WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی صباح

 

   ابوالحسن قائني انديشمند رياضي ونجوم                                 پژوهشي از(صباح)

ابوالحسن قائني انديشمند رياضي ونجوم      پژوهشي از(صباح)

ابوالحسن علي بن عبداﷲ بن محمد بن بامشاد قايني، مشهور به ابن بامشاد در بين نيمه ي دوم سده ي چهارم و نيمه ي اول سده ي پنجم هجري قمري در قاين ميزيست. وي از رياضي دانان بزرگ و معاصر ابوريحان بيروني است. وي توجه خاصي به استخراج ساعات شرعي بر اساس علوم نجوم و نيز تقويم بر اساس رصد ستارگان و همچنين موقعيت جغرافيايي مناطق داشته و در اين مورد آثاري را از خود به يادگار گذاشته است.از توجه ابوريحان به گفته هاي وي چنين بر مي آيد كه قايني در ميان دانشمندان عصر خود منزلتي داشته است. ابوريحان بيروني دو برهان مربوط به قضاياي دوم و سوم كتاب استخراج الاوتار را به قايني نسبت داده است. وي تلاش خود را به فراگيري علم هيئت (ستاره شناسي)، رياضيات و هندسه معطوف داشت. روزگار تحصيل قايني مقارن با زوال تدريجي قدرت غزنويان در خراسان و برآمدن سلجوقيان در آن منطقه بود. اما اين وقايع تغیري اساسي در جايگاه رفيع علمي ايالت خراسان پديد نياورد.

ابوالحسن علي بن عبدالله بن محمد بن بامشاد قايني مشهور به ابن بامشاد دربين نيمه دوم سده چهارم و نيمه اول سده پنجم هجري قمري درقاين مي زيست. وي از رياضيدانان بزرگ زمان خود بود كه با ابوريحان بيروني معاصر و معاشر بود. وي توجه خاصي به استخراج ساعات شرعي براساس علوم نجوم و نيز تقويم براساس رصد ستارگان و همچنين موقعيت جغرافيايي مناطق داشته و در اين موردآثاري چون مقاله في استخراج تاريخ اليهود و مقاله في استخراج ساعات ما بين طلوع الفجر و طلوع الشمس في كل يوم من ايام السنه بمدينه قاين را از خودبه يادگار گذاشته است.
رشته : نجوم
ابوالحسن علي بن عبدالله بن محمد بن بامشاد قايني ( ابن بامشاد) را ابوريحان بيروني گاه به نام ابوالحسن بن بامشاد و در جاي ديگر ابوالحسن علي بن عبدالله بامشاد ياد كرده است.
ايالت خراسان درقرون چهارم و پنجم از مراكز بزرگ علمي عهد غزنوي وسلجوقي بوده است و گرچه شهر قاين به اندازه شهرهاي مهمي چون نيشابور هنوز دراين زمان از رونق كافي برخوردار نبود رونق نداشت اما علما آن و نيز فعاليتهاي خواجه نظام الملك توسي در تاسيس دانشگاه هايي تحت عنوان نظاميه درشهرهاي خراسان زمينه پيشرفت علوم را فراهم آورد. به ويژه اگر بخواهيم دراين زمان توجه ملكشاه سلجوقي را به نجوم و تقويم در نظر بگيريم، شرايط اين زمان قابل درك خواهد بود. چه اينكه پيش از او نيز درعهد دولت سلطان محمود غزنوي دانشمندان، به ويژه دانشمندان خراساني در دربار غزنويان محترم و مورد استقبال بودند.
بيشتر تحصيلات مقدماتي ابوالحسن قايني درزادگاهش قاين و شهرهاي مجاوري زادگاهش گذشت . وي تلاش خود را به فراگيري علم هيئت (ستاره شناسي) رياضيات وهندسه معطوف داشت.
روزگار تحصيل قايني مقارن با زوال تدريجي قدرت غزنويان در خراسان و برآمدن سلجوقيان و در آن منطقه بود. اما اين وقايع تغييري اساسي در جايگاه رفيع علمي ايالت خراسان پديد نياورد. مطالعه آثار گذشتگان درزمينه نجوم و رياضيات و رصد ستارگان از امور مورد علاقه ابن بامشاد (ابوالحسن قايني ) بود.
روزگار جواني و ميانسالي ابن بامشاد مقارن با سلطه به عنوان سلجوقي بر خراسان و عقب نشيني نيروهاي سلطان مسعود غزنوي از آن ايالت بود. با انتخاب نيشابور به عنوان نخستين پايتخت سلاجقه حمايت هاي وزيران همچون عميد الملك كندري و ديگران، اين خطه رونق علمي گذشته خودرا بازيافت و رو به ترقي نهاد، چنانكه خراسان نيز متاثر اين فضا شد، و افرادي چون ابن بامشاد در آن پرورش يافتند.
ابن بامشاد در اواسط سده پنجم هجري، به احتمالي در زادگاه خود قاين در گذشت.
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : ابن بامشاد همچون ابوريحان بيروني از رياضيدانان و منجمان بزرگ زمان خود بود و ضمن آن به پژوهش در تقويم و ساعات شرعي براساس نجوم مي پرداخت.
فعاليتهاي آموزشي : گرچه در منابع نامي از شاگردان يا خبري از فعاليتهاي آموزشي ابن بامشاد نيست. اما ابوريحان بيروني دو قضيه هندسي را از وي نقل كرده است و از اين رو پيداست كه قايني در زمان بيروني در رياضيات شهرت داشته و كتابهاي وي مورد مراجعه دانشمندان معاصر و پس از وي قرار مي گرفته است.
مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : ابن بامشاد از نخستين كساني است كه ساعات شرعي را به طور مجللي از روي موقعيت جغرافياي محل و با بهره گيري از علم نجوم محاسبه نموده است.
ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : مطالعه، تحقيق و رصد ستارگان از امور مورد علاقه ابن بامشاد بود.
بسياري از دانشمندان معاصر و پس از روزگار ابن بامشاد ، مطالبي را از كتابهاي وي نقل كرده و آموخته اند كه از آن جمله مي توان به ابوريحان بيروني اشاره كرد. ابوريحان بيروني كه از منجمان و رياضيدانان معاصر ابن بامشاد بوده، برهانهاي وي را در برخي قضاياي هندسي ستوده است.
ابن بامشاد نجوم، علم رياضي و هندسه و نيز جغرافيه را در خدمت تقويم و تعيين ساعات شرعي به كار مي برد و براساس محاسبات دقيقي به تعيين دقيق تقويم وساعات مذكور مي پرداخت. دراين زمينه وي به نيازهاي محلي همشهريان خود توجهي خاص داشت و آثاري را دراين زمينه به جا گذاشت.

از جمله آثار وي عبارت است از:

١- حل دو مساله ي هندسي ابوريحان بيروني در كتاب خود تحت عنوان استخراج الاوتار از برهان در قضيه ي هندسي ياد كرده است كه توسط ابن بامشاد ابداع شده بود.

٢- مقاله في استخراج تاريخ اليهود : اين مقاله درباره ي استخراج تقويمي مبتني بر تقويم تورات است كه براي استفاده ي يهوديان ساخته شده است.

٣- مقاله في استخراج ساعات ما بين طلوع الفجر و طلوع الشمس كل يوم من ايام السنه بمدينه قاين ، موضوع اين رساله تعيين روش محاسبه ي مدت زمان بين طلوع فجر و آفتاب و همچنين غروب آفتاب و غروب شفق است كه در هر يك از روزهاي سال مي توان آن را براي شهر قاين حساب كرد. مؤلف در آغاز رساله عرض جغرافيايي قاين را ٣٣ درجه و ٥٥ دقيقه معين كرده و نوشته است كـه آنچه در مقاله گردآورده از روي حدس و تخمين نيست بلكه متكي بر اصول حساب، هندسه، هيئت و رصد است. اين مقاله در سال ۱۳۴۰ توسط خانم ماري داويديان و دكتر كندي به انگليسي ترجمه شده و مورد بحث قرار گرفته است.

ابوالمظفر محمد بن احمد كوفني

ابيوردي، ابوالمظفر محمدبن احمد كوفني. وي كتابدار، شاعر، و اديب خراساني بود كه در يكي از روستاهاي خراسان به نام كوفن (محلي ميان ابيورد و نسا) به دنيا آمد و در همانجا پرورش يافت و از اينرو به كوفني نيز شهرت يافت. از تاريخ ولادت وي اطلاعي در دست نيست، اما برحسب قراين ميتوان گفت كه وي حدود 440 ق. به دنيا آمده است.

ابيوردي از آغاز كودكي به فراگيري علم پرداخت زيرا، به گفته خود او، كودكي بيش نبوده كه كتاب البلغه را از حفظ داشته است. احتمالاً وي تحصيلات مقدماتي را در كوفن گذرانده و سپس براي كسب دانش بيشتر، آنجا را ترك كرده است. در برخي منابع ردّ پاي وي را در نيشابور، ري، و گرگان ميتوان يافت. در گرگان از عبدالقادر جرجاني، در ري از اسماعيلبن مسعده و ابوالفتح ، و در نظاميه نيشابور از ابوالمعالي جويني امامالحرمين، حديث شنيده است. از ديگر استادان او ميتوان از احمدبن حسنبن خيرون، ابوبكربن خلف، حسنبن احمد سمرقندي، و مالكبن احمد بانياسي نام برد. ابيوردي پس از آنكه در لغت، نحو، تاريخ، و انساب شهرت يافت ، در بغداد، همدان، و چند شهر ديگر شاگرداني چون ابوحفص عمربن عثمان جتري و ابومحمد عبداللهبن نصر مرندي تربيت كرد .

 بهعلاوه، ابوبكربن شهروزي، ابوعلي آدمي، ابوطاهر سلفي، ابوعامر عبدري، ابوالفتوح طايي، و ابن طاهر مقدسي نيز در موصل، اصفهان، همدان، و مرو از او روايت كردهاند . ابيوردي از آغاز جواني به سرودن شعر نيز پرداخت. از نخستين ممدوحان او، نظامالملك، وزير ملكشاه سلجوقي است و چنانكه از مدايحش درباره وي برميآيد، نزد او مقام و منزلتي والا داشته است. ابيوردي در سال 461 ق. به بغداد رفت و به جاي ابويوسف يعقوب بن سليمان اسفرايني (ـ 498 ق.) به سمت كتابدار كتابخانه مدرسه نظاميه بغداد منصوب شد. او در بغداد به تدريس نيز اشتغال داشت و چنانكه در ديوان وي آمده، مجالس و انجمنهايي داشته كه در آنجا با شاعران هم روزگار خود به مبادله اشعار ميپرداخته است. ابيوردي در بغداد به دربار خلفاي عباسي راه يافت و در زمره مداحان آنان در آمد.

درسال 479 ق. كه سيفالدوله صدقهبن منصور به حكومت رسيد از ابيوردي دعوت كرد تا نزد وي رود. شاعر با اندكي تأخير به حلّه رفت و مورد استقبال گرم سيفالدوله قرار گرفت.ابيوردي پس از كشته شدن نظامالملك در 485 ق. تحت حمايت فرزندان او، بهويژه عزّالملك، مؤيد الملك، و ضياءالملك (ابونصر احمد) قرار گرفت. روابط وي با مؤيدالملك چندان استوار بودكه چون در 488 ق. از وزارت بركيارق بركنار شد ، ابيوردي نيز از المستظهر و بركيارق كناره گرفت و در جرگه مخالفان بركيارق در آمد هنگاميكه بين مؤيدالملك و عميدالدولهبن جهير اختلاف افتاد، مؤيّدالملك از ابيوردي خواست تا عميدالدوله را هجو كند. هجائيه او سبب شد تا عميدالدوله نزد خليفه المستظهر از شاعر سعايت كند و خليفه خونش را مباح سازد. سپس ابيوردي بهناچار از بغداد به همدان گريخت .

ابيوردي چند سال در اصفهان تعليم فرزندان زينالملك بَرسُق را برعهده داشت تا اينكه دوباره سنقر به ياري وي شتافت و فضل و دانش وي را نزد سلطان محمد باز گفت و سلطان، اشراف مملكت (احتمالاً ديوان اشراف) را به او سپرد و به اين ترتيب، پس از ساليان دراز، به يكي از آرزوهاي ديرين خود نايل آمد و به جمع بزرگان دربار پيوست. ابيوردي علاوه بر مدايح بسيار، اشعاري نيز در غزل، هجو، رثا، فخر، وشكايت از روزگار دارد.  گرچه آثار بسياري به ابيوردي نسبت دادهاند اما علاوه بر ديوان، جز يك نسخه خطي از وي بيشتر در دست نيست كه در دارالكتاب مصر نگهداري ميشود. او در سال 507 ق. به مرگ ناگهاني درگذشت و در باب دَبره مسجد عتيق اصفهان به خاك سپرده شد .

علاء الدین علی قوشچی

علاء الدين علي بن محمد سمرقندي معروف به ملا علي قوشچي دانشمند، منجم و رياضيدان ( متوفي هشتصدوهفتادونو - ه.ق) بود. پدرش قوشچي الغ بيگ بود. وي در سمرقند متولدشد و هيات و رياضيات را از قاضي زاده رومي كه مدرس مدرسه سمرقند بود و الغ بيگ ( شاهزاده تيموري پسر سلطان شاهرخ) كه در فنون رياضي دست داشت فرا گرفت. نوشته اند كه قوشچي براي تكميل معلومات خود به خراسان نيز رفت. از كثرت تقرب در نزد الغ بيگ به فرزندي خواندگي وي مشهور بود. وي در تكميل زيج الغ بيگ شركت جست. پس از قتل الغ بيگ در( هشتصدوپنجاه وسه - ه.ق ) علي قوشچي عازم سفر حج شد و تبريز مورد توجه اوزون حسن آق قويونلو قرار گرفت و از سوي وي براي عقد صلح با سلطان محمد فاتح به استانبول رفت. و با موفقيت به آذربايجان بازگشت .  اما به دعوت سلطان محمد فاتح به استانبول رفت و در مدرسه اياصوفيا به تدريس و تاليف كتبي پرداخت . پدر علاء الدين علي بن محمد سمرقندي ، مردي به نام محمد سمرقندي كه منصب قوشچي را در دربار شاهزاده الغ بيگ تيموري برعهده داشت.
اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : سمرقند از زمان تيمور گوركاني به پايتختي انتخاب شد و دانشمندان سراسر جهان اسلام به آنجا فرا خواند شدند كه موجب شكوفايي علمي و هنري آنجا شد. پس از مرگ امير تيمور نواده او الغ بيگ به عنوان حاكم سمرقند برگزيده شد كه خود رياضيدان و منجمي زبر دست بود. در دربار الغ بيگ محمد سمرقندي قوشچي كه نگهدارنده و مهتر بازهاي شكاري سلطان بود، محبوبيتي داشت از اين رو علاوه بر پايگاه اجتماعي خانواده قوشچي، موجب رفاه و آموزش مناسب ملا علي قوشچي شد.
تحصيلات رسمي و حرفه اي : علاء الدين علي بن محمد سمرقندي در سمرقند متولد شد و به سبب ثروت و نفوذ پدرش محمد سمرقندي قوشچي از كيفيت تحصيل مناسبي در آنجا برخوردار شد. چنانكه هيات و رياضيات را نزد قاضي زاده رومي كه مدرس مدرسه سمرقند بود، و نيز نزد شاهزاده الغ بيگ كه در فنون رياضي مهارت داشت آموخت و براي تكميل معلومات خود سفري به خراسان كرد. پس از بازگشت تحقيقات نجومي و همكاري خود با الغ بيگ در زمينه رصد ستارگان و تهيه الغ بيگي افزايش داد. علاء الدين علي بن محمد سمرقندي چندان نزد شاهزاده الغ بيگ محبوب بود كه به فرزند خواندگي پذيرفته شد و پس ازمرگ استادش قاضي زاده رومي، به مديريت رصدخانه سمرقند منصوب شد.و در تكميل زيج الغ بيگ شركت جست. علاء الدين علي بن محمد سمرقندي ( علي قوشچي) هيات ( ستاره شناسي) و نجوم را از قاضي زاده رومي كه مدرس مدرسه سمرقند بود فرا گرفت. وي رياضيات را از شاهزاده الغ بيگ ( رياضيدان و حاكم تيموري شهر سمرقند) آموخت. و البته در كرمان نيزا ستاداني داشته است كه نام آنان را نمي دانيم.
هم دوره اي ها و همکاران : غياث الدين جمشيد كاشاني كه بزرگترين و مشهورترين منجم ورياضيدان عهد تيموري است. از معاصران علاء الدين علي بن محمد سمرقندي بوده است.
از همسر و فرزندان علاء الدين علي بن محمد سمرقندي نام و نشاني نيست اما مي دانيم كه يكي از نوادگان او ميرم چلبي نام داشته است كه بررساله الفتحيه نياي خود شرحي نگاشته است.
علاء الدين علي بن محمد سمرقندي پس از اتمام تحصيلات خود در سمرقند و كرمان، و پس از مرگ استادش قاضي زاده روي به مديريت رصد خانه سمرقند منصوب شد و در تكميل زيج الغ بيگ شركت كرد. پيش از اين چون ملا علي قوشچي بدون اجازه الغ بيگ به كرمان رفته بود، بعد از بازگشت، رساله «حل اشكال القمر» رابه الغ بيگ تقديم كرد. اين رساله بسيار مورد توجه و تحسين قرار گرفت. پس از قتل الغ بيگ در (هشتصدوپنجاه وسه - ه.ق ) توسط فرزندش عبداللطيف، ملا علي قوشچي به سفر حج رفت و در تبريز مورد توجه اوزون حسن آق قويونلو قرار گرفت. و از سوي او براي عقد صلح با سلطان محمد فاتح عثماني به استانبول رفت و پس از بازگشتي موفقيت آميز به تبريز،‌ به دعوت سلطان محمد به استانبول بازگشت و تا پايان عمر در مدرسه اياصوفيا به تدريس و تحقيق پرداخت.

 علاء الدين علي بن محمد سمرقندي در پنجم ماه شعبان سال (هشتصدوهفتادونو- ه.ق ) در استانبول در گذشت.

علاء الدين علي بن محمد سمرقندي پس از تكميل و اتمام تحصيلات خود در سمرقند و كرمان به عنوان منجم در تكميل زيج الغ بيگي در رصد خانه سمرقند مشغول به كار شد و پس از مرگ استادش قاضي زاه رومي به رياست رصد خانه سمرقند رسيد و احتمالا درمدرسه همان جا نيز تدريس مي كند. وي در اواخر عمر در مدرسه اياصوفياي استانبول به تدريس نجوم و رياضي مي پرداخت ونيز از منجمين دربار سلطان محمد فاتح به شمار مي رفت.

 فعاليتهاي آموزشي : علاء الدين علي بن محمد سمرقندي به احتمال زياد علاوه بر رياست رصد خانه سمرقند ، در دوره الغ بيگ به تدريس نجوم و رياضي نيز در مدرسه سمرقند مشغول بوده است . در هنگام اقامت وي در عثماني در اواخر عمر نيز رسما باسمت مدرس مدرسه اياصوفيا به تدريس نجوم ورياضيات بود. و از نخستين معلمان كشور تركيه دراين زمينه ها مشهور است. علاء الدين علي بن محمد سمرقندي ازنخسيتن معلمان نجوم دركشور تركيه امروز (عثماني قديم) بود. و در بسط علوم آن كشور كوشيد. كسهراي اعشاري كه توسط غياث الدين جمشيد كاشاني اختراع شده بود، به وسيله قوشچي در تركيه شناسانده شد. مطالعه آثار گذشتگان و تاليف كتاب درسي درزمينه نجوم ورياضيات و انجام تحقيقاتي جدي در نجوم و علم حساب در رياضيات اسلامي از اموري بود كه بسياري از عمر علاء الدين علي بن محمد سمرقندي را به خود معروف داشت.

علي قوشچي چون در جواني بدون اجازه الغ بيگ براي تحصيل به كرمان رفته بود، بعد از بازگشت رساله « حل اشكال القمر » را به وي تقديم كرد. و بسيار مورد توجه و تحسين قرار گرفت. ملا علي قوشچي در اواخر عمر در دربار سلطان محمد فاتح مي زيست و دو كتاب به نام سلطان محمد فاتح نوشت يكي رساله محمديه در حساب و ديگري رساله فتحيه در هيات « ستاره شناسي ».

ابوالحسن علي نسوي

ابوالحسن علي بن احمد نسوي (حدود463 ـ393 ه.ق) رياضيدان و منجم كه در هندسه تخصص داشت و در منطق و فلسفه و طب نيز دست داشت. وي از نساي خراسان بود و در سال 393ه.ق متولدشد وبخش مهمي از عمر خويش را در آن شهر گذرانيد. بنا به قول ابن فندق، مدت عمر وي نزديك به صد سال رسيد و تا آخر عمر قواي او در حال اعتدال بود. تاريخ در گذشت او معلوم نيست و آنچه مسلم است اين است كه وي تا سال 473ه.ق كه سال تاليف كتاب بازنامه اوست ، زنده بود و در آن سال تقريبا هفتاد و نه ساله بود و از ده سال پيش از آن خانه نشيني اختيار كرده بوده است.
رشته : رياضيات ،‌طب ، نجوم ، فلسفه
پدران ابوالحسن علي بن احمد نسوي ، از شهر نساي خراسان بودند كه به ري كوچ كرده بودند.
ابوالحسن علي بن احمد نسوي در سال 393 ه.ق در خانواده احمد نسوي در شهر ري زاده شد. پدرش از مهاجران خراساني به ري بود. ري در قرن چهارم از مراكز مهم علمي و فرهنگي خراسان بود كه دولتهاي فرهنگ دوستي چون آل زيار و آل بويه در رونق آن بسيار كوشيدند.
ابوالحسن علي بن احمد نسوي بيشتر عمر خود را در زادگاه خود شهر ري گذراند و احتمالا در همان جا تحصيلات خود را انجام داد، وي مطالعات وسيعي در رياضيات، به ويژه هندسه ، نجوم ، منطق ،‌فلسفه وطب داشته است و ظاهرا به سبب مهارتي كه در رياضيات و نجوم داشت وي را «استاد مختص» مي ناميده اند.
ناصر خسرو درسفرنامه خود نوشته است كه در سال 437 ه.ق نسوي را در سمنان ديده است كه جوان بوده و گروهي نزد وي اقليدس و گروهي طب و گروهي حساب مي آموخته اند و دراثناي سخن مي گفته كه «من براستاد بوعلي سينا رحمه الله عليه چنين خوارزم و از وي چنين شنيده ام » و نيز مي گفته كه «من سياق ندانم و هوس دارم كه چيزي از حساب سياق بخوانم».
ابوالحسن علي بن احمد نسوي درمقدمه كتاب بازنامه خود نوشته است كه از هشت سالگي به نگهداري مرغان شكاري مي پرداخته است . و شايد از همين روست كه بعدها در اواخر عمر درسال 473ه.ق كتاب بازنامه را درهمين مورد نگاشت.
كارل بروكلمان ،‌به پيروي از بيهقي (مولف تتمه صوان الحكمه) نوشته است كه كوشيار گيلي استاد نسوي بوده است. ولي اين بنظر دكتر ابوالقاسم قرباني درست نمي آيد زيرا تاريخ تولد نسوي سال 393ه.ق و تاريخ وفات كوشيار گيلي به احتمال بسيار در حدود سال 400ه.ق بوده است . بنابراين نسوي در هنگام درگذشت كوشيار فقط هشت سال داشته است . وي از آثار ابوسهل كوهي و بوعلي سينا نيز بهره برده است.
حكيم ناصر خسرو قبادياني بلخي در روزگار جواني با ابوالحسن علي بن احمد نسوي ديدار نموده و يكچند با وي معاشرت و مباحثه داشته است . ابوعلي سينا نيز همانند نسوي از حكماي اواخر قرن جهارم بوده است. چنانكه ابوالحسن علي بن احمد نسوي درمقدمه كتاب بازنامه خود نگاشته است وي به شغل سپاهيگري و خدمت پادشاهان اشتغال داشته و همچنين كتاب المعنع في الحساب الهندي را براي مجدالدوله ديلمي (ابوطالب رستم بن فخر الدوله ) نگاشته بود.
بنا به قول بيهقي مدت عمر ابوالحسن علي بن احمد نسوي نزديك به صد سال رسيده و تا اواخر عمر قواي او در حال اعتدال بود. چنانكه دكترابوالقاسم قرباني نوشته است، تاريخ در گذشت او معلوم نيست و آنچه كه مسلم است وي تا سال 473ه.ق (سال تاليف كتاب بازنامه) زنده بوده است و در آن تاريخ تقريبا هفتادو نه سال داشته و از ده سال پيش از آن خانه نشيني اختيار كرده بوده است. به نظر نگارنده اگر عدد صد سال كه بيهقي ذكر كرده دقيق بوده باشد، سال وفات نسوي را بايد سال 493ه.ق داشت.
ابوالحسن علي بن احمد نسوي درمقدمه كتاب بازنامه خودنوشته است كه به شغل سپاهيگري و خدمت پادشاهان اشتغال داشته است و كتبي را به مجدد الدوله ابوطالب رستم بن فخرالدوله ونيز ابوالحسن مطهر بن ابوالقاسم ( از نقباي علويان ري) تقديم نموده است . وي درهمان شهر به تدريس رياضيات ،‌طب ،‌حساب و هندسه نيز مي پرداخت.

ابوالحسن علي نسوي دررياضيات و نجوم «استاد المختص» ( استادمتخصص) ناميده مي شد و در شهر ري به تدريس كتاب اقليدس، حلاعمال زيج و فصول فرغاني در علم نجوم را تدريس كرده است.
مطالعه و تحقيق در علوم گوناگون چون نجوم ، رياضيات به ويژه هندسه ، فلسفه ، منطق و طب از امور مورد علاقه ابوالحسن علي بن احمد نسوي بوده است.
علاوه بر شهمردان رازي «نزهت نامه علايي » كه رياضيات را به ويژه كتاب اقليدس و حل اعمال زيج و فوصل فرغاني در نجوم ، نزد ابوالحسن نسوي آموخته بود ، خواجه نصير الدين توسي ازكتابهاي وي بهره بسيار برده و بارها به آن ارجاع داده است.
حكيم ابوعلي سينار ، همانند ابوالحسن علي بن احمد نسوي از حكمايي بود كه در علوم گوناگون از جمله فلسفه و طب مهارت داشته است. و جواني نسوي معاصربا اواخر عمر بوعلي سينا بوده است.
ابوالحسن علي بن احمد نسوي طرفدار درعلوم بوده است و به هر كه براي آموزش در محضر وي حاضر مي شد مي گفت «بكوش تا در صناعت خويش كامل شوي و متذوق مباش چه متذوق را سيري نيست». از اين رو شايد بتوان ويرا از پيشتازان تخصص گرايي دانست. گرچه خود به علوم گوناگوني مي پرداخت.
ايوالحسن علي بن احمد نسوي كتاب المقنع في الحساب الهندي را ابتدا به زبان فارسي براي مجدالدوله ابوطالب رستم بن فخر الدوله نوشت و سپس آن را به خواهش شخص ديگري ملقب به شرف الملوك به زبان عربي برگردانيد. وي چند جلد از تاليفات خود ازجمله كتاب الاشباع و كتاب اختصار صورالكواكب رابه مطهر بن ابوالقاسم از نقباي علويان ري اهدا كرده است.

احمد بن موسي شاكر  

احمد بن موسي بن شاكر بنا به گفته ابن نديم در الفهرست ، همانند برادران خود براي به دست آوردن علوم باستاني و دانشهاي ملل يكديگر به ويژه يونانيان، بسيار كوشيد. چنانكه به ياري برادران خود گروهي را به بيزانس فرستاد تا كتابهاي يوناني تهيه نمايند. و نيز مترجمان ماهري را به استخدام درآورد كه منابع يوناني درزمينه هندسه ، مكانيك ، موسيقي و نجوم را ترجمه كنند. وي همانند برادران خود از پروردگان مكتب علمي بغداد و دارالحكمه در آنجا بود. تحريره خروطات ابلونيوس و شكل الهندسي ارزي بين حالينوس امره از آثار اوست.
احمد بن موسي بن شاكر همانند برادران خود محمد و حسن از فرزندان موسي بن شاكر بود. اين چند برادر با نام خانوادگي «بني موسي » يا «بنو موسي » مشهور بودند. آنان در اصل از رياضيدانان منجمين و دانشمندان علم مكانيك (الحيل و الحركات در خراسان بوده اند، پدر شان موسي بن شاكر بنا به نوشته قفطي مورخ ، در علم هندسه مهارت داشت و نيز از منجمين دربار مامون خليفه عباسي بود.
خاطرات کودکي - همچنانكه قفطي مورخ نگاشته است. احمد بن موسي بن شاكر پدر بنو موسي در ايام جواني در خراسان راهزن بود و بعد توجه كرده و در گذشته است. و پس از وي مامون فرزندان او رابه اسحاق بن ابراهيم مصعبي سپرد و با يحيي بن ابي منصور در بيت الحكمه جاي داد. و در اوقاتي كه مامون براي لشكركشي به بيزانس مي رفت، همواره نامه هايي به اسحاق مذكور مي نوشته و درباره فرزندان موسي سفارش مي كرده است. اما اين همه توجه مامون نشان مي دهد كه پدر بنو موسي نه راهزن، بلكه چنانكه ديگر منابع نوشته اند منجم مهمي بود كه به همراه مامون پس از شهادت امام رضااز خراسان به بغداد رفت و اندكي بعد درگذشت . از اين رو مامون فرزندان وي را مورد محبت قرار مي داد.
اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي - قفطي مورخ دريك جا نوشته است كه احمد بن موسي بن شاكر و پسرانش همگي درعلم هندسه سرآمده بوده اند و پدر يعني موسي بن شاكر ، از منجمان دربارمامون خليفه عباسي بوده است. وي در جاي ديگر نوشته است كه موسي بن شاكر خود از اهل علم وادب نبود و مامون رعايت حق او را به اعتبار پسرانش مي كرده است. در هر حال روزگار كودكي بنو موسي، عصرشكوفايي ترجمه علمي از زبانهايي چون يوناني،‌قبطي،‌ سانسكريت و پهلوي به عربي بوده است.
تحصيلات رسمي و حرفه اي - احمدبن موسي بن شاكر همانند برادرانش محمد و حسن در جواني به فرمان مامون در بيت الحكمه به تحصيل مشغول شد و با دانشمندان حوزه علمي بغداد مانوس گرديد. وي به ويژه درعلم الحيل و الحركات ترقي بسيار نمود و نيز به ترجمه آثاري از زبان يوناني دراين زمينه همت گماشت.
خاطرات و وقايع تحصيل -  روزگار تحصيل احمدبن موسي بن شاكر مقارن دوران نهضت اول ترجمه در عهد خلافت عباسيان ( اززمان مامون به بعد) بود. زمانه او ، زمانه رونق ترجمه علوم از زبانهاي يوناني، سانسكريت ، مصري و پهلوي بود.
فعاليتهاي ضمن تحصيل - احمد بن موسي بن شاكر همچون برادران خود ، علاوه بر خريد نسخه هاي خطي كتابهاي يوناني و ترجمه آنا به زبان عربي،‌مترجمان عاليمقامي چون اسحاق بن حنين و ثابت بن قره را دراستخدام داشت و با او داشتن آنان به ترجمه متون علمي يوناني و نيز به وسيله تحقيقات شخصي خود، به شكوفايي و رشد علوم در قرون سوم و چهارم هجري قمري ياري رساند .
استادان و مربيان - در منابع نامي از استادان احمد بن موسي بن شاكر در بيت الحكمه نيامده است . اما مي توان حدس زد كه مدرسين مكانيك و رياضيات دربيت الحكمه درزمان خلافت مامون، از استادان بنو موسي بوده اند. از اين گذشته، بنو موسي از دانش رياضيدانان و مهندسين گذشته يونان از جمله آپولونيوس.‌اقليدس،‌ و مانالاوس بهره مي برده اند.
هم دوره اي ها و همکاران : همدوره ايهاي روزگار تحصيل احمدبن موسي بن شاكر دربيت الحكمه،‌ برادرانش احمد وحسن بوده اند كه خود رياضيدانان و مترجمين مشهور مي شدند.
وقايع ميانسالي - مي توان گفت كه عمده اوقات حيات احمد بن موسي شاكر به تحصيل علوم رياضي و مكانيك (علم الحيل و الحركات ) ، گرد آوري منابع يوناني دراين زمينه، ترجمه آنها ، اعزام مترجميني به بيزانس جهت خريد كتاب و صرف ثروتهاي كلان براي ترجمه و خريد آنها ، گذشته است.
زمان و علت فوت - احمد بن موسي بن شاكر از برادر ارشد خود محمد جوانتر بود و چون محمد درسال دوصدوپنجاه ونو ه.ق/ در گذشته است، محتمل است كه در گذشت احمد در زماني پس از تاريخ مذكور اتفاق افتاده باشد.
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي - گرچه در منابع خبري از مسئوليتها و مناصب احتمالي دولتي احمد بن موسي بن شاكر نيامده است . اما با توجه به دانش وسيع وي به ويژه در زمينه علم الحيل ، مي توان وي را از دانشمندان دربار مامون و جانشينان او دانست.
فعاليتهاي آموزشي -  احمدبن موسي بن شاكر كه خود فارغ التحصيل بيت الحكمه بود، به عنوان يكي از مهندسين و عالمين علم الحيل مشهور بود و بعيد نيست كه در بيت الحكمه نيز تدريس كرده است. از اين گذشته رصدها، اثار و ترجمه هاي وي در علوم فوق الذكر راهگشاي دانشمندان پس از خود نيز مي شد.
ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره - گردآوري ، ترجمه ، مطالعه منابع يوناني در زمينه علم الحيل و رياضيات ، از امور مورد علاقه احمدبن موسي بن شاكر بوده است.
شاگردان - در منابع چندان ذكري ازنام شاگردان محمدبن موسي بن شاكر نيامده است .اما مي دانيم كه ابوريحان بيروني در كتابهاي « آثار الباقيه» و « نهايات الاماكن » از رصدهاي بنو موسي استفاده كرده است. و همچنين است استفاده هايي كه ابن يونس منجم در كتاب زيج كبير از رصدهاي بنو موسي برده است.
همفکران - محمد و حسن بن موسي بن شاكر كه برادران احمد بن موسي بن شاكر بوده اند، از نظر علاقه به ترجمه و گردآوري منابع يوناني در علوم رياضي و نجوم با برادران خود كمال تشابه و هم نظري را داشته است.
آرا و گرايشهاي خاص -  فقطي مورخ نوشته است كه احمدبن موسي بن شاكر ازبرادران خود محمد جوانتر بود. و در هندسه و نجوم ماهربود. استفاده ازنوشته هاي نويسنده دررسانه هاي مختلف.

 

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 
Design downloaded from free website templates.