WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

   آرد در خانه نداریم...                      سید مبین "هاشمی"  

 

                        بدون شک که اقتصاد و سرمایه در قسمت آبادی و اعمار رکن اساسی یک جامعه را تشکیل داده و آن جامعه را بسوی بهبود و ترقی میکشاند. آنطوریکه اقتصاد دادان تعریفی از علم اقتصاد میکنند، اقتصاد عبارت است فراهم کردن احتیاجات زیاد با امکانات کم و یا به عبارت دیگر رفع نیازمندیهای زیاد با امکانات اندک میباشد. این بدان معناست که انسانها در زندگی خود خیلی ماهرانه و زیرکانه عمل نموده بودجه ای خویش را به شکل درست و معقول آن به مصرف رساند. متأسفانه که اکثر ما مردم افغانستان دارای همچو یک ویژگی نمیباشیم. زیرا اکثر ثروتمندان ما پول را به حدی به مصرف میرسانند که نه حد دارد و نه اندازه! بطور مثال: بلند منزلها، وسایط لکس و مدرن، تیلفونهای زیبا و قشنگ، لباسهای قیمت بها، انواع و اقسام غداهای لذیذ و پر مصرف... ؛درحالیکه اکثر شهروندان این سرزمین جهت بدست آوردن یک لقمه نان خشک برای اعضای خانواده اش از صبح تا شام، عرق میرزاند و با بسیار مشکلات و متحمل شدن بسیار مشقت این نیازمندی خویش را فراهم مسیازند

    همچو یک عمل نه تنها مشکل تاجران ملی بوده؛بل، در این اواخر دامنگیر عده ای از جوانان و دانشجویان نیز گردیده است. عده ای زیاد از دانشجویان به لکس و زیبا پوشی رو آورده نه در غم اعضای خانواده هستند و نه در فکر آینده ای خویش! طبعن که بنده مخالف زیبا و لکس پوشی ویا به عبارت دیگر مخالف زندگی مرفه نیستم. هدفم اینست که هرکس باید پایش را مطابق توشک اش دراز کند! میخواهم در اینجا از وضعیت دانشجویان ترکیه مثالی برایتان تقدیم کنم: در ترکیه بورسیه ای ماهانِه دانشجویان در حدود 150-400 دالر آمریکایی میباشد. این بدان معناست که دانشجویان باید تمام نیازمندیهای خویش را (خوابگاه-بعضی دانشجویان دارای خوابگاه مجانی میباشند-، کتاب، قلم، لباس...) از همین مقدار پول فراهم سازند. در یک کشوری که سطح زندگی آن خیلی بلند باشد، با 200 ویا 300 دالر زندگی کردن خیلی ها مشکل است. اما تا جائیکه بنده مشاهده نموده اکثر دانشجویان بورسیه های خویش را به خریدن کتاب، قلم، روزنامه... مصرف نکرده؛بل، به خریدن لباسهای متنوع، بوت و کفشهای ورزشی قیمت بها... به مصرف میرسانند. کسانیکه همچو یک کار را انجام نمیدهند، از این مثال مبرا هستند.

                یک دانشجو که 200 دالر معاش دارد، آیا مجبور است که پتلون 100 دالری، جمپر 200 دالری، کرمچ 150 دالر، یخنقاق 50 دالری... بخرد و ظاهر آرایی کرده و بگوید که من این چیز را به این مقدار پول خریدم!؟ آیا حق اولیت بالای دانشجویان همانا خریدن کتابهای پرمحتوا نیست؟ اگر آنها لباسهای مناسب حال شانرا برتن کرده به عوض ظاهر آرایی ذهن و فکر شان را مجلل و مزین سازند، بهتر نخواهد بود؟  اگر آنها چنین کنند، آیا کسی آنها را از شهر و کشو تبعید خواهد کرد؟

     یک مشکل دیگر دانشجویانی که در خارج از کشور تحصیل میکنند، همانا بیک و دستکول های مملو از میوه های خشک و انواع گوناگون خوردنی ها است- به شمول خودم- زمانیکه ما افغانستان را جهت تحصیل به کشور بیگانه ترک میکنیم، در قدم نخست در فکر پر کردن بیک و دستکول های خویش میشویم. آوردن میوه ویا کدام مواد خوراکی دیگر حق مسلم هر شخص و جوان بوده و میباشد؛ اما اگر در پهلوی آن یک چند جلد کتاب آورده مطالعه کنیم بهتر و خوبتر خواهد شد. همین است که عمر و وقت بسیاری از جوانان با خوردن میوه های وطن گذشته از درس و مطالعه دور میمانند.

      دوستان عزیز:

    هدفم تحقیر و توهین به کس و شخصی نبوده؛بل، نظر و مفکوره ای خویش را با شما در میان گذاشتم.  پیشنهاد من اینست که ما باید هم از نگاه اقتصاد و هم از نگاه روابط اجتماعی وضعیت اقتصادی خود و کشور خویش را در نظر گرفته حرکت کنیم. مصارف بیجا و اسراف بجز از خود نمایی دیگر مفهومی ندارد. و در قسمت بیرون شدن از وطن باید در قدم نخست بیک و دستکول خویش را از کتاب و بعد از مواد خوراکی پر کنیم. بنده بعضی اوقات، زمانیکه مصارف بیجای جوانانرا میبینم شعر ذیل به یادم می آید:

 ما غریبیم و لی مود جهان در تن ما    آرد در خانه نداریم ببین فیشن ما!

سید مبین هاشمی     

    

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید