WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

  حکمتیار رئیس جمهور آیندهء افغانستان!                                         سید مبین "هاشمی"

 

حکمتیار رئیس جمهور آیندهء افغانستان!

       بلی، ما مردم مظلوم و ستم دیدهء افغانستان از زمانهای دیر به اینسو با نام گلب الدین حکمتیار آشنا هستیم. خصوصاً کسانیکه جنگهای داخلی خانمانسوز را بخاطر داشته باشند آقای حکمتیار را بهتر میشناسند. من نیز از جمله کسانی هستم که حوادث دلخراش کشور خویش را به یاد دارم. بلی، آن صداهای خرابِ راکت و بمها که مانند دانه های باران بالای مردم پایتخت کشور میریخت هر روز اوقات مردم را تلخ میکرد. هر روز صد ها فامیل مجبور به ترک  نمودن کابل میشد. طبعاً کسانیکه توانای آنرا داشتند اما انسانهای بیچاره و فقیر- که اکثر مردم افغانستان فقیر میباشند- با متحمل شدن تمام مشکلات باز هم راه نجات را به صبر نمودن دیده به زنده گی خویش  در آنجا ادامه دادند. به امید اینکه شاید روزی این تاریکی شب دور گردیده جای آنرا آفتاب نوران بگیرد. همین بود که 10 سال قبل یک  تحولاتی صورت گرفت در کشور که اکثر انسانها از آن استفادهء خوبی کردند. در این مدت اقتصاد اکثر انسانها بلند رقت، بسیاری جوانان شانس تحصیل نمودن را پیدا کردند، یکتعداد از مردم هم با فکر آرام و آسوده زنده گی خویش را پیش بردند.                                                       

        اما در این اواخر حوادثی رخ داد که اکثر انسانها –طبعاً که سناریو نویسان خارجی میدانستند- خیال آنرا هم کرده نمیتوانستند. یعنی اگر سال گذشته به کسی میگفتید در آینده چنین چیزی بوجود می آید آن شخص بلکه با شما گستاخی میکرد. هدفم روی میز سیاست آمدن مسئلهء به رسمیت شناخته شدن دفتر طالبان در یکی از ممالک اسلامی و پیشتبانی دولت ایالت متحدهء امریکا وغیره. اینها مسایلی اند که در اصل دستندر کاران این بازی – امریکا، بعضی سیاستمداران کشور و دیگر ممالک غربی- از ابتدا به میان آمدن چنین چیزی را میدانستند.                                       

        زیرا اگر یکبار متدبرانه و بیطرف با خود فکر کنیم خواهیم دریافت که بوجود آمدن گروهی بنام طالبان در مدت کوتاهی  و بعد از بین رفتن آنها در ظرف یک یا دو ماه کار آسانی نمیباشد. به هر حال، طالبان آمد مدت پنج سال حاکمیت کردند و باالآخره بعد از حادثهء مرموزی بنام حادثهء 11 سپتمبر فروپاشی آنها خود نیز بیانگر این معما میباشد. حال سوال اینجاست که گلب الدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان- که در تاریخ کتب سیاسی اسلامی نیز از شخصیت وی بحث صورت میگیرد- چرا تا این مدت خاموش مانده حالا با به میان آمدن مسئلهء به رسمیت شناخته شدن دفتر سیاسی طالبان وی نیز اعلامیهء را راجع به حل بحران موجود در کشور به نشر رسانده است؟  اگر آقای حکمتیار خواهان از بین رفتن بحران است پس چرا خود آمده در پهلوی دیگر هموطنان خود قرار نمیگیرد؟ اگر حکمتیار و امثال وی خواهان صلح و آرامی هستند پس چرا رو به  جنگهای داخلی آورده هزار ها فامیل را با انداختن راکتها آواره ساخت؟                                                

         به نظر من تمام اینها بازیی سناریو نویسان غربی میباشد. زیرا آنها میخواهند یک کشور ضعیفی چون افغانستان را به هرشکلی که بخواهند اداره بکنند. اما مشکلی اصلی اینجاست که آنها چنان کاری را میکنند که در اصل از عقل انسان هم خطور نمیکند. مثلاً به میان آوردن یک گروه دینی بنام طالبان و بعد محو نمودن آنها؛ حالا هم به رسمیت شناختن آنها وغیره. زیرا اگر طالبان یک گروه تروریستی است پس چرا همچو یک گروه را به میان آودند؟ و زمانیکه به بهانهء تروریستی آنها را از بین بردند پس اکنون با کدام رو همچو یک گروه را به رسمیت میشناسند؟ این خود بیانگر آنست که یک کشور قدرتمندی حامی طالبان میباشد. از اینجا گفته میتوانیم که یا طالبان یک گروه تروریستی نیست چونکه همین اکنون کسانی خواهان به رسمیت شناختن دفتر سیاسی آنها میباشند که همیشه سخن از آزادی، حقوق بشر، محو تروریزم و غیره میزنند. و یا هم کسانیکه از آنها پیشتبانی میکنند آنها نیز تروریست میباشند.

        حال مسئله اینجاست که چرا حکمتیار در این وقت میخواهد که راه حلی برای بحرانهای فعلی افغانستان بجوید؟ طبعاً که وی کدام پلانی دارد و یا هم کدام کشور بیگانه برایش کدام وعدهء چرب داده است. زیرا جملات ذبل وی :" ١٦_ هر جناح داخلى و خارجى كه با اين ميثاق مصالحه مخالفت نموده و بر دوام جنگ اصرار ورزد؛ ما و تمامى ملت ما يكجا باهم و دست در دست هم با جنگجويان مقابله نموده و ملت و كشور خود را از شر آنان نجات مى دهيم.
١٧_ خدا را بر اين ميثاق شاهد مى گيريم."
نیز  اشارهء میکند به هدف وی. جملات  فوق از متن " طرح حکمتیار برای حل بحران افغانستان" گرفته شده است که   بتاریخ ۱۳۹۰/۹/۲۶ در  سایت خبری افغان پیپر نشر شده بود.

       بلی، دوستان عزیز اگر روزی آقای حکمتیار ویا شخص نظیر وی رئیس جمهورافغانستان شده رهبری کشور را به دست گیرد -ویا هم به بهانهء صلح  یک موقف خوبی را بدست آود- برای ما و شما نباید عجیب و غریب تمام شود. زیرا کدام ضخص حدس زده میتوانست که گروه طالبان در مدت کوتاهی از بین میرود؟ و یا هم آیا کسی جرأت آنرا داشت که بگوید روزی طالبان دفتر سیاسی خویش را باز خواهند کرد؟ آیا باور کسی می آمد که دشمن سر سخت طالبان – امریکا- نیز دفتر آنها را به رسمیت شناسد؟ این کار سیاست است. کدام کار چی وقت بوقوع میپیوندد معمایی میباشد که  فقط بازیگران سترنج آنرا دانسته میتواند. چونکه د ر دنیای فعلی همه چیز تعلق میگیرد به قدرت و توانایی. اگر قدرت مالی و معنوی داشته باشید آیندهء دنیارا شما تعین میکنید، نه اگر ضعیف باشید منتظز باشید که دیگران شمار ا به کدام طرف سوق میدهد.                           

درک من از حوادث  فوق چنین بود و خواستم با شما در میان بگذارم. انشاءالله که چنان نخواهد شد.     

سید مبین "هاشمی"

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید