2013/08/19

وطن یعنی درختی ریشه در خاک

اصیل و سالم و پر بهره و پاک...

وطن یعنی سرود پاک بودن

نگهبان تمام خاک بودن...

وطن یعنی صفای روستایی

زلال چشمه های بی ریایی  ...

وطن یعنی سرود مهربانی

وطن یعنی شکوه همزبانی...

وطن شور و نشاط هستی ما

وطن میخانه ما - مستی ما.. .(مصطفي)

فداکاری در راه میهن ، خوی بزرگان و جاودانه هاست . اگر ارزش های میهنی کمرنگ شوند یکپارچگی کشورها به چالش کشیده می شود . خودخواه ترین آدمیان ، آنانی هستند که چشمان خود را بر سرنوشت هم میهنانشان بسته اند . شایسته نیست گفتاری را بر زبان جاری سازیم که به همبستگی کشور آسیب می رساند .

طالبان گروه مسلح است که در خلال جنگ با شوروی سابق شکل گرفت. این گروه که قرائتی تنگ‌نظرانه نسبت به مفاهیم اسلامی دارد به کمک آمریکا ووانگليس و با حمایت مالی - ایدئولوژیک عربستان سعودی وقطربه رهبري ومساعدت‌های بی‌د‌ریغ پاکستان شکل گرفت.

اعضای طالبان مجموعه‌ای ازجنگجويان عرب و غیر عربی بودند که پیشتر در جنوب پاکستان مشغول فراگیری اسلامی بودند که عربستان سعودی مروج آن است. این مدارس با کمک مالی دولت ریاض شکل گرفت و در پاکستان، به ویژه درجنوب این کشور به ترویج دیدگاه سلفی و وهابی مبادرت می‌کنند. با چراغ سبز آمریکا، این مجموعه کوچک به سرعت به انواع سلاح‌های پیشرفته تجهیز شد به گونه‌ای که بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان و تشکیل اولین حکومت تنظيمي پابه عرصه فعاليت نظامي گذاشت. بي بندوباري ، ملک الطوايفي ، زدوخوردهاي قدرت پرستانه وچپاولگرانه تنظيمي باعث شد که اين گروه وارد قتل وکشتاردرافغانستان شوند.

نیروهای طالبان که به دلیل حمایت‌های آمریکا، انگليس ،عربستان و پاکستان به سرعت افغانستان رااشغال وحکومت تعصب وتنگ نظرانه رادرافغانستان پايه گذاري نمودند.

حقانی از اولين حاميان ،افغان های عرب بود که در دهه هشتاد در پاکستان برای ،جهاد، عليه شوروی به حمايت کشورهاي منطقويي وفرامنطقويي جمع شدندو اردوگاه های آموزشی برای آنها ايجاد کرد و بعد با القاعده که شبکه ای سازماندهی شده از عرب های افغان بود، روابط نزديکی برقرار کرد. بعد از حمله يازده سپتامبر دوهزارويک ايالات متحده بااستيصال تلاش کرد او را بطرف خود بکشد. ولی حقانی ادعا کرد نميتواند با حضور نيروی خارجی در افغانستان کنار بيايد و بار ديگر سلاح برداشت و در اين کار از کمک حامی قديمی خود( آي اس آي - سازمان اطلاعات پاکستان) برخورداراست. مقامات سازمانهاي اطلاعاتی غربی مسووليت بسياری از حملات تروريستي را به شبکه حقانی منتسب می کنند. واين شبکه روابط تنگاتنگي باطالبان داشته وبه اوامرسازمانهاي جاسوسي وطنش راخراب ومردمش رابه قتل ميرساند واحساس وطن دوستي نداشته ودرخدمت بيگانگان قراردارد.

بخش بزرگی ازتروريستان خارجی که در کشورعمل ميکنند عضو شبکه حقانی هستند و اين شبکه نسبت به ياران طالبی خود افراطی است. برخلاف تعدادي ازطالبان و حزب اسلامي، شبکه حقانی از نزديک با القاعده کار می کنند. رهبری شبکه در وزيرستان پاکستان، مستقر است و سازمان جاسوسي پاکستان از آن حمايت می کند. تمايل پاکستان به حمايت از حقانی به اين علت است که گروه حقاني جنگ را در داخل مرزهای افغانستان نگاه ميدارد.

مردم افغانستان به علت خستگی از جنگ‌های داخلی، طالبان را ترجیح می‌دادند. اما طالبان با دیدگاهی بسته و افکاری متفاوت با محیط و جهان برخورد کردند و به نوعی با بازگشت به نگرش‌های مذهبی و با زیر فشار قرار دادن مردم موجبات نارضایتی قشر کثیری از مردم را فراهم ساختند.

آنها به زنان نیز اجازه نمی‌دادند تا به تنهایی از خانه‌هایشان بیرون شوند.

مجازات لواط‌کاران و زناکاران مرگ بود و کسانی که دزدی می‌نمودند، دستشان باید قطع می‌شد.

مردم را بزور از مغازه‌هایشان به مساجد برای ادای نماز می‌فرستادند.

ریش مردان در نظام طالبانی باید بلند می‌بود و موهای سرشان را می‌بایست کوتاه می‌نمودند.

هر چند طالبان پخش هرگونه اخبار مبتنی بر اختلاف میان این گروه را پنهان نگه می‌داشتند ، اما گاهی خبرهايی از ایجاد اختلافات میان تندروان و میانه‌روان تراوش می‌کرد.

گروه‌های مخالف طالبان همواره سعی بر این داشتند تا جهانیان را متوجه این موضوع بسازند که طالبان از سوی سازمان استخباراتی پاکستان رهبری می‌شوند، در حالیکه این اتهام مدام از سوی طالبان رد گردید و در عین حال پاکستان بزرگ‌ترین دوست طالبان شناخته می‌شد. گروه‌های مجاهدین به این عقیده بودند که پاکستان به خاطر عدم توجه دولتهای افغان به خط دیورند حاضر به مشاهده‌ی امنیت و حاکمیت یک دولت مقتدر در افغانستان نیستند.

قوع حادثه‌ی تروریستی یازدهم سپتامبر و عدم تسلیم بن لادن به امریکا از سوی طالبان ، بهانه‌ی حمله به افغانستان در اختیار امریکا قرار گرفت. ایالات متحده امریکا به تاریخ ۷ اكتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله نمود. طالبان با همکاری اعضای جبهه‌ی مخالف طالبان (مجاهدین سابق) شکست خوردند و حامد کرزی رئیس جمهور دولت موقت گردید. طالبان پس از مدتی کوتاه مجدداً اعلان موجودیت نموده و با حاکمیت افغانستان مخالفت ورزیدند. دولت افغانستان این بار نیز پاکستان را به حمایت پی در پی از طالبان متهم نمود. طالبان در ظهور مجدد خود بیشتر در مناطق جنوبی افغانستان ، با نیروهای بین المللی و افغان درگیر شدند. مناطق جنوبی افغانستان هم‌اینک صحنه نبردهای خونین میان شبه نظامیان طالبان و نیروهای ناتو و افغان است.

خشونت بی پایان، کشتار مردم بیگناه، داشتن رکورد تولید مواد مخدر در جهان و یک میلیون معتاد از جمله دستاوردهای تهاجم ده ساله نیروهای غربی به افغانستان است.

يازده سال پیش (۷ اکتبر ۲۰۰۱) تقریبا یک ماه بعد از حمله به برج های تجارت جهانی در آمریکا، لشکرکشی واشنگتن وهمپیمانانش به افغانستان به بهانه نابودی تروریسم والقاعده رقم خورد. بعد از یک ماه حکومت طالبان در افغانستان سقوط کرد، اما نه تنها طالبان نابود نشدند بلکه در جریان ده سال گذشته دهها هزارغیر نظامی افغان در درگیریهای مختلف کشته شده اند وهنوزهم ناامنی در تمام نقاط کشور ادامه دارد و جالب تر اینکه هنوز افغانستان در صدر لیست کشورهای تولیدکننده مواد مخدر قرار دارد.

بنا به گزارشهای وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان یک میلیون فرد معتاد به مواد مخدر در این کشور وجود دارد و بیش از ۹۰ درصد مواد مخدر جهان در افغانستان تولید می شود. تنها درولایت هرات درغرب این کشور از وجود ۷۰ هزار معتاد گزارش شده است. این تعداد افراد با توجه به جمعیت سی میلیونی افغانستان وحشتناک است.

مطابق گزارشهای رسمی از سال ۲۰۰۴ به بعد حدود ۶۰ درصد درآمد داخلی افغانستان را مواد مخدر تشکیل داده که درآمد سالیانه آن حدود ۲،۵ میلیارد دلار برآورد شده است و مافیای مواد مخدر چندین برابر این مبلغ را که دهها میلیارد دلار بالغ می گردد سود بدست آورده اند، زیرا کمتر از ۳۰ درصد عواید مواد مخدر برای کشاورزان و واسطه های داخلی است و ۷۰ درصد دیگر آن را مافیای بین المللی مواد مخدر به جیب می زنند.

همین میزان از درآمد داخلی کافی است که جنوب افغانستان هر ساله نا امن باشد تا بتواند بوته های خشخاش در سایه نا امنی و جنگ به شیره های تریاک تبدیل گردد. ولایات هلمند، قندهار، ارزگان، فراه، ننگرهار، پکتیا و زابل از ناامن ترین ولایات افغانستان به شمار می رود که بیشترین کشت تریاک را نیز دارا می باشد، طی پنج سال گذشته هرقدر ناامنی در این مناطق افزایش یافته، کشت تریاک نیز به همان میزان افزایش یافته است.

ده سال تهاجم نظامی به افغانستان دستاوردهایی را هم داشته، اما به چی قیمتی؛ افزایش ناامنی، کشتار مردم بیگناه، قتل های زنجیره ای رهبران وسران افغان و افزایش کشت و تولید مواد مخدر. به باور این کارشناس افغان، تنها اگر به یکی از این دستاوردهای این تهاجم توجه کنیم با سوالات زیادی مواجه می شوم. اینکه چرا دولت افغانستان در مبارزه با موادمخدر اقدامات مهمی را انجام نداده است. اگر تریاک باعث بدنامی افغانستان در منطقه شده، چرا دولتمردان این سرزمین برای جلوگیری از تباهی خود ومردم اقدام نمی کنند.

بی توجهی جامعه جهانی بخصوص امریکا ودولت افغانستان به کشاورزان افغان و وجود ناامنی درمناطق جنوبی وشرقی کشور شرایط را برای کشت مجدد مواد مخدر فراهم کرده است. پس از ده سال جنگ ومبارزه با تروریسم وشورشیان در این کشور، هنوز هم سخن از افزایش خشونت ها در میان است، ده ها پرسش مطرح است که تاکنون صادقانه و واقع بینانه به آن پاسخ داده نشده است. به باورآنان لشکرکشی غربی ها برای نابودی تروریسم نبوده، بلکه هدف آنان تسلط برمنطقه وثابت نگه داشتن اوضاع برای تامین واجرای برنامه های شان برای حضور دراز مدت درافغانستان می باشد.

براساس تخمین سازمان ملل متحد، میلیاردها دالری که برای پیروزی در جنگ افغانستان به مصرف رسیده، می توانست برای هر شهروند این کشور ۱۵ هزار دالر امریکایی برسد. اما فساد و خشونت فزاینده قصه دیگری را بیان می کند.

نگرانی های امنیتی مانع رفتن مردم به شفاخانه ها و مکاتب می شود و حتا بعضی افغان های محافظه کار آرزوی بازگشت به گذشته را می کنند و به امنیتی که طالبان با وجود خشونت، حاکم ساخته بودند، ارزش می گذارند.

مارتین وان بجلرت، یکی از دو بنیانگذار شبکه تحلیلگران افغانستان می گوید: هرچیزی که مردم در مورد اتفاقات احساس می کنند، چه خوب چه بد... اما آنها در مورد آینده خود مطمین نیستند.

مارتین وان بجلرت مانند بسیاری دیگر معتقد است که پیشرفت هایی در افغانستان وجود داشته است، اما احساس قوی وجود دارد که پیشرفت ها با مبالغ پولی که در افغانستان مصرف شده و تلاش هایی که در این کشور صورت گرفته، متناسب نیست. تنها ایالات متحده امریکا در جنگ افغانستان نزدیک به ۴۵۰ میلیارد دالر به مصرف رسانده است.

تلاش ها صرفاً به آینده افغانستان متمرکز نبوده بلکه امنیت ایالات متحده امریکا نیز مطرح بوده است. کشوری که سال ها جنگ داخلی و چند سالی حاکمیت طالبانی را تجربه کرده است، به سادگی می تواند پناهگاه گروه هایی گردد که در تلاش حمله بر ایالات متحده امریکا هستند. آینده مطمین و باثبات نه تنها برای افغانستان بلکه برای ایالات متحده امریکا نیز حیاتی است.

برآورد شده است که امید به زندگی یا میانگین عمر در کشور جنگ زده زیر ۴۵ سال است. حدود یک چهارم کودکان کشور حتا چانس این را ندارند که شاهد پنجمین سالگره تولد خود باشند.

حتا برای آنهایی که از این مصیبت ها نجات می یابند، امید به زندگی بسیار پایین است. تنها یک چهارم افراد بالغ در افغانستان می توانند بخوانند و بنویسند و گفته می شود که بیکاری در این کشور به ۴۰ درصد می رسد. تازه بخشی از شغل های ایجاد شده در چند سال گذشته در پیوند به حضور نیروهای خارجی در این کشور بوده است.

کمک های کشورهای غربی و مصارف نظامی آنها هرچند برای اهداف خوب درنظر گرفته شده بودند، اما با مشکلات امنیتی که در افغانستان وجود دارد ضایع شده است.

بنابراین، به عوض افزایش رشد اقتصادی، بخش زیادی از این کمک ها یا به جیب قشری از نخبگان رفته است یا به جیب شورشیان که خود به ترویج و شیوع فرهنگ فساد کمک کرده است. از تامین عدالت گرفته تا امکانات برقی، همه چیز برای تقاضای رشوت استفاده می شود. براساس آمار سازمان ملل متحد، سالانه 2.5 میلیارد دالر پول افغان ها در اختلاس و سوءاستفاده مالی مصرف می شود. سازمان شفافیت بین المللی افغانستان را سومین کشور فاسد در جهان رده بندی کرده است که تنها در درجه بهتر از میانمار و سومالیا قرار دارد.

برای برخی ها جنگ نه تنها آینده مبهمی را بار آورده بلکه به مراتب مصیبت بار بوده است. رویای عبدالله از ولایت شرقی ننگرهار این بود که مترجم شود. او در این بخش نمرات خوبی نیز به دست آورده بود تا این که شبی سربازان امریکایی از راه رسیدند و پدر و برادر کلانش را به قتل رساندند.

عبدالله حالا در یک کوره خشت پزی کار می کند تا نان خانواده اش را پیدا کند. عبدالله می گوید: سربازان امریکایی مرا آزاد کردند و گفتند که پدر و برادرت بیگناه بودند. آنچه که آنها گفتند راضی ام نمی سازد. اگر قدرت می داشتم، همه آنها را گردن می زدم. در سراسر افغانستان هزینه ای که مردم ملکی در این جنگ می پردازند هر روز بیشتر می شود. شش ماه اول سال روان بعد از شکست طالبان در سال ۲۰۰۱ خونبارترین ماه ها بود. تنها در ماه می ۳۶۸ تن کشته شدند. بخش اعظم تلفات ملکی ناشی از حملات شورشیان بوده است، اما این تلفات ملکی ناشی از حملات نیروهای خارجی است که خشم ها را برمی انگیزاند. هیدر بار از مسوولان دیده بان حقوق بشر افغانستان می گوید:

افغان ها انتظار ندارند که توسط طالبان کشته نشوند، اما آنها این انتظار را دارند که توسط نیروهای بین المللی کشته نشوند.هرچند که غرب با پول و نیروی نظامی وارد افغانستان شد، اما در این میان یک چیز نادیده گرفته شد: پیچیدگی کشوری که غرب می خواست آن را به وضعیت دیگر گذار بدهد. مارتین وان بجلرت می گوید: خوش بینی زیاد، احساس داشتن یک دولت بی نقص، این تصور که شما می توانید یک کشور و حکومت را از صفر بسازید، این ها اشتباهات بزرگ بودند.

گريگور گيسي در كنفرانس يك افغانستان ديگر در برلين افزود: جنگ بالاترين درجه تروريسم در جهان است و اگر غرب بدنبال كاهش تعداد بن لادن‌ها در دنيا است، بايد با فقر و بدبختي مبارزه كرده و اقتصاد عادلانه‌اي ايجاد كند.

وي خواستار گفت وگوي جديد فرهنگي و مذهبي شد و افزود: غرب با تروريسم مبارزه نمي‌كند، بلكه تروريست‌هاي جديد ايجاد مي‌كند. غرب به هيچ يك از اهداف خود در افغانستان دست نيافته و فقر، بدبختي، گرسنگي و كمبود غذا در اين كشور افزايش يافته است، اظهار كرد: جنگ فقط موجب تشديد مشكلات افغانستان شده است.

وي با اشاره به نظرسنجي‌هاي اخير كه طي آنها فقط ۱۵درصد آلمان ها خواستار ماندن نيروهاي نظامي اين كشور در افغانستان شدند، گفت: راي بالاي

 امروز پارلمان آلمان مبني بر تمديد ماموريت سربازان اين كشور به مدت يك سال ديگر در افغانستان، فقط نماينده ۱۵درصد جمعيت آلمان بود.

 واشنگتن رفتارهاي اشتباهي در منطقه داشت، اين كشور ابتدا از صدام حسين حمايت كرد، ولي بعد با آن مبارزه مي‌كند. عربستان به القاعده پول مي دهد، در حاليكه اين كشور نزديكترين دوست آمريكا در منطقه است گيسي، سه پيشنهاد را درباره افغانستان مطرح كرد كه عبارت بودند از آغاز عقب نشيني نيروهاي غربي از ماه مي‌سال جاري از افغانستان و پايان آن در ماه سپتامبر، انعقاد قرارداد آتش بس و برگزاري كنفرانسي براي بازسازي اين كشور.

در اين كنفرانس كه از سوي حزب چپ‌هاي آلمان برگزار شد، ديگر سخنرانان نيز يادآور شدند كه هيچ چشم اندازي براي صلح در افغانستان وجود ندارد و بازسازي غيرنظامي اين كشور هم ناكام بوده است. آنان با اشاره به افزايش شمار قربانيان غيرنظامي در افغانستان و وضعيت امنيتي بد اين كشور گفتند: فقر و بدبختي و نااميدي در بين مردم افغانستان افزايش يافته است.

نشریه فارن پالیسی در مقاله تحت عنوان بازی کرزی سوالی را مطرح کرده می نویسد، زمانی که یک خانواده شانزده نفری افغان در نتیجه انفجار بم که توسط طالبان در کنار سرک جابجاشده بود، کشته شد، زمانی که یک شفاخانه توسط جنگجویان طالبان انفجار داده شد و زمانی که یک دختر هشت ساله بی گناه افغان وادار به این شد که پاکت پر از مواد انفجاری را انتقال دهد و در نزدیکی یک پایگاه نظامی انفجار داده شد، رییس جمهور کرزی کجا بود تا این اعمال را محکوم می کرد؟ رییس جمهور کرزی در آن زمان هیچ سرو صدای را بلند نکرد. اما برخلاف در برابر تلفات افراد ملکی توسط قوای خارجی به سرو صدا بلند کرده آن را تقبیح می کند. نشریه فارن پالیسی می نویسد، کرزی مرد هوشیار است و به ساده گی فراموش نمی کند که این چنین اعمال را محکوم کند. در حقیقت معلوم می شود که او از تلفات افراد ملکی در قلمرو خود کاملاً آگاهی دارد.

در ماه می زمانی که قوا ناتو چهارده تن افراد ملکی را اشتباهاً بقتل رساند، رییس جمهورکرزی گفت، اگر ناتو به چنین اعمالش ادامه دهد، پس در آن

 صورت، حضور آنها در افغانستان که قوای مبارزه با تروریزم پنداشته می شود به قوای که علیه مردمان ملکی افغان می جنگند، تبدیل شده و قوای

 اشغال گر پنداشته خواهد شد. به گفتهء روزنامه این در حالیست که طالبان در برابر کشتن یک فرد ملکی توسط ناتو، چهار غیر نظامی را می کشند. از

 آنجایی که افغانستان همین اکنون در نا امنی های شدید دست و پا می زند و کشور در آستانهء آغاز یک جنگ داخلی تمام العیار قرار دارد، امتناع

 کرزی از محکوم نمودن کشتار افغانان توسط افغانها، ضعف رهبری او را نشان می دهد. بر عکس زمانی که نیروهای بین المللی موجب صدمه به

 افراد ملکی شوند، رییس جمهور کرزی بی صبرانه اعمال شان را تقبیح می کند.

فارن پالیسی در ادامه می نویسد، کرزی در رابط به چشم پوشی از قساوت و بی رحمی طالبان و شورشیان نسبت به مردم افغانستان این بهانه را بطور

 آشکارا بیان می کند که گویا مردم از طالبان انتظار حملات زشت را دارند.

به گزارش رادیوآزادی این موضوع در اصل واقعیت دارد. اما آیا دلیل کرزی برای سوز دل یک مادر که جگر گوشه اش را از دست می دهد، قناعت بخش است؟ سوالیست که کسی به آن پاسخ داده نمی تواند.

 این حقیقت است که قوای بین المللی تا هنوزهم باعث تلفات افراد ملکی می شوند و رییس جمهور حق داشته و وظیفه اوست تا از حملات هوایی مرگبار و حملات شبانه و دیگر روش های نیروهای ناتو که به مردم عام ضرر می رساند و آنها را خشمگین می کند، جلوگیری کند. اما اعلامیه های کرزی در مورد نگرانی ناشی از تلفات ملکی توسط قوای خارجی یکجانبه بوده سر و صداهای زیاد را بلند می کند.

 نشریه فارن پالسی می نویسد، کرزی یک نکته را فراموش کرده است که قوای بین المللی طوری که گفته می شود در حال خروج از افغانستان می

 باشد و از آنجایی که امریکا و ناتو مصروف تربییت نیروهای امنیتی افغان اند تا هدف را دقیقاً نشانه گیرند، افغانها چنین وسایل در اختیار ندارد تا از

 تلفات افراد ملکی جلوگیری کنند. بناً آنها هم احتمالاً مرتکب تلفات افراد ملکی خواهند شد.

 

 

بقیه گزیده های مقالات (صباح) اینجا کلیک نماید

 

 
 

 

 
admin@vatandar.at
 
 
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد