين كتاب بايد گفت: همانند نوری بر پيشانی تاليفات او می درخشد. توضيح اين كه مسعود غزنوی (۴۳۲-۴۲۱ ه) به ابوريحان بسيار علاقه مند بود و به او كمك شايانی كرد. مقاليد الهيأت و مايحدث فی يسيط الكره: در مورد اشكال مختلف «سايه» بحث می كند. الصيد له فی الطب: در باب شناخت و خواص «ادويه» نوشته شده و سرانجام كتاب الجماهر فی معرفه الجواهر كه درباره تاريخچه پيدايش و خواص سنگ های قيمتی بحث می كند. اين كتاب به زبانی ساده نوشته شده و خواص هيجده نوع از سنگ های گرانقيمت را تعيين و آن را به سلطان مودود فرزند مسعود غزنوی هديه كرده است. آراء و انديشه های علمی ابوريحان: او يك فيلسوف نيست اما دارای ديد وسيع و اطلاعات جامع در علم فلسفه است به ويژه آن كه تاليفات او در بردارنده اطلاعات دقيق و پرمايه در تاريخ و اديان قوميت هاست.

بيرونی روش، مسلك و مشرب خاص فلسفی و كتاب مشخصی در اين علم تاليف و تدوين نكرد اما در ضمن نگارش به مفاهيم و مباحث فلسفی اشاره می نمايد و حتی با شيخ الرئيس بوعلی سينا بلخي مكاتبات علمی و فلسفی داشت. كار عمده او تعيين وجوه مشترك و موافق ميان فلسفه افلاطونی با حكمت هندوان است. افزون بر اين وی معتقد است كه مسايل مربوط به آغاز آفرينش و وجود و احوال آن مردمان به علت قدمت زياد و عدم اهتمام جدی به درج و حفظ آنها آميخته به افسانه و دروغ و بی پايه و اساس هستند، از اين رو خدای متعال در قرآن آنها را به افسانه تشبيه می سازد. بنابراين ابوريحان صرف مشاهده و نگارش اخبار و روايات را دليل بر صحت و درستی يك مطلب علمی فلسفی يا تاريخی نمی داند ضمن اين كه اين موضوعات را برای امت ها نيز به طور كامل رد نمی كند و محتاطانه برخورد می نمايد زيرا وی عمر و توانايی های بشر را كوتاه و مختصر می داند كه بتواند تمامی جوانب و احوالات زنده گانی گذشتگان را مشاهده و درج نمايد. وی معتقد است كه طبيعت، قوانين ثابت و لايتغير دارد و هيچگاه نقصان پذير نيست و علم يقينی تنها از راه احساس حاصل می شود كه عقل و منطق بر آن حكم كند. با وجود اين بيرونی انديشه های نو و درخور توجه علمی را در قرن پنجم هجری بنيان گذارد از جمله: اين كه شعاع نور از جسم نامرئی به چشم می آيد و زمين به دور خود می چرخد در حالی كه اكثر علما و فلاسفه معتقد بودند زمين ساكن است سوم اين كه تعيين اندازه محيط زمين كه آن را در انتهای شاهكار علمی خود با نام «اسطرلاب» آورده است.

همچنين وی «قياس مامونيان» را مورد بررسی قرار داد و آن را در يك نظريه علمی جديد با نام «قياس بيرونی» ارائه كرد كه از جمله اقدامات و ابتكارات با ارزش علمی در ميان علمای اسلامی محسوب می شود. ابوريحان در پژوهش های علمی خود به «طبيعت» و «تجربه» توجه صرف و خاصی نشان می داد و به علم «مكانيك» و «نجوم» علاقه مند بود و در آنها نتايج پربار علمی گرفت به عبارت ديگر تجربه گرايی محور استنتاجات علمی اش بود. بر اين اساس او «وزن خالص» را در اندازه گيری اجسام ابداع كرد كه در نتيجه وزن مخصوص هجده نوع عنصر را تعيين كرد. برخی از آنها در شمار سنگ های قيمتی هستند كه نسبت به معيارهای امروزين و با توجه به اين كه امروزه ابزار اندازه گيری بسيار دقيق و پيشرفته شده اند با اين وصف آمار و ارقام بيرونی با اندازه های امروزين تفاوت بسيار اندك دارد.

 فلزات گرانبهايی چون طلا، جيوه، مس و برنج را تعيين عيار كرد به علاوه كيفيت بالا آمدن آب فواره ها و چگونگی جهش آنها را نيز ثبت و تعيين نموده و در زمره قوانين عملی ثبت شده به نام او می شناسم. بيرونی جهت تعيين وزن اجسام ابتدا آنها را در هوا وزن كرده و سپس در ظرف مخروطی سوراخ شده در آب وزن می كرد و از آب بيرون ريخته شده مقدار وزن جسم را می شناخت. تعامل علمی ابوريحان با ارسطو و ابن سينا :  اگرچه بيرونی در كسوت يك فيلسوف بررسی نشده اما آرای فلسفی و علمی اين دو فيلسوف بزرگ غرب و شرق را مورد نقد و بررسی قرار داده و بر آنان اشكالات جدی وارد ساخته.

در واقع بيرونی ده اشكال عمده بر نظريات فلسفه علمی ارسطو وارد كرده و ابن سينا بلخي شاگرد حامی نامدار مكتب مشاء ارسطويی در شرق در دفاع از استاد و پرچمدار مكتب فلسفی اش به بيرونی پاسخ گفته است. چنان كه در سطور قبلی گفتيم ابوريحان پيرو يا مبدع مشرب فلسفی خاصی نظير آنچه كه فلاسفه فوق الذكر يا فارابی و... آن را پايه گذاری كردند، نيست اما آرای علمی وی صبغه فلسفی نيز دارد و در اين مورد حقيقتاً انديشه های قابل تامل و بديع ابراز داشته منتها گرايش عمده وی به شاخه ای از علوم است كه در تاريخ علوم بشری بر مقياس و مبنای تجربی استوار شده اند. ترديد و اشكال او بر عقايد و نظريات فلاسفه اخير نشان می دهد كه وی نسبت به علوم فلسفی بی توجه نبوده است طرفه آن كه وی كتاب «شامل» را در باب محسوس و معقول از فلسفه هند به عربی ترجمه كرد. به طور كلی ابوريحان ده انتقاد بر آرای علمی ارسطو وارد كرد و آنها را در قالب پرسش از حكيم علی سينا بلخي مطرح ساخت و براساس آن تمامی تئوری های علمی فلسفی ارسطو را قابل نقض می داند. ابوريحان می گويد- ارسطو برای «فلك» نه حركت ثقيل فرض كرده و نه حركت خفيف.

جی بوهلر Bouhler .Gپژوهشگر زبان سانسكريت گفته است: «نوشته ها و يادداشت هايی كه از يونانی ها و زوار چينی به ما رسيده در مقابل كتاب بيرونی _ تحقيق ماللهند  درست همانند كتاب های كودكان يا مسودات مردم عامی و خرافی است كه به عالمی پر از عجايب افتاده و از مشهودات خود دچار شگفتی و بهت شده و نتوانسته باشند از حقايق و امور واقعی جز مقداری ناچيز درك كنند.

بيروني بساري از ناممكنهاي زمانهاش را ممكن ساخت و درانظار بصورت يك افسانه درآمد، «بروكلمان» مستشرق معروف ميگويد»:    بيروني از لحاظ علمي در چهارچوبه تمدن و فرهنگي كه درآن ميزيست ازديگر علما برتر و دايره اطلاعاتش وسيعتر بود.» و «ويل دورانت» ناميترين مورخ غرب دربارهاش مينويسد  «درچشم مسلمانان يك «لايت نيترز» بود.» و اضافه ميكند: «شايد براي شرق همان موقعيتي را داشت كه «لئوناردو داوينچي» براي فرنگيان.» با اينهمه ستايش و حرمت، عجيب نيست كه «بيروني» درانظار عامه حتي صاحب معجزات و كرامات شناخته شود و پيشگوئيهاي شگفتيآور به او نسبت دهند و واقف به اسرار غيب و عالم به راز و رمزهاي خلقت بدانندش. «بيروني» درعصر خود كه اوج تمدن و شكفتگي قرون وسطي بود. بصورت يك نقطه اوج درآمد. پارهاي از نظرات علمي او تا قرنها پس از مرگش در شرق و غرب تدريس ميشد و بعضي از پيروزيهاي تحقيقياش صدها سال بعد از او تازه براي دانشمندان اروپا تحقق يافت. عرصه او آنقدر متنوع و وسيع است كه باورآن دشوار مينمايد.

«ياقوت حموي» مورخ پرآوازه ميگويد: «تصانيف او در نجوم و هيات و منطق و حكمت برتر از شماره است كه من فهرست آنها را در شصت ورق ديدهام.» و «ويل دورانت» از او به عنوان، فيلسوف، مورخ جهانگرد، جغرافيدان، لغتشناس، رياضيدان، منجم، شاعر و عالم طبيعيات ياد ميكند، با اين تأكيد كه: «بيروني در همه اين رشتهها تأليفات معتبر و تحقيقات مهم ابتكاري داشت.» مورخان اغلب از «ابوريحان» بانوعي تحسين آميخته به شيفتگي ياد كردهاند.

مستشرق نامي «ساخوئو» با مروري در آثار نابغه خراساني دامنه شيدائي را تا آنجا ميكشاند كه ميگويد: «بيروني بزرگترين دانشمندي است كه تاريخنشان داده است.»

 «ب . سمث» بيروني را درخشانترين چهره علمي و رياضي زمانهاش ميشناسد. و مينويسد « اروپائيان بسياري از معلومات كمياب خود رادرباره «هند» مديون «ابوريحان» و آثار ارزنده اويند». «جرج سارتن» كه بشدت تحت تأثير «بيروني» است در كتاب «مقدمهاي بر تاريخ علم» فاخرترين صفتهاي دستوري را در معرفي او بكار ميگيرد. اين عين اظهار نظر اوست: «بيروني نه فقط از فيلسوفان و رياضيون و جغرافيدانان نامبردار است، بلكه از بزرگترين مورخان اسلام و از نامدارترين دانشمندان جهان است.» «صلاح صفدي» او را چنين توصيف كرده است: « ... يگانه دوران خود درفنون حكمت و رياضيات بودو درطب و نجوم تبحر و تخصص داشت.»

«سخاو» (Sachau) خاورشناس آلماني كه تحقيقات گرانقدري درباره بيروني دارد، درباره او ميگويد:«بيروني بزرگترين شخصيت عقلي است كه تاريخ اسلام نظير او را بخود نديده است.» «بروكلمان» در تاريخ رجال اسلامي، پرمايهترين كلماتش را در معرفي «ابوريحان» مورد استفاده قرار ميدهد: «حقيقت اينست كه شجاعت فكري «بيروني» و حب او به آگاهي علمي و دور بودنش از توهم و دوستداري حقيقت و تسامح و پاكي ضمير او جملگي از خصايلي است كه در قرون وسطي بينظير بوده است. درواقع او نابغهاي نوآور بود و در مسائل علمي بصيرت كامل داشت و نظر صائبش از نفوذ خاص برخوردار بود.»

اختراعات، اکـتشافات و پـژوهـش هاي ابوريحان:

اصل تسطيح کره و ترسيم نقـشه هاي جـغرافـيايي
چاه آرتـزين ( عليرغـم ادعاي غـربـيان در نسبت دادن اين کشف به خود، ابوريحان در آثارالباقيه مفصلا به آن پرداخته)
ترازوي ابوريحان که از دقـيق ترين ترازوهاي تاريخ عـلم است
اصل نجومي تسوية البـيوت
اصل نجـومي مطرح شعـاع
سير نور و صوت
محاسبه مساحت، محيط و قطر کـره زمين
طول و عـرض جـغـرافـيايي و سمت قـبلهً بـلاد
چـگـونگي تعـيـين قـله و ساحت محـراب مسجـد
رصد ميل کلي و ميل اعظم در نجوم
حرکت زمين
حرکت وسطي و اوج خورشيد
خاصيت فيزيکي الماس و زمرد
جزر و مد رودها و نهـرها
اشکال هـندسي گلها و شکـوفه ها
امکان ايجاد خلاء
پـژوهـش در مورد چگـونگي توليد عسل
رصد خسوف و کسوف
پـژوهـش تاريخي در مورد سلسله ساسانيان
تـنظيم خانه هاي شطرنج
ساخت افزارهاي ويـژه رصدي ( سه ميله، شاقول، ... )
ساخت کرهً جـغـرافـيايي
طرح نظريهً وجود قارهً آمريکا.

شهکاري هاي بيروني

پیرمرد باز هم به گذشته اندیشید. سلطان ظالم عصر غزنوی. سلطان محمود. خاطره ای به یاد آورد...
... قصر سرسبز سلطان محمود از طراوت بهار جلا یافته بود. سر سبزی باغ، سلطان را سر شوق آورده بود و او را به سوی خود می خواند. تصمیم گرفت که به داخل باغ برود. ناگهان منصرف شد و تصمیمی گرفت. به چهار در خروجی عمارت نظری افکند. سپس رو به ابوریحان کرد و گفت: ای حکیم دانشمند که در علم و حکمت یکه تازی. اندیشه و استشاره کن و بگو ما از کدامین یک از این چهار در بیرون خواهیم رفت. آنگاه روی کاغذی بنویس و در زیر تخت من قرار بده. ابوریحان در چهره سلطان نگریست. خنده شومی گوشه لب سلطان بود. بیرونی اسطرلاب خواست. ارتفاع گرفت و محاسبه کرد. چندی که تعقل کرد روی کاغذ چیزی نوشت و در زیر تخت سلطان قرار داد.
محمود به یکباره بر خواست و دستور داد تا با بیل و تیشه بر دیوار عمارت شکافی بازکنند و از باغ خارج شد. آنگاه گفت: کاغذ را بیاورید. سلطان محمود کاغذ را خواند. بیرونی این طور پیش بینی کرده بود: از این چهار در از هیچ یک بیرون نشود، بر دیوار مشرق دری بکنند و از آن در بیرون شود!
سلطان محمود برآشفت. از خشم تیره شد و فریاد کشید. آنگاه دستور داد تا ابوریحان را از بالای عمارت باغ به پایین پرتاب کنند. واجه حسن به فراست دریافت که شفاعت کردن در آن لحظه موثر نخواهد بود. بنابراین دستور داد تا در پایین عمارت دام نرمی قرار دهند. ابوریحان به پایین پرتاب شد و به لطف نرمی دام، از مرگ گریخت.
سلطان پس از چند روز از کشتن ابوریحان پشیمان شد. خواجه حسن میمندی شرح حال رفته را بازگفت. بار دیگر ابوریحان در نزد سلطان محمود حاضر شد. این بار بر چهره سلطان شادی نشسته بود و بر چهره ابوریحان بی تفاوتی. محمود گفت: ای ابوریحان! آیا از این که قرار بود از بام عمارت به پایین بیفتی و جان به در ببری نیز خبر داشتی؟
ابوریحان گفت: آری ای امیر.
سلطان محمود دلیل خواست. ابوریحان باز گفت- تقویم روزانه ام گواه است. و تقویم را به محمود نشان داد. سلطان در احکام آن روز ابوریحان این گونه خواند- مرا از جای بلندی بیندازند، ولیکن به سلامت بزمین آیم و تندرست برخیزم!
سلطان محمود باز دیگر خشمگین شد و دستور داد تا ابوریحان را به زندان بیاندازند. ابوریحان شش ماه در حبس بود و بار دیگر به وساطت خواجه حسن میمندی آزاد شد...
پیرمرد روزهای زندان ِ سلطان محمود را به یاد آورد. چه سالهای سختی را پشت سر گذاشته بود. سالهایی که حق بازگشت به موطن خویش، خوارزم را نداشت. ابوریحان در سال چهارصدوهجده هجری قمری زمانسنج ویژه ای را بر پایه نظام خورشیدی برای مسجد جامع غزنین ساخت و در همان سال با ملاقات سیاحان چینی در دربار سلطان محمود اطلاعات مفیدی از ایشان کسب کرد. ابوریحان بیرونی به واسطه سفرهای پیاپی اش به هند در ملازمت سلطان محمود، زبان سانسکریت را آموخت و در باره هندوان دانش های بسیاری کسب کرد و سرانجام در سال چهارصدوبيست وچهار هجری قمری، شاهکاری به نام تحقیق ماللهند را تالیف نمود. ... پیرمرد به یاد عالمان هم عصر خویش افتاد. ابن هیثم بصری را به یاد آورد که با او در هندسه بحث کرده بود. سپس به یاد ابن سینا افتاد و مناظره معروفش با ابن سینا بلخي  را به یاد آورد. ابوریحان از فلسفه یونانی و ارسطویی پرسیده بود و ابن سینا پاسخ گفته بود. صحبت آن دو به سکون ارض و میل اجسام به مرکز زمین و امتناع خلاء و ابطال جزء لایتجزی و تناهی ابعاد و ... هم کشیده بود و به اعتراض ابوریحان بر پاسخ های ابن سینا بلخي انجامیده بود. پیرمرد، حالا که به گفتگوهایش با ابن سینا فکر می کرد، افسوس لحظات گذشته را می خورد... این قافله عمر عجب می گذرد!
عمر سلطان پیر به پایان می رسید. بوی وطن، مشام ابوریحان را عطرآگین می کرد. در عصر سلطان مسعود، ابوریحان اجازه رجعت به دیار خود را دریافت کرد و پس از سيزده  سال دوباره خوارزم را دید و تاریخ آن جا را نوشت.
در بازگشت به غزنین و در سال چهارصدوبيست وسه هجری قمری، بیرونی تالیف کتاب اقانون مسعودی را به اتمام رساند و به سلطان مسعود تقدیم کرد. ارزش این کتاب تا حدی بود که آنرا تا حد مقایسه با المجسطی بطلمیوس بالا برد. این کتاب دایره المعارف کاملی در نجوم به شمار می رفت، همان طور که قانون الطب شیخ الرئیس ابوعلی سینا دایره المعارف پزشکی بود. ابوریحان، پیلواری را که سلطان مسعود برای قدردانی از قانون مسعودی برایش فرستاده بود را باز فرستاد. علاوه بر آن، ابوریحان بر تالیف التفهیم را در نجوم و نیز الجماهر را در شناخت گوهر ها و کانی شناسی همت گماشت. ابوریحان در محاسبات خویش از نوعی ترازوی ویژه استفاده می کرد که پدربزرگ ماشین حساب های امروزی محسوب می شود. مسائلی را که او در ریاضیات پایه گذاشت، شالوده طرح اعمال و راه حل ها توسط حکیم عمر خیام نیشابوری شد و در قرن هفت از این دو به خواجه نصیرالدین طوسی انتقال یافت. ابوریحان عدد پی را محاسبه کرد، محیط زمین را اندازه گیری نمود، موقعیت ستارگان را با اسطرلاب بدست آورد و کره جغرافیایی ساخت.
سال چهارصدوچهل هجری قمری فرار سیده است. مردی که به جز در نوروز و مهرگان دست از کار نمی کشید اینک در بستر بیماری افتاده است. نفس های آخر بزرگ مرد علم و حکمت فرار سیده است. علی بن عیسی الولواجی به دیدن او آمده است. ابوریحان به یاد مسئله ای می افتد: ای شیخ! حساب جدات ثمانیه را که وقتی به من گفتی بازگوی که چگونه بود؟! شیخ گفت: ای حکیم بزرگوار. اکنون چه جای این سوال است؟
ابوریحان می گوید: کدامیک از این دو امر بهتر است؟ بدانم و بمیرم یا ندانم و نادان درگذرم؟
شیخ مسئله را بازگفت و از حضور ابوریحان مرخص شد. چندی دور نشده بود که صدای شیون و زاری از خانه او بلند شد... ابوریحان بیرونی در گذشت.

پیشینگان همه معتقد بودند که بخش خشکی معمور و قابل سکونت زمین منحصر به ربع شمالی است که آنرا ربع مسکون میگفتند ,ولی ابوریحان دانشمندی است که به نیروی علم و فراست حدس زد و اعتقاد داشت که در ربع شمالی دیگر یا در نیم کره ی جنوبی زمین یعنی در نقطه ی مقابل مقاطر ربع شمالی که فقط آنرا مسکون و معمور می دانستند نیز خشکی وجود دارد و دو ربع دیگر کره ی زمین را آب دریا فرا گرفته و وجود همین دریا ها ما بین دو قاره جدایی انداخته و مانع از ارتباط دو قسمت خشکی با یکدیگر شده است .  گفته های این دانشمند در دو جای کتاب ارزشمندش ( الهند ) ثبت و بحث شده است و نیز در کتاب ( تحدید نهایات الاماکن ) که تاریخ تحریرش به سال چهارصدونو هجری قمری است در این باره که آیا در نیم کره جنوبی زمین نیز خشکی قابل عمارتی هست بحث مفصلی کرده است.
باری خشکی مقاطر با ربع شمالی که ابوریحان حدس زده بود با همان سرزمینی منطبق میشود که واقع بین اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام است و پس از چهارصدوشصت ودوسال توسط کریستوف کلمب کشف شد و آنرا ( آمریکا ) نامیدند . کریستوف کلمب هم چنانچه معروف است از روی قواعد و اطلاعات و بصیرت علمی آن قاره را کشف نکرده ، چرا که اصلاً از وجود چنین سرزمینی آگاهی نداشت و احتمال آن را هم نمی داد و بطوریکه گفتند او به مقصد هندوستان سفر کرده بود و در اثر اتفاقاتی که رخ داد در آن قاره سر در آورد که آنرا هیچ نمی شناخت ، اما ابوریحان از روی قواعد متقن و بصیرت علمی بوجود چنین سرزمینی پی برده و آنرا چندین قرن ( در حدود پنج قرن ) پیش از کریستوف کلمب صریح و واضح خبر داده بود ، پس درود به این دانشمند و فیلسوف و درود بر تمامی بزرگ مردان ایران زمین که نه فقط با علم خود بلکه حتی با نام خود نیز این سرزمین را به سر افرازی برده اند.

بهره : زنده گی نامه ابوریحان بیرونی ، پرسفيا، ويکي پديا، جزيره دانش، تحقيق وپژوهشهاي نويسنده دررسانه هاي مختلف .

سال شماري زنده گي ابوريحاني بيروني

362 قمري/351 خورشيدي: روز پنج‌شنبه سوم ذي‌الحجه در روستايي بيرون شهر كاث به دنيا آمد.
368 قمري/357 خورشدي: در مكتب شهر جرجانيه براي يك‌سال درس خواند.
369 قمري/ 358 خورشيدي: درسش را در مكتب زادگاهش ادامه داد.
379 قمري/ 358 خورشيدي: در هفده سالگي به اندازه‌گيري ارتفاع نيم‌روزي خورشيد در شهر كاث پرداخت.
385 قمري/373 خورشيدي: انقلاب تابستاني را در دهكده‌اي در جنوب شهر كاث رصد كرد.
387 قمري/375 خورشيدي: روز شنبه يازدهم جمادي‌الاول خورشيد گرفتگي را رصد كرد.
391 قمري/379 خورشيدي: كتاب آثار الباقيه را در گرگان به نام قابوس‌بن‌وشمگير آل‌زيار نوشت.
393 قمري/381 خورشيدي: روز شنبه چهاردهم ربيع‌الثاني روز يك‌شنبه سيزدهم شوال دو ماه‌گرفتگي را رصد كرد.
394 قمري/382 خورشيدي: روز يك‌شنبه دوازدهم شعبان ماه‌گرفتگي را رصد كرد.
408 قمري/ 396 خورشيدي: همراه سلطان محمود غزنوي به غزنه رفت.
409 قمري/397 خورشيدي: عرض جغرافيايي جيخور، در نزديكي كابل، را با كمك شاقول اندازه گرفت.
412 قمري/400 خورشيدي: اعتدال بهاري و پاييزي و انقلاب تابستاني و زمستاني را در شهر غزنه رصد كرد.
416 قمري/404 خورشيدي: نگارش كتاب تحديد نهايات الاماكن را به پايان رساند.
418 قمري/ 405 خورشيدي: رساله‌ي استخراج‌الاوتار‌ في‌الدايره را نوشت.
420 قمري/407 خورشيدي: نگارش كتاب التفهيم لاوائل‌الصناعه‌التنجيم را به پايان رساند.
421 قمري/ 408 خورشيدي: كتاب تحقيق‌ماللهند را نوشت و رساله‌ي قانون مسعودي را به سلطان مسعود غزنوي هديه داد.
425 قمري/ 412 خورشيدي: فهرست كتاب‌ها و نوشته‌هاي محمد‌بن‌زكرياي رازي و فهرست يکصدوسيزده جلد كتاب خود را نوشت.
442 قمري/429 خورشيدي: روز جمعه سوم رجب به سوي پروردگار خود رفت.

 

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 
Design downloaded from free website templates.