2013/08/01

 

ما کسی را هنوز حد نزدیم

سنگ جز بر سر لحد نزدیم

روی حکم کسی که حق می گفت،

مهر محکوم تا ابد نزدیم

صید ميکرديم وچوچه آهو را

تا که دیدیم می دود، نزدیم

انديشمند را که با کلام لطیف

حرفی از انتقاد زد، نزدیم

ما زبان داشتیم، مثل شما

حرف با مشت و لگد نزدیم

پس چرا محروم مان کردید؟

ما که یک بار حرف بد نزدیم...

مفهوم تاريخ بيان وقايع تاريخي كه به آن گونه وقوع يافته اند نه كم و بيش. اديت

طي اين سال هاي که ازسقوط طالبان درکشورميگذرد ميلياردها دالربه کشورسرازيرودربرابرديده گان جامعه بين المللي به جيب دزدان ثروتهاي ملي کشور ريخته شدوهمين دزدان وچپاولگران بعدازسال سيزده هفتادويک شمسي ، مالک ده ها تعميروبلند منزل ، شرکتهاي تجارتي ، صاحب ده ها عراده موتر، صدها جريب زمين و... دردوبي ، لندن ، آمريکا ،جرمني، تاجيکستان، ايران، پاکستان،  کابل وولايات کشورگرديدند .

اگر واقعاً به كمك هاي ارايه شده به کشور نگاه كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه اكثر اين كمك ها براي مردم کشورنرسيده وبه جيب معاونين ريس جمهور، وزيران ، برادران ريس دولت ، قوماندانان جهادي ، واليان ، جنرالان برحال وقدرتمند ، خويش واقوام اين مقامات ، انجوسالاران ، موسسات خارجي ، فرماندهان قواي ائتلاف ، سفارتخانه هاي کشورهاي غربي وشرقي و... اينها باين پولهاي باد آمده زورگوتر، قانون گريزتر،ظالم تر،جاه طلب تر، بي حيا تر، بي ابروتر، ديده پاره تر... گرديده اند.

انسان با ریشه و فرهنگ یکسان برای خود محدوه ومرزساخته است و نام آن را وطن نامیده است، وطن یا میهن مکانی است که فرد خود و اجداد اودرآنجا بدنیا آمده اند. وطن خاک پاکی است که لحظه به لحظه گام انسان را بر خود احساس می کند وطن جای است که انسان درآن زنده گی می کند، کارمی کند، تولید می کند، شادی می کند وغمگین می شود.

چه کسانی وطن فروشند؟ سوالی است زیبا که برای آن پاسخهای بسیاری داده اند. برخی این افراد راخیانتکار، برخی جاسوس و برخی بی هویت می نامند. وطن فروش کسی است که راههای تزلزل کشورش را برای بیگانگان فراهم نماید خائن کسی است که هويت ومنافع ملی نداشته باشد، بی هویت کسی است که با حفظ منافع خود یا عده ای ثروت دیار خود را به تاراج دهد.  جاسوس کسی است که سربلندی کشورش را نخواهد واطلاعات کشورش را دراختیار بیگانگان قرار دهد. وطن فروش کسی است که با بیگانگان که می نشیند خاک و آب سرزمین خود را به می فروشد. با بیگانگان قراردادهای استعماری می بندند وبا آب وتاب آن رابنفع مردم خود نشان می دهد .

 وطن فروش کسی است که برآب وخاک کشورش نامهای مجهول می گذارد ومسايل زباني ، نژادي وملي رابه موضوع داغ روزمبدل نموده وازينطريق ميخواهد خدمتي به دشمنان ميهنش انجام دهد( درکشورما مانند، افغان وافغانستاني ، شمالي وجنوبي وتاجيک، ترک ، هزاره وپشتون وکافرومسلمان ). بي هویت کسی است که مصروف عيش نوش اند و به جای عزت کشوردرکیف عیش ونوش خود است کشورش را به بهای ناچیز می فروشند ، دردمندان داخل کشورش را نمی بیند و سرمایه های کشوررا دربانکهاي خارجی می ریزد وکشورش رافاقد غنايم هنري ، فرهنگي ، ادبي وتاريخي ميسازد. وطن پرست کسیست که نام خاک خود را همیشه زنده نگاه کند، درحوزه کاری خود به همگان نشان دهد که ازسرزمینی است که به آن می بالد. درنوشته های خود نام کشورش راجاودانه انعکاس دهد وبرضد چنايتکاران وآنانيکه درپي نابودي نام وافتخارات ملي وميهني درتلاش اند قد علم نمايد. دربدل هيچ امتيازي نام وعزت وطنش را نفروشد.

همچنان اگردردولت هاي ضعيف وناکارامد ، جامعه به چند طایفه تقسیم شود واین طایفه ها با هم دارای تضادها ومخالفت هایی باشند ومسايل اکثريت واقليت راچاق نمايند. جامعه اکثریت می تواند با توسل به آرای مردم برگرده قدرت سوارشود واقلیت را درمعرض محدودیت های مطلوب خویش قراردهد. درچنین اوضاع و احوالی اعضای اقلیت از تعدادی آزادی های خویش محروم می شوند. دراین صورت نمی توان گفت با آنها به صورت برابررفتارمی شود. الکسی دو تاکویل درچنین وضعی تعبیراستبداد اکثریت را به کار گرفت. دراینجاست که تباین وتفاوت میان دموکراسی و دیکتاتوری رفته رفته ازمیان می رود. اگر دموکراسی درحقیقت امرعبارت است ازدیکتاتوری اکثریت، دراین صورت نمی توان پذیرفت که این گونه دموکراسی بتواند به پیشبرد آزادی وبرابری مدد رساند.

در جامعه ای که اعتماد واطمینان متقابل وجود ندارد ، افراد وگروهها ، به جای اندیشیدن خدمت به وطن ، بخشی از نیروهاوامکانات خویش را صرف مقابله با بخشی دیگر ، و شبهه زدایی ازذهن دیگران می کنند و پاره ای دیگر از امکانات صرف نظارت ومراقبت هرچه بهتر وبیشتر بررقیب می شود و بخشی صرف نظارت برخود کنترول گران می گردد . عدم اعتماد دولت وملت در برابردشمن ، قدرت دفاع نظامی را شدیدآ کاهش می دهد ودرعرصه پیشرفت و ترقي ، حرکت را کندو گاه متوقف می سازد . ملت ازدولت بیم می برد ودولت از ملت می هراسد . و بدین سان بی اعتمادی که آفت بزرگ هرگونه توسعه سیاسی ، فرهنگی واقتصادی است ، دامنگیردولت و ملت می شود .

کتمان قراردادهای خارجی وسانسورخبرها، مولود بی اعتمادی درروابط دولت وملت است که بی اعتمادی افزون تر هم می آفریند . درجو بی اعتمادی ملی ، خفقان ، وحشت و دلهره و اضطراب روانی ، گسترش می یابد ، تملق ، دروغ و خوش گذراني ومنفعت خواهي ازیک سو واتهام و بدبینی وکارشکنی ویاس ونفرین ونفرت ازسوی دیگر به چشم می خورد ویکی از ضروری ترین نیازهای امروزکشورباتقویت وارتقاء اعتماد ملت ودولت است .

آنچه ملت و دولت را ازهم دور می کند و بین زمامداران و مردم جدایی می افريند . عناصر وعوامل گوناگونی است که به دو سوی دولت وملت مربوط می شود . اگر بین دولت مردان و مردم ازنظر زندگی تفاوت فراوان باشد وزمامداران در خانه ، لباس  ، موتر ، لوازم زندگی و امکانات رفاهی با مردم فاصله داشته باشند و عملا یک طبقه اقتصادی برتر را تشکیل دهند ، در اعتما دمردم به آنان جدآخلل پدید مي آمد. وقتی زبان ، فرهنگ ، اخلاق و عادات ملت و دولتمردان ناهمگون باشد . زمامداران درجذب توده های مردم و اکثریت قاطع ملت ،زبان مشترک و فرهنگ واحد ندارند ، توان جلب اعتماد آنان رانخواهند داشت .

فساد مالي‌، رشوت‌ ستاني‌ و بيكاري. خورد وبرد كمك‌هاي‌ خارجي‌ به‌ وسيله‌ وزارتخانه‌ها ود يگر ارگان‌هاي‌ دولتي‌ وكند بودن‌ اعمارمجدد. سران‌ وفرماندهان ديروزي درزير چشم‌ هزاران‌ عسكر امريكايي‌ وناتوبه‌ توليد و تجارت‌ بيسابقه‌ي‌ هيروئين‌ وچوروچپاول دارايي عامه وثروت ملي مشغول‌ بوده‌ كه‌ وطن رامجدداً درصدرليست‌ كشورهاي‌ توليد كننده‌ هيروئين‌ قرار داده‌اند. باوجود ادعاهاي‌ مبني‌ بر آزادي‌ بيان‌، فريادها در گلو خفه‌ مي‌گردند و آناني‌ كه‌ جرئت‌ ابراز نظرات‌ غيرسازشكارانه‌ را دارند با لت وکوب وتفنگ‌ و تهديد روبرو مي‌شوند. باوجود اين‌ كه‌ گاهگاهي‌ بوي‌ جنايات‌ سران‌ قدرت‌ و اقارب‌ وهمد ستان‌ شان‌ در مطبوعات‌ جهاني‌ نيز بالا مي‌گيرد اما اين‌ ها بدون‌ كوچكترين‌ توجهي‌ به‌ اين‌ رسوايي‌ وبه چوروچپاول مردم ادامه‌ مي‌دهند. بي توجهي، فسادورشوت ستاني، چپاولگري، مواد مخدر وفساد اداری کشوررا درلبه پرتگاه قرار داده است، اوضاع کنوني وقحطي وگرسنگي وبيکاري بي سرنوشتي صدها هزارجوان ومردان خانواده را ازقريه جات ، ولسوالیها و حتا شهرها برای پیدا کردن لقمه ی نان ترک خانه وکاشانه می کنند، ودرچنگال قاچاقبران بين المللي اسيرو صدهانفرانان غرق درياويا دربندوزندان کشورهاي مختلف گرفتاراند. کمترنیروی جوان را دراطراف می توان یافت که هنوز باقی مانده باشند و پیدا کردن نان شب، به دغدغه اصلی مردم تبدیل شده است.

اکثر جنگسالاران سه دهه اخیر که صدها هزارافغان را به کام مرگ فرستاده اند، هنوز شانه به شانه رییس جمهور ظاهر می شوند و آنگونه که سازمانهای تحقیقی آمریکا اعلام کرده، این جنگسالاران یکجا با طالبان و رهبران قبیله ای بیش ازهفتاد درصد قلمروی افغانستان را دراختیار خویش دارند. حاکمیت قانون هم فقط در شکل چیزی بیش نیست ... وهزاران هموطن غیرنظامی ماطي اين سالها قربانی ناامنی شده اند، وصدهاخانواده را گلوله های نیروهای خارجی که برای تامین امنیت ما آمده اند، به خاک وخون نشانده اند.

بربنياد یک نظر سنجی انجام شده ازسوی اداره مبارزه با فساد و جرایم سازمان ملل متحد، نزدیک به شصت درصد مردم افغانستان می گویند که در زنده گی روزمره خود با فساد دولتی دست به گریبانند، و این در حالی است که پنجاه وچهار درصد آنان به مشکلات امنیتی و پنجاه دودرصد برمعضل بیکاری تأکید می کنند. رییس اداره مبارزه با فساد و جرایم ملل متحد، می گوید که به گفته شرکت کنندگان در این نظر سنجی، غیرممکن است که مردم بدون پرداخت رشوه از خدمات دولتی برخوردار شوند، و این امر نه صرفاً یک تصور عمومی بلکه امری بوده است که افراد آن را تجربه کرده اند. این سند بر اساس مصاحبه با هفت هزاروششصد نفر در دوازده شهر وهزاروششصد قريه وعلاقداري در سراسرکشور، از سوی اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد تهیه شده است.

ازهردوتبعه کشور، یک نفر آن رشوه داده است که در بیشتر موارد از آنان به صراحت درخواست پول شده است. تهیه کنندگان این گزارش می گویند که متوسط پرداخت رشوت دروطن، سالانه به يکصدوشصت دالر می رسد. بر اساس گزارشها عاید سرانه ناخالص ملی در افغانستان،چهارصدوبيست وپنج دالر است. در طي يکسال ، افغانها دو و نیم میلیارد دالر رشوت داده اند که این مقدار پول تقریبا معادل بيست وسه درصد عاید ناخالص ملی است.  وهمچنان بیشتر مجریان قانون، (خود از) بزرگترین ناقضان قانونند. حدود بيست وپنج درصد مصاحبه شونده گان در این نظر سنجی گفته اند که حداقل یکبار به پولیس و مقامات محلی و ده درصد دیگر به بخش های قضایی در دولت رشوه پرداخته اند. نتایج این گزارش نشان می دهد که پول، ساختار قدرت های سنتی در افغانستان را به فساد آلوده می سازد. رئیس اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد می گوید که عدم اعتماد بر نهاد های دولتی در ارائه خدمات باعث شده تا مردم به جهات دیگر از جمله عناصر ضد دولتی رو بیاورند. تهدید وجود فساد درکشور را به سرطان تشبیه کرده و گفته است که برای جلوگیری از چنین وضعیتی و پیش از آن که به بیماری علاج ناپذیری بدل شود، باید حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان، دست به اتخاذ تدابیر قاطع بر اساس کنوانسیون مبارزه با فساد اداری سازمان ملل متحد بزند.

چندي قبل تلویزیون خصوصی لمر، مصاحبه ای داشت با یکی از سران جهاد به نام عبدالرب رسول سیاف که نماینده در پارلمان است. اودر ابتدا حاکم به نظر می رسید، اما وقتی صحبت به جنایتکاران ومحاکمۀ شان رسید، دست وپاچه ووارخطا وبه خواندن آیات متوسل شد. ازآنجایی که این ریاکاران دین همه چیز را از زیر عینک فریبکاری دینی می بینند، به این لحاظ اظهار نمود که فهم قانون اساسی به فهم دین ضرورت دارد  امر خدا است که اگر مسلمانان با هم درگیر شدند، شما بین آنها صلح کنید، خداوند از ما می خواهد. این جنایتکاران قرن چرا درآن سال هایی که برقدرت لميده وطياره بست دشمني ديروزي شان ( روسها ) پول ميفرستاد واينان خون می ریختند، بین خود صلح نکردند؟ آیا درآن وقت خداواند از ایشان تقاضای صلح ننمود؟ وقتی مردم درآتش جنگ های خاینانه می سوختند، امر خداوند کجا بود؟ جنگ را دیگران دامن زدند و هنوز هم خواهان جور آمد بین ما نیستند اما بلافاصله متوجه می شود و می گوید: ما آنقدر گنس و گول نبودیم که دیگران از ما استفاده کنند!
کسانی که این فیصله را رد می کنند، سر این ملت دل شان یخ نکرده است، باز می خواهند این ملت به خاک و خون بغلتد. مردم که یک بار بدست گرگ صفتان تشنه به خاک و خون غلتید، این کدام افراد اند (جز ویرانگران سه دهۀ اخیر) که دل شان به این ملت یخ نکرده است؟ .

 مزدوری ومزدورمنشي تنظیم های بنیادگراها برهیچکس پوشیده نیست. از غلامي به آی اس آی تا نوکري عربستان سعودی، سی آی ای، ایران، فرانسه وتاجکستان وکشورهای دیگر.

سياف گفت: من پیش ملت یک مجاهد هستم و گروهی را رهبری کردم. تو درنزد ملت یک جنایتکار وقاتل هزاران انسان بی گناه هستی، تو یک جاسوس حلقه به گوش آی اس آی، عربستان سعودی و ... هستی.  سياف! تو همان گروهی را رهبری کردی که این ملت را به روز سیاه نشاند، همان گروهی که دختران افغان را پیش پای عرب ها انداخت، همان گروهی که خون مردم مظلوم هزاره را مباح می دانست وهرهزاره را به نام حزب وحدت، سرمی برید، توهماني که اکنون هم زمین های مردم پغمان را قبضه نموده ايد . وي گفت ، وقتی از زندان برآمدم، یک عصا چوب در دستم نبود. به این می گویند اعتراف جانانه. اما این ملیون ها دالر، آرگاه و بارگاه، نوکروچاکر وموتر و زمین را از کجا کردايد ؟
وقتی ازسیاف پرسیده شد که چرا درآن وقت مانع از جنگ نشدید، در جواب گفت: تنها خدا است که هر چیزی را بخواهد کرده می تواند. به تعبیر سیاف، پس این خدا بود که جنگ ها را در کابل شعله ور نمود، خانه های مردم را ویران کرد، زنان را بی سرپرست و کودکان را آواره نمود، برفرق مردم میخ می کوبید، آنان را زنده زنده در کانتینرها کباب نمود، برعفت زنان تجاوز نمود، دردهه هفتاد ( تنظیم هاي اتحاد ، محاذ ، جمعيت ، شوراي نظار، حزب اسلامي ، حزب اسلامي خالص ، حرکت هاي مولوي محمد نبي محمدي وشيخ آصف محسني  و... جفاي بزرگي رابرملت رواداشتند) .

رسول سياف، درادامه ی جنايت های خود، بعد از سقوط طالبان، درحمايت های کرزی قرارداشته ، با کمک و مشوره ی افراد تجارتی خود، دست به غصب گسترده ی زمين زده است. باغصب زمين ها، گروه اقتصادی سياف، ساختن مارکيت وبازار، تعميرهای مجلل با قصر و باغ و...ساخته اند. غصب اين زمين ها از دو استقامت درشهر کابل و اطراف آن صورت گرفته است. استقامت اول از کوتل خيرخانه آغاز و به چمتله، پغمان الی ارغندی می رسد. استقامت دوم نيز وزير اکبرخان، باغ بالا، خوشحال مینه، بازار کمپنی، قلعه حيدر خان الی ارغندی می باشد. درمرکز شهر کابل نيز، سياف و گروه اقتصادی وی تعميرات و زمين هايی را غصب و يا با پول بدست آورده از اين تجارت خريداری کرده است. سياف ازحمايت های بی دريغ ريس دولت برخوردار است.

شکايت های زيادی ازغصب اموال و دارايی های مردم وجوددارد،اما تاکنون هيچ اقدامی برای مهارنامبرده صورت نگرفته است. تنها در ماه مارچ دوهزاروهفت ميلادي نيروهای آمريکايی به خانه ی سياف در پغمان يورش بردند که علت آن بيشتر مسايل امنيتی و ارتباطات احتمالی وی با تروريزم بوده است. پس از اين حادثه، کرزی بارها ازسياف بدليل حمله ی نيروهای آمريکايی پوزش خواسته و قول داده که چنين مواردی ديگرتکرار نشود. پس از آن سياف مجال بيشتری برای فعاليت های تجارتی غير مشروع يافته است. مردم در پغمان بارها نسبت به غصب زمين هايشان و همچنين زندانی شدن وابستگانشان درزندان شخصی سياف به دفتر رييس جمهورشکايت و مقابل پارلمان مظاهره کردند اما با هرعريضه و مظاهره، تهديد ها از جانب سياف و افرادش عليه آنان بيشتر شد. سارنوالي ومحاکم  کشور هيچگاه دوسيه ی های غصب توسط سياف را روی دست نگرفته و هميشه ازوي به عنوان استاد سياف، با نيکی ياد می کند.

 

 

 

بقیه گزیده های مقالات (صباح) اینجا کلیک نماید

 

 
 

 

 
admin@vatandar.at
 
 
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد