2014/10/12

قواي خارجي بودند چه کردند؟ واگربروند چه ميشود؟؟؟

( بخش اول استاد صباح)

 (بررسي سالها موجوديت قواي خارجي وچالشهاي که يخن گيرکشوربعدازخروج اين نيروهاميگرددوبااستناد به تحليلهاوبررسيهاي مهم تحليلگران ونهادهاي بين المللي )

وطنداراز برایت گریه کردم

براي درد هایت گریه کردم

زظلم وخودسريهاي اين وآن

شنيدم تا نوايت گریه  کردم.

افغانستان دچاربحرانها ومشکلات اجتماعي، سياسي، اقتصادی، فرهنگي و نظامي شده است. عملکرد يک بام ودوهوا، هم به ميخ وهم به نعل ، هم لعل بدست آيدوهم دل يارنرنجد ، به شکل ازاشکال تقويت مخالفين ، حمايت بي دريغانه وهميشگي تفنگداراني که درآغوش اداره کرزي لميده اند،چاق شدن تشنج هاي داخلي واختلافات قومي وزباني وکم کاري نيروهاي خارجي ،مصلحت گرايي وبي کفايتي کرزي، زورگويي وچپاولگري جنگ سالاران تنظيمي ،عامل اساسي مشکلات جامعۀ افغانستان بوده اند. همين عوامل باخود ، بي عدالتي، بي قانوني، جنگ، کشتار، ويراني، نا امني، آوارگي، فقر، مرض، فساد اداری،زمين خواري، بنيادگرای، افراطگري، تبعيضات قومي و مذهبي، مواد مخدرودهها مشکل ديگررا به مردم  کشورخلق کردند واينان سالهاست که دامن جامعۀ رامحکم گرفته وزندگي آرام وخوش را ازمردم کشورسلب نموده است.

غبارغم بروی من  نشسته

تنم خسته شده قلبم شكسته

شکستن کشتن وبستن وبردن

دري حقوق انساني ره بسته.

عده ی معتقدند که پس ازخروج نظامیان خارجی ازافغانستان، حوادث سال های پس از ۱۳۷۱ که منجر به وقوع جنگ های داخلی شد، ممکن است یک باردیگرتکرارشود. همانگونه که تاریخ گویاست، درسال ۱۳۷۱، پس ازسقوط نجیب الله وآمدن تنظيمها جنگ های شدید ی ادامه پیدا کرد که درنتیجه آن، ده ها هزارنفرکشته ومیلیون هاي ديگرمهاجر وآواره شدند. دامنه این جنگ درطی سالیان متمادی،بیشترزیربناهای اقتصادی وطن را از بین برد وشیرازه زندگی میلیون هانفررا ازهم پاشید. به عقیده این عده، خروج سریع نیروهای خارجی به باعث افزایش دامنه بی ثباتی وخشونت شده وچه بسا به احیائ مجدد طالبان و القاعده منجرشود. اماکسي نميگويد که تداوم حضوراين نيروها وباهمين استراتيژي کنوني وبااينگونه رويکرد فعلي چه پيامدي رادرقبال خواهد داشت.

بهرصورت نيازاست تااين موضوع بررسي گردد وبدانيم که چه واقع خواهد شد .

درسال دوهزاريک میلادی شورای امنیت سازمان ملل متحد بافشارهای دولت امریکا مجوز اعزام نیروهای نظامی به افغانستان را صادرکرد . هدف کاملا مشخص و تعریف شده بود، شورای امنیت در فیصله نامه ای که به هماين منظور صادر کرد پنج هدف را برای کشورهای حمله کننده به افغانستان تعیین نمود:

- مجازات و سرنگونی رژیم طالبان به اتهام پناه دادن به اسامه بن لادن رهبر شبکه تروریستی القاعده درافغانستان .

- مبارزه علیه تروریسم و پایان دادن به جنگ وخشونت و برقراری صلح و امنیت درافغانستان .

- تحقق دموکراسی و کمک به افغانها برای ایجاد حکومت منتخب .

- هموار ساختن راه جهت قانونمند شدن جامعه افغانستان، جامعه ای که درآن قانون حرف اول را بزند .

- کمک های مالی به منظوررشد وانکشاف افغانستان درعرصه اقتصاد، اجتماع و همچنین بازسازی وفقرزدایی.

امریکا که درحوادث يازده سپتمبر برج های اقتدار و ابهت سیاسی و نظامی اش در واشنگتن و نیویارک فروریخته و درصدد انتقام گیری بود پلان حمله ی نظامی را طرح ریزی کرد ونخستین کشورعضو ناتو بود که پس ازیک سلسله بمباران هوایی و کوبیدن مواضع و استحکامات طالبان بوسیله ی هواپیماهای بدون سرنشین، سرباز و تجهیزات جنگی به کشور فرستاد .

نیروهای خارجي هرکدام تامين کننده منافع کشورش بوده وبخصوص قوتهاي آمریکایی درافغانستان به صورتهای گوناگون حضوروفعالیت دارند. بخشی از نیروهای آمریکایی را تیم های باز سازی ولایتی ( PRT ) تشکیل می دهند که در تمامی ولایات حضور دارند. افراد این تیم ها را صاحب منصبان نظامی تشکیل می دهند، هرچند که یونیفورم به تن ندارند. با آنکه این تیم ها با افرادی مسلح یونیفورم دار محافظت می شوند، درآنها افراد بی یونیفورم و یونیفورم دار حالت ثابت ندارند وازیک ولایت تا ولایت دیگر با هم تفاوت دارند. اعضای پی آر تی را بیشتر نیروهای ناتو تشکیل می دهند ولی کنترل ونظارت آنان بازهم به عهده آمریکا است.

پی آر تی درکنار برنامه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، مسئولیت بازسازی نظامی پولیس ولایات را نیز بر عهده دارد. افراد تازه وارد در پولیس ملی توسط این تیم ها آموزش می بینند. این تیم ها در قومندانی های امنیه ولایات  نفوذ دارند و در تمامی کارهای اداری دولتی درولایات مداخله می کنند. بدین ترتیب امور اداری و امنیتی ولایات را تحت کنترل دارند و درعزل و نصب والیان تصمیم گیرنده اصلی محسوب می شوند. درکنار این مسئولیت ها، وظیفه مهم دیگر این تیم ها تحقیق وجمع آوری اطلاعات منطقوی برای دولت هایشان می باشند.

اسرار آمیز ترین بخش نیروهای آمریکا راکمپنی های امنیتی خصوصی آمریکائی تشکیل می دهند.

 گشت زنی در شاهراه ها، بدرقه کاروان های تدارکاتی، تأمین امنیت مراکز وشخصیت های خارجی ازجمله مسئولیت های این کمپنی ها به حساب می آید. این کمپنی ها،عملیات های شبانه، خانه تلاشی ها، ربودن افراد وشکنجه آنها و حفاظت از زندان های آمریکا درافغانستان  را، نیز برعهده دارند. نیروهای این کمپنی ها را، نظامیان کشورهای مختلف تشکیل می دهند. اما صاحب منصبان آن ها، درمجموع آمریکایی اند ورهبری آن را آمریکایی ها بر عهده دارند. درآمارهای رسمی، معمولا ازکمپنی های امنیتی وتیم های بازسازی ولایتی، سخن به میان نمی آید.

اکنون سالها ازاین پیکارخونین ونافرجام میگذرد، سالهای که برای ما لحظات تلخ وناگوارزیادی به همراه داشت  سالهاي جنگ وخشونت ، سالهاي جنون و دیوانگی دوطرف درگير، سالهاي حمله های خونبارهوایی وحمله های انتحاری وتروريستي، سالهاي حضورنيروهاي نزديک به پنجاه کشورتحت پوشش فیصله شورای امنیت سازمان ملل متحد سالهاي فقروبیکاری مردم و فرارازکشور برای پیداکردن یک لقمه نان حلال و گوشه ی امن و فارغ از جنگ و ترور . اکنون در پایان این سالهاي تراژیدی، کشورهایی که به افغانستان صدوپنجاه هزارسربازفرستاده بودند به استثنای درظاهرآهنگ خروج سرداده و برای بیرون بردن سربازان خود ازکشور دوهزاروچهارده را ضرب الاجل نهایی قرارداده اند . اینکه رفتن یا نرفتن آنها به سود یا به ضرر افغانستان است بحث جداگانه ایست چیزی که دراین رابطه حایز اهمیت است شکست ماموریت جنگی دراین جنگ وعدم توانایی آنها دراجرای شرایط مندرج در فیصله نامه ی شورای امنیت سازمان ملل متحد درسالهاي گذشته است .

درجنگ ونبرد، درين کش وگير، درين بزن بزن وبکش بکش ودرين بستن وبردن وزورگفتن، توآم با خشونت و خونریزی همه روزه شاهد آن بوده ايم ، تنها یکی ازشرایط پنجگانه شورای امنیت آنهم درمرحله ی نخست عملی گردید این شرط، سرنگونی امارت بدنام وکورذهن طالبان بود که دردوهزاريک میلادی عملی شد ولی اکنون اوضاع و احوال صحنه های جنگ به گونه ایست که بقدرت رسیدن دوباره طالبان غیرمحتمل به نظر نمی رسد . طالبان به کمک متحدین سیاسی و ایدیولوژیکي خود درمنطقه و بیش ازهمه به یاری عربستان سعودی، پاکستان وقطر خود را در یک قدمی تشکیل دوباره ی نظام منفوروعقبگرامی بینند ودرتمام اطراف واکناف پايتخت حضورفزيکي دارند.

بقیه شرایط شورای امنیت و اهدافی که امریکا و ناتو درآغازحمله برای خود تعیین کرده بودند حتی یک مورد عملی و اجرا نشده و یا نخواستند اجرا کنند . متاسفانه دموکراسی نیم بند وارداتی درکشور درحال مرگ است ،این دموکراسی وبااين گونه وشيوه به مجازکشوربرابرنيست وبه قامت شکسته وطن نمي زيبد. این دموکراسی نام نهاد ، جنگ سالاران وتفنگداران را ثروتمند تروزورگووبي بندوبارترومظلومان رامظلومتر ، حقوق انساني رامنزوي تر، جرم وجنايت راافزون تر، ستم رابرزنان بيشتروثروتهاي مادي ومعنوي ميهن رابه چوروچپاول برابرترکرد وآناني راکه بوجي بوجي دالردادند وبراریکه ی قدرت نشانید وظلم وستم وحق تلفي وخونخواري رامروج وکوچک ترین صدای اعتراض را با گلوله وکشتن وبستن پاسخ میدهند .

انتخاباتي که درسال دوهزاروچهارده داشتيم وهمه ديدند که ما قانون داریم اما تطبیق نمیشود ما انتخابات داریم ولی نه عادلانه است نه شفاف و نه همگانی . رآی مردم با پول خریده میشود اکثروکلا تاجران سیاسی شده اند ودرمجموع انتخابات بیشتر به یک زورگويي ،تفنگ کشي وبي قانوني شباهت دارد . خارجيها تصویرناهنجار دموکراسی را با خود آوردند وحتی این تصویردرهم وبرهم راهم نتوانستند ويانخواستند برروی دیوارخانه های مردم بیاویزند .

متاسفانه درطول تاریخ پنجهزارساله کشورهیچگاه و درهيچ مقطع تاريخ ،درهيچ سلطنت ودرهيچ زمامداري فاصله بین فقروثروت ، فقیروسرمایه دار وظالم ومظلوم تا این حد عمیق نبوده است، فساد به اوج خود رسیده است، حیف و میل و تاراج بیت المال وسرمایه های ملی مملکت درحلقه کوچک قدرتمندان تفنگدارتنظيمي به یک عرف تبدیل شده است . خارجی ها با دست بازدرامورداخلی کشورما مداخله میکنند، آنهایی که پول میدهند حق هرنوع مداخله راهم برای خود محفوظ نگه میدارند( آنانيکه نان ميدهند فرمان ميدهند) ، سفارتخانه های برخی ازکشورها درپايتخت درمورد همه چیزتصمیم میگیرند . ما امروزنه تنها با تروریسم بي رحم مبارزه می کنیم بلکه باآدم کشان تفنگ داروجنگ سالار، مافيايي زمين ،هيولاي موادمخدر،پديده ناميمون رشوت ورشوت گيري ومريضي بي درمان زن ستيزي وبنيادگرايي که گلوی سي ميلیون انسان وطن رابا دستان کثيف وخون آلود اش میفشارد دست وگريبان استيم.

تاچندي قبل اگرازناامني وبي نظمي وکشتاردرکابل سخن زده ميشد کسي چندان آنراجدي نميگرفت امااکنون آتش جنگ از دروازه هاى پايتخت گذشته وامروزتروروناامنى درميدان هوايي بين المللي کابل، دردارلمان ، درچهاراهي صحت عامه ، دروزيراکبرخان ، درکارته پروان ، درادارات دولتى وغيردولتى ودرمناطق به شدت محافظت شده چهره مينماياند وقرباني ميگيرد ، عمليات هاى انتحارى كه اغلب مراكزدولتى را نشانه مى گيرند، روبه افزايش است. مردم ستمديده ما كه گريبانشان بارديگر به چنگ طالبان افتاده، حق دارند نسبت به همه چيزشك كنند ازوعده هاى كرزى تاتوانايى وكفايت ناتووازتوانمندي دستگاه هاى جاسوسي غرب تازدو بند جنرال هاى پاكستانى با طالبان. پايتخت آخرين دژاقتداردولت ومرکزتصميم گيري وسوق واداره قواي ناتوومتحدين درنا امنى عميقى فرورفته است، درپهلوي خونريزي تروريزم، شاخ مالي وشاخ جنگي تشنگان قدرت وچپاولگران جنگ سالاروتفنگدارزندگي رابرمردم دوزخ ساخته اند ونتيجه انتخابات رابهانه قرارداده وبارديگربسوي جنون وآدمکشي گام برميدارند. وكابل فاصله چندانى با روزگارتلخ قدرت نمايى جنگ سالاران ندارد. چيزکه بيشترازهمه مايوس کننده وزجردهنده است، بريدن رشته هاى اميد مردم پس ازسه دهه آوارگى وبى خانمانى، چراغ زندگى رادروطن خود روشن كرده بودند.

هيچ ضربه ى به دولت کابل وخارجيان مستقردرکشورازاين شديد ترنيست كه ادامه زندگى وتحمل اوضاع براى پايتخت نشينان همانند بسيارى ازنقاط كشورمشکل مى شود. با افزايش شكستهاوگسترش موج نااميدى، رفتارنظاميان خارجى نيزازمداراعتدال واخلاق خارج مى شود تا حدى كه تلفات غيرنظاميان درحملات هوايى وزمينى نيروهاى خارجي نگرانى هاى شديد را درداخل وخارج افزايش داده است.  دراين حملات بيشتر زنان وكودكان كشته و زخمى شده اند.

به عقيده بسياريهاابعادجنگ به اندازه ى ازكنترول اخلاقى خارج شده كه مردم تفاوتى ميان حملات خارجي وطالبان نمى بينند.سازمان بين المللى مهاجرت مى گويد هزاران نفرازمردم مناطق دورافتاده،با افزايش درگيرىهاميان نيروهاى ائتلاف با طالبان، خانه هايشان راترک ميکنند... امادولت هيچ اقدام عملى براى توقف اين چرخه خطرناك نكرده است. فقط پس ازهرحمله ى كرزى، با انتشار يك اعلاميه درمورد اين حادثه ابراز تأسف كرده ودرآن ازازمردم خواست صبرو شكيبايى داشته باشند. دان دیبارچهره ضد جنگ درگفتگوبا تلويزيون روسيه امروزمي گويد- آمریکا چشم خود را به روی این حقیقت که مردم افغانستان تمایل وآرزوی زیادی برای داشتن حاکمیت ملی خود دارند، بسته است واین علاقه و تمایل حتی با وجود موجوديت قواي خارجي ازبین نرفته وما مصداق این موضوع را درحمله سربازان کشورميزبان به نظامیان خارجي می بینیم ومردم خواهان خروج اين نيروهاازکشورشان هستند.

 وی افزود یکی ازاهداف طرح آمریکا در کشورهایی که به طورکامل نمی تواند برآنجا تسلط پیدا کند، این است که با ایجاد اختلاف بین مردم آنجا تلاش می کند منابع را به یغما ببردواین سیاست راازابتدای حضورشان اجرا می کند. درسال دوهزاروچهارده اردوي ملی افغانستان این فرصت را دارد تا مسائل امنیتی کشوررا خود حل کند ودیگرنیاز به دستورات ديگران نخواهد بود.

آمریکاوافغانستان توافقنامه استراتژیک را امضامي کنند که براساس آن نیروهای آمریکایی ده سال بعد ازسال ۲۰۱۴ همچنان درکشور باقی خواهند ماند. بعدازصرف میلیاردها دالردرجنگ افغانستان، اکنون باید میلیاردهادالردیگربرای حمایت ازنیروهای امنیتی وتوسعه اقتصادی این کشورهزینه کنیم. بعداز خروج رسمی، ما احتمالا ۳۰ هزار سربازآمریکایی را تامدت نامعلومی دراین کشورباقی خواهیم گذاشت. با گذشت سالها جنگ، صلح هنوزهم حتی درافق دورپدیدارنیست. ما باید بحث تغییردر استراتژی را آغاز کنیم. نفس اینکه مسئولیت های ناتو رابه نیروهای داخلي واگذارکنیم وبگذاریم آنها باهمان استراتژی پیش بروند که خودناتودرآن ناکام بود، چیزی راعوض نمی کند. این راه موفقیت نیست.

نيروهاي خارجي ودرافغانستان گرفتارشده است. سياست خام وناسنجيده آنان به فاجعه منتهي شد. اين سياست واقدامات بي مورداوضاع راوخيم تركرده است.  شش هزارودوصدوپنجاه هموطن ما دردرگيري هاي سال دوهزاروده ميلادي آسيب ديده اند ودوهزاروچهارصدودوازده نفربراثرشدت صدمات و جراحات وارده جان خود راازدست داده اند.

همچنين درشرايط كنوني، هرروزبگونه متوسط هشت نفردردرگيريها كشته ودوازده نفرديگر مجروح مي شوند. هفتصدويک نظامي خارجي درسال دوهزاروده کشته شده ودرافغانستان بيش ازيکصدوپنجاه هزارنظامي خارجي درقالب نيروهاي موسوم به ايساف وناتومستقرند.

یک موسسه پژوهشی وابسته به پوهنتون براون درآمریکا درگزارشی پیش بینی کرده که هزینه دوجنگ عراق و افغانستان و عملیات نظامی در پاکستان به چهارهزار و چهارصد میلیارد دالر خواهد رسید. اين موسسه می گوید که این گزارش نتیجه یک مطالعه گسترده با همکاری پژوهشگران چندین پوهنتون آمریکا است. براساس برآورد این موسسه، هزینه این جنگ ها تا به امروزبه مرزسه هزارودوصد میلیارد دالر رسیده و دولت آمریکا تا زمان خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان بیش ازهزار میلیارد دالر دیگر خرج خواهد کرد.این ارقام با برآوردهای رسمی دولت آمریکا از هزینه این جنگ ها بسیار متفاوت است. باراک اوباما گفت بود که این جنگ ها در طول ده سال اخیر نزدیک به هزار میلیارد دالر برای خزانه دولت این کشورهزینه داشته است.

علت این اختلاف فاحش درارزیابی پژوهشگران براون و دولت آمریکا را باید در تعریف متفاوت آنها ازهزینه های جنگ جستجو کرد. با جمع زدن میزان بودجه  ی که کنگره آمریکا از زمان حملات یازده سپتامبر برای عملیات نظامی درافغانستان و عراق تصویب کرده است به رقم بیش از یک هزار و دوصد میلیارد دالر می رسیم که به ارزیابی رئیس جمهوری آمریکا نزدیک است.در مقابل ۲۰ اقتصاد دان و متخصصین علوم سیاسی و وکیل که دراین پژوهش پوهنتون براون شرکت کرده اند با یاد آوری این واقعیت که دولت آمریکا با نظرداشت  کسری شدید بودجه درعمل همه هزینه این جنگ ها را با فروش اوراق قرضه به بانک های جهان ووام گرفتن تامین کرده است، می گویند که باید سود پرداخت شده به بیش ازهزارمیلیارد دالررا هم در محاسبه مصرف این جنگ ها به حساب آورد. این رقم تا اکنون نزدیک به دوصد میلیارد دالر بوده است وهر روز به آن اضافه می شود.

آنها همچنین بخش مهم این گزارش را به هزینه انسانی جنگ اختصاص داده اند. سربازان زيادي آمریکایی در این دو جنگ آسیب دیده اند. درمان این تعداد زخمی جنگ و رسیدگی به سربازانی که با اختلالات روانی ناشی ازسالها حضوردرشرایط سخت عملیات نظامی دست و پنجه نرم می کنند، به همراه هزینه های بیمه و تقاعد مادام العمر برای این سربازان به بیش از۹۰۰ میلیارد دالرخواهد رسید.

این پژوهش به مخارج غیر مستقیم اجتماعی و سیاسی این جنگ هم پرداخته است.ازهزینه ساخت واداره زندان های جدید درافغانستان و عراق تا رشد قدرت و نفوذ شرکت های پیمانکارآمریکایی طرف قرارداد اردوي این کشور و تاثیر گذاری آنها بر سیاست گذاری های دولت و کنگره آمریکا. مجموع قراردادهای وزارت دفاع آمریکا با این شرکت ها تا به امروز ۴۰۰ میلیارد دالر تخمین زده شده است.برآورد این مطالعه از رقم سربازان و پیمانکاران کشته شده آمریکایی در این دو جنگ بیش ازهشت هزار نفرو قربانیان غیر نظامی افغان وعراقی نزدیک به صد و چهارهزار نفر است.

انتشار این گزارش چند روز پس اعلام تصمیم باراک اوباما برای خروج یک سوم نیروهای آمریکایی ازافغانستان، می تواند به انتقادات بسیاری از هم حزبی های او که از اوباما خواسته اند با سرعت بیشتری به این جنگ خاتمه دهد شدت بخشد.این گزارش همچنین با به چالش کشیدن روش های محاسبه هزینه های جنگ توسط سیاستمداران درکاخ سفید و کنگره آمریکا به آنها توصیه کرده است که با شفافیت و صداقت همه هزینه های کوتاه مدت و بلند مدت عملیات های نظامی این کشوررا دراختیارافکارعمومی قراردهند تا تاریخ جنگ های پرهزینه با دست آوردهای محدود و ناپایدار تکرار نشود. با اينهم اگرچه درشروع روند انتقال مسئولیت های امنیتی از سربازان خارجی به نیروهای افغانستان تعداد ششصدوپنجاه سربازامریکایی ازکابل خارج و به کشورخود بازگشتند اما دراین مورد که آیا صد هزارسرباز امریکایی تا سال دوهزاروچهارده میلادی واقعا افغانستان را ترک میکنند یا خیر، شک و تردید های فراوانی وجود دارد و تا کنون روند واگذاری مسئولیت های امنیتی درمناطق تعیین شده طبق اعلام فبلی جریان دارد، این پروسه از ولایت بامیان آغازشد و سپس تامین امنیت شهر مهترلام مرکز ولایت لغمان به نیروهای داخلي واگذارگردید، فردای آن نیروهای انگلیسی ازشهر لشکرگاه مرکز ولایت ناآرام هلمند خارج شدند، بعدآ سربازان ایتالیایی ازشهرهرات درغرب افغانستان خارج گردیده و مسئولیت تامین نظم و امنیت این شهررا به نیروهای افغان واگذارکردند و روند انتقال مسئولیت ها رسما در شهر مزارشریف نیز به مرحله اجرا در آمد و سربازان آلمانی مسئولیت تامین امنیت این شهر رابه نیروهای داخلي واگذارکردند . ولایت بلخ با مرکزیت شهرمزارشریف چهارده ولسوالی دارد، نیروهای خارجی تنها ازمحدوده ی شهر مزارشریف خارج شده اند و قرار است درداخل این شهربا تانکها و زرهپوش های خود گشت و گذارنکنند و دست به عملیات جنگی نزنند، ولسوالی های این ولایت ازاین امرمستثنی است، سربازان خارجی این حق را به خود محفوظ نگه داشته اند تا در ولسوالیهای چهارده گانه ی این ولایت حضور نظامی داشته باشند وعملیات های جنگی راه اندازی کنند.

ولایت بامیان نیزاگرچه امن ترین نقطه کشورمحسوب میشود ومردم این ولایت برای دفاع از خود نیازی به نیروهای خارجی ندارند ولی با این حال والی بامیان میگوید این ولایت ازناحیه ولایات همجوار خود آسیب پذیراست .

 به گفته والي باميان ولسوالی تاله وبرفک  که ازلحاظ تقسیمات اداری جزوولایت بغلان میباشد به یکی از مراکزعمده تروریست ها تبدیل شده است وازآنجایی که این منطقه درنزدیکی بامیان موقعیت دارد طالبان مستقر درآنجا میتوانند امنیت بامیان را مورد تهدید قراردهند. 

همچنین ولایت نا آرام میدان وردک درمسیر راه بامیان به کابل موقعیت دارد واین مساله نیز یک نقطه تهدید برای امنیت بامیان محسوب میگردد چنانکه درهمین میدان وردک بود که طالبان رییس شورای ولایتی بامیان راازموترش که ازکابل بازمی گشت ربوده و به قتل رساندند و جسدش را مثله کردند . در ولایت لغمان تنها امنیت شهر مهترلام  مرکزولایت ودر ولایت هرات تنها امنیت داخل شهرهرات به نیروهای داخلي واگذارشده است . در ولایت لغمان تمامی ولسوالی های آن نا امن است و درولایت هرات نیز حداقل چهارولسوالی جزو مناطق پرخطر شناخته میشود .

از سوی دیگر شاید شهر لشکرگاه مرکزولایت هلمند ازامنیت نسبی برخوردار باشد اما یقینا هیچ یک از ولسوالی های آن از لحاظ امنیتی قابل اطمینان نیست .  حدود ده هزارسرباز انگلیسی در طول ده سال نتوانستند طالبان و تروریستهای خارجی را از ولایت هلمند اخراج وامنیت این منطقه را تامین نمایند، امنیت کاذبی که در این ولایت وجود دارد بسیارشکننده وآسیب پذیراست. ولایت هلمند اکنون نیزمانند گذشته بزرگترین مزرعه ی کوکنارومرکز تولید مواد مخدر جهان است . اگرچه مرحله نخست روند واگذاری مسئولیت های امنیتی به نیروهای داخلي پایان یافته است و برخی گمانه زنی های خوشبینانه نیز حاکی از آنست که سربازان امریکایی هم تا پایان سال دوهزارچهارده میلادی از افغانستان خارج میشوند اما شواهد موجود در افغانستان عکس این گمانه زنی ها را ثابت میسازد :

- >  سربازان امریکایی دربرخی ازمناطق کشوردرحال ساخت وسازاستحکامات جدید نظامی هستند استحکاماتی که به نظر می رسد حداقل برای بيست سال آینده است .

- > مقامات امریکایی بارها گفته اند که از تجربه تلخ دهه هشتادعبرت گرفته اند و این بار تا کار جنگ را در افغانستان یکسره نکنند ازاین کشور خارج نمی شوند یا بقول خود شان مردم افغانستان را تنها نمیگذارند .

- > دولت امریکا ازیکسو درعرصه تبلیغات ازخروج نیروهای خود تا سال دوهزاروچهارده سخن میگوید ولی از جانب دیگردرصدد ایجاد پایگاههای دایمی نظامی در افغانستان است و حامد کرزی را برای امضای سند استراتژیک میان دو کشور تحت فشارگذاشته است . ایجاد پایگاه نظامی به معنای حضور درازمدت با اختیارات وسیع ونامحدود درافغانستان است . این شواهد نشان میدهد که امریکایی ها با وجود هزینه های سنگینی که در جنگ افغانستان متقبل میشوند به این آسانی و بدون دستاورد روشن و مشخص مانند اتحاد جماهیرشوروی ازاین کشورخارج نخواهند شد . 

درمناطقی که تاکنون ازوجود نیروهای خارجی تخلیه شده اند پرچم های کشورهای خارجی عضو ناتو پایین کشیده شده و به جای آن پرچم ملی افغانستان بر افراشته شده است این کار بیانگرآنست که در افغانستان جایی برای برافراشتن پرچم های بیگانه وجود ندارد، برافراشته شدن پرچم افغانستان به جای پرچم های بیگانه همچنین این معنا را می رساند که افغانستان در راستای کسب استقلال ازدست رفته ی خود گام برمیدارد . افغانها امیدوارند که روزی فرارسد که درهیچ نقطه ی ازکشورشان پرچم هیچ کشور بیگانه ی برافراشته نباشد .

مدتی بود مردم افغانستان نگران به نظر می رسیدند و گمان می کردند رئیس جمهورشان رای مقبولیت را از آنان گرفته اما کشورشان را دودستی تقدیم امريكاییان نموده و حتما در پس یک معامله بزرگ، توافق نموده است تا کشور به صورت دایمی دراختیار اجانب قراربگیرد. ولی اعلان مواضع کرزی درنشست خبری مشترک با رئیس جمهور کرواسی کمی ازوجود نگرانی های عمومی کاست وهمگان را امیدوار نمود که گویا کرزی نمی خواهد بدون درنظرداشت آرای مردمی به هرکارخطرناکی دست بزند.  چنانچه او در این نشست خبری گفت: فیصله کننده نهایی در راستای ایجاد پایگاه های دایمی نظامی ایالات متحده امريكا درافغانستان، مردم است وحکومت درآن زمینه صلاحیت ندارد.

برای ایجاد پایگاه های دایمی امريكا در افغانستان تعهد مردم، مجلس نمایندگان وسپس برگزاری لوی جرگه ضروری است. ایالات متحده امريكا برای ادامه روابط استراتیژیک میان دولت افغانستان وکشورش خواهان ایجاد پایگاه های نظامی دایمی دراین کشور شده، اما ایجاد این پایگاه ها درقدم نخست پیش شرط ایجاد صلح در کشور است. 

برای ایجاد مراکز نظامی دایمی ازسوی امريكا درافغانستان، بافیصله نهایی مردم و با درنظرداشت موافقت های کشور های همسایه صورت خواهد گرفت، چرا که دولت افغانستان می خواهد که همسایه های شان ازحضور نظامی امريكایی ها در این کشور مطمئن باشند.  عدم حمله شبانه نیروهای خارجی درداخل خانه ها و بدون هماهنگی، نبود مداخلات بیرونی، بیش برد روند انتقال تامین امنیت به رهبری افغانها براساس تعهد صورت گرفته و مفاهمه کشورهای همسایه، از پیش شرط ها برای ایجاد دایمی پایگاه های نظامی در کشور خواهد بود.

ما در یک منطقه بزرگ زندگی می کنیم که پرازتشنج است با این حال تصمیم گیرنده ی نهایی در راستای ایجاد پایگاه های نظامی دایمی امريكا، ملت افغانستان است و حکومت این کشور صلاحیت ندارد و دفاع از خاک وظیفه اول مردم است.  اگرچه این اولین موضعگیری اینچنینی رئیس جمهور نیست و ایشان بارها و درمقاطع مختلف بادر نظرداشت منافع و مصالح ملی تاکیدورزیده، ازخود وجهه مستقل و طرفدارتمامیت ارضی به نمایش گذاشته است اما اتخاذ موضع جدی دربرابرخواست امريكا درزمانی صورت می گیرد که به خصوص کشورهای عربی، همانها که حاکمان شان یکروز آب را هم بدون کسب اجازه واشنگتن نمی نوشیدند شاهد حوادث سرنوشت ساز می باشد. 

شایذ وي بیش ازگذشته درک نموده باشد که راهی را که درپیش گرفته وتا کنون همواره داد ازخواست مردم زده و مطالبات غربی ها به ویژه امريكایی ها را نادیده گرفته ودربرابر شان محکم ایستاده است، کاردرست واصولی به نظر می رسد.  همچنان  با وجود هشدارهای مکرر کرزی مبنی برتوقف عملیات شبانه ازسوی نیروهای خارجي، این نیروها نه تنها به این گونه عملیات حساسیت برانگیزخود درمناطق جنوب کشورهمچنان ادامه میدهند بلکه دامنۀ آن را در شمال نیزگسترش داده اند . اجرای عملیات شبانۀ خارجيها در افغانستان فاصلۀ عمیقی میان مردم و حکومت ایجاد کرد وعملیۀ حکومت داری را درکشور به یک پروژۀ ناکام تبدیل نمود .

 

 

بقیه گزیده های مقالات (صباح) اینجا کلیک نماید

 

 
 

 

 
admin@vatandar.at
 
 
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد