WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

  وضعیت زنان در افغانستان (1)                                          سید مبین "هاشمی"  

 

       پروردگار عالمیان بعد از اینکه ملایک را از سیطره  و حکومت از روی زمین دور کرد، به عوض آنها موجودی بنام "انسان" را پیدا نموده حاکم این کره ای خاکی نمود. هر چند که یکی از جمله معنای انسان همانا انس، مهر و محبت میباشد؛ این مخلوق آنچنانکه الله متعال در کتاب آسمانی خود نیز یاد میکند، نا شکر، نادان، بی پاس، ظالم... میباشد. بدون شک که اولین انسان روی زمین حضرت آدم علیه السلام بود و بعد از آن بی بی حوا به دنیا آمد و این امر الهی به مرور زمان رو به گسترش نهاد. این بدان معناست که انسانها در ابتدا دو شخصی بودند که یکی  مرد و دیگری زن  و هر کدام آنها نظر به ویژگی خاص و فطرت شان دارای حق و حقوق خاص خود بودند. این دو انسان به آرامی و مهر و محبت با هم زندگی میکردند، تا اینکه فرزندان آنها دست به قتل یکدیگر  و آن هم بخاطر ازدواج با همشیره ای خویش زدند. این موضوع آغاز قتل انسانها توسط یکدیگر و همچنان مسئله ای در گیری دو جنس متفاوت بود. یعنی آن چیزیکه سبب از بین رفتن حابیل توسط بردار بزرگش قابیل گردید؛ همانا خواهشات نفسانی به سوی جنس مخالف بود.

       همین بود که در دنیا از نگاه جنس دو نوع انسان امرار حیات نموده و در صفحات مختلف تاریخ با مشکلات گوناگونی رو به رو شدند. در اصل مشکل جنسیت تقریبن مشکل تمام ممالک اسلامی میباشد، اما این موضوع در کشور ما بیشتر میباشد. زیرا این کشور اکثرن نظر به قانون خوب و یا بد جامعه ای سنتی ادامه ای حیات نموده و این موضوع سبب گردیده تا اینکه در کشور اکثر انسانها زیر فشار جامعه ای سنتی قرار گرفته بعضی از حقوق زنان مانند: حق آموزش، کار، فعالیتهای اجتماعی و سیاسی ... را به این مفکوره که گویا مغایر احکام اسلامی میباشد، نداده و نمیدهند. در حالیکه سبب اصلی همچو یک کار همانا فشار روحی جامعه با به زبان آوردن "دختر ویا زن فلانی همرای بچه ها یکجا درس میخواند"، "زن فلانی در دفتر با مردها یکجا کار میکند"، "فلانی را ببین از پول زن زندگی را پیش میبرد!" ...وغیره چیز دیگری نبوده است.

     نه تنها مشکلات بالا حتا بدتر از آن در افغانستان به زبان آوردن نام طبقه ای إناث نیز گناه و عیب پنداشته شده و حتا بعضی از علماء دین نیز به آن یک پوش و بُعد دینی داده اند؛ درحالیکه همچو یک کار نه با اسلام ربطی دارد و نه با مسلمانان. اگر کار چنین میبود، پس نام  زن پیشقدم و پاکدامن اسلام حضرت بی بی مریم مادر حضرت عیسا علیه السلام در قرآنکریم چرا ذکر گردید؟ چرا حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) خانم اش حضرت عائشه و دختراش بی بی فاطمه را در نزد انسانها نیز با نامها آنها صدا میکرد؟ چرا در کتب حدیث و تاریخ اسلام نامهای حضرت عائشه، فاطمه، حفصه... بحیث راویان حدیث جا گرفته است؟ ...

      ای کسانیکه به زبان آوردن نام زن را گناه و عیب میشمارید! آیا خانم، خواهر و یا دختر شما نسبت به حضرت عائشه، بی بی فاطمه... پاکدامنتر و متقی تر اند؟ آیا دین مقدس اسلام را شما نسبت به پیامبر (صلی الله علیه وسلم) خوبتر و بهتر میدانید؟ در اصل شما همچو یک مفکوره را با استناد به کدام آیت، حدیث و نظریه به زبان می آورید؟ وغیره.

               تبلیغات و وعظهای علماء سبب آن شده تا اینکه اکثر انسانها همچو یک کار را یک امر و وجیبه ای دینی پنداشته و آنگونه عمل نمایند. بطور مثال: بنده چندی پیش در ولسوالی آقچه و دانشگاه جوزجان راجع به وضعیت زنان یک نظر سنجی انجام دادم و در این نظر سنجی در حدود 200 دختر جوان اشتراک نموده که همه ای آنها با سواد و حتی 50 فیصد آنها دانشجوی دانشگاه بودند، اما اکثر آنها به این باور بودند که به زبان آوردن نام زن گناه و عیب شمره میشود.

     به نظر بنده همچو یک نظر و دیدگاه یک غلط محض بوده و سبب آن همان فشار جامعه و استهزاء شهروندان بایکدیگر بوده است. زیرا این موضوع با دین مقدس اسلام کدام ربطی نداشته و کسانیکه همچو یک مفکوره را به نام اسلام و پیامبر آن تبلیغ و وعظ میکنند، به جز از تهمت به رسول خدا و دین اسلام چیز دیگری انجام نمیدهند. بناءً نباید بخاطر یک عرف و فرهنگ خراب دین مقدس اسلام را زیر سوال ببریم. از سوی دیگر همچو یک مفکوره سبب عقب ماندگی زنان افغانستان گردیده است.

سید مبین هاشمی

    

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید