WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات  سیاسی استاد احمد سعیدی  کلیک نماید

 

  علیه مرض  پارلمانی باید مبارزه کرد                                                  احمد  سعيدي

تظاهرات مسالمت آمیز حق قانونی مردم است

از مدتهاست که نمایندگان ملت افغانستان دچار مرض  پارلمانی شده اند.این یگانه پارلمانی است   که دچار چنین مریضی خطرناک  شده که متخصصین چهار کنج دنیا ازمعالجه ودر مان آن در حال حاضر  عاجز مانده اند.. از خصوصیت های مریضی  فوق این است که گاهی عضو پارلمان را بطرف می برد که نمی داند کجا می روم  وزمانی برایش هر صبح و شام  بحران آفرینی میکند.این مریضی مبتلایان موجود در پارلمان را عصبانی و غالمغالی میسازد اگر دیده باشید زمانیکه تالار پارلمان پر میشود یا نصاب تکمیل می گردد  غالمغال بگو مگو ها فضای تالار را فرا میگیرد.یکی از دروازه با قهر فرار میکند ویکی دیگری را به گناه نا کرده حق و نا حق متهم می سازد

مردم افغانستان هر روز  شاهد این واقعیت اند که این پارلمان از بدو تشکیل دوره دوم  تا هنوز گام  قابل محاسبه بر نداشته در این روز هاکه به رخصتی نرفته اند و هر روز در میز ها می کوبند  اگر به تصویر داخل تالار  نگاه کنید از بالا به پایان متنش را کاملا خالی می بینید.این خلاء توسط أعضای پر میشود که فعلا در اثر مریضی  به دروازه وزراء، انجو ها ودیپلومات های خارجی سر گردان بوده جای شان در پارلمان خالیست. این مریضی رگ های أعصاب را فلج میسازد طوریکه مبتلایان در پارلمان نمیدانند من حیث نماینده منتخب مردم در روز های رسمی از ساعت 8 تا 12 ظهر بکجا بنشینند وچه انجام دهند.بلی! تبعات یک مریضی خطرناک به همین تناسب گسترده و درد آور است. به همه حال گاهی این مریضی شدت بیشتر یافته پارلمان را دو پارچه میسازد اما خوش بختانه به همان تناسب التیام پذیر نیز هست.مثلا وقتیکه فریاد اصالت طلبی قومی و زبانی  بدنه پارلمان را دونیمه ساخته نیمی در سایه سقف پارلمان ونیمه دیگری آن در آفتاب سوزان سر گردان اند هیچکس به فکر پیوند دادن دونیمه پیکره واحد پارلمان نیست ، گوئی بود ونبودش در نزد مردم و حکومت یکسان است.

 تقسیم پارلمان بین ساکنان آن بر تشویش أطباء وناظرین اوضاع افزوده است طوریکه  بهبود دوباره و پیوند خوردن این بدن مجروح و زخمی واز هم پاشیده محتمل به نظر نمی رسد، اما خوش بختانه بعد از گذشت چهارونیم ماه یا بخاطر معرفی وزرای سرپرست یا ترس از محکمه اختصاصی این نماینده گان مردم به رخصتی نرقته اند تا خدمت را به ملت انجام دهند با این حرکت در ظاهر همه چیز ها بطرف حل شدن اند درد ها آنقدر شدید احساس نمی شوند چون اجندا و پلان وجود ندارد اجندا کوبیدن مشت ها بالای میز است و بس  تنها یک درز کوچک در بین این دوشقه بنام طرفداران ومخالفین رئیس جمهور بمشاهده میرسد که چندان قابل تشویش و نگرانی هم نمیباشد.واین وضعیت تا سالها ادامه پیدا خواهد کرد وجزء از جوهر اصلی تاریخ افغانستان بحساب میرود. وبه همان سیاست جنگ واشتی دولت مشابهت کامل دارد.

اثرات این مریضی : ظاهراً   سر چرخی وخواب رفتگی بوده ودر حالت بیداری عصبانیت ونا آرامی  ومسئولیت گریزی را شامل حال أعضای پارلمان میسازد.آثار تحمل،خود گذری، تفکر و تعمق را کاملا محو و شعاع خصومت وبد بینی را  در تمام سلول ها وشریان های قلب انسان جای گزین میسازد.این مریضی انسان را از دیدن انسان دیگر دل بد ساخته حس خود بینی در وجود را افزایش میدهد.بد تر از همه که  ساری هم است

عامل مریضی چیست:متخصصین امور ومجربین مریضی در داخل پارلمان إدعا دارند که عامل أصلی شیوع مریضی پارلمانی، حکومت ودررأس شخص رئیس جمهور ومشاورینش هستند این نهاد را در نزد مردم یک ارگان بیمار بیکاره و نهایت بی إعتبار ساخته اند.از نظر مشاورین مورد اعتماد رئیس جمهور رأئی وکلا وقتی قابل احترام وپذیرش است که به وزرای پیشنهادی بدون چون و چرا رأئی إعتماد بدهند واگر ندهند قصدا ایشان را تا آخر عمر سر پرست نگه می داریم  مقرر می کنیم و به شما وکلای محترم اعلان می کنیم دست شما  تا{ پی آر تی} آزاد که شامل واشنگتن ولندن هردو میشود بعضی مشاورین مقام ریاست جمهوری می گویند ما یک وزیر را به صد وکیل نمی دهیم با شنیدن این حرف ها  همان است که حملات این مریضی بر سر ومغز وکلا شدت میابد ورفته رفته مزمن میشود.وکلا ادعا دارندکه بر خلاف قانون وتعامل رئیس جمهور بر أعمال نمایندگان ملت نظارت مینماید وخطوط کاری ایشان را در جریان کار وحتی ایام تعطیلی های تابستان وزمستان تعین مینما ید مثل اینکه اینها را مردم نه که رئیس جمهور انتخاب نموده باشد. .به هر حال مردم عام پارلمان را نهاد مادون حکومت میدانند.اگر أعضای پارلمان این حقیقت را درک نکنند ویا نپذیرند بازهم میگویند که ایشان مریض اند...

سلب إعتماد پارلمان توسط وزراء:طوریکه مشاهده میگردد با ایجاد محکمه خاص برسی انتخابات  بجای اینکه پارلمان وزرا را سلب إعتماد کند.وزیر صاحب ها با اشاره وإماء رئیس جمهور وحمایت بیدریغ خارجی ها وکلاء را سلب إعتماد مینمایندشما دیده باشید . وزیر مالیه سوچ وپوست کنده در وقت تصویب بودیجه به یک کلیمه به پارلمان گفت  من پول ندارم.مثل اینکه دارائی های افغانستان مال شخصی خودش باشد.با این طرز بر خورد إعتماد مردم نسبت به پارلمان سلب میشود این را میگوید سلب إعتماد پارلمان توسط وزراء. وبه همین تر تیب این پارلمان با پا فشاری بیمورد چندین مراتب خدمت رئیس جمهور بخاطر معرفی وزرای سرپرست به پارلمان و لغو محکمه اختصاصی رفتند دست خالی رفته بودند هرگز دست پر بر نگشتند  

اماادعای رئیس جمهور: بگذارید اینها رخصتی بروند مصروف خود باشند بعد از باز گشت وزرای سر پرست را معرفی خواهیم کرد به گفته یکی از مشاورین ارگ  کی میگه این پارلمان مفید نیست؟ ما اینهارا بخاطر این جمع نکردیم تا مارا اداره کنند، قانون بسازند رأئی مثبت ومنفی بدهند وحکومت را سلب إعتماد کنند ویا به ما کاردیگر انجام دهند. مردم که در پارلمان حضور دارند همه کار های دنیا را انجام داده دیگر چیزی به انجام دادن باقی نمانده است. ؟ مردمیکه که میگویند چرا اینها کامیاب شدند وبه پارلمان راه یافتند از مصیبت ناکامی شان خبر نیستند که محکمه خاص در مورد شان چی تصمیم گرفته است

گندم تر وآسیاب کًند: اینکه پارلمان ملامت است ویا حکومت مردم خوب میدانند. واقعیت این است که هم حکومت وهم پارلمان عملکرد فرا قانونی دارند.نه حکومت در برابر قانون مسئول است ونه هم پارلمان، همان است که جرئت قانون شکنی در افغانستان در حال رشد است.پارلمان که یک مرجع قانون گذار است  گاهی هم أعضای آن به قانون وحتی مقررات داخل پارلمان أعتنائی نکرده اند مانند به تعویق انداختن رخصتی خویش  هر وقت دل شان خواست می آیند وهر وقت ناراحت شدند  بیرون میروند.. بیچاره ها ملامت هم نیستند چون اکثر أعضای پارلمان با فرهنگ پارلمانی آشنائی ندارند ودر بین این سالون إحساس غربت میکنند وقتی از تالار بیرون میشوند مثل اینکه از قفس بیرون جسته باشند .برخی ایشان با مفردات اجندا نیز بیگانه اند.تنها آنچه برای شان جالب است، ارتقای معاشات و تثبیت امتیازات است به هر کس که باشد.اگر برای خود شان باشد چه بهتر واگر برای معلمین و مامورین  بیچاره باشد باز برای أعضای پارلمان موضوع جالب نیست . گاهی هم به مسائل تماس میگیرند که به ایشان هیچ ارتباط ندارد طوز مثال بعضی اوقات عوض داخلی ها خارجی ها را احضار می کند  از روایت های دینی شنیده بودم که خداوندج اقوام یاغی وستمگر را به انواع عذاب ها ومرض ها مبتلا می سازد حالا می بنیم ملت بیچاره در مانده افغانستان نیز به امراض مختلف چون نفاق ، خانه جنگی، چور، چپاول، آتش زدن انتحارو انفجارغصب  دارائی های عامه، آواره گی ،اختلاس ، رشوت، تولید وقاچاق مواد مخدر،غصب املاک دولتی، فقر فرهنگی اقتصادی تا غیابت های پارلمانی مبتلا شده اند.با خود فکر می کنم چه گناه نا بخشودنی را مرتکب شده ایم که خداوند مارا به سرنوشت بد تر از سر نوشت اقوام وملل گذشته مبتلا ساخته است.اگر نفاق، اختلاف وحق تلفی همچنان ادامه داشته باشد خدامیداند چه نوع مریضی ها ی نا شنیده ونا شناخته دیگری بر ملت و مردم افغانستان مسلط خواهدشد. از شر همه مرض ها به خداوند ج پناه می برم خداوند ما و نماینده گان ما را از این بیچاره گی نجات دهد و ما را در راه هدایت کند که در آن خوشنودی خدا "ج" و ملت ما باشد .

   

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید